۱۴۰۴ بهمن ۲۹, چهارشنبه

اعتراضات بحران داخلی و فشار خارجی

 اعتراضات ۱۴۰۴ ایران؛ 


تلاقی بحران داخلی و فشار خارجی

 اعتراضات سال ۱۴۰۴ را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان یک موج نارضایتی مقطعی یا واکنشی احساسی به یک اتفاق خاص تحلیل کرد. آن‌چه در این دوره رخ داد، نتیجه‌ی هم‌زمان دو روند موازی بود: انباشت بحران‌های داخلی از یک‌سو، و تشدید فشارهای ژئوپلیتیک خارجی از سوی دیگر. فهم این اعتراضات بدون درنظرگرفتن هر دو بُعد، تحلیلی ناقص خواهد بود.

۱. زمینه‌ی داخلی: دولت ضعیف، جامعه‌ی خسته

از نظر داخلی، ساختار سیاسی–اقتصادی ایران در سال‌های منتهی به ۱۴۰۴ با چند بحران هم‌زمان روبه‌رو بود:

کاهش شدید سرمایه‌ی اجتماعی، فرسایش مشروعیت، بحران معیشت، و انسداد کامل مسیرهای اصلاح درون‌ساختاری. جامعه‌ای که ابزارهای قانونی برای بیان نارضایتی ندارد، ناگزیر به خیابان منتقل می‌شود.

اعتراضات ۱۴۰۴ نه «ناگهانی» بودند و نه «سازمان‌یافته از بیرون»؛ بلکه ادامه‌ی منطقی روندی بودند که از سال‌ها پیش آغاز شده بود. الگوی اعتراض نیز نشان می‌داد با جامعه‌ای روبه‌رو هستیم که دیگر انتظار اصلاح تدریجی ندارد، بلکه واکنش‌هایش بیشتر ماهیت انفجاری پیدا کرده است.

۲. پاسخ حاکمیت: امنیتی‌سازی به‌جای حل مسئله

نحوه‌ی مواجهه‌ی حکومت با اعتراضات، عملاً هرگونه امکان کنترل بحران را محدودتر کرد. استفاده‌ی گسترده از خشونت، کشتار معترضان، و حذف کامل روایت‌های مستقل، باعث شد اعتراض از یک مطالبه‌ی اجتماعی به یک شکاف عمیق سیاسی تبدیل شود.

در چنین شرایطی، سرکوب نه‌تنها اعتراض را متوقف نمی‌کند، بلکه آن را به سطحی خطرناک‌تر منتقل می‌کند؛ جایی که هزینه‌ی بازگشت به «وضع عادی» بسیار بالاتر می‌رود.

۳. متغیر خارجی: آیا آمریکا به‌دنبال «زدن» است؟

در تحلیل نقش آمریکا، باید از ساده‌سازی پرهیز کرد. این‌که «آمریکا می‌خواهد به ایران حمله کند» بیشتر یک روایت سیاسی‌ست تا یک استراتژی قطعی. واقعیت این است که سیاست آمریکا در قبال ایران، بیش از آن‌که مبتنی بر جنگ مستقیم باشد، بر فرسایش، فشار اقتصادی، انزوای دیپلماتیک و مدیریت بحران استوار است.

با این حال، اعتراضات داخلی برای آمریکا و متحدانش یک «فرصت» محسوب می‌شود، نه الزاماً یک پروژه‌ی طراحی‌شده. یعنی اعتراضات را ایجاد نکرده‌اند، اما از تضعیف ثبات داخلی ایران استقبال می‌کنند. این تفاوت مهمی‌ست که اغلب در روایت‌های رسمی نادیده گرفته می‌شود.

حمله‌ی نظامی مستقیم، برای آمریکا هزینه‌بر، پرریسک و غیرقابل پیش‌بینی است. اما بی‌ثباتی داخلیِ کنترل‌نشده، می‌تواند بدون شلیک حتی یک گلوله، قدرت چانه‌زنی ایران را در سطح منطقه‌ای و جهانی کاهش دهد.

