۱۴۰۴ اسفند ۲۵, دوشنبه

جزیره خارگ دارای پیامدهای احتمالی زیست‌محیطی است

 

حمله به جزیره خارگ 

 دارای پیامدهای احتمالی زیست‌محیطی است

تسنیم : مدیرکل محیط زیست بوشهرحمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به جزیره خارگ را دارای پیامدهای احتمالی زیست محیطی دانست.

عبدالرحمن مرادزاده، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان بوشهر در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در واکنش به حمله جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به جزیره خارگ، گفت: جزیره خارگ تنها یک پایانه نفتی نیست، بلکه یکی از زیست‌بوم‌های ارزشمند خلیج‌فارس به شمار می‌رود؛ جزیره‌ای که در کنار نقش اقتصادی مهم، از منظر تنوع زیستی و زیستگاهی جایگاه کم‌نظیر دارد.

وی با اشاره به جایگاه ویژه این جزیره در تنوع زیستی اظهار داشت: خارگ زیستگاه گونه‌های ارزشمند حیات‌وحش از جمله آهوی ایرانی (Gazella subgutturosa) است که طی دهه‌های گذشته تحت حفاظت قرار گرفته و امروز جمعیتی قابل توجه از آن در زیستگاه‌های طبیعی جزیره زندگی می‌کنند. این گونه از جمله گونه‌های حمایت‌شده کشور محسوب می‌شود و خارگ یکی از زیستگاه‌های شناخته‌شده آن در جنوب ایران است.

مرادزاده با تشریح مؤلفه‌های زیستی دیگر جزیره خارگ بیان کرد: در اکوسیستم‌های خشکی و ساحلی جزیره خارگ و آب‌های پیرامونی، گونه‌های متعددی از پرندگان دریایی و ساحلی مانند کاکایی‌ها، پرستوهای دریایی، حواصیل‌ها و باکلان‌ها زیست می‌کنند.

وی ادامه داد: همچنین آب‌های پیرامون جزیره خارگ زیستگاه دلفین‌های گوژپشت خلیج فارس و مسیر زادآوری لاک‌پشت‌های دریایی در معرض تهدید نظیر لاک‌پشت سبز و لاک‌پشت منقار عقابی است و در محدوده جزایر خارگ و خارگو نیز زیستگاه‌های مرجانی ارزشمندی با گونه‌های مختلف مرجان، ماهی و بی‌مهرگان دریایی وجود دارد که از ذخایر مهم حفاظتی خلیج فارس به شمار می‌روند.

مدیرکل محیط زیست بوشهر با اشاره به بررسی‌های اولیه گفت: هرچند بر اساس اطلاعات موجود، تأسیسات عمده نفتی جزیره دچار آسیب جدی نشده، اما انفجارهای هوایی و ارتعاشات ناشی از آن بر رفتار و آرامش حیات‌وحش جزیره اثرگذار بوده است. این موضوع در برخی بخش‌ها می‌تواند موجب تخریب بخشی از زیستگاه‌های طبیعی آهوی ایرانی و سایر گونه‌های وابسته شود. تیم‌های کارشناسی در حال بررسی دقیق ابعاد زیست‌محیطی این رویداد هستند.

مرادزاده در ادامه اظهار داشت: جزیره خارگ علاوه بر ارزش‌های طبیعی، دارای میراث تاریخی و فرهنگی کم‌نظیری است و ترکیب طبیعت، تاریخ و فعالیت‌های اقتصادی در این جزیره، آن را به نمونه‌ای متمایز در خلیج فارس تبدیل کرده است. حفاظت از این ظرفیت‌ها نیازمند همکاری دستگاه‌های مسئول در سطح ملی و نهادهای بین‌المللی زیست‌محیطی است.

وی در پایان تأکید کرد: کارشناسان اداره‌کل حفاظت محیط زیست استان بوشهر در حال بررسی میدانی دقیق ابعاد این حادثه هستند و گزارش نهایی پس از جمع‌بندی منتشر خواهد شد.

صیانت از گونه‌های ارزشمند و زیستگاه‌های طبیعی جزیره خارگ در اولویت برنامه‌های حفاظتی محیط زیست استان قرار دارد.

زنانه شدن سالمندی


زنانه‌شدن سالمندی 

در کنار زنانه‌شدن فقر  

زنانه شدن سالمندی، جامعه‌ی جهانی را با چالش‌هایی کلان مواجه ساخته؛ مشکلاتی که جامعه‌ی ایران نیز از آن مستثنی نیست.

اگرچه در سایر کشورهای جهان برای مقابله با زنانه‌شدن سالمندی و مدیریت این بحران، استراتژی‌ها و سیاست‌های کارآمد در نظر گرفته شده، اما در ایران، این بحران چهره‌ی تکان‌دهنده‌ی خود را در فزونی روز افزون سالمندان «رها شده» در پارک‌ها و خیابان‌ها و مراکز معتادین نشان می‌دهد. دو سال پیش، داریوش ابوحمزه،‌ معاون وقت رفاه اجتماعی وزارت کار، عنوان کرد که متوسط دریافتی صندوق‌های بازنشستگی برای هر بازنشسته، ۸ میلیون و۵۰۰ هزار تومان است که این میزان تنها پاسخگوی ۲۵ تا ۳۳ درصد سبد معیشتی یک سالمند است. علت این موضوع نیز افزایش ندادن حقوق بازنشستگی، متناسب با نرخ تورم است. این موضوع، روایت فقر سالمندانی است که از حقوق بازنشستگی برخوردارند. برای اکثر این سالمندان، به‌ویژه زنان سالمند تنها و فقیر، هستی آن‌هاست که در این چرخه‌ی شوم‌ در‌هم‌ می‌شکند

سیمای جهانی زنانه‌شدن سالمندی

اول اکتبر، روز جهانی سالمندان است. جمعیت جهان به‌طور فزاینده‌ای به‌سمت سالخوردگی در حرکت است. امروزه، جهان دارای ۸۰۷ میلیون نفر ۶۵ ساله و بالاتر است که از سال ۱۹۵۰ شش برابر شده است. تا سال ۲۰۵۰، بیش از ۵۵ درصد از ۲ میلیارد سالمند جهان را زنان تشکیل خواهند داد که ۵۹ درصد آن‌ها بالای۸۰ سال خواهند بود. سازمان ملل متحد، در سال ۲۰۲۳ برای اولین بار، روز ۲۹ اکتبر را به‌عنوان روز جهانی مراقبت و حمایت نام‌گذاری کرد. هدف توجه به این امر، برجسته‌کردن نقش حیاتی مراقبت و حمایت در ارتقای برابری جنسیتی و پایداری جوامع و اقتصادهایی است که بتواند مراقبت و حمایت از سالمندان جامعه را تامین کنند. برای دستیابی به این هدف، سیستم‌های مراقبت و حمایت باید به تقاطع نابرابری‌های جنسیتی، فقر، سن و ناتوانی زنان بپردازند

  رشد هستند که در آینده‌ای نه‌چندان دور، با چالش‌ها و نیازهای خاصی روبه‌رو خواهند بود. این معضل هر‌ روز انباشت فزون‌تر و آینده‌ای نگران‌کننده‌تر دارد. مرکز پژوهش‌های مجلس در سال گذشته گزارش داد که اگر سن سالمندی را ۶۰ یا ۶۵ سال در نظر بگیریم، حدود یک-چهارم تا یک-سوم جمعیت ایران در سال ۱۴۳۵ سالمند خواهند بود. در واقع پیش‌بینی‌ها از بررسی وضعیت سالخوردگی جمعیت در ایران، نشان می‌دهد که تا سال۱۴۳۰ تعداد سالمندان ایران به حدود ۳۰ میلیون نفر برسد. مرکز پژوهش‌های مجلس نوشته است که نه‌تنها موضوع سالمندی یکی از مسایل مهم و اساسی آینده‌ی کشور است، بلکه به‌طور ویژه سالمندی زنان با توجه به بالابودن جمعیت و عدم توانمندسازی آن‌ها در کسب درآمد، مسئله‌ای حادتر خواهد بود. به‌عبارتی اقتصاد ایران با حدود ۳۰ میلیون سالمند مواجه می‌شود که برخی از آن‌ها یا شغل ندارند یا درآمد بسیار پایین خواهند داشت که سرمایه‌ی اقتصادی کافی، برای دوران پیری خود ندارند.

