۱۴۰۵ مرداد ۶, سه‌شنبه

دلنوشته کنون برای مردم وطنم ایران

   هم میهنان عزیزم،




جمهوری اسلامی، با دستگاه عظیم دروغ پردازی و تبلیغاتش، پس از ۴۷ سال جنایت علیه ملت و میهن ما، بار دیگر پشت نام «ایران» سنگر گرفته است.

این فرقه تبهکار ناایرانی و ضدایرانی، با جنگ افروزی و سیاست‌های ویرانگر، ایران را به انزوا و نابودی کشنده است، و امروز با وقاحت تمام، خود را مدافع وطن معرفی می‌کند.

رژیمی که دهه‌ها از خوزستان تا سیستان و بلوچستان را در فقر، محرومیت و بی‌توجهی رها کرده است، امروز برای جنوب ایران اشک می‌ریزد.

اما ما نمی‌گذاریم حقیقت وارونه شود.

این جنگ را جمهوری اسلامی به ایران تحمیل کرده، و مسئولیت آن بر همین رژیم و حامیان و پنهانش است.

کسانی که سال‌ها در برابر فقر، فساد، تبعیض و ویرانی کشور کم کردند یا در شریک بودند، امروز نمی‌توان با پشت سر گذاشتن «ایران»، کارنامه سیاه خود را سپید کنند.

همانگونه که رژیم نازی، مترادف ملت آلمان نبود، جمهوری اسلامی نیز مترادف ملت ایران نیست. ایران، ملت ایران است؛ نه رژیمی که بقای خود را بر ویرانی کشور بنا کرده است.

ملی‌گرایی واقعی، مقاومت در کنار ملت ایران و مبارزه دلیرانه‌شان برای آزادی، احساس آرامش و بازپس‌گیری میهن است. نه دفاع از رژیمی که ۴۷ سال جان و توان سرزمین ما را مصرف می‌کند.

هم‌میهنان،

ما برای بازپس‌گیری ایران از این رژیم غذایی غذایی، می‌خواهیم. این مسیر آسان نیست، اما مقصد روشن است. هر گام با برنامه، بر پایه واقعیت‌های میدانی و با تکیه بر مفهوم ملت ایران برداشته می‌شود و شما در جریان مسیر پیش رو قرار می‌گیرید.

تاریکی ماندگار نیست.
نور ایران پیروز خواهد شد.

سلطان هنر ایران عبدی درگذشت

⚫️ اکبر عبدی درگذشت 

اکبر آقا آکتور سینما، سینما را تنها گذاشت


اکبر عبدی، بازیگر سینما در سن ۶۶ سال

 بعد از تحمل یک دوره بیماری درگذشت.

از مهمترین آثار این هنرمند نابغ می‌توانم 

اجاره‌نشین‌ها، مادر، هنرپیشه، ناصرالدین‌شاه بازیگر سینما، دلشدگان، خوابم می‌آد، آدم برفی و

 انبوهی نقش‌آفرینی دیگر اشاره کرد.

  روزگار پرفراز و نشیب بازیگر بالفطره; 

اکبر عبدی




اکبر عبدی در حالی امشب جمعه دوم مرداد ۱۴۰۵ در منزل خود از دنیا رفت که اگر نبود، تئاتر و سینمای ایران از صحنه‌های ماندگارش را کم داشت. بازیگری تنها با ۶۶ سال عمر و کارنامه‌های عجیب سینوسی. به طوری که درخشش سالهای دهه ۶۰ و ۷۰ آن با کم فروغترین سالهایش در دهه ۹۰ قابل مقایسه نیست.

اگر او را نشناسی ممکن است حتی درنیابی آن که بر صفحه یا سینما می‌بینی همان بازیگر بالفطره‌ای است که در برابر دوربین اثری تلویزیون دیده می‌شود.

این هم شاید از عجایب سینما باشد که اکبر عبدی با وجود ۸۳ فیلم سینمایی در کارنامه‌اش و بازی در نقش کم ۱۰ دوره شخصیت ماندگار، تنها دو مرتبه موفق به دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد آن هم در نقش مکمل: یک‌بار از هشتمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم «مادر ساخته علی حاتمی» (۱۳۶۹۸) عطاران.

شهرت هیجان اکبر عبدی در سینما به‌ویژه مدیون «اجاره‌نشین‌ها» ساخته داریوش مهرجویی بود. بازی او در نقش «غلامرضا» در فیلم «مادر» ساخته علی حاتمی در سال ۱۳۶۸، یکی دیگر از نقش‌های ماندگار کارنامه‌اش شد.

اکبر عبدی که به‌واسطه در نقش‌هایی مسن‌تر یا جوان‌تر از سن واقعی‌اش و بازی در نقش‌هایی با ظاهر مبدل به مرد هزار چهره سینما و تئاتر ایران ملقب بود.

سرآغاز ورود این بازیگر به تلویزیون از زبان خودش:
من برای کوهنوردی به کلک‌چال می‌رفتم و در آنجا خیلی از روزها تئاترهای خیابانی اجرا می‌کردم. همین کار را در پارک منظریه و ملت هم انجام می‌دادم. آن موقع نمی‌دانستم که اسم این تئاتر، تئاتر خیابانی است و بعدها از اساتید شنیدم. دوستی به اسم امیر کار من را در همان کلک‌چال دید و من را برای بازی در نمایش «فیل در پرونده» اوژن یونسکو دعوت کرد. این نمایش به کارگردانی صادق عاطفی در تئاتر شهر به اجرا درآمد و نقش خیاط را به من دادند.

پزشکیان افشا کرد و گفت با دستور رهبر مذاکره کردیم

 بخش سانسور شده سخنان پزشکیان

 در صداوسیما








رهبری پیشین خامنه ای شهید علی می‌گفتند نمی‌کنیم اما در جلسات ویژه بعد از گزارش وضعیت به ایشان. به ما می توانید حل کنید.


مجمع فعلی هم با اجازه و اطلاع رسانی فعلی انجام شد.
مردم عوام ایران چقدر ساده لوح هستند 
سیاست مداران چه می کنند با شما 
مدام دروغ و حیله و تزویر 

کودکان در آتش جنگ

 کودکان در آتش جنگ 


کودکان در آتش جنگ نسلی
 که بهای درگیری‌ها را می‌پردازد
 جنگ، تنها میدان‌های نبرد را ویران نمی‌کند
؛ اما آینده کودکان را نیز تحت تأثیر قرار می دهد
 که هیچ نقشی در آغاز درگیری ها وجود ندارد. آنها در حالی که با صدای انفجار، آوارگی، از دست دادن عزیزان و ناامنی روبه‌رو می‌شوند که باید دوران کودکی خود را با آرامش، آموزش و امید اسپری کنند. هر حمله نظامی، ممکن است مدرسه‌ای را تعطیل کند، خانه‌ای را ویران یا خانواده‌ای را از هم جدا کند. کودکان، علاوه بر خطرات جسمی، با آسیب‌های روانی جنگی مانند اضطراب، عوارض، اختلال خواب و احساس ناامنی روبه‌رو می‌شوند. آسیب‌هایی که گاه تا سال‌ها پس از پایان جنگ نیز ادامه می‌یابد. کنوانسیون حقوق کودک، حق حیات، آموزش، سلامت و حمایت در برابر خشونت را برای همه کودکان به رسمیت شناخته شده است. همچنین ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر، حق زندگی و امنیت شخصی را از حقوق بنیادین هر انسان می‌داند. حفظ این حقوق، حتی در شرایط اساسی جنگی، یکی از اصول حقوق بین الملل بشردوستانه است. هیچ کودکی نباید خود را قربانی کند که در آن‌ها نقشی نداشته باشد. دفاع از کودکان، دفاع از آینده بشریت است و حمایت از آنها، مسئولیتی است که مرزهای جغرافیایی نمی‌شناسد.

«سربازِ زوری»

 

تبارشناسیِ «سربازِ زوری»؛ خودویرانگری و طغیان در پادگان‌ها زیر بارِ آپارتایدِ طبقاتی




 تبارشناسیِ «سربازِ زوری»؛ خودویرانگری و طغیان در پادگان‌ها زیر بارِ آپارتایدِ طبقاتی

​تحمیل اجباری دو سال از پویاترین سال‌های عمر نسل جوان تحت عنوان نظام وظیفه، فراتر از یک ضرورت دفاعی، بازتابی عریان از یک سیستمِ برده‌داری نوین و آپارتایدِ طبقاتی است که در آن، جوانی و غرور توده‌های محروم قربانی بقای الیگارشی حاکم می‌شود. در حالی که فرزندان طبقات مرفه، آقازاده‌ها و وابستگان به هسته سخت قدرت با تکیه بر رانت‌های مالی و بوروکراتیک از معافیت‌های شیک بهره‌مند می‌شوند یا دوران خدمت خود را در ستادهای مجلل سپری می‌کنند، سهم جوانان خانواده‌های کارگری و حاشیه‌نشین چیزی جز فرستاده شدن به پادگان‌های مرزی دورافتاده، تن دادن به تحقیرهای روزمره و بیگاریِ بی‌جیره و مواجب نیست. این ساختار فرساینده، پادگان‌ها را به مسلخِ هویت و روانِ نسلی بدل ساخته است که پیش از این نیز زیر بار تورم کمرشکن، فقر ساختاری و انسداد افق‌های پیش‌رو، رمقی برایش باقی نمانده بود.
​کالبدشکافیِ روان‌شناختی و جامعه‌شناختی اتمسفر پادگان‌ها نشان می‌دهد که موج فزاینده‌ی خودویرانگری، اقدام به خودکشی و درگیری‌های خونین و ناگهانی در این محیط‌ها، عوارضی فردی یا ناشی از ضعف اعصاب نیستند؛ بلکه طغیان‌های کور و فرساینده‌ی روانی در برابر یک خفقان سیستماتیک و فیلترینگ عقیدتی است. جوانی که شاهد غارت ثروت‌های ملی، مصادره درآمدهای ارزی کشور برای ماشین سرکوب و حراج کرامت خانواده‌اش در بازار سیاه فقر است، وقتی خود را در لباس اجباری و زیر دست مأموران عقیدتی و فرماندهان بی‌کفایت می‌بیند، پادگان را به عنوان نمادِ مجسمِ همان سیستمی تجربه می‌کند که زندگی‌اش را به بند کشیده است. در این هندسه‌ی ستم، تفنگی که به دست سرباز زوری داده می‌شود تا نگهبان منافع غاصبان باشد، در اوج استیصال روان‌شناختی، یا سینه‌ی خود او را نشانه می‌رود و یا به سمت آمرانِ تحقیر شلیک می‌شود.
​اما این فرآیند تخریبِ روان و فرسودگی ساختاری، در حال دگردیسی به یک بیداری عمیق و همبستگی پنهان در بدنه نیروهای بدنه است. خشم نهادینه‌شده از این تبعیض عریان و تفاوت فاحش میان زیست آقازاده‌ها و سربازان وظیفه، امروز به یک آگاهی جمعی بدل گشته که ثابت می‌کند پادگان دیگر بازوی مطمئنی برای مهار اراده‌ی توده‌ها نخواهد بود. ریزش‌های تئوریک و طغیان‌های خاموش درون ساختار نظامی گواهی می‌دهد که نسل جدید، تن به تحقیرهای ایدئولوژیک نخواهد داد؛ فریاد دادخواهی پنهانی که سرانجام حصارهای این برده‌داری مدرن را در هم خواهد شکست و آزادی، کرامت و اختیار زیستن را به فرزندان واقعی این مرز و بوم بازخواهد گرداند