۴. پیوند اعتراض داخلی و فشار خارجی

نقطه‌ی خطرناک ماجرا دقیقاً همین‌جاست:

هرچه حکومت اعتراضات داخلی را با خشونت بیشتری سرکوب کند، مشروعیت بین‌المللی‌اش ضعیف‌تر می‌شود، و فضا برای فشار خارجی آماده‌تر. در واقع، سرکوب داخلی ناخواسته به تقویت استراتژی فشار خارجی کمک می‌کند.

در این معنا، کشتار معترضان نه‌تنها یک فاجعه‌ی انسانی‌ست، بلکه یک خطای استراتژیک هم هست؛ چون کشور را در موقعیتی آسیب‌پذیرتر در برابر تهدیدهای بیرونی قرار می‌دهد.

۵. جمع‌بندی: بحران حل‌نشده، آینده‌ی پرریسک

اعتراضات ۱۴۰۴ را باید به‌عنوان نشانه‌ای از یک بحران حل‌نشده دید، نه یک رویداد تمام‌شده. تا زمانی که شکاف دولت–ملت ترمیم نشود، هر شوک داخلی یا خارجی می‌تواند به ناآرامی‌های شدیدتر منجر شود.

آمریکا ممکن است «نزند»، اما منتظر می‌ماند.

و کشوری که درگیر بحران مشروعیت و نارضایتی گسترده است، دقیقاً همان کشوری‌ست که در چنین بازی‌ای دستِ پایین‌تر را دارد.

مسئله‌ی اصلی، نه توطئه‌ی خارجی، بلکه ناتوانی داخلی در مدیریت جامعه‌ای‌ست که دیگر با وعده، تهدید یا سرکوب آرام نمی‌شود

حمله اسرائیل به ایران


احتمال حمله  اسرائیل بعد از مذاکره آمریکا و ایران "بیشتر شد"

2 ساعت پیش

با وجود ابراز خوش‌بینی مذاکره‌کنندگان ایرانی در ژنو، مقام‌های اسرائیلی هشدار داده‌اند که برای تامین امنیت خود به‌تنهایی اقدام خواهند کرد. وزیر انرژی اسرائیل می‌گوید، بدون تغییر رژیم در ایران مشکلات با تهران حل نخواهد شد




دور دوم مذاکرات اتمی میان ایران و آمریکا روز سه‌شنبه ۱۷ فوریه (۲۸ بهمن) در ژنو سوئيس به پایان رسید. پس از اتمام این دور از گفت‌وگوها به‌ویژه طرف ایرانی از روند مذاکرات ابراز رضایت کرد.

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، اعلام کرد که جمهوری اسلامی و آمریکا  "بر سر یک سری اصول راهنما توانستند موافقت کلی پیدا کنند". وزیر خارجه ایران همچنین از "سازنده‌تر بودن" مذاکرات خبر داده است.

اما این خوشبینی را مقام‌های اسرائیلی ندارند و هشدار می‌دهند که اگر مذاکرات شامل مسائل موشکی و نیروهای نیابتی نشود، نمی‌توان توافق به‌دست آمده را جامع دانست.

منشه امیر، کارشناس امور خاورمیانه، مقیم اسرائیل در گفت‌وگو با دویچه‌وله درباره موضع اسرائیل پس از مذاکرات ژنو گفت، مقام‌های اسرائیلی نسبت به این گفت‌وگوها بسیار نگران و بدبین هستند و اعتماد چندانی به نتیجه‌بخش بودن آن ندارند.

به گفته این کارشناس، اسرائیل بارها تاکید کرده است که به تعهدات حکومت ایران نمی‌توان اعتماد کرد، زیرا تهران در گذشته نیز وعده‌هایی داده و به آن‌ها عمل نکرده است.

