۱۴۰۵ مرداد ۲۰, سه‌شنبه

پول نفت کجاست

 پول نفت کجاست؟ 

چه کسانی تراستی ها و تریدرها را تایید کردند؟




مسئولیت انتخاب و تأیید صلاحیت تراستی‌ها و تریدرهای فروش نفت، برعهده «هیأت هفت‌نفره شعام» بوده است؛
 همان اتاق فرمانی که درباره محرمانه‌ترین بخش فروش نفت ایران تصمیم می‌گرفت

اکنون باید روشن شود اعضای این هیأت چه کسانی بوده‌اند و هرکدام چه تصمیمی گرفته‌اند؟

▫️صلاحیت حرفه‌ای و امنیتی واسطه‌ها را چه کسانی تأیید کردند؟ پشتوانه مالی تراستی‌ها و توانایی آنان برای بازگرداندن میلیاردها دلار پول نفت چگونه راستی‌آزمایی شد؟ چه تضمین‌هایی گرفتند و چه کسانی پای این تأییدها را امضا کردند؟

▫️وزیر نفت تنها عضو متخصص حوزه نفت در این هیأت بوده است؛ بنابراین نمی‌تواند خود را صرفاً مجری تصمیم دیگران معرفی کند و از مسئولیت حرفه‌ای تصمیمات گرفته‌شده کنار بکشد

نام‌بردن از چند تراستی و تریدر، بدون معرفی تصمیم‌گیرانی که آن‌ها را انتخاب و تأیید کرده‌اند، ساختن حاشیه امن برای مسئولان اصلی پرونده است

اگر میلیاردها دلار پول نفت وصول نشده، خالی‌خوانی شده یا در حساب‌های غیرقابل‌دسترس باقی مانده، مسئولیت فقط متوجه واسطه‌ها نیست؛ مسئولیت اصلی برعهده کسانی است که این افراد را تأیید کردند و ثروت ملی را در اختیارشان گذاشتند

اعضای هیأت هفت‌نفره شعام باید با نام، سمت، رأی و مسئولیتشان به مردم معرفی شوند

 آقای وزیر نفت و اعضای هیأت هفت ‌نفره؛
شما تراستی‌ها و تریدرها را تأیید کردید؛ حالا پاسخ دهید

پول_نفت_کجاست

اینترنت برای ۱۲ درصد مردم کافی است

  یک اقلیت پرهیاهو می‌گوید 

یک اقلیت پرهیاهو میگوید اینترنتی

 برای ۱۲ درصد مردم کافی است




وزیر ارتباطات به حوادث سال گذشته یعنی جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و همچنین حوادث دی ماه اشاره کرد و گفت: تلاش‌های مردمی از برخی جریان‌ها برای دسترسی به اینترنت برای آحاد به شکل یکسان و قابل دسترسی نیست. یک جمعیت اندک اما پرهیاهو در کشور وجود دارد که اینترنت صرفاً برای 10 تا 12 درصد جمعیت کشور را می‌داند.

سید ستار هاشمی، شب گذشته در مراسم روز خبرنگار با بیان اینکه در جلسات بازگشایی اینترنت می‌گفتند تنها ۱۲ درصد از مردم به اینترنت نیاز دارند، گفت: «معمولاً این دیدگاه‌ها در جلسات محرمانه یا موضوعات دارای طبقه‌بندی می‌شوند، اما پرسش این است که آیا این افراد، خانواده‌ها، بستگان و فرزندان خود نیز جزو همان گروه‌های محدود می‌شوند؟»

خاموش بیکاری بر پیکر جامعه

 ترک‌های خاموش بیکاری بر پیکر جامعه/

 شهروندان وامانده در برابر بازار کار خالی



داده‌های 1405 از قطعی شدن 45 هزار شغل حکایت دارند. اما شوک اصلی در لایه‌های عمیق‌تر پنهان است، جایی که در کوتاه‌مدت، ۶۳۰ هزار شغل صنعتی به عنوان ستون‌های پایدار معیشتی جامعه فرو ریخته‌اند. کاهش مشارکت اقتصادی به 40 درصد، نشان‌دهنده نرخ یک اپیدمی اجتماعی است.

«سندرم نامیدی متقاضیان» و این یعنی بخش بزرگی از نیروی کار، به ویژه زنانی که با مشکلات محرومیت مضاعف و مردانه‌تر شدن کار روبه‌رو می‌شوند، حتی از گروه جویندگان نیز خارج می‌شوند و به درون خانه‌ها می‌رود

۱۴۰۵ مرداد ۱۹, دوشنبه

حقِ بقا تحتِ لوای قانون

 

سلب حقِ بقا تحتِ لوای قانون؛

 تبارشناسیِ بوروکراسیِ 

جریمه، مالیات و ستاندنِ رمقِ آخرینِ مردم

 «سلب حقِ بقا تحتِ لوای قانون»؛ تبارشناسیِ بوروکراسیِ جریمه، مالیات و ستاندنِ رمقِ آخرینِ مردم

اعمال فشارهای طاقتفرسا، مالیات‌های ثابت شده از هزینه‌های خالی و هجومِ بی‌رحمانه‌ی جریمه‌های ساختاری بر پیکره‌ی کسب‌وکارهای خرد و معیشتِ رمق‌باخته‌ای مردم، از یک سیاست سلب مالی برای جبران هزینه‌های کسری، برای تبارشناسی از یک قانون استفاده می‌شود. توده های آبرومند است. حاکمیتی که با بذل‌وبخششِ ثروت‌های ملی، تاراجِ منابع و شریان‌های اقتصادی، کشور را به ورطه‌ی فروپاشی کشنده، اکنون به‌جایِ نفوذِ فسادِ الیگارشیِ حاکم و کارتل‌های معاف می‌کند. مالیات وابسته به نهادهای سرکوب، شمشیر جراحی مالی را بر گردن زحمت کشان، اصناف خرد و دستفروشان جان‌به‌لب‌آمده نهاده است. این مکانزمِ خشنِ اخذیِ قانونی که با تورمِ افسارگسیخته و ضعیفِ شدیدِ توانِ خریدِ جامعه همراه است، عمیق ترین تهاجمِ سیستماتیک به حقِ حیات و جستجوی بوروکراتیک برای آخرین قطره های توانِ مالی طبقاتِ فرودست و متوسط ​​است.
کالبدشکافی این ساختار را نشان می‌دهد که چگونه دستگاه‌های عریضان‌وفیلان‌های مالیاتی و سامانه‌های جریمه‌ساز، با جرم‌انگاری‌های فعالیت‌های معیشتی اولیه و اخذ باج‌های کلان تحت ماشین‌های مختلف، هزینه‌های مختلف، زیست‌معمولی‌های عمومی افراد را از نظر مالیات‌دهی و غیره. جیبِ قربانیانِ خود می کنند. رژیم با مصادره دسترنج های توده ها و ایجاد فضای ناامنی شغلی، در پی آن جامعه است که در چرخه های باطل تلاش می کند برای پرداخت بدهی ها و سرکردن های روز درگیر نگاه دارد. استراتژیِ کثیفی که هدفِ آن سلبِ دیگر فراغتِ فکر، توانِ کنشگری و اراده‌ی اعتراض از مردمِ آگاهی است که تحتِ بارِ این جفای بوروکراتیک کمر خم کرده‌اند.
اما این ایستادن بی‌رحمانه‌ای رمق مردم و غارت‌های قانونی سفره‌های آبرومند، محاسبات اتاق‌های فکری سیستم برای منفعل ساختن جامعه، ناکارآمدیِ کاملِ خود را به اثبات رسانده و به تعالیضوری برای تعمیق خشمِ انباشته‌ل گشته است. فشارِ مضاعفِ مالیاتی بر کسب‌وکارهایی که خود قربانیِ سوءمدیریتِ حاکمیت هستند، پیوندِ هم‌افزایی میان بازاریان، اصناف، کارگران و توده‌های محروم ایجاد شده است. اراده‌های جمعی و بازگشت‌ناپذیر است که به نیکی می‌دانند این غارتِ بوروکراتیک را نه در منابع منابع، بلکه در ذات یک دزدسالاریِ نهادینه شده است. آگاهي از ساختارشکني که در نهايت حصارهاي اين جفاي ماليات را در هم شکست و حقيقت، کرامت و ثروت مصادره شده به مالکان واقعي اين سرزمين بازخواهد کرد.

اعدام نکنید . سروش محلاتی

 

آیت الله سروش محلاتی

در حکم اعدام حتی برای معترضان
 خشونت طلب هم باید تامل کرد




بر فقیر و فردی که تحت فشار است، اجرای حدود جایز نیست

وقتی امکان اعتراض مسالمت آمیز وجود ندارد،
 اعتراض خشن را نمی توان محکوم مجازات حداکثری نمود.

روزنامه‌نگار روزنامه نگاران تهرانی شغل‌شان را از دست داده‌اند

 بیش از ۱۰۰ روزنامه‌نگار تهرانی

 شغل‌شان را از دست داده‌اند




بیانیه هیات مدیره انجمن صنفی خبرنگاران استان تهران


قطع اینترنت موجب آسیب جدی به مرجعیت رسانه‌های داخلی و یکه‌تازی شبه‌رسانه‌ها شد. اقداماتی نظیر تخصیص «اینترنت سفید» به دلیل قطع ارتباط با مخاطبان بی‌اثر بود و حق دسترسی آزاد به اطلاعات را نیز نقض کرد

بحران‌های اقتصادی و کاهش تبلیغات ناشی از اختلالات اینترنتی، مشکلات معیشتی خبرنگاران را به‌شدت تشدید کرد؛ به‌گونه‌ای که بیش از ۱۰۰ روزنامه‌نگار تنها در تهران بیکار شدند و بسیاری بدون بیمه یا با دستمزد پایین کار می‌کنند. در این راستا، حمایت‌های شفاف دولتی الزامی است.

تضعیف رسانه‌های حرفه‌ای منجر به رشد «باج‌نیوزها» و انتشار اخبار جعلی برای اخاذی از مدیران اقتصادی شده است. انجمن با حمایت از برخورد قضایی با این جریانات فاسد، تنها راهکار را تضمین گردش شفاف و آزادانه اطلاعات می‌داند.

پول و فوتبال و فساد

  اگر پول‌پاشی را کنار بگذار،

 فوتبال نجات پیدا می‌کند




فوتبال باشگاهی ایران سال‌هاست با یک چالش جدی روبه‌روست؛ افزایش مستمر هزینه‌ها در کنار رشد نه‌چندان محسوس کیفیت فنی. در آستانه فصل جدید لیگ برتر، بار دیگر همان الگوی آشنا در حال تکرار است. قراردادهایی نامتعارف نسبت به سطح فوتبال، نقل وانتقالات پرسر و صدا و در نهایت انتظاراتی که در آسیایی کمتر می‌شود.

فوتبال ایران در آستانه فصل جدید، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیم‌های دقیق و بلندمدت است. تصمیماتی که این بازی پرطرفدار را از چرخه تکرارهای گذشته خارج کرده و به سمت حرفه‌ای‌سازی واقعی هدایت کند.

بی‌تردید شفافیت واقعی در نظام مالی و پولی باشگاه‌ها و پایان وبستگی آنها به منابع عمومی و خصوصی‌سازی واقعی، تنها راه نجات فوتبال باشگاهی ایران است. مسیری که اگر به ‌صورت جدی دنبال نشود، می‌تواند به چالشی بسیار بزرگ و لاینحل تبدیل شود که برون‌رفت از آن به‌سادگی امکان‌پذیر نخواهد بود

پول نفت کجاست

  پول نفت کجاست؟  چه کسانی تراستی ها و تریدرها را تایید کردند؟ مسئولیت انتخاب و تأیید صلاحیت تراستی‌ها و تریدرهای فروش نفت، برعهده «هیأت هفت...