۱۴۰۵ شهریور ۱۲, پنجشنبه

دیگر فقط یک برند نیست؛ بلکه نماد شرافت، آبرومندی، وطن‌ دوستی و انسانیت است


ساعدی‌نیا 




پیش از این تنها یک برند مواد غذایی بود؛


 اما پس از وقایع دی ماه سال ۱۴۰۴،

 این نام معنای دیگری پیدا کرد. 

او دیگر فقط یک برند نیست؛ بلکه نماد شرافت، آبرومندی، وطن‌ دوستی و انسانیت است.

تا پیش از این، او تنها مالک اموالش بود؛ اموالی که مصادره شد. اما امروز، گوهری دارد که قابل مصادره و معامله نیست؛ «قلب میلیون‌ها انسان».

نیاکان ما برای چنین فرجامی یک تفسیر داشتند؛ "عاقبت‌ به‌ خیری".

بقول سعدی شیرازی:
پیداست قطره‌ای که به قیمت کجا رسد
لیکن چو پرورش بُوَدت، دانهٔ دُری

گر قدر خود بدانی، قَدرَت فزون شود
نیکونهاد باش که پاکیزه‌پیکری

راهی به سوی عاقبت خیر می‌رود
راهی به سوءِ عاقبت، اکنون مُخَیَّری

روی زمین به طلعت ایشان منوّرست
چون آسمان به زهره و خورشید و مشتری


زندگی مردم ایران همین‌قدر هیچ و پوچ است!

 دلار قله ۲۲۰ هزار تومانی را هم فتح می‌کند؛

هیچ امام جمعه‌ای یقه‌ نمی‌دَرَد




هیچ کارشناسی در صداوسیما فریاد نمی‌زند

هیچ جلسه‌ای در مجلس تشکیل نمی‌شود

هیچ مسئولی استعفا نمی‌دهد

هیچ معممی عمامه‌اش را زمین نمی‌کوبد

هیچ دلواپسِ حجابی رگ غیرتش نمی‌جنبد

اینجا زندگی مردم همین‌قدر هیچ است!

فراخوان عظیم کادر درمان ایران

  فراخوان عظیم کادر درمان





کادر درمان ایران در حال نابودی است!

🛑جان در بدن کادر درمان نمانده. سالهاست که این قشر فداکار و زحمت کش به چشم برده می‌بینند. توهین، تبعیض، فشارهای طاقت فرسا و حقوق ناچیز، هر روز جسم و روحشان را فرسوده می‌کند. خیلی از آن‌ها بیمار شده‌اند. از فشار روحی و روانی و جسمی. همه آن‌ها خانواده دارند. همه آن ها انسانند. اما کسی که این را نمی‌بیند.

در بیمارستان‌ها یک نفر باید کار چند نفر را انجام دهد. شیفت‌های بلند، نیرو، تجهیزات نا، و در عین حال کمترین احترام و کمترین دستمزد. این نه قدردانی است، نه عدالت. این ظلم است

کادر درمان مظلوم واقع شده است. سالها فریاد زدند، نوشتند، اعتراض کردند، اما گوش شنوایی نبود. حالا وقت آن رسیده است که متحد، قوی و شجاع بایستند.

فراخوان:

کادر درمان سراسر کشور، به‌ویژه تهران، متحد شوید!
جلوی بیمارستان‌ها، جلوی وزارت بهداشت، جلوی وزارت کار تجمع کنید.
حقتان را فریاد بزنید.
بیمارستانهای تهران همه حمایت کنید. پرستاران، پزشکان، بهیاران، تکنسین‌ها، خدمات خدماتی و همه کسانی که در این سیستم جان می‌دهند، دست در دست هم می‌دهند.

این وضعیت دیگر قابل تحمل نیست. حقوق ناچیز، تبعیض، بی‌احترامی و فشارهای فرساینده باید تمام شود. کادر درمان سزاوار زندگی شرافتمندانه، امنیت شغلی، دستمزد عادلانه و احترام هستند. نه اینکه هر روز بیشتر له شوند.

ما خاموش نمی‌مانیم. ما متحد میشویم. ما فریاد می‌زنیم تا صدایمان به گوش همه برسد.

حق کادر درمان این نیست!
کادر درمان، قوی و شجاع بمانید.
تجمعات را گسترش دهید. حمایت کنید. صدای مظلومیت را بلندتر کنید.

تا وقتی که نمی شود، آرام نمی‌نشینیم.

تمام کسانی که در بیمارستان های سراسر تهران در حال ظلم به کادر زحمتکش درمان هستند در بانک اطلاعاتی موجود و به زودی با مستندات و اطلاعات کامل منتشر خواهد شد.