از نگاه اسرائیل؛ تهدید موشکی مهم‌تر از پرونده هسته‌ای

منشه امیر مسئله برنامه موشکی را حتی حساس‌تر از موضوع هسته‌ای دانست و گفت، بر اساس ارزیابی‌های اطلاعاتی در اسرائیل، جمهوری اسلامی همچنان به تقویت گروه‌های نیابتی خود، از جمله حوثی‌های یمن و حزب‌الله لبنان ادامه می‌دهد؛ گروه‌هایی که به گفته او، تضعیف شده‌اند اما از میان نرفته‌اند و در پی بازیابی توان خود هستند.

امیر افزود، اسرائیل مایل است ایالات متحده آمریکا این تهدیدها را جدی بگیرد و اقدامات لازم را انجام دهد. به گفته او، تل‌آویو ترجیح می‌دهد عملیات مربوط به حفظ امنیت خود را تا حد امکان با همکاری واشنگتن پیش ببرد، اما هم‌زمان برخی مقام‌های اسرائیلی احتمال اقدام یک‌جانبه را نیز مطرح کرده‌اند.

"بدون تغییر رژیم حل مسئله ایران محال است"

منشه امیر در ادامه گفت‌وگوی خود با دویچه وله فارسی به صحبت‌های الی کوهن، وزیر انرژی اسرائیل اشاره کرد که روز چهارشنبه (۱۸ فوریه) ۱۹ بهمن رسما اعلام کرد که اگر امنیت اسرائیل در خطر باشد، این کشور آماده است به‌تنهایی وارد عمل شود. کوهن همچنین تاکید کرد که "بدون تغییر رژیم در ایران، "حل مشکل" جمهوری اسلامی و "برقراری آرامش" ممکن نخواهد بود

به گفته این کارشناس مقیم اسرائیل، هرچند دولت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائيل تلاش کرده است کمتر به‌صراحت از "تغییر رژیم" سخن بگوید، اما این خواسته همواره در فضای سیاسی اسرائیل مطرح بوده است.

او همچنین گفت، میان احزاب اصلی اسرائیل درباره ضرورت اتخاذ سیاستی قاطع در برابر حکومت ایران اختلاف اساسی وجود ندارد.

امیر با اشاره به مذاکرات ژنو تاکید کرد که اسرائیل نگران محدود ماندن گفت‌وگوها به موضوع هسته‌ای است و معتقد است چنین مذاکراتی به نتیجه نخواهد رسید.

منشه امیر با اشاره به مواضع مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا،جی‌دی ونس  ،معاون دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و خود ترامپ گفت، آن‌ها تغییر رفتار یا ساختار حاکمیت ایران را عامل دگرگونی شرایط دانسته‌اند، هرچند از اقدام مستقیم سخن نگفته‌اند.

به گفته او، ممکن است آمریکا در مقطعی به اسرائیل برای اقدام مستقل چراغ سبز نشان بدهد و در صورت گسترش درگیری، خود نیز وارد شود. او افزود، نهادهای امنیتی اسرائیل دو گزینه "حمله پیش‌دستانه اسرائیل و حملات موشکی آغازگر ایران" را بررسی می‌کنند.

او همچنین هشدار داد، اگر ضرب‌الاجل‌های اعلام‌شده از سوی ترامپ به نتیجه نرسد، احتمال تشدید تنش و حتی اقدام نظامی افزایش خواهد یافت

نفسِ مذاکره نشان می‌دهد دو طرف به‌نوعی به توافق علاقه‌مندند"

بهروز بیات، مشاور پیشین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در گفت‌وگو با دویچه‌وله (فارسی) توضیح داد که صرفِ ادامه داشتن مذاکرات نشان می‌دهد دو طرف به‌نوعی به رسیدن به توافق علاقه‌مندند؛ احتمالا با هدف جلوگیری از جنگ. با این حال، بیات این ارزیابی را بسیار کلی می‌داند، زیرا به گفته او، هیچ‌یک از دو طرف از نظر رفتاری کاملا محاسبه‌پذیر نیستند.

بیات با انتقاد تند از عملکرد علی خامنه‌ای، تاکید می‌کند که با توجه به کارنامه و مواضع او، نمی‌توان به‌سادگی بر صداقت گفتارهایش تکیه کرد.

او می‌افزاید: «با خامنه‌ای واقعا باید اصطلاحات کارشناسی را کنار گذاشت. با وقاحتی که دارد و با وجود چند هزار کشته‌ای که خود او باعث آن بوده، در جایگاه عزادار می‌ایستد و توقع همدردی دارد. با چنین وقاحتی نمی‌توان انتظار صداقت یا سخنانی داشت که بتوان به آن‌ها تکیه کرد.»

او همچنین درباره دونالد ترامپ می‌گوید، مواضع متغیر و گاه متناقض او نیز بر ابهام‌ها افزوده است.

با این حال، بیات اشاره می‌کند که تمرکز اخیر ترامپ بر موضوع هسته‌ای و پررنگ نکردن سایر مطالبات، می‌تواند نشانه‌ای از نوعی نرمش تلقی شود؛ هرچند اظهارات افرادی مانند مارکو روبیو حاکی از آن است که موضوعاتی چون برنامه موشکی و نیروهای نیابتی همچنان مدنظر هستند

 به باور بیات، در چنین شرایطی تنها می‌توان تا حدی بر "عقل سلیم" تکیه کرد؛ عقلی که حکم می‌کند نه برای جمهوری اسلامی ایران و نه برای دولت ترامپ، یک جنگ گسترده با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی منطقه‌ای گزینه مطلوبی نیست.

البته او یادآور می‌شود که در درون حاکمیت جمهوری اسلامی نیز نگاه‌های متفاوتی وجود دارد: برخی ممکن است جنگ را تهدیدی برای بقای خود بدانند و برخی دیگر، مشابه برداشتی که زمانی روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی از جنگ ارائه کرده بود، آن را فرصتی تلقی کنند.

از سوی دیگر به گفته بیات، بخش قابل توجهی از پایگاه اجتماعی ترامپ، به‌ویژه جریان "ماگا"، تمایلی به درگیر شدن آمریکا در یک منازعه طولانی خارجی ندارند.

"اسرائیل به‌تنهایی قادر به وارد کردن ضربه‌ فروپاشی نیست"

در مورد نقش اسرائیل بیات معتقد است که دولت این کشور و به‌ویژه بنیامین نتانیاهو گرایش بیشتری به اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی دارند و از منظر امنیتی خود چنین محاسبه‌ای را قابل توجیه می‌دانند

پسر خامنه‌ای شرکتی در وین را خریداری کند


 پسر خامنه‌ای تلاش کرد

 شرکتی در وین را خریداری کند

 


روزنامه اتریشی استاندارد گزارش داده که مجتبی خامنه‌ای، پسر رهبر جمهوری اسلامی و از چهره‌های پشت‌پرده اقتصادی و سیاسی حکومت، از طریق یک واسطه تحریم‌شده در سال ۲۰۲۴ برای خرید یک شرکت ثبت‌شده در وین وارد عمل شده است

4 ساعت پیش
4 ساعت پیش

روزنامه اتریشی استاندارد گزارش داده که مجتبی خامنه‌ای، پسر رهبر جمهوری اسلامی و از چهره‌های پشت‌پرده اقتصادی و سیاسی حکومت، از طریق یک واسطه تحریم‌شده در سال ۲۰۲۴ برای خرید یک شرکت ثبت‌شده در وین وارد عمل شده است


روزنامه استاندارد، چاپ اتریش می‌نویسد، رد پای فعالیت‌های اقتصادی مجتبی خامنه‌ای، پسر علی خامنه‌ای، تنها به داخل ایران محدود نیست و بخشی از آن تا قلب اروپا و اتریش امتداد پیدا می‌کند.

این روزنامه می‌گوید، او در سال ۲۰۲۴ از طریق یک واسطه پول‌دار نزدیک به خود" که در بریتانیا تحت تحریم است، برای خرید شرکت "بلو ریور هولدینگ" در وین که صاحب امتیاز فروشگاه‌های "اسپار" در ایران است، وارد مذاکره شده؛ اما افشای این شبکه و لغو امتیاز اسپار در ایران، این معامله چندصد میلیون یورویی را در دقیقه نود متوقف کرده است.

امپراتوری مشکوک پسر خامنه‌ای؛ از دوبی تا فرانکفورت و لندن

مجتبی خامنه‌ای، ۵۶ ساله یکی از چهار پسر علی خامنه‌ای است و به عنوان "مغز متفکر سیاسی و اقتصادی خانواده" شناخته می‌شود؛ کسی که هم در ساختار قدرت نقش پشت‌پرده دارد و هم در مدیریت ثروت‌ خانواده حاکم.

او در سناریوهای جانشینی رهبر جمهوری اسلامی به‌عنوان یکی از گزینه‌های اصلی مطرح می‌شود؛ سناریویی که البته در بستر اعتراضات اخیر، سرکوب خونین و بحران اقتصادی، خود با علامت سؤال مواجه شده است.

خبرگزاری بلومبرگ پیش‌تر در گزارشی مفصل نوشته بود که مجتبی خامنه‌ای در پشت یک امپراتوری املاک حدوداً ۴۰۰ میلیون یورویی قرار دارد؛ شامل ویلا در دوبی، هتل در فرانکفورت و مایورکا و آپارتمان‌های لوکس در لندن با بخش‌های جداگانه برای خدمه.

مجتبی خامنه‌ای از سال ۲۰۱۹ تحت تحریم‌های شدید آمریکا قرار گرفته و به‌عنوان یکی از چهره‌های اصلی سازمان‌دهی سرکوب در ایران معرفی شده است.

در اتحادیه اروپا، نام او به‌صورت فردی فهرست نشده، اما نهادهایی که زیر نفوذ او هستند، از جمله سپاه پاسداران، در فهرست تحریم قرار دارند. همین وضعیت، هر نوع معامله مستقیم با او را برای شرکت‌ها در سطح بین‌المللی به‌شدت پرریسک کرده است.

بلو ریور؛ شرکت مستقر در وین پشت فروشگاه‌های اسپار ایران

به‌نوشته استاندارد، حلقه اتصال این شبکه به اتریش شرکت "بلو ریور هولدینگ" مستقر در وین است؛ شرکتی که حوزه فعالیت آن تجارت عنوان شده و سال‌ها امتیاز استفاده از برند اسپار را در ایران در اختیار داشت.

مدل کار "اسپار اینترنشنال" در آمستردام این است که به شرکت‌های محلی در کشورهای مختلف، در ازای پرداخت حق امتیاز، اجازه استفاده از نام "اسپار" را می‌دهد. در ایران، این امتیاز در دست شرکت ثبت‌شده در وین، یعنی "بلو ریور" بود.

به‌گزارش این روزنامه، پشت این شرکت مجموعه‌ای از ایرانیان مقیم خارج، عمدتاً در اتریش، قرار دارد که در سال‌های گذشته بارها به‌دلیل "ارتباطات نزدیک با هسته حاکمیت در تهران" خبرساز شده‌اند.

انتخاب برند بین‌المللی "اسپار" نیز از نگاه نویسندگان گزارش، یک مزیت مهم برای شبکه نزدیک به مجتبی خامنه‌ای بوده است؛ نامی بی‌حساسیت و قابل اعتماد که در نگاه نخست، هیچ ذهنی را به سمت ساختار قدرت در ایران نمی‌برد و برای گرفتن ویزا، تسهیل رفت‌وآمد نخبگان حکومتی، یا تلاش برای راه‌اندازی سازوکارهای مالی به سمت تهران می‌توانست پوشش مناسبی ایجاد کند.

اما در اواخر ۲۰۲۴، پس از گزارش‌ روزنامه هلندی فولکس‌کرانت درباره ارتباطات این شرکت با حلقه‌های حاکمیتی، اسپار اینترنشنال امتیاز استفاده از برند خود را از "بلو ریور" پس گرفت؛ اقدامی که ارزش تجاری شرکت مستقر در وین را به‌شدