۱۴۰۵ مرداد ۱۴, چهارشنبه

آتش در مرزها، سایه بر خانه ها

 

آتش در مرزها، سایه بر خانه ها؛ آیا سیاست های منطقه جمهوری اسلامی به بهای معیشت ایرانیان تمام شده است؟

 



آتش در مرزها، سایه بر خانه ها؛ آیا سیاست های منطقه جمهوری اسلامی به بهای معیشت ایرانیان تمام شده است؟


در جهان امروز، سیاست خارجی هر کشور باید در نهایت به امنیت، احساس و استفاده از آن کشور منجر شود. مردم از دولت‌ها انتظار دارند منابع را برای توسعه اقتصادی، آموزش، بهداشت و افزایش کیفیت زندگی به کار ببندند.

اما در چهار دهه گذشته، سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی و نقش سپاه پاسداران در آن، همواره یکی از موضوعات مورد بحث در داخل و خارج از ایران بوده است. حامیان این سیاست‌ها آنها را بخشی از راهبرد دفاعی و بازدارندگی ایران می‌دانند، در حالی که عوامل اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک این سیاست‌ها، فشار قابل‌توجهی بر کشور و مردم وارد شده است.

این مقاله با همین نگاه انتقادی، به بررسی این می‌پردازد که آیا سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی در کنار سایر عوامل، بر اقتصاد، امنیت و جایگاه بین‌المللی ایران تأثیر گذاشته است؟


امنیت؛ از مرزها تا سفره مردم

امنیت تنها به تجهیزات نظامی یا قدرت بازدارندگی محدود نمی‌شود.

امنیت واقعی یعنی:

  • ثبات اقتصادی
  • ارزش پایدار پول ملی
  • فرصت شغلی
  • منصرف از پذیرش، به عنوان اولین مرحله، به شرح زیر اعلام کردم:
  • امید به آینده
  • روابط متوازن با جهان

وقتی تنش‌های سیاسی و امنیتی برای پیدا کردن می‌کند، اقتصاد نیز معمولاً از اولین بخش‌هایی است که آسیب می‌بینند.

سرمایه‌گذاران محتاط تر می‌شوند، هزینه تجارت بالا می‌رود و دسترسی به بازارهای جهانی تبدیل می‌شود.


هزینه های پنهان تنش

هر منطقه بحران‌های تنها در زمینه سیاست باقی نمی‌ماند.

پیام های آن می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • افزایش سرمایه گذاری
  • تبدیلتر شدن مبادلات بانکی
  • افزایش قیمت تولید
  • کاهش ارزش پول ملی
  • بیشتر
  • کاهش رشد اقتصادی

اقتصاد ایران طی سال‌های گذشته تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل، از جمله تحریم‌ها، مشکلات ساختاری داخلی، سوءمدیریت، فساد و تنش‌های خارجی قرار گرفته است. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند این عوامل به‌صورت هم‌زمان بر وضعیت معیشتی مردم اثر گذاشته‌اند.


سپاه و سیاست منطقه‌ای؛ دو روایت متفاوت

مدافعان نقش‌های سپاه معتقدند در برخی از مناطق منازعات، بخشی از راهبرد دفاع پیش‌دستانه برای جلوگیری از انتقال به داخل مرزهای ایران است.

در مقابل، روابط اقتصادي كشورها را مي‌سازند كه اين سياست‌ها خرج و سياسي سنگين را براي ايجاد ايجاد كرده، به افزايش تنش با برخي دولت‌ها انجام مي‌دهند و بر اقتصاد ايران تاثيرگذار هستند.

این دیدگاه، یکی از مهمترین مباحث سیاست داخلی و خارجی ایران را شکل داده است.


مردم؛ بحران اولیه پرداخت‌ها

در هر تنش سیاسی، اولین کسانی که فشار را احساس می‌کنند، عادی هستند.

کارگری که قدرت خریدش کاهش یافته است.

کارآفرینی که نمی‌تواند مواد اولیه تهیه کند.

دانشجویی که آینده‌ای نامطمئن پیش روی خود می‌بیند.

خانواده‌ای که هر روز با افزایش هزینه‌های زندگی روبه‌رو است.

