۱۴۰۵ مرداد ۱۴, چهارشنبه

آتش در مرزها، سایه بر خانه ها

 

آتش در مرزها، سایه بر خانه ها؛ آیا سیاست های منطقه جمهوری اسلامی به بهای معیشت ایرانیان تمام شده است؟

 



آتش در مرزها، سایه بر خانه ها؛ آیا سیاست های منطقه جمهوری اسلامی به بهای معیشت ایرانیان تمام شده است؟


در جهان امروز، سیاست خارجی هر کشور باید در نهایت به امنیت، احساس و استفاده از آن کشور منجر شود. مردم از دولت‌ها انتظار دارند منابع را برای توسعه اقتصادی، آموزش، بهداشت و افزایش کیفیت زندگی به کار ببندند.

اما در چهار دهه گذشته، سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی و نقش سپاه پاسداران در آن، همواره یکی از موضوعات مورد بحث در داخل و خارج از ایران بوده است. حامیان این سیاست‌ها آنها را بخشی از راهبرد دفاعی و بازدارندگی ایران می‌دانند، در حالی که عوامل اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک این سیاست‌ها، فشار قابل‌توجهی بر کشور و مردم وارد شده است.

این مقاله با همین نگاه انتقادی، به بررسی این می‌پردازد که آیا سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی در کنار سایر عوامل، بر اقتصاد، امنیت و جایگاه بین‌المللی ایران تأثیر گذاشته است؟


امنیت؛ از مرزها تا سفره مردم

امنیت تنها به تجهیزات نظامی یا قدرت بازدارندگی محدود نمی‌شود.

امنیت واقعی یعنی:

  • ثبات اقتصادی
  • ارزش پایدار پول ملی
  • فرصت شغلی
  • منصرف از پذیرش، به عنوان اولین مرحله، به شرح زیر اعلام کردم:
  • امید به آینده
  • روابط متوازن با جهان

وقتی تنش‌های سیاسی و امنیتی برای پیدا کردن می‌کند، اقتصاد نیز معمولاً از اولین بخش‌هایی است که آسیب می‌بینند.

سرمایه‌گذاران محتاط تر می‌شوند، هزینه تجارت بالا می‌رود و دسترسی به بازارهای جهانی تبدیل می‌شود.


هزینه های پنهان تنش

هر منطقه بحران‌های تنها در زمینه سیاست باقی نمی‌ماند.

پیام های آن می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • افزایش سرمایه گذاری
  • تبدیلتر شدن مبادلات بانکی
  • افزایش قیمت تولید
  • کاهش ارزش پول ملی
  • بیشتر
  • کاهش رشد اقتصادی

اقتصاد ایران طی سال‌های گذشته تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل، از جمله تحریم‌ها، مشکلات ساختاری داخلی، سوءمدیریت، فساد و تنش‌های خارجی قرار گرفته است. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند این عوامل به‌صورت هم‌زمان بر وضعیت معیشتی مردم اثر گذاشته‌اند.


سپاه و سیاست منطقه‌ای؛ دو روایت متفاوت

مدافعان نقش‌های سپاه معتقدند در برخی از مناطق منازعات، بخشی از راهبرد دفاع پیش‌دستانه برای جلوگیری از انتقال به داخل مرزهای ایران است.

در مقابل، روابط اقتصادي كشورها را مي‌سازند كه اين سياست‌ها خرج و سياسي سنگين را براي ايجاد ايجاد كرده، به افزايش تنش با برخي دولت‌ها انجام مي‌دهند و بر اقتصاد ايران تاثيرگذار هستند.

این دیدگاه، یکی از مهمترین مباحث سیاست داخلی و خارجی ایران را شکل داده است.


مردم؛ بحران اولیه پرداخت‌ها

در هر تنش سیاسی، اولین کسانی که فشار را احساس می‌کنند، عادی هستند.

کارگری که قدرت خریدش کاهش یافته است.

کارآفرینی که نمی‌تواند مواد اولیه تهیه کند.

دانشجویی که آینده‌ای نامطمئن پیش روی خود می‌بیند.

خانواده‌ای که هر روز با افزایش هزینه‌های زندگی روبه‌رو است.

برای بسیاری از مردم، پرسش این است که چه کسی در عرصه سیاست پیروز شده است. بلکه این است که چرا زندگی روزبه روز بیشتر می شود.


آیا می توانم مسیر دیگری داشته باشید؟

بسیاری از سرمایه‌گذاری‌ها در آموزش، فناوری، زیرساخت، صنعت و تجارت بین‌المللی می‌توانند به رشد خود ادامه دهند.

منتقدان می‌پرسند، اگر از منابع کشور صرف توسعه داخلی بیشتر شود، حمایت از تولید، آموزش، سلامت و نوآوری می‌شد، آیا امروز اقتصاد ایران در وضعیت بهتری قرار ندارد؟

این پرسش است که پاسخ آن نیازمند گفت‌وگوی عمومی، شفافیت و ارزیابی دقیق سیاست‌هاست.


خطاب به حاکمان جمهوری اسلامی

هیچ حکومتی بدون رضایت و امید مردم، ثبات بلندمدت نخواهد داشت.

قدرت واقعی تنها با توان نظامی سنجیده نمی‌شود. بلکه با کیفیت زندگی شهروندان، اعتماد عمومی، کارآمدی نهادها و توان اقتصادی نیز می‌شود.

اگر سیاستی، هر چند با نیت امنیت امنیت، در عمل به افزایش فشار اقتصادی، کاهش فرصت‌های شغلی و گسترش نااطمینانی بینجامد، است طبیعی است که شهروندان خواهان بازنگری در آن باشند.


آینده ایران؛ توسعه یا تداوم تنش؟

ایران از امکانات فراوانی است؛ منابع طبیعی، نیروی انسانی جوان، موقعیت جغرافیایی و پیشینه علمی و فرهنگی.

پرسش اصلی این است که چگونه باید کار گرفته شود؟

آیا در مسیر افزایش تنش و انزوا، یا در مسیر توسعه اقتصادی، سازنده و بهبود کیفیت زندگی مردم؟

پاسخ به این پرسش، نسل های بعدی نیز تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.


بحث درباره سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی، تنها یک بحث سیاسی نیست؛ بلکه به زندگی روزمره میلیون‌ها ایرانی گره خورده است.

آنچه بیش از هر چیز مهم است، این است که هر سیاست داخلی یا خارجی، در نهایت با کیفیت یک ارزیابی شده است: آیا زندگی مردم را بهتر کرده است؟

اگر پاسخ این پرسش برای بخش بزرگی از جامعه منفی باشد، بازنگری در سیاست‌ها نه نشان دهنده ضعف است، بلکه نشان دهنده مسئولیت پذیری در برابر ملت خواهد بود.

قدرت پایدار، از دل پویا، اعتماد عمومی، قانون‌مداری و احترام به حقوق حقوق شهروندان شکل می‌گیرند. نه صرفاً از رقابت‌های منطقه‌ای یا نمایش قدرت در عرصه بین‌المللی.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

آتش در مرزها، سایه بر خانه ها

  آتش در مرزها، سایه بر خانه ها؛ آیا سیاست های منطقه جمهوری اسلامی به بهای معیشت ایرانیان تمام شده است؟   آتش در مرزها، سایه بر خانه ها؛ آیا...