 بیمارستان ها تحت نظارت عدالت‌خواهان هستند و افراد فاسدی که در حق همکاران می‌توانند منتظر شگفتی باشند.

کادر درمان سکوت نمیکند.

پاشنه آشیل جمهوری اسلامی

  «پاشنه آشیل جمهوری اسلامی»





در سال 1357، بازار نقش مهمی در پشتیبانی از انقلابیون داشت و یکی از مراکز مهم سازمان دهی و سایر منابع مخالف بود.

اما بعدها جمهوری اسلامی برای جلوگیری از تکرار چنین تجربه‌ای، بازار سنتی را تضعیف کرد و در مقابل، شبکه‌های عظیم نهادها و بنگاه‌های اقتصادی تحت کنترل ولیفقیه و سپاه شکل داد. امروز دیگر بازار، قلب اقتصاد ایران نیست و دیگر آن جایگاه تاریخی را ندارد. حتی اگر ناراضی باشید!

سیستم سرکوب جمهوری اسلامی در نزدیک به پنج دهه، برای کنترل جامعه سازمان‌یافته و تخصصی شده است. اما در عین حال از یک نقطه‌ضعف اساسی رنج می‌برد؛ وابستگی به منابع مالی و توان اقتصادی حکومت.

جنگ، تحریم‌های ناشی و محاصره دریایی می‌توانند مستقیماً این منابع را هدف قرار دهند. رژیم ممکن است در سرکوب اعتراضات داخلی تجربه فراوان داشته باشد. اما در برابر یک جنگ و فشار و محاصره اقتصادی، به شدت با چالش روبروست. به بیان دیگر، سیستمی که برای کنترل داخلی طراحی شده است، در برابر شوک‌ها و فشارهای شدید خارجی، بسیار شکننده و زبون است.

جمهوری اسلامی از شکل ابتدایی خود، «دشمن اصلی» را در داخل کشور تعریف کرده است. هدف اصلی برای بقای نظام، از نگاه حاکمیت، مردم ایران بودند و به همین دلیل، بخش بزرگی از ساختار امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی، برای کنترل داخلی توسعه پیدا کرده است.

در مقابل، حکومت در طول دهه‌ها تلاش کرد تهدیدات خارجی را از طریق برداشت و خرید زمان مدیریت کند.
در سال‌های گذشته، حکومت یک تقابل مستقیم و فرسایشی با قدرت‌های خارجی وارد می‌شود و معادلات پیشین نیز تغییر می‌کند.

در نتیجه کشته شدن خامنه ای و سران حکومت، جنگ، تحریم و کاهش درآمدهای ارزی، حکومت برای مدیریت و اعمال سرکوب را تحت فشار قرار داده است. کاهش درآمد نفتی و افزایش هزینه‌های جنگ، دولت را به چاپ پول بیشتر برای جبران کسری بودجه ترغیب کرده است. روندی که منجر به افزایش تورم، افزایش نارضایتی و افزایش فشار بر حکومت شده است. یک چرخه فرسایشی که در آن تولید نیز برای بنگاه‌ها، صرفه اقتصادی خود را از دست خواهد داد. تعطیلی واحدهای تولیدی، بیکاری، کاهش کالا و افزایش قیمت‌ها، از این رو بیشتر فشار اجتماعی و اعتراضات را خواهند کرد. در چنین وضعیتی ست که هر لحظه امکان روشن شدن موتور اعتراضات قابل تصور است.

یکی از مهمترین عوامل برای دوام هر سیستم سرکوب، چشم‌انداز آینده سرکوب و بدنه حاکمیت است.
تا زمانی که عوامل حکومت کنند، نظام پابرجا خواهند ماند و منفعت خواهند برد، دست به سرکوب خواهند زد. اما هرچه بحران اقتصادی پیچیده‌تر می‌شود، منابع مالی محدودتر می‌شود و اختلافات درون حاکمیت پیدا می‌کند، نظام آینده مبهم می‌شود و امیدوار است این نیروها نیز تضعیف شوند.

فروپاشی زمانی آغاز نمی‌شود که حکومت دیگر ابزار و نیروی سرکوب را ندارد. اما زمانی آغاز می شود که آن نیروها دیگر به حکومت باور و امید نمی شود.

امپراتوری اقتصادی رژیم نیز خارج از قواعد اقتصاد نیست. بحران های مالی ممکن است این امپراتوری را تحت فشار قرار دهد. بنابراین اگر محاصره آمریکا تداوم دارد، دیگر «نارضایتی مردم و بازار» نیست؛ بلکه منابع اقتصادی خودِ ساختار قدرت نیز فرسوده و ناکارآمد خواهند شد. این به منابع مالی جهت سرکوب است.

در حقیقت محاصره رژیم توسط رژیم از یکسو اعتراضات را شعله ور کرد و از سوی دیگر رژیم برای مقابله با مخالفت ها را کاهش داد. تعطیلی تولید و پرداخت هزینه، موجبات اعتصاب‌های عمومی و عمومی را هم فراهم می‌کند.

جمهوری اسلامی در چند دهه گذشته بحران های زیادی را از سر گذرانده؛ اما راه حل های پیشین الزاماً نجات دهنده نخواهند بود. خصوصیات در موقعیتی که ایالات متحده آمریکا، جز به یک تسلیم علینی، همه جانبه و همیشه راضی نخواهد شد. درست در همان نقطه است که ممکن است هر لحظه صدای خرد شدن چرخ‌دنده‌های سیستم سرکوب به گوش برسد.

الزاماً با یک حادثه رقم نمی‌خورد؛ اما گاهی از انباشت بحران‌هایی که اتحاد را تشدید می‌کنند. تا جایی که حکومتی که نیمقرن با سرکوب بر بحران‌ها غلبه کرده است، دیگر نمی‌توانند نتوانند.

سقوط نه یک حادثه، بلکه یک زنجیره ناپذیر است

برای بقیه مردم حرام

  خودروی ایمان برای مناطق آزاد حلال است،

 برای بقیه مردم حرام؟!




روزنامه جوان نزدیک به سپاه نوشت: اگر قرار است منطقه آزاد، راهی برای دسترسی مردم به خودروهای ایمن‌تر باشد، شاید بهتر باشد به‌جای توسعه استثناها، درباره سیاست‌های اصلی بازنگری باشیم. چرا کل کشور نباید به‌گونه‌ای مدیریت شود که شهروند میان خودروهای ایمن داخلی و خارجی انتخاب شود؟

سال‌هاست گفته می‌شود «خودروی داخلی را حمایت کنید». شاید امروز باید جمله را اصلاح کرد: «تولید داخلی را حمایت کنید، اما نه به قیمت جان مردم».

وقت آن رسیده است که در سیاست خودرو، جان انسان از مصلحت صنعت مهم تر باشد. شهروند ایرانی نباید برای سوار شدن بر خودروی ایمان، منتظر استثنا، منطقه آزاد یا مجوز ویژه باشد.

اگر خودروهای ایمن وجود دارند، راه دسترسی به آنها را باز کنید و در صورت تولید توان داخلی، به جای انتخاب مردم، کیفیت تولید را بالا ببرید.

در نهایت، این مردم قرار می‌دهند که باید کاهش سیاست‌ها را با جان خود بپردازند.


۱۴۰۵ شهریور ۱۱, چهارشنبه

پایان جمهوری اسلامی

  به لحظه ملکوتی 

پایان جمهوری اسلامی نزدیک می‌شویم 



یورو : ۲۵۴,۹۰۰

🔸
دلار آمریکا : 220,200
🔸تعداد: ۲۱۷۷۰۹

🔸پوند انگلیس : 294,000
🔸درهم امارات : 59,950
🔸یوآن چین : 32,8 دیار
: ۳۲،۸۶
دی کویت : ۷۱۱۸۲۰

🔹طلای 18 عیار هر گرم : 22,505,700
🔹سکه امامی : 225,500,000
🔹سکه بهار آزادي : 222,000,000
🔹نیم سکه :
🔹سکه: ۶۲,۵۰۰,۰۰۰
🔹سکه گرمی : 32,000,000
⏰ساعت : ۱۵:۰۰
📅تاریخ:
۱۴۰۵/۰۶/۱۱

دلمون به کدوم روسای حکومتی دلمون خوش باشه

 دیروز پزشکیان تو اجلاس شانگهای 



سخنرانی میکرد ولی حتی تیم خود 

جمهوری اسلامی هم گوش نمیدادن

 این چی میگه.

دوتاشون خواب بودن.
 عراقچی هم داشت دندوناشو تمیز میکرد.

دیگر فقط یک برند نیست؛ بلکه نماد شرافت، آبرومندی، وطن‌ دوستی و انسانیت است

ساعدی‌نی ا   پیش از این تنها یک برند مواد غذایی بود؛  اما پس از وقایع دی ماه سال ۱۴۰۴،  این نام معنای دیگری پیدا کرد.  او دیگر فقط یک برند ن...