برای بسیاری از مردم، پرسش این است که چه کسی در عرصه سیاست پیروز شده است. بلکه این است که چرا زندگی روزبه روز بیشتر می شود.


آیا می توانم مسیر دیگری داشته باشید؟

بسیاری از سرمایه‌گذاری‌ها در آموزش، فناوری، زیرساخت، صنعت و تجارت بین‌المللی می‌توانند به رشد خود ادامه دهند.

منتقدان می‌پرسند، اگر از منابع کشور صرف توسعه داخلی بیشتر شود، حمایت از تولید، آموزش، سلامت و نوآوری می‌شد، آیا امروز اقتصاد ایران در وضعیت بهتری قرار ندارد؟

این پرسش است که پاسخ آن نیازمند گفت‌وگوی عمومی، شفافیت و ارزیابی دقیق سیاست‌هاست.


خطاب به حاکمان جمهوری اسلامی

هیچ حکومتی بدون رضایت و امید مردم، ثبات بلندمدت نخواهد داشت.

قدرت واقعی تنها با توان نظامی سنجیده نمی‌شود. بلکه با کیفیت زندگی شهروندان، اعتماد عمومی، کارآمدی نهادها و توان اقتصادی نیز می‌شود.

اگر سیاستی، هر چند با نیت امنیت امنیت، در عمل به افزایش فشار اقتصادی، کاهش فرصت‌های شغلی و گسترش نااطمینانی بینجامد، است طبیعی است که شهروندان خواهان بازنگری در آن باشند.


آینده ایران؛ توسعه یا تداوم تنش؟

ایران از امکانات فراوانی است؛ منابع طبیعی، نیروی انسانی جوان، موقعیت جغرافیایی و پیشینه علمی و فرهنگی.

پرسش اصلی این است که چگونه باید کار گرفته شود؟

آیا در مسیر افزایش تنش و انزوا، یا در مسیر توسعه اقتصادی، سازنده و بهبود کیفیت زندگی مردم؟

پاسخ به این پرسش، نسل های بعدی نیز تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.


بحث درباره سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی، تنها یک بحث سیاسی نیست؛ بلکه به زندگی روزمره میلیون‌ها ایرانی گره خورده است.

آنچه بیش از هر چیز مهم است، این است که هر سیاست داخلی یا خارجی، در نهایت با کیفیت یک ارزیابی شده است: آیا زندگی مردم را بهتر کرده است؟

اگر پاسخ این پرسش برای بخش بزرگی از جامعه منفی باشد، بازنگری در سیاست‌ها نه نشان دهنده ضعف است، بلکه نشان دهنده مسئولیت پذیری در برابر ملت خواهد بود.

قدرت پایدار، از دل پویا، اعتماد عمومی، قانون‌مداری و احترام به حقوق حقوق شهروندان شکل می‌گیرند. نه صرفاً از رقابت‌های منطقه‌ای یا نمایش قدرت در عرصه بین‌المللی.

زندانیان در ایران علیه اعدام

 

اعتصاب زندانیان در ایران علیه اعدام؛ فریادی از پشت دیوارهای زندان


در سالهای اخیر، همزمان با افزایش اجرای احکام اعدام در ایران، یکی از مهمترین اشکال مقاومت مدنی از درون زندانها شکل گرفته است. کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام». این حرکت که با اعتصاب غذای هفتگی زندانیان در ده‌ها زندان ایران همراه است، تلاشی برای دفاع از حق حیات و اعتراض به اعدام اعدام در کشور به شماره می‌رود. گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری حاکی از آن است که این کارزار به مرور به ده‌ها زندان در سراسر ایران گسترش یافته و به یکی از بزرگترین اعتراضات سازمان‌های زندانیان علیه اعدام تبدیل شده است.
اعتصاب زندانیان در ایران تنها یک اعتراض به سرنوشت فرد محکومان نیست، بلکه پیامی روشن به جامعه و جهان است که جان انسان نباید به ابزاری برای اعمال قدرت یا ایجاد هراس تبدیل شود. بسیاری از زندانیان شرکت‌کننده، با وجود فشارهای امنیتی، محرومیت از حقوق اولیه، تهدید و تنبیه، همچنان بر ادامه این اعتراض مسالمت‌آمیز پافشاری می‌شوند.
موضوع در ایران همواره یکی از مهم‌ترین‌ها و نگرانی‌های نهادهای حقوق بشری بوده است. اینها نسبت به افزایش احکام اعدام، نگرانی درباره دادرسی عادانه و استفاده از مجازات مرگ هشدار داده اند. در مقابل، جمهوری اسلامی اعدام را بخشی از نظام کیفری و ابزاری برای مقابله با جرائم سنگین و حفظ امنیت عمومی می‌دانند.
آنچه «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» را متمایز می‌کند، استمرار و ماهیت مسالمت‌آمیز آن است. زندانیانی که خود را در محدودترین شرایط ممکن قرار دارند، با اعتصاب غذا تلاش می‌کنند افکار عمومی را نسبت به حق حیات، عدالت قضایی و پیامدهای غیرقابل بازگشت اجرای حکم اعدام حساس کنند.
تاریخ نشان داده است که بسیاری از تغییرات اجتماعی از دل مقاومت‌های مدنی آغاز شد. اعتصاب زندانیان در ایران علیه اعدام نیز صرفاً نظر از دیدگاه‌های سیاسی، تلاش برای زنده نگه داشتن گفت‌وگو درباره ارزش جان انسان، کرامت انسانی و نیاز به اصلاح نظام عدالت کیفری است. گفت‌وگویی که می‌توان آینده‌ای انسانی‌تر و بر احترام به حقوق بشر را برای جامعه ایران رقم بزند.

جنگ و تولید ملت

 

نمایشِ جنگ و تولید ملت: مطالعه‌های بر مدیریت دیداری قدرت در خیابان


از اولین شب‌های جنگ تا کنون، خیابان‌های شهرهای ایران به صحنه اجرای نوعی سیاست نمایشی بدل شدند. تجمعات، با حمایت حکومت، مملو از نور، پرچم، سرود، موکب که بیش از آن از آن‌ها بازتابی طبیعی از وضعیت اجتماعی دارند، تلاشی برای تولید چهره‌های یکدست و منسجم از «ملت حامی جنگ» به نظر می‌رسند. در این تجمعات، حکومت تنها در پی سازماندهی حضور سیاسی نیست، فراتر از آن می‌کوشد از خلال مدیریت فضا، تصویر و عاطفه، روایت مطلوب خود از جامعه را مرئی کند. خیابان در شب، به تختی برای ایجاد نمادین آغازیت تبدیل شد. جایی که قدرت می‌کند نه فقط افکار عمومی، بلکه «فرمِ رویت‌پذیرِ جامعه» را نیز کنترل می‌کند.
اما همزمان، در فاصله‌ای نه‌چندان دور از این صحنه‌های نورانی، وقوع جنگی دیگر نیز در شهر گسترش می‌داد. قطعی متشکل از آسیب، ترس، نگرانی، سوگواری، فقر و مرگ. در حالی که دوربین‌ها بر پرچم‌ها و شعارها، بسیاری از قربانیان جنگ در سکوت و بی‌تصویری رها می‌شوند. کسانی که نه بخشی از قاب‌های تلویزیونی و رسانه‌ای بودند و نه در روایت رسمی آنجا. شکاف میان این دو تصویر، جنگ به‌مثابه تجربه‌های ویرانگر و جنگ به‌مثابه نمایش همبستگی، نشان می‌دهد که چگونه سیاست‌گذاری در وضعیت بحرانی، بیش از پیش به مدیریت تصویر و حذف واقعیت‌های مزاحم وابسته می‌شود.
تجمعاتِ حکومتی جنگ را از این نظر می‌توان بخشی از فرآیند «نمایشی‌شدن سیاست» در جمهوری اسلامی دانست. فرآيندي كه در آن، قدرت سياسي مي‌كوشد به‌جاي واقعي متكثر و متعارض جامعه، تصويري فشرده، منظم و ايدئولوژيك از «مردم» توليد كند. در این وضعیت، خیابان دیگر فقط یک فضای عمومی نیست، بلکه به صحنه هایی برای اجرای میت بدل می شود. جایی که بدن‌های مطلوب، شعارهای مطلوب و عواطف مطلوب باید به‌طور مداوم بازتولید شود و نمایش داده شود تا شکاف میان حکومت و جامعه پنهان بماند. آن‌چه در این میان حذف می‌، نه فقط گروهی از شهروندان، خودِ واقعی اجتماعی است: مردمی که در قاب رسمی محلی ندارند، رنج‌هایی که قابلیت تبدیل شدن به تصویر حماسی را ندارند و تجربه‌هایی از جنگ که به‌جای و شور می‌شوند، از فرسودگی و ترس از سخن می‌گویند. به این معنا، موضوع تنها برگزاری تجمعات حکومتی نیست، در واقع تبدیل سیاست به نوعی مدیریتِ رویت‌پذیری است. این که چه چیزی باید دیده شود، چه کسی حق دارد نماینده «ملت» باشد و کدام یک از جامعه در سایه باقی بماند.
 تولید «مردم مشروع»
در محل تجمعات شبانه‌ای جنگ، آن‌چه در ظاهر به‌عنوان «حمایت مردمی» دیده می‌شود، در سطحی عمیق‌تر به فرآیند پیچیده‌تری اشاره دارد: تولید و تثبیت نوعی از «مردم مشروع». در این‌جا «مردم» نه یک واقعیت پیشینی و متکثر، محصول یک سازوکار دیداری و نهادی‌اند که تعیین می‌کنند چه کسانی می‌توانند در جایگاه ملت‌ها باشند و چه کسانی در قاب رویت‌پذیری سیاسی جای می‌گیرند. به بیان دیگر، بازنمایی جامعه نیست، در واقع انتخاب، پالایش و بازآرایی آن در سطح تصویر است.
در این وضعیت خیابان به‌مثابه فضای عمومی، به یک صحنه‌ی گزینش‌شده تبدیل می‌شود. حضور در آن، خودبه‌خود به معنای تعلق به «ملت» نیست، بلکه نوع خاصی از حضور، پوشش خاص و شکل خاصی از بیان عاطفه است که به رسمیت می‌شود. همگنی بصری جمعیت، تکرار نشانه‌ها، یک‌دستی شعارها و آیین‌های تجمع، همگی در جهت تولید این تصور می‌شوند که گویی جامعه در وضعیت جماعت کامل قرار دارد. این در حالی است که این جماعت، بیش از آن‌که امری اجتماعی باشد، یک اثر دیداری است: نتیجه‌ی چینش، حذف و برجسته‌سازی.
بنابراین، در این تجمعات آن‌چه رخ می‌دهد، حمایت از جنگ نیست، نوعی «سیاستِ انتخاب دیداری» است. بخشی از جامعه، به‌ویژه آن بخش ناسازگار با الگوهای رسمی یا خارج‌مانده از منطق، از میدان رویت کنار گذاشته می‌شود، مشارکت می‌کند. این کنار الزاماً وجود ندارد و در سطحی بصری و نمادین عمل می‌کند؛ تا جایی که نبودن در تصویر، نبودن در «ملت» فهم می‌شود. در چنین وضعیتی، جامعه به‌عنوان یک کلیت متکثر تجربه نمی‌شود و به‌تدریج در قالب یک کل یکدست و همصدا بازتولید می‌گردد.
این تجمعات شبانه را می‌توان نه همبستگی را مطرح کرد، که سازوکار «ملتِ قابل رویت» را تولید می‌کند. ملتی که در لحظه‌ای نمایش می‌شود، نه در دل فرآیندهای پیچیده اجتماعی. در این معنا، سیاست از سطح نمایندگی می‌کند و به سطح اجرا می‌شود: ملت نه بازنمایی می‌شود و نه نمایندگی، در عوض اجرا می‌شود. و آن‌چه بیرون از این اجرا قرار گیرد، به‌تدریج در وضعیت نامرئی‌شده تثبیت می‌شود.
 حذف امر نامرئی: اقتصاد رنج و سیاست رویت‌پذیری
در امتداد منطق تولید «مردم مشروع»، آن به‌تدریج می‌شود، نه فقط بازنمایی گزینشی جامعه، بلکه شکل‌گیری نوعی اقتصاد سیاسیِ رویت‌پذیری است. اقتصادی که در آن، هر آن‌چه قابلیت تبدیل شدن به تصویر منسجم، حماسی یا همبسته را ندارد، به حاشیه رانده می‌شود. در این زمینه، نمایش تصویر افزودنی نیست، هم‌زمان فرآیند سازمان‌یافته‌های از حذف است: حذف آن بخش‌هایی از تجربه‌های اجتماعی که با منطق یک دست‌سازی نمادین سازگار است.
در تجربه‌ی جنگ، این حذف بیش از همه در سطح رنج‌های روزمره و غیرقابل‌قهرمان‌سازی خود را نشان می‌دهد. خانه‌های آواره‌شده، زیست‌های ممتد، مرگ‌های بی‌سروصدا و فروپاشی‌های ترکیبی، عناصری هستند که در قاب‌های رسمی جای می‌گیرند. این اشکال از رنج، نه به دلیل اثبات، به دلیل فقدان قابلیت تصویری، از مدار بازنمایی کنار گذاشته می‌شوند. در نتیجه، جنگ به‌تدریج از یک تجربه چندلایه اجتماعی، به یک روایت قابل‌مصرف و دیداری تقلیل می‌یابد؛ روایتی که در آن، تنها بخش‌هایی هستند که با مفاهیمی چون «وحدت»، «حماسه» و «همبستگی» می‌مانند، می‌مانند.
این منطق حذف، فقط در سطح محتوای عمل نمی‌کند، بلکه به سطح سوژه‌ها نیز گسترش می‌یابد. آن بخش از جامعه که در این نظم تصویری نمی‌گنجد، چه به دلیل عدم مشارکت، چه به دلیل تجربه‌ای متفاوت از جنگ، و چه به دلیل فاصله از زبان رسمی، به‌تدریج از میدان رویت‌پذیری کنار گذاشته می‌شود. حذف در این جا به معنای نفی موجود نیست، به معنای نوعی نامرئی‌سازی ساختاری است: وجود داشتن در سطح زیست‌جهان، وجود غایب در سطح تصویر سیاسی.
می‌توانم بگویم نمایش جنگ، بازتاب ساده‌ی یک وضعیت نیست؛ نوعی رژیمِ دیداری می‌سازد که تعیین می‌کند چه چیزی را ببیند و چه چیزی را از میدان دید کنار گذاشته شود. آن چه در قاب رسمی قرار می گیرد، تمام جامعه نیست، تصویری پالایش شده از آن است. تصویری که رنج‌های ناسازگار با روایت رسمی را به حاشیه می‌رند. از همین‌رو، هرچه انسجام تصویری نمایشات و روایت‌های رسمی پررنگ‌تر می‌شود، فاصله‌های آن‌ها با چندپاره و نابرابر تجربه‌ی زیستی نیز بیش‌تر می‌شود، می‌شود.
در این سطح، موضوع را نمی‌توان تنها در بازنمایی دانست. آن چه رخ می دهد، غلبه تصویر بر واقعیت اجتماعی است؛ وضعیتی که در آن، امرِ قابل‌دیدن جای امرِ زیسته را می‌پذیرد و تجربه‌ی زیسته را می‌کند، تنها زمانی ممکن است پیدا شود که بتواند آن را در میدان دید قرار دهد.
 تعلیق حق در وضعیت نمایش
در دل منطقی نمایشی‌شدن سیاست، تنها نابرابری در رویت‌پذیری یا حذف نمادین برخی از گروه‌ها نیست. موضوعی مفهوم‌تر، تعلیق نسبت به میان «حق» و «حضور اجتماعی» است. در این وضعیت، حقوق شهروندی نه به‌عنوان امری جهانشمول و برابر، به‌مثابه امری مشروط و موقعیتی بازتعریف می‌شوند: حق دیده شدن، حضور در خیابان و حتی حق سخن گفتن، به میزان انطباق با نظم نمایشی قدرت وابسته می‌شود.
در چنین وضعیتی، وضعیت جنگی یک بحران امنیتی تلقی‌شود. به بستری برای بازتنظیم مرزهای حقوقی جامعه بدل می‌شود. خیابان نیز به‌عنوان فضای عمومی، آرام‌آرام خصلت حق‌محور خود را از دست می‌دهد و به فضای امتیازمحور تبدیل می‌شود. فضایی که در آن حضور، معنای یک حق را ندارد و بیش‌تر به «اجازه‌های مشروط» شباهت می‌کند که در موقعیت‌های خاص به گروه‌های معین داده می‌شود. همزمان، غیاب برخی از گروه‌ها از این صحنه‌ها دیگر در قالب یک واقعیت اجتماعی فهمیده نمی‌شود و نشانه‌هایی از بیرون‌افتادن آن‌ها از مدار شروع سیاسی تلقی می‌شود.
از این منظر، آن‌چه در تجمعات شبانه رخ می‌دهد تنها بازنمایی جامعه نیست، نوعی بازتعریف عملیِ نسبت میان قانون، حق و حضور است. نمایشی، با تثبیت تصویری خاص از «ملت»، هم‌زمان نظمی را تثبیت می‌کند که در آن، برخی از مشکلات زندگی سیاسی واجد حق ظهور هستند. به این ترتیب، سیاست از حوزه توزیع قدرت فراتر رفته و به حوزه‌ای تنظیم می‌کند که ممکن است وجود بدل کند: این که چه کسی می‌تواند در فضای عمومی به‌عنوان سوژه‌ی سیاسی ظاهر شود و چه کسی پیشاپیش در وضعیت تعلیق قرار گیرد. تصمیم، حذف صداها نیست؛ تعلیق پایانی پیوند میان حق و ظهور است. وضعیتی که در آن «حق» دیگر موجودیتی انتزاعی نیست و در لحظه‌های نمایش، بازتوزیع و مشروط می‌شود.
 جمع بندی: از سیاست جنگ تا زیبایی‌شناسی قدرت
این نوشتار، توصیفی از تجمعات شبانه در متن جنگ نیست؛ تلاشی برای فهم جابه‌جایی در منطق سیاست است: از سیاست به‌مثابه حوزه تعارض اجتماعی به سیاست در مقام تولید تصویر، و از جامعه به‌مثابه تکثر زیستی به جامعه در هیئت‌های صحنه‌های قابل قاب‌بندی. در این روند، جنگ تنها یک وضعیت نظامی تلقی نمی‌شود؛ لحظه‌ای است که امکان‌های نمایش، حذف و بازتعریف «ملت» با شدتی مضاعف فعال می‌شوند.
تجمعات شبانه را می‌توان نه به‌عنوان کنش‌های ساده‌ی حمایتی، بلکه به‌مثابه سازوکارهایی برای تولید «مردم مشروع»، تنظیم نابرابر رویت‌پذیری و بازآرایی خیابان به‌عنوان صحنه‌های آیینی فهم کرد. آن چه در این صحنه برجسته می شود، انسجام تصویری و همزمانی عاطفی است. اما این جامعه، بیش از آن‌که بازتاب واقعیت اجتماعی باشد، نتیجه یک فرآیند انتخاب، حذف و یکدست‌سازی است که در آن، برخی از بدن‌ها و برخی از ویژگی‌ها ورود به تصویر را می‌سازند و برخی دیگر را در سطوح تجربه زیستی، نامرئی باقی می‌مانند.
بنابراین، موضوع اصلی را نباید در «نمایش حمایت از جنگ» جست‌وجو کرد. آن‌چه در حال شکل‌گیری است، نوعی دیداری‌ است که سیاست را از حوزه‌های قدرت و حقوق استفاده می‌کند، به عرصه‌هایی که امکان دیدن می‌شوند. در چنین وضعیتی، حقوق دیگر خصلتی برابر و همگانی نیست و بیش از پیش به میزان انطباق با فرم‌های نمایشی قدرت گره می‌خورند. تا جایی که در میدان عمومی حضور داشته باشد، خود را با کیفیتی برای شروع تبدیل می‌شود.
در نهایت، آن‌چه در این پدیدار می‌شود، وضعیت «زیبایی‌شناسی حکمرانی» است. شکلی از ادارات جامعه که انسجام را نه در حل تضادها، بلکه در تولید تصویرِ انسجام جست‌وجو می‌کند. با این حال، پشت این تصویر همیشه شکافی باقی می‌ماند: فاصله‌های میان آن‌چه دیده می‌شود و آن‌چه زیسته می‌شود. همین فاصله است که رنج های نامرئی، سوژه های حذف شده و تجربه های بیرون از قاب رسمی را می کند. این نوشتار نیز بر همین شکاف مکث دارد؛ برای فاصله میان سیاست در مقام نمایش و سیاست در مقام زندگی.

احترام به هنرمندان در مراسم ختم رو کی یاد میگیریم

 🖤

مراسم تشییع  فرانکو بارزی

 در کلیسای سنت آمبروجیو میلان، با حضور ده‌ها هزار هوادار و در میان انبوه پرچم‌های قرمز و مشکی به پایان رسید.



مراسم باشکوه، اما در عین حال ساده؛ 

درست در یکی از بزرگ‌ترین اسطوره‌های تاریخ فوتبال ایتالیا.

ستاره‌های بزرگ مثل پائولو مدینی، روبرتو باجو، مارکو فان‌بستن، دیمتریو آلبرتینی، الساندرو کاستاکورتا، پیترو ویردیس، ماسیمو آمبروزینی، مارکو سیمونه و آلبرتو اونانی هم در این مراسم حضور داشتند، اما نکته جالب، رفتار مردم بود.

هیچ خبری از هجوم برای گرفتن سلفی نبود...

مراسم هیچکس را به هم نزدیک...

هیچ‌کس حرمت یک وداع باشکوه را قربانی‌های فضای مجازی نکرد.

همه آمدند تا فقط یک چیز را به جا بیاورند:

شادان

❤️

کاش این تصاویر را که همه دیدند...

  شاید یادمان باشد چند روز قبل،

 در مراسم خاکسپاری اکبر عبدی، 

چگونه به جای احترام، 

برای گرفتن یک سلفی به هنرمندان حمله کردند  .

۱۴۰۵ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

درهای استادیوم را به روی تماشاگران باز کنید

 

درهای استادیوم 
را به روی تماشاگران باز کنید




«زمین و تماشاگر که، لیگ رای پلی‌استیشنی برگزار می‌شود». پیمان یوسفی، مجری برنامۀ ورزش و مردم این جمله را در واکنش به برگزاری فصل جدید لیگ بدون حضور تماشاگران عنوان کرد.

انجمن فدراسیون فوتبال گفته جمع‌بندی نهایی درباره حضور تماشاگران بعد از برگزاری جلسات لیگ انجام می‌شود، اما گزارش کرد: «لیگ با تماشاگر، لیگه.»

لیگ برتر اواسط دی‌ماه پارسال به‌دلیل ناآرامی‌ها بدون تماشاگر شد. بااین‌حال بهمن ۱۴۰۴ به شرایط عادی برگشت و چند بازی از جمله مس رفسنجان و استقلال خوزستان با تماشاگر برگزار شد.

با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به طور کل بازی‌های لیگ برتر ناتمام ماند اما تماشاگران در بازی‌های لیگ‌های پایین‌تر از جمله لیگ یک و دو حضور دارند و بدون مشکل خاصی به تیمشان پرداختند. حالا رئیس فدراسیون فوتبال گفته آن‌ها تمام تلاششان را می‌کنند که فصل جدید لیگ برتر با حضور تماشاگران برگزار می‌شود.

 باتوجه‌به برخی شرایط بازی‌ها باید بدون تماشاگر باشد اما با حضور هواداران تیم‌ها باعث نشاط بخشی از جامعه، هیجان‌انگیزتر شدن بازی‌ها و از همه مهم‌تر درآمدزایی باشگاه‌ها و فدراسیون‌ها در روزهای سخت اقتصادی می‌شوند.

🔹وزیر ورزش پارسال در این باره عنوان کرده بود: «همین کری خوانی‌ها باعث نشاط، سرگرمی، تحرک و صمیمی می‌شود. خواهش برگزار می‌شود که بازی‌ها با حضور تماشاگران در شورای این امر مطرح شود». تاجرنیا، سرپرستی استقلال از زاویه‌های تازه به تماشاگر بودن بازی‌ها اشاره کرده و گفته است: «ما مدعی AFC هستیم که چرا میزبانی را گرفته است.
 برگزاری مسابقات بدون تماشاگر، پیام می‌دهد که شرایط آماده نیست 

حملات آمریکا و اسراییل ۱۰ میلیون تن آوار جنگی برجای گذاشت

 آمار دقیق از میزان خسارت جنگ در تهران

؛ کدام مناطق بیشترین آسیب را دید






 / حملات آمریکا و اسراییل ۱۰ میلیون تن آوار جنگی برجای گذاشت


منطقه یک: ۵۷ بار
منطقه دو: ۳۰ بار
منطقه ۳: ۲۲ بار
منطقه ۴: ۹۰  بار
منطقه ۵: ۲۷ بار
منطقه ۶: ۱۴ بار
منطقه ۷: ۱۵  بار
منطقه ۸ :۱۳ بار
منطقه ۹: ۳۳ بار
منطقه ۱۰: ۵  بار
منطقه ۱۱: ۲۷ بار
منطقه ۱۲: ۱۴ بار
منطقه۱۳: ۴۶ بار
منطقه۱۴: ۳۱  بار
منطقه ۱۵: ۳۱ بار
منطقه ۱۶ :۶  بار
منطقه ۱۷: ۳ بار
منطقه ۱۸: ۱۹ بار
منطقه ۱۹: ۱۴ بار
منطقه ۲۰: ۳۶ بار
منطقه ۲۱ :۶۲ بار
منطقه ۲۲ :۵۵ بار


طبق گزارش‌های رسمی، تا ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ حدود ۱۰ میلیون تن آوار و نخاله ساختمانی در مناطق شهری آسیب‌دیده در جنگ ایجاد شده است. این آوار ناشی از آسیب جزیی یا شدید به ده‌ها هزار واحد مسکونی، تاسیسات صنعتی،
 انبارهای انرژی و زیرساخت‌های شهری است

عمق بحران معیشت

 از عمق بحران معیشت در ایران

از فروش مو و کفش دست دوم تا اجاره لپ تاپ



خب به عمق بحران معیشت در ایران پرداخته و با اشاره به آگهی فروش مو و کفش دست‌دوم و اجاره موقت لپ‌تاپ  در سایت‌هایی مانند دیوار که پیش‌تر محل آگهی فروش خانه و ماشین بود، می‌نویسد، گاهی یک آگهی چند خطی در فضای مجازی، بیشتر از ده‌ها گزارش رسمی درباره وضعیت اقتصادی حرف می‌زند.

زمانی خرید و فروش خانه، خودرو و کالاهای بزرگ نشانه گردش پول بود، حالا حتی یک لپ‌تاپ برای انجام کارهای ساده، یک جفت کفش کارکرده

 یا چند سانتی‌متر موی طبیعی
 هم وارد چرخه معامله شده‌اند

، برخی افرادی که به دنبال اجاره لپ‌تاپ هستند، به دنبال نوع پیشرفته یا انجام پروژه‌های بزرگ نیستند، بلکه برای تایپ کردن یا شرکت در کلاس آنلاین به آن نیاز دارند
 براساس این گزارش، این آگهی‌ها یک پیام مهم دارند: بخش قابل توجهی از جامعه نه‌تنها برای خرید کالای دیجیتال جدید توان کافی ندارد، بلکه حتی داشتن یک ابزار ابتدایی کار هم برایش تبدیل به هزینه سنگین شده است.

هر  که هرچند فروش موی طبیعی 
در چند سال اخیر در ایران رواج داشته، اخیرا بسیار گسترده‌تر شده است.

آتش در مرزها، سایه بر خانه ها

  آتش در مرزها، سایه بر خانه ها؛ آیا سیاست های منطقه جمهوری اسلامی به بهای معیشت ایرانیان تمام شده است؟   آتش در مرزها، سایه بر خانه ها؛ آیا...