در پژوهش شورای ملی سالمندان آمده است که در یک دهه‌ی اخیر، تعداد زنان سالمند تنهازیست، به‌طور متوسط سالانه ۷ درصد رشد داشته است. شیوع تنهازیستی زنان سالمند در یک دهه‌ی اخیر، از ۱۳ به ۲۳ درصد و برای مردان سالمند از ۴ به ۵.۵ درصد افزایش یافته است. الگوی تنهازیستی در میان زنان سالمند بیش از ۴ برابر مردان سالمند است. شیوع تنهازیستی زنان سالمند در ایران، به یکی از مسایل مهم اجتماعی تبدیل شده است. با افزایش امید به زندگی و تغییرات فرهنگی و اجتماعی، تعداد زنان سالمندی که به تنهایی زندگی می‌کنند، رو به افزایش است و بخش قابل توجهی از سالمندان در ایران، به‌ویژه زنان، در سنین بالا با چالش‌های مربوط به تنهازیستی و مشکلات اقتصادی و اجتماعی مرتبط با آن مواجه هستند.

دلایل افزایش تنهازیستی زنان سالمند را می‌توان در درجه‌ی نخست، افزایش میانگین امید به زندگی در ایران قلمداد کرد که باعث شده تعداد بیش‌تری از افراد به دوران سالمندی برسند و زنان در ایران، مانند سایر کشورهای جهان، اکثریت سالمندان را تشکیل می‌دهند. از جمله دلایل دیگر در روند رشدیابنده‌ی تنهازیستی زنان را می‌توان افزایش طلاق، آن‌هم در جامعه‌ای که چندهمسری از نظر قانونی مجاز شمرده می‌شود در کنار موج سنگین مهاجرت جوانان و زنانی که همسران خود را از دست داده‌اند و مجبور به تنهازیستی می‌شوند، قلمداد کرد. تنهازیستی زنان مسن، بدون‌شک پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و روحی روانی به‌دنبال دارد. مشکلات مالی و محدودیت اقتصادی برای زنان سالمند، فرایند سیاست‌های جنسیت‌زده در اشتغال زنان به‌شمار می‌رود. بسیاری از زنان سالمند به‌دلیل نداشتن درآمد مستقل یا مستمری کافی، با مشکلات اقتصادی روبه‌رو هستند. تنهازیستی می‌تواند مشکلات اقتصادی را تشدید کند، چرا که آن‌ها ممکن است به‌تنهایی قادر به تامین هزینه‌های زندگی نباشند. تنهازیستی در سنین بالا می‌تواند به مشکلات روانی مانند احساس تنهایی، افسردگی و اضطراب نیز منجر شود. این وضعیت به خصوص برای زنانی که ارتباطات اجتماعی کم‌تری دارند، بیش‌تر دیده می‌شود.

زنانه‌شدن سالمندی، نیاز برای خدمات بهداشتی و مراقبتی زنان مسن را که معمولاً با مشکلات سلامتی مختلفی از جمله بیماری‌های مزمن مانند دیابت، فشار خون بالا، و بیماری‌های قلبی مواجه هستند، بالا برده است. دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی، به‌ویژه در مناطق روستایی و محروم، هم‌چنان یکی از چالش‌های مهم جامعه‌ی ایران است که در خلال ۴۵ سال گذشته به آن پاسخی داده نشده است. بحران سالمندی در ایران، هم‌چون سایر کشورهای جهان، ضرورت تقویت شبکه‌های حمایت اجتماعی، توسعه‌ی خدمات اجتماعی و ایجاد شبکه‌های حمایتی برای کاهش احساس تنهایی و حمایت از سالمندان، به‌ویژه زنان سالمند را برجسته‌تر از پیش کرده است. تغییرات جمعیتی و زنانه‌شدن سالمندی، نیازمند زیرساخت‌های مسکن و ایجاد شرایط مناسب برای سالمندان در محیط‌های مسکونی است، اما به گفته‌ی شهردار تهران، تعداد مستاجران در تهران به ۶۰ درصد رسیده و هزینه‌ی اجاره‌ها نیز به‌شدت افزایش یافته است. در چنین شرایطی خانواده‌ها به واحدهای مسکونی کوچک‌تر رو می‌‌آورند، بنابراین انتظار طبیعی این است که خانواده‌های بیش‌تری در نگهداری از سالمندان خود دچار مشکل شوند. از‌طرف‌دیگر وقتی آمار تورم و میزان حقوق دریافتی یک خانواده‌ی دارای سالمند، تناسبی نداشته باشد، نهایتاً هزینه‌ی نگهداری و مراقبت از سلامت سالمند افزایش می‌یابد.

در ایران، بسیاری از زنان مسن، هم‌چنان نقش مهمی در نگهداری از نوه‌ها و حمایت از خانواده‌ی خود ایفا می‌کنند. آن‌ها اغلب مسئولیت‌های زیادی در خانه دارند؛ اگرچه ممکن است به‌لحاظ جسمی و روحی برای انجام این کارها تحت فشار باشند. هم‌چنین تغییرات فرهنگی و اجتماعی در ایران باعث شده که نقش و جایگاه زنان مسن در خانواده و جامعه تغییر کند. زنان مسن اغلب به‌عنوان افراد شایسته‌ی احترام و شخصیتی کلیدی در خانواده‌ها شناخته می‌شدند اما تغییرات اجتماعی باعث شده که برخی از این زنان احساس کنند که نقش آن‌ها کم‌رنگ‌تر شده است. در بررسی وضعیت اقتصادی و اجتماعی زنان سالمند ایرانی، براساس آمارهای رسمی و الزامات سیاستی مبتنی بر پیش‌بینی‌های آینده‌نگرانه‌ی جمعیتی توسط احمد در آهکی و رضا نوبخت با استفاده از داده‌های سرشماری ۱۳۹۵ و سایر آمارهای رسمی، چنین برآورد گردیده که زنان سالمند کشور حدود ۵.۹ درصد از کل جمعیت زنان کشور را شامل می‎شوند (که انتظار می‌رود براساس پیش‌بینی محتمل آینده‌نگرانه‌ی جمعیت، این درصد به حدود ۷.۳۲ درصد در افق چشم‌انداز ۱۴۳۰ افزایش یابد). ۷۲.۹۹ درصد از زنان سالمند در خانوارهای معمولی زندگی کرده و ۴۴ درصد آن‌ها باسواد بوده‎اند که ۵۰ درصد از آن‌ها سوادشان در سطح ابتدایی است. میزان مشارکت اقتصادی زنان سالمند ۶ درصد و نرخ بیکاری آنان ۸.۱ درصد است. ۳.۴۳ درصد از ایشان همسران خود را از دست داده‎اند و ۲۴ درصد از زنان سالمند به تنهایی زندگی می‎کنند. هم‌چنین ۷.۳۹ درصد از زنان سالمند، سرپرست خانوارهایی بودند که در آن زندگی می‌کردند.

بایستی متذکر شد که زنان و دختران، به‌مثابه‌ نیمی از ‌جامعه‌ی ایران که امروزه در صف مقدم جنبش‌های اجتماعی در قرار دارند و برای آن هزینه می‌دهند، از کودکی تا کهن‌سالی، بیش‌ترین فشارها و نقض حقوق انسانی را تجربه می‌کنند. هیچ قانون و سیاست کارآمدی برای حمایت از سالمندان وجود ندارد و جامعه‌ی ایران در آستانه‌ی مواجه‌شدن با سونامی زنانه‌شدن فقر و سالمندی روبه‌رو است.

هشدار جنگی به مردم دبی

 

هشدار تخیله ایران به مردم دبی 


هشدار تخلیۀ نیروهای مسلح ایران به مردم برخی مناطق دبی و دوحه

نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در اطلاعیه‌ای به افراد مقیم در مناطق مشخص‌شده در شهرهای دبی و دوحه اعلام کرد که به دلیل مخفی شدن افسران و سربازان ارتش تروریست ایالات متحدۀ آمریکا در این مناطق، این نقاط ممکن است در ساعات آینده مورد حمله قرار گیرند.

نیروهای مسلح کشورمان از ساکنان و افراد حاضر در این مناطق خواست هرچه سریع‌تر از این مناطق فاصله بگیرند.

در بخش دیگری از این اطلاعیه آمده: علیرغم هشدارهای نیروهای مسلح ایران، حاکمان شما به تروریست‌های آمریکایی پناه داده و اجازه داده‌اند از خاک شما برای حمله به ایران استفاده شود.


پارگراف اول پایان رژیم

 

پاراگراف اول؛ 

آیا «فصل پایانی» جمهوری اسلامی فرا رسیده است؟


آرایش نظامی آمریکا برای انجام درگیری احتمالی به ایران و برگزاری رزمایش نمادین مشترک جمهوری اسلامی ایران با روسیه، از احتمال وقوع جنگی خبر می‌دهد که سایه‌اش بر منطقه سنگینی می‌کند. 

ارتش آمریکا در آماده‌باش کامل است و نگاه بسیاری از ناظران به فرمان دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور، این کشور دوخته شده است؛ حتی در میان ایرانیان نیز این روزها صف‌بندی‌های تازه‌ای شکل گرفته است، از مخالفان جنگ گرفته تا موافقان آن یا کسانی که از «مداخلهٔ بشردوستانه» صحبت می‌کنند.

با این حال، ابرهای تهدید بر فراز ایران مانع از ادامه گفت‌وگوهای دوجانبه تهران و واشینگتن نشده است.

در سوی دیگر ماجرا، بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور «فصل پایانی» جمهوری اسلامی را از پیش در ذهن خود طراحی کرده‌ است؛ در حالی‌ که در درون حاکمیت نیز جریان‌هایی وجود دارند که به پایان دیپلماتیک بحران و عبور از بن‌بست فعلی می‌اندیشند.

در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، دامون گلریز، فارغ‌التحصیل رشتهٔ فیزیک مکانیک، مدرس دانشکده علمی‌ـ‌کاربردی لاهه و پژوهشگر گروه تحقیقاتی صلح بین‌الملل، عدالت و امنیت از هلند به همراه امین سوفیامهر، دانش‌آموختهٔ فلسفه، مطالعات خاورمیانه، زبان عربی و روابط بین‌الملل در کانادا این موضوع را به بحث گذاشته‌ایم.

دامون گلریز با اشاره به آنچه بزرگترین آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ می‌خواند، شرایط را برای جمهوری اسلامی بسیار سخت ارزیابی کرده و می گوید اگر جنگی در بگیرد و در مرحلهٔ اول، اگر اهدافش صرفاً تخریب زیرساخت‌های موشکی، نظامی و هسته‌ای باشد، در مرحلهٔ دوم، اگر خامنه‌ای واکنش نشان بدهد، ممکن است زیرساخت‌های ایران را هدف قرار گیرد و این بسیار خانمان‌سوز خواهد بود. 

به گفتهٔ آقای گلریز، این مسئله می‌تواند معادله‌ها را تغییر دهد و حتی منافع جمهوری اسلامی را برای بقای بیشتر حفظ کند. 

دامون گلریز بهترین حالت در صورت چنین اتفاقی را وجود یک برنامهٔ راهبردی خروج از سوی آمریکا، اسرائیل و هم‌پیمانان اروپایی آن‌ها می‌داند، مانند آنچه در جریان جنگ جهانی دوم در حمله به ژاپن رخ داد و این کشور را از یک کشور استبدادی به دموکراسی لیبرال در قالب پادشاهی مشروطه تبدیل کرد. 

این پژوهشگر صلح بین‌الملل معتقد است: چنین انگیزه‌ای هم‌اکنون در واشینگتن، تل‌آویو و اروپا دیده نمی‌شود و با توجه به ارادهٔ سیاسی تهران، ممکن است ایران وارد مرحلهٔ بی‌ثباتی شود. او می‌گوید: ۱۰۰ سال استبداد از ۱۰ سال هرج‌ومرج بهتر است.

دامون گلریز می‌گوید: جمهوری اسلامی با ساختار سرکوبش و تجربه‌ای که از سرکوب‌های گذشته به دست آورده است، بدون ضربه‌ای تعیین‌کننده به رأس هرم قدرت و دستگاه سرکوب، دچار فروپاشی نخواهد شد. 

آقای گلریز کیفیت، هدف، و پیامد حمله را مهم می‌داند و معتقد است: حمله‌ای موفق خواهد بود که به حذف رأس فرماندهی، ایجاد شکاف در نیروهای سرکوب و فراهم شدن امکان کنش سیاسی برای مردم منجر شود.

دامون گلریز واکنش اسرائیل در جریان سکوب معترضان در دی‌ماه ۱۴۰۴ را منفعلانه دانسته و می‌گوید: این واکنش نشان می‌دهد به رغم این‌که اسرائیل از تغییر رژیم در ایران استقبال می‌کند اما لزوماً به دنبال آن نیست. 

با این حال او اعتقاد دارد، یک ایرانِ درگیر هرج‌ومرج منافع راهبردی اسرائیل را بهتر تأمین می‌کند؛ چون یک جمهوری اسلامی ضعیف‌شده می‌تواند برای منافع اسرائیل بهتر باشد تا یک سامانهٔ حکومتی ناشناخته و بی‌ثبات که معلوم نیست چه چیزی از دل آن بیرون بیاید.

آقای گلریز، منافع آمریکا و اسرائیل را هم در این باره متفاوت می‌داند و می‌گوید: هرج‌ومرج در ایران برای آمریکا زیان‌بار است، چون آمریکا را درگیر منطقه می‌کند و مانع رقابت با چین و روسیه می‌شود. اما اسرائیل از آشوب در ایران ضرر کمتری می‌بیند.

این تحلیلگر معتقد است دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا در واکنش‌های اخیر خود به ایران، بیشتر بر اساس منافع اسرائیل در منطقه عمل کرده تا منافع کلی آمریکا.

حمله مطلوب، جنگ داخلی نامطلوب

امین سوفیامهر، کارشناس روابط بین‌الملل، می‌گوید: حمله‌ای منافع مردم ایران را تأمین می‌کند که با آن وحدت فرماندهی در جمهوری اسلامی از بین برود، مراکز سرکوب تضعیف شوند و خامنه‌ای حذف شود. 

به گفتهٔ آقای سوفیامهر، اگر حمله‌ای نمادین مانند جنگ دوازده روزه اتفاق بیافتد، پیامدش فقط تشدید سرکوب و تداوم حکومت خواهد بود. 

این کنشگر سیاسی پادشاهی‌خواه می‌گوید جمهوری اسلامی برای آمریکا مانند اسرائیل تهدیدی وجودی نیست.

او بر خلاف دامون گلریز، تجزیهٔ ایران یا بی‌ثباتی شدید در ایران را مطلوب اسرائیل نمی‌داند و می‌گوید اسرائیل خواهان براندازی با ثبات جمهوری اسلامی است، اما به تنهایی، بدون کمک آمریکا توان نظامی لازم برای این کار را ندارد، در صورتی که آمریکا توان پیاده کردن نیرو در ایران را دارد اما اراده سیاسی‌اش را ندارد.

به گفتهٔ این تحلیلگر سیاسی، بهترین برنامه برای ایران حملهٔ هم‌زمان آمریکا و اسرائیل به دستگاه سیاسی، نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی است که در آن نقطه، مردم ایران می‌توانند از فرصت استفاده کرده و کار جمهوری اسلامی را تمام کنند.

دامون گلریز با تأکید بر اصل دفاع مشروع، حساب باز کردن روی نیروهای مردمی برای سقوط جمهوری اسلامی را رؤیافروشی خطرناک نامیده وآن را مقدمه‌ای برای جنگ محتمل داخلی در ایران می‌داند.

با وجود این، آقای سوفیامهر با اشاره به موقعیت جغرافیایی تفکیک‌شده مانند سوریه برای جنگ داخلی می‌گوید در ایران چنین موقعیتی وجود ندارد.

چرا که به گفتهٔ او ارتش هست و جایگزینی به نام ولیعهد ایران وجود دارد؛ پس وقتی جمهوری اسلامی ضعیف شود و جانشین تثبیت شده باشد، بخش‌هایی از ارتش به مردم می‌پیوندند.

دامون گلریز می‌گوید اگر آمریکا برنامهٔ تغییر رژیم و پیاده‌کردن نظامیان در ایران بعد از بمباران را داشته باشد، ولیعهد ایران می‌تواند در صورت اجرای سیاست‌های کثرت‌گرایانه و همکاری با نیروهای سیاسی، نقش مثبتی ایفا کند.

امین سوفیامهر معتقد است هیچ‌ چیز بدتر از تداوم جمهوری اسلامی نیست و بدون حملهٔ نظامی وضعیت ایران از شرایط کنونی اش بدتر می‌شود.

 

آیا مریم منظمی مأمور و پرستو حکومتی بوده


حضور مریم منظمی، 



نایب‌رئیس سابق فدراسیون فوتبال ایران، 

در جریان مسابقات انتخابی المپیک تیم ملی زنان در استرالیا اشاره دارد.

​اصطلاح «پرستو» در ادبیات سیاسی ایران به افرادی (معمولاً زنان) اطلاق می‌شود که از سوی نهادهای امنیتی مأموریت می‌یابند تا با نزدیکی به چهره‌های مخالف یا دیپلمات‌ها، برای حکومت کسب اطلاعات یا ایجاد تله‌های اخلاقی کنند. در این مورد خاص، اتهامات علیه او حول محور «جاسوسی» یا «گزارش‌دهی» از وضعیت بازیکنان و پناهجویان چرخیده است

​«چه کسی و چگونه اطلاعات سپاه را به "خانه امن" 

استرالیا رساند؟

 


​حواشی و اتهامات مطرح شده

  • حضور در استرالیا: مریم منظمی به عنوان سرپرست تیم ملی فوتبال زنان ایران در سفر به استرالیا حضور داشت. در آن مقطع، گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه او به جای تمرکز بر امور ورزشی، بر فعالیت‌های بازیکنان و ارتباطات آن‌ها نظارت شدیدی داشته است.
  • اتهام همکاری امنیتی: رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور و برخی فعالان مدنی مدعی شدند که او اطلاعات مربوط به ورزشکارانی که قصد جدایی از تیم یا پناهندگی داشتند را به نهادهای امنیتی ایران منتقل کرده است.
  • عکس‌های جنجالی: تصاویری از او در کنار مقامات استرالیایی و همچنین در محیط‌های غیررسمی منتشر شد که به شایعات درباره نقش او به عنوان یک «نفوذی» دامن زد.

۱۴۰۴ اسفند ۲۴, یکشنبه

مرگ و مصدومیت ۳ معدنچی

 مرگ و مصدومیت ۳ معدنچی

 در پی ریزش معدن زغال سنگ نهرودبار



March 15, 2026
در پی ریزش تونل معدن زغال سنگ نهرودبار در شهرستان نوشهر، یک کارگر جان خود را از دست داد و دو نفر دیگر مصدوم شدند. علت حادثه و هویت کارگران معرفی نشد. گزارش‌های سالانه نشان می‌دهند که در سال ۲۰۲۵ حداقل ۱,۲۰۲ نفر در حوادث کاری ایران جان باختند و ۷,۳۱۶ مورد صدمه جسمی در حین کار گزارش شده است.

 امروز یکشنبه، در پی ریزش تونل معدن زغال سنگ نهرودبار در شهرستان نوشهر، یک کارگر معدن جان خود را از دست داد و دو کارگر دیگر مصدوم شدند.
به گزارش خبرگزاری  ، سه کارگر معدن در نوشهر دچار حادثه شدند.
فرماندار نوشهر در این خصوص گفت: حادثه ریزش تونل معدن زغال سنگ نهرودبار بخش کجور از توابع شهرستان نوشهر، امروز یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ به وقوع پیوست و با صدای مهیبی مانند انفجار همراه بود.
جهانشاهی اعلام کرد که در پی این حادثه، یک کارگر جان خود را از دست داد و دو کارگر دیگر نیز مصدوم شده اند.
در این گزارش به علت دقیق وقوع حادثه و هویت کارگران حادثه دیده اشاره نشده است.
بر اساس گزارش‌های سالانه مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در سال ۲۰۲۵، دست‌کم ۱,۲۰۲ تن در سوانح کاری کشته شدند و ۷,۳۱۶ مورد صدمات جسمی به کارگران در حین کار ثبت شده است. بیشتر کارگران ایران در شرایط فاقد امنیت شغلی و پوشش بیمه‌ای مناسب فعالیت می‌کنند، کمبود بازرسان و ضعف زیرساخت‌های ایمنی، ثبت و پیشگیری از حوادث شغلی را با چالش جدی مواجه کرده است