سربازان جنگ

 سوگ  سربازان جنگ 

سوگ سربازان؛ وقتی جنگ، جوانان را از خانواده‌شان می‌گیرند

جنگ، از مرزها و سیاست‌ها، نخست جان انسانها را می‌گیرند. در هر درگیری، خانواده‌هایی هستند که چشم‌انتظار فرزند، همسر یا پدر خود می‌مانند، اما تنها خبر مرگ به خانه‌هایشان می‌رسد. کشته شدن نظامی نیز بخشی از همین رنج انسانی است. رنجی که سال‌ها در حافظه خانواده‌ها باقی می‌ماند.

در روزهای اخیر، هم‌زمان با تشدید درگیری‌ها، گزارش‌هایی از کشته شدن شماری از نظامیان، از جمله اعضای تیپ ۳۸۸ منتشر شده است. هر یک از این افراد، گذشته از موقعیت و مسئولیتشان، انسانی با خانواده، آرزوها و آینده‌هایشان بودند که اکنون از میان رفته‌اند.

جنگ، واژه‌ای نیست که تنها در میدان نبرد معنای کند پیدا کند. پیام‌های آن به خانه‌ها، بیمارستان‌ها، مدارس و زندگی روزمره مردم نیز گسترش می‌یابد. مادرانی که در انتظار بازگشت فرزندشان هستند، کودکانی هستند که دیگر پدران خود را نمی‌بینند و خانواده‌هایی که با اندوهی ماندگار زندگی می‌کنند، چهره واقعی جنگ را به تصویر می‌کشند.

بر اساس ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر ، هر انسانی حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد. همچنین اصل ۲۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر مصون جان بودن و حقوق افراد شناسایی شده است. همه جنگ‌های تلخی در جهان امروز، حفظ کرامت انسانی و تلاش برای کاهش رنج انسان‌ها، مسئولیتی مشترک برای همه دولت‌ها و جوامع است.

تاریخ نشان داده است که پایان هر جنگ، با شماره ویرانی‌ها و جان‌های دست‌رفته همراه است. آنچه باقی می‌ماند، خانواده‌های داغ و خاطره انسان‌هایی هستند که در کنار عزیزانشان قرار دارند. صلح، تنها نبودِ جنگ نیست؛ بلکه پاسداشت حق زندگی و کرامت همه انسانهاست.

سخن پایانی

هیچ خانواده ای نباید داغدار جنگ شود. ارزش جان انسانها، فراتر از هر اختلاف و درگیری است. یاد همه کسانی که در امید و جنگ جان خود را از دست داده اند، گرامی باد و راه حل های مسالمت آمیز، جایگزینی که خشونت و زندگی می شود.

زنان ایا گواهینامه موتورسیکلت بگیرند

  زنان از چه می‌کنند 

گواهینامه موتورسیکلت؟




معاون رئیسجمهوری در امور زنان و خانواده
▫️اقدامات حقوقی و قانونی لازم انجام شده و در حال حاضر مشکلی برای صدور گواهینامه نداریم. منتظر اعلام زمان برای افتتاح این پلیس راهور هستیم، ما نیز در کنار آنها هستیم، به محض این که زمان مورد نظر از سوی پلیس اعلام شود، این موضوع اجرا خواهد شد. 

مدافع کانون دفاع از حقوق بشر در ایران 

دلنوشته کنون برای مردم وطنم ایران

     هم میهنان عزیزم، جمهوری اسلامی، با دستگاه عظیم دروغ پردازی و تبلیغاتش، پس از ۴۷ سال جنایت علیه ملت و میهن ما، بار دیگر پشت نام «ایران» ...