آقای تاج، شهامت داشته باشید و همین امروز استعفا دهید
سرانجام پس از گذشت بیش از یک سال از پرونده فساد در فوتبال آرای بدوی دادگاه درباره متهمان این پرونده اعلام شد و نفرات اول تا نهم پرونده توسط قوه قضاییه به حبس و رد مال محکوم شدند. دو نفر از متهمان نیز تبرئه شدند
نکته حیرت انگیز اینکه در این پرونده زشت و سیاه حداقل دو نفر از زیردستان و زیرمجموعه های مهدی تاج درگیر بوده و محکوم هستند یعنی فساد تا بیخ گلوی فدراسیون و شخص تاج پیشروی کرده اما آقای رئیس فارغ البال و بدون هیچ دغدغه ای فعالیت خود را ادامه می دهد. اتفاقی که براستی هیچ نمونه مشابهی ندارد. اینکه رئیس دستگاهی که چنین فساد گسترده و سازمان یافته ای در آن رخ داده، اینکه نسبت به آن بی تفاوت باشد
در این پرونده سیاه دو فرض محتمل است؛
اینکه بپذیریم که مهدی تاج همانگونه که وانمود می کند از ماجرا کاملا بی خبر بوده و نمی دانسته که بیخ گوش او فاسدان مشغول کارند. در چنین وضعیتی مدیری که تا این اندازه از مجموعه اش بی اطلاع باشد،نباید در راس باشد
اینکه تاج از پرونده و فساد زیردستانش آگاه بوده و هیچ برخوردی نداشته، در چنین شرایطی نیز او صلاحیت مدیریت را ندارد چون نسب به فساد بی اعتنا بوده
بنابراین با هر پیش فرضی دیگر ماندن تاج در فوتبال جایز نیست. بهتر است آقای رئیس همین امروز با یک استعفا همه را خوشحال کند. البته اگر شهامتش را داشته باشد
پس از اعلام رای قطعی پرونده فساد در فوتبال، با هر پیش فرضی دیگر ماندن تاج در فوتبال جایز نیست.
سرانجام پس از گذشت بیش از یک سال از پرونده فساد در فوتبال آرای بدوی دادگاه درباره متهمان این پرونده اعلام شد و نفرات اول تا نهم پرونده توسط قوه قضاییه به حبس و رد مال محکوم شدند. دو نفر از متهمان نیز تبرئه شدند
پیوست حکم دادگاه، کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال رای خود را در رابطه با پرونده فساد در مس رفسنجان اعلام کرد.
بر این اساس، آرا صادره جدید کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال به شرح ذیل است؛
پیرو درخواست دیوان تحقیقات درباره پرونده تشکیل شده در دادگستری استان کرمان(شهرستان رفسنجان) مشهور به پرونده رسیدگی به اتهامات فساد در فوتبال علیه
1- خداداد افشاریان فرزند جمعه
2- سهیل مهدی فرزند محمد
3- علی علیزاده فرزند محمد
4- مجید زیندینی فرزند علی
5- شهاب زندی فرزند اسدالله
6- پژمان راهبر فرزند نوراله
7- علی قرائی مکی آبادی فرزند غلامحسین
8- ریحانه عسگری فرزند علی
9- فاطمه حسینی دادوکلائی فرزند ابراهیم
با توجه به محتویات پرونده – اقاریر برخی متهمین بر دریافتی های فاقد منشاء قانونی – بازداشت برخی متهمین – اخبار جرائد و برخی رسانه ها – مصاحبه های مقامات رسمی قوه قضائیه – کیفر خواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان رفسنجان و اظهارات مطلعین و مکاتبات کنفدراسیون فوتبال آسیا در اعلام نتایج رسیدگی و گزارش واصله مورخ 1403/11/02 شماره 140341417 دبیرکل فدراسیون فوتبال مبنی بر قصد برخی متهمین بر انجام فعالیت های فوتبالی و رأی بدوی شماره دادنامه 140421390003237144 شعبه 103 دادگاه کیفری 2 شهرستان رفسنجان لذا از آن جایی که در وضعیت فعلی فعالیت هر کدام از متهمین موجب خدشه به اعتبار و حیثیت و خوشنامی فوتبال می گردد و از طرفی انتساب هر کدام از افراد در برخی سمت ها امکان ایجاد تزلزل سمت مزبور و ورود ضرر به مجموعه های فوتبالی و حقوقی اشخاص فوتبالی را در پی خواهد داشت لذا مستند به مواد 2 و 3 و 4 و 10 و 11 و 12 و بند 1 ماده 65 آئین نامه اخلاق فدراسیون فوتبال تعلیق موقت نامبردگان از هر نوع فعالیت فوتبالی و فوتسال و فوتبال ساحلی تا صدور حکم قطعی رأی دادگاه کیفری 2 و تعیین تکلیف نهایی صادر می گردد.
با این احکام سرنوشت پرونده فوق بعد از اینهمه کش و قوس اعلام شد تا متهمان هر چند دیر و هر چند خفیف مجازات شوند.
نکته عجیب اما در این پرونده سکوت فدراسیون فوتبال و شخص مهدی تاج است. رئیس فدراسیون که یکی از تاریک ترین و مشمئزکننده ترین پرونده های تاریخ فوتبال ذیل فدراسیون وی اتفاق افتاده و یکی از نمودهای تباهی در فوتبال است، در قبال این پرونده نه تنها سکوت کرده و هیچ واکنشی نداشته، بلکه لکه ای از این پرونده ننگین دامن وی را آلوده نکرده و او بدون هیچ گزند و آسیبی بی توجه به همه قیل و قال ها کار خود را انجام می دهد. گویی هیچ اتفاقی رخ نداده و نه خانی رفته نه خانی آمده.
نکته حیرت انگیز اینکه در این پرونده زشت و سیاه حداقل دو نفر از زیردستان و زیرمجموعه های مهدی تاج درگیر بوده و محکوم هستند یعنی فساد تا بیخ گلوی فدراسیون و شخص تاج پیشروی کرده اما آقای رئیس فارغ البال و بدون هیچ دغدغه ای فعالیت خود را ادامه می دهد. اتفاقی که براستی هیچ نمونه مشابهی ندارد. اینکه رئیس دستگاهی که چنین فساد گسترده و سازمان یافته ای در آن رخ داده، اینکه نسبت به آن بی تفاوت باشد.
در این پرونده سیاه دو فرض محتمل است؛ اول اینکه بپذیریم که مهدی تاج همانگونه که وانمود می کند از ماجرا کاملا بی خبر بوده و نمی دانسته که بیخ گوش او فاسدان مشغول کارند. در چنین وضعیتی مدیری که تا این اندازه از مجموعه اش بی اطلاع باشد،نباید در راس باشد.
دوم اینکه تاج از پرونده و فساد زیردستانش آگاه بوده و هیچ برخوردی نداشته، در چنین شرایطی نیز او صلاحیت مدیریت را ندارد چون نسب به فساد بی اعتنا بوده.
بنابراین با هر پیش فرضی دیگر ماندن تاج در فوتبال جایز نیست. بهتر است آقای رئیس همین امروز با یک استعفا همه را خوشحال کند. البته اگر شهامتش را داشته باشد
حقوق خرداد بازنشستگان تآمیناجتماعی افزایش مییابد؟
زمان رسمی صدور احکام: فرآیند صدور احکام جدید از هفته آینده به صورت رسمی کلید میخورد
ضربالاجل نهایی: هدفگذاری سازمان این است که حداکثر تا ۱۵ خرداد ماه، تمامی احکام جدید صادر و در سامانه بارگذاری شود
مراحل اجرایی: تدوین چارچوبها با همکاری کانون عالی بازنشستگان نهایی شده و عملیات فنی از چند روز گذشته آغاز شده است
....…....…...............
امروز یکشنبه ۱۰ خردادماه، جمعی از بازنشستگان تامین اجتماعی در مقابل ساختمان این سازمان در شهرستان شوش دست به راهپیمایی و تجمع اعتراضی زدن
این بازنشستگان خواستار اجرای کامل ماده ۵۴ قانون تامین اجتماعی و ارتقای درمانگاه این شهر به پلی کلینیک، بازگشت امتیاز خلع شده تامین اجتماعی و رسیدگی به مشکلات معیشتی هستند
ترک تخاصم با آمریکا باید با تغییر حکمرانی داخلی همراه شود و آزادیهای اجتماعی افزایش یابد
ما نباید به دنبال کسب درآمد مستقیم از تنگه هرمز باشیم؛ دیناری درآمد از این تنگه برای ما نه لازم است و نه مفید
در عوض، اگر بتوانیم تنگه هرمز و خلیجفارس را به «منطقه صلح و امنیت پایدار» تبدیل کنیم، درآمدهای غیرمستقیمی که از این مسیر نصیب ایران میشود، به مراتب بیشتر و پایدارتر خواهد بود
مطالبات نسل جدید در حوزههای مختلف - از اقتصاد و معیشت گرفته تا حقوق مدنی، سبک زندگی و آزادیهای اجتماعی - باید به رسمیت شناخته و برای آنها سازوکارهای شفاف و پاسخگو طراحی شود
سبک زندگی و فکری مردم را نمیتوان نادیده گرفت؛ باید آن را قبول کرد و در چارچوب قانون سامان داد
فقط در این صورت است که ایران میتواند همپای تحولات بیرونی، یک نظم پایدار در عرصه داخلی خود شکل دهد و از این طریق تعادل داخلی و خارجی را توأمان حفظ کند
با این که دشمنی با غرب بعد از انقلاب اسلامی همیشه در فضای سیاسی کشور وجود داشت، اما با شروع به کار دولت احمدینژاد، شعارهای بسیار تندتری وارد فضای رسمی کشور شد. پس چه شد که نوردیده اصولگرایان و شمایل «صهیونیسم ستیزی» حالا در گزارش های غربی به عنوان کاندیدای آمریکا و اسرائیل برای تغییر حکومت در ایران معرفی میشود
کسی که روزگاری اعتماد اصولگرایان به او مثل روز روشن بود و همیشه در فضای سیاسی ایران جنجال به پا میکرد، حتی وقتی هم که خودش ساکت است، جنجال به سراغ او میرود. محمود احمدینژاد که مدتی است از تیتر اخبار فاصله گرفته، دوباره به صدر خبرها برگشته و این بار دلیل این جنجالها به تحلیلی برمیگردد که یک رسانهی آمریکایی دربارهی او منتشر کرده است.
نیویورک تایمز اخیراً در مطلبی نام محمود احمدینژاد را بر زبان آورد و نوشت که « «آمریکا و اسرائیل در روزهای آغازین جنگ با ایران، سناریویی برای تغییر حکومت در تهران و روی کار آوردن محمود احمدینژاد طراحی کرده بودند». در نخستین روزهای آغاز جنگ ۴۰ روزه هم، میدان ۷۲ نارمک یعنی محل زندگی احمدینژاد مورد حمله قرار گرفت. به دنبال این اتفاق، مجلهی آتلانتیک ادعا کرد که هدف از این حمله ترور احمدینژاد نبوده، بلکه احتمالاً میخواستهاند او را از حصر خانگی آزاد کنند.
گذشته از ترسیم آیندهای عجیبوغریب برای آینده ایران، نام بردن از احمدینژاد از این نظر بسیار عجیب بود که روی کار آمدن محمود احمدینژاد، جمهوری اسلامی را وارد دورهی تازهای از تقابل با غرب کرد. با این که دشمنی با غرب بعد از انقلاب اسلامی همیشه در فضای سیاسی کشور وجود داشت، اما با شروع به کار دولت احمدینژاد، شعارهای بسیار تندتری وارد فضای رسمی کشور شد. حالا همان کسی که خودش را در صف اول «مقاومت در برابر صهیونیسم» معرفی میکرد، از طرف بعضی رسانههای دنیا به عنوان کاندیدای آمریکا و اسرائیل برای رهبری ایران معرفی میشود!
وقتی سخنان احمدینژاد زمینه رای دادن به نفع اسرائیل را فراهم کرد
انعکاس چنین مطالبی در خصوص محمود احمدینژاد، این تحلیل قدیمی را تقویت کرده که تندرویهای او همسو با منافع آمریکا و اسرائیل بوده است؛ همانطور که رئیس پیشین موساد دربارهاش گفته بود: «اگر صدها میلیارد دلار از سوی موساد خرج شده بود تا کسی منافع اسرائیل را تامین کند، احدی بهتر از احمدینژاد نبود.» اما در یک سال گذشته که تهران دو نبرد مستقیم با اسرائیل را تجربه کرد، سکوتی عجیب و مشکوک در اردوگاه احمدینژاد حاکم شده است.
سکوت کردن در در دوران ریاست جمهوری اما در قاموس احمدی نژاد نبود. در سال ۱۳۸۴، این بازیگر جدید فضای سیاسی ایران در همایشی با نام «جهان بدون صهیونیسم» روی صحنه رفت و اسرائیل را «لکهی ننگی» خواند که باید از صفحهی روزگار پاک شود. این حرفها نهتنها واکنش غربیها را به دنبال داشت، بلکه صدای اعتراض رهبران فلسطینی را هم درآورد. بعد از آن هم هولوکاست را انکار کرد و با زیر سؤال بردن تاریخ جهان، گفت که اصلاً قبول ندارد هیتلر میلیونها یهودی را در کورههای آدمسوزی سوزانده باشد. همین انکار هولوکاست از طرف احمدینژاد باعث شد که توجه دنیا به موزههای هولوکاست بیشتر شود و دقیقاً در همان سال، برای اولین بار در مجمع عمومی سازمان ملل به نفع اسرائیل رأیگیری شد.
متهمان جدا شدن از انقلاب در جنگ ۱۲ روزه موضع گرفتند، احمدینژاد انقلابی ساکت ماند
در مناظرههای انتخاباتی سال ۱۳۸۸، رقیبانش به منش سیاست خارجی او نقدی اساسی داشتند. میرحسین موسوی با بیان اینکه «افراط، تفریط را به دنبال دارد» گفت: اگر صحبت تند هولوکاست را مطرح کنیم، نتیجهاش این میشود که اوضاع بد شد معاون ما میآید و میگوید ما دوست مردم اسرائیل هستیم. مهدی کروبی هم در مقابل احمدینژاد جمله رئیس موساد بیان کرد که مواضع احمدینژاد تامینکننده منافع اسرائیل است. در مقابل، این احمدینژاد بود که رقبا را متهم کرد به فاصله گرفتن از مواضع انقلابی میکرد.
اما، در اولین رویارویی نظامی جدی ایران و اسرائیل، از محصورین آن انتخابات پرحاشیه صدا درآمد و از احمدینژاد نه. مهدی کروبی که احمدینژاد او را به دست کشیدن از مواضع انقلابی متهم میکرد، سال گذشته در حالی که تازه از حصر آزاد شده بود، با انتشار بیانیهای علیه اسرائیل موضعگیری کرد. زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی هم بهرغم حصر، موضع مشابهی گرفت. بااینحال، احمدینژاد که ظاهراً بعد از بیست سال تازه یاد گرفته در عالم سیاست سکوت کند، نهایت واکنش و موضعگیریاش در جنگ دوازدهروزه فقط یک بیانیهی چندخطی بود؛ بیانیهای که در آن فقط به یک تسلیت خشک و خالی بسنده کرده بود: «اینجانب ضمن محکوم کردن این تهاجمات و درخواست توقف فوری آنها، شهادت این فرماندهان، نیروها و دانشمندان را به خانوادههای آنان و ملت بزرگ و شریف ایران تسلیت عرض میکنم.» در همین دوران ترور احمدینژاد هم تکذیب شد.
احمدی نژاد در جنگ ۴۰ روزه کجا بود؟
در جنگ ۴۰ روزه همین وضعیت وجود داشت. احمدینژاد در سکوت خبری به سر میبرد و از آن زمان به بعد در انظار عمومی دیده نشده است. کانال تلگرامی دولت بهار که بازتابدهندهی نظرات محمود احمدینژاد است، از رئیس دولتهای نهم و دهم فقط دو خبر رسمی منتشر کرد. اولین پیام او تسلیت به مناسبت شهادت رهبر انقلاب بود و دیگری نامهای خطاب به آیتالله سیدمجتبی خامنهای است که در آن انتخاب ایشان برای رهبری را تبریک گفته بود. مابقی اخبار مربوط به احمدینژاد هم خبرهای غیررسمی، شایعات یا ضدونقیض بودند.
همان روزهای اول جنگ چهلروزه، حملهای به میدان هفتاد و دو نارمک انجام شد و بلافاصله شایعهای پخش شد که هدف اصلی، ترور محمود احمدینژاد بوده است. با این حال، این موضوع بعداً تکذیب شد و اعلام کردند که فقط محافظان او به شهادت رسیدهاند. عباس امیریفر که یک فعال سیاسی اصولگرا است، بعد از جنگ دربارهی آخرین وضعیت احمدینژاد گفت که در طول جنگ هیچ اتفاق ناگواری برای او نیفتاده است؛ فقط کمی دچار موج انفجار شده و پایش هم آسیب دیده است. امیریفر که قبلاً مشاور احمدینژاد بود، همچنین توضیح داد که اصلاً به خانهی او حملهای نشده است، بلکه آمریکا و اسرائیل به کیوسک محافظان در سر کوچه حمله کرده بودند و در نتیجهی آن، سه نفر از پاسداران شهید شدند.
احمدینژاد آخرین بار کی و کجا دیده شد؟
پاییز سال گذشته عکسهایی از احمدینژاد منتشر شد که مربوط به زمان فوت خواهرش بود. کانال «دولت بهار» یک گزارش تصویری از دیدار هواداران رئیس دولتهای نهم و دهم با او منتشر کرد و بعد از آن هم عکسی از احمدینژاد بیرون آمد که نشان میداد او در مراسم ختم خواهر اسفندیار رحیممشایی شرکت کرده است.
در همان زمان ویدیویی از محمود احمدینژاد منتشر شده که حاضر به مصاحبه نمیشود و در ادامه شخصی که به نظر سرتیم حفاظتش میآید میگوید بهتر است مصاحبه نکند. برخی این گمانه را مطرح کردهاند که احمدینژاد از مصاحبه منع شده است. مدتی بعد پیش از اتفاق افتادن حوادث دیماه، نشست منطقهای یارانش با نام «نهضت به سوی بهار» در بوشهر برگزار شد. سخنرانان این مراسم مرتضی تمدن و علیاکبر جوانفکر از همراهان همیشگی احمدینژاد بودند. رئیس دولتهای نهم و دهم در این نشست حاضر نشده بود و به ارسال پیام صوتی بسنده کرد. آخرین تصویر رسمی که از او منتشر شد هم مربوط به ۱۶ بهمن بود که به مناسبت دههی فجر در مقام عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با سایر اعضا در حرم بنیانگذار جمهوری اسلامی برای ادای احترام حضور پیدا کرد. آخرین فیلمی هم که از او منتشر شد مربوط به دو روز قبل از آغاز جنگ ۴۰ روزه بود. فرارو فیلمی از احمدینژاد منتشر کرده که حاکی از حضور او در مراسم چهلم یکی از جانباختگان حوادث ۱۴۰۴ در شهر آمل بود.
وقتی احمدینژاد سکوت کردن را خیلی دیر یاد گرفت
در سیاست حتی سکوت هم خودش یک نوع موضعگیری است و گویا مرد مورد حمایت جریان ارزشی تازه آن را دریافته است. او که دولت نهمش را با دستبوسی رهبری آغاز کرده بود و در دولت دهم قهر ۱۱ روزه را پیش گرفت حالا انگار با سکوتش میخواهد بگوید جهان را به گونهای دیگر میبیند. او پیش از این سکوت عمیق بعضاً مواضعی گرفته تا هم از خود به سبب اقداماتش رفع اتهام کند.
در یکی از فیلمهایی که پارسال از او در فضای مجازی منتشر شد، گفته بود که کارهایی مثل رقص در روز عاشورا و پاره کردن عکس امام خمینی در ایام بعد از انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۸۸ را لباسشخصیهایی مرتکب میشدند که توسط مراکز امنیتی سازماندهی میشدند و من این کارها را رصد میکردم.
در فیلم دیگری در زمان فعال شدن مکانیسم ماشه و برگشت شش قطعنامهی تحریمی شورای امنیت علیه ایران که در دوران احمدینژاد وضع شده بودند، او گفت که تحریمها هیچ ربطی به او ندارد و تنش با غرب به زمان خاتمی و روحانی (در مقام مسئول مذاکرات هستهای) برمیگردد.
استکبارستیز کیست؟
از طرف دیگر، یاران او سعی میکنند تصویری متفاوت و البته گزینشی از او به نمایش بگذارند. وقتی صادق زیباکلام، فعال سیاسی، توئیتی دربارهی ایستادن محمود احمدینژاد در کنار رهبر انقلابی ونزوئلا و استکبارستیزی او منتشر کرد، علیاکبر جوانفکر، مشاور رسانهای احمدینژاد، در واکنش گفت که احمدینژاد هیچ ارتباطی با مفهوم «ایدئولوژی آمریکاستیزی» نداشته و ندارد. او هچنین نوشت: کسانی که سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند، قبلاً این حقیقت را روشن ساختهاند که احمدینژاد اساساً با چنین کاری مخالف بود. با این حال، مشاور احمدینژاد به این موضوع مهم اشارهای نکرد که در ماجرای تسخیر سفارت آمریکا، احمدینژاد طرفدار تسخیر سفارت شوروی بوده است.
حالا سکوت او که دقیقاً از زمان حملهی هفت اکتبر شروع شده، باعث شده است که حتی طرفداران سابقش هم شدیدترین برخوردها را با او داشته باشند. برای مثال، خبرگزاری تسنیم در مطلبی با تیتر «احمدینژاد و «هولوکاست سکوت» در برابر جنایت صهیونیستها»، او را بیتفاوتترین سیاستمدار ایران خواند و عملکردش را به شدت نقد کرد.
مرد بحرانزیست به فکر فرداست؟
در اینکه تصویر احمدینژاد در این سالها تغییر کرده شکی نیست؛ احمدینژادی که در انتخابات سال ۱۳۸۸ چند نفر از اعضای شورای نگهبان از او حمایت کرده بودند، بعدها در انتخابات سالهای ۱۳۹۶ و ۱۴۰۰ حتی نتوانست صلاحیت نامزدی ریاستجمهوری را به دست بیاورد. او که حیات سیاسیاش وابسته به بحرانهاست، در زمانه جنگ سکوت میکند. احتمالاً به این نتیجه رسیده حالا که دیگر نمیتواند از طریق ساختارهای رسمی کشور نقش سیاسی خاصی بازی کند و خود را برای روز مبادا آماده کند؛ زمانی که به زعم خود بازیگر نقش اول شرایط بحرانی خواهد بود
افتتاح کریدور زمینی ایران و پاکستان، انحصار دریایی امارات در ترانزیت غرب آسیا را شکست؛ مسیری که با اتصال به کریدور ۶۰ میلیارد دلاری چینیها، محاصرهٔ تنگهٔ هرمز را دور میزند.
کریدور تازهافتتاحشدهٔ میان تهران و اسلامآباد که برپایهٔ توافق حملونقل جادهای ۲۰۰۸، ۲ کشور فعال شده، اکنون ۶ مسیر زمینی را از بنادر کلیدی پاکستان (گوادر، کراچی و بندر قاسم) به گذرگاههای مرزی ایران در تفتان و گبد متصل میکند.
هدف فعالسازی این کریدور، جابهجایی کالا از جنوب به شمال بدون نگرانی از محدودیتهای دریایی است.
طبق گزارش شورای امور بینالملل روسیه (RIAC)، نخستین محمولهٔ تجاری این کریدور موفق شده به تاشکند، پایتخت ازبکستان برسد.
نقطهٔ عطف این پروژه، پیوند آن با کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) است. ایران از طریق مرزهای جنوب شرقی خود میتواند به شبکهای ۳۰۰۰ کیلومتری متصل شود که غرب چین را به اقیانوس هند پیوند میدهد.
این اتصال، مسیری جدید برای تجارت تهران با پکن و کشورهای آسیای مرکزی گشوده و فشار ناشی از تحریمهای دریایی را کاهش خواهد داد.
کارشناسان معتقدند که ترکیب این ۲ کریدور (شرقی- غربی و شمال-جنوب) یک مثلث لجستیکی پدید میآورد که نقش ایران را از یک کشور ترانزیتی به هاب منطقهای ارتقا میدهد.
در این میان، بازندهٔ بزرگ میدان امارات است. دبی و ابوظبی که سالها قطب اصلی ترانزیت و ریاکسپورت (صادرات مجدد) کالا به ایران و آسیای مرکزی بودند، اکنون با کریدوری زمینی و کمهزینه مواجه شدهاند.