برگشت سه فوتبالیست زن به ایران

 

انصراف سه فوتبالیست

 زن ایرانی از پناهندگی فشار روی خانواده آنهاست 


وزیر کشور استرالیا اعلام کرد در مجموع سه عضو دیگر تیم ملی فوتبال زنان ایران استرالیا را ترک کرده‌اند و تصمیم گرفته‌اند به ایران بازگردند. برخی فعالان، علت انصراف آنان از پناهندگی را تهدید و فشار جمهوری اسلامی می‌دانند.به گفته وزیر کشور استرالیا و رسانه‌های حکومتی در ایران، سه فوتبالیست زن دیگر به همراه یک عضو کادر تیم ملی فوتبال زنان ایران، درخواست پناهندگی خود را که پیش‌تر در استرالیا ارائه کرده بودند، پس گرفته‌اند.

بر اساس این گزارش‌ها، این سه عضو تیم در مسیر مالزی هستند؛ جایی که بخش عمده تیم ملی فوتبال زنان ایران اکنون در انتظار بازگشت به تهران به سر می‌برد.

تونی برک، وزیر کشور استرالیا، نیز ضمن اعلام این خبر گفت این زنان تصمیم گرفته‌اند به کشور خود که به‌شدت از جنگ آسیب دیده است بازگردند. درباره دلایل این تصمیم توضیحی داده نشده است

پس از حذف تیم ملی فوتبال زنان ایران در مرحله گروهی مسابقات جام ملت‌های آسیا، نگرانی‌های زیادی درباره بازیکنان این تیم به وجود آمده بود.

از آنجا که تیم در نخستین بازی گروهی مقابل کره جنوبی از خواندن سرود جمهوری اسلامی خودداری کرده بود، گروه‌های مدافع حقوق بشر نگران بودند که بازیکنان پس از بازگشت به کشور با اقدامات تلافی‌جویانه روبه‌رو شوند.

این اقدام بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان، در ایران به عنوان نشانه‌ای از مخالفت با رهبری جمهوری اسلامی تعبیر شده بود و رسانه‌های حکومتی نیز سپس، با وجود اینکه حتی آنان در مسابقات بعدی هم سرود خواندند و هم سلام نظامی دادند، آنها را “خائن” نامیدند.

پس از آن بود که هفت عضو تیم ملی در استرالیا پناهندگی دریافت کردند. بر اساس اعلام مقام‌های استرالیا، پیش از این نیز یک بازیکن دیگر با انصراف از درخواست پناهندگی، تصمیم گرفته بود استرالیا را ترک کند.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی اینک اعلام کرده است که “دو بازیکن و یک عضو کادر فنی” تیم ملی “از درخواست پناهندگی در استرالیا انصراف داده‌اند و در حال حاضر در مسیر مالزی هستند.»

این شبکه عکسی از این سه زن منتشر کرده که ظاهراً اندکی پیش از سوار شدن به هواپیما گرفته شده است.

بسیاری از فعالان سیاسی و حقوق بشری این احتمال را مطرح کرده‌اند که فوتبالیست‌های منصرف‌شده از ماندن در استرالیا، زیر فشار و تهدید حکومت جمهوری اسلامی دست به این اقدام زده باشند.

پیش‌تر نیز دادستانی کل کشور جمهوری اسلامی به شکل غیرمستقیم بازیکنان را تهدید کرده بود و با انتشار بیانیه‌ای از آنها خواسته بود تا “برای رفع دغدغه‌های خانواده‌ها” به ایران بازگردند.

جزیره خارگ دارای پیامدهای احتمالی زیست‌محیطی است

  حمله به جزیره خارگ   دارای پیامدهای احتمالی زیست‌محیطی است تسنیم : مدیرکل محیط زیست بوشهرحمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به جزیره خارگ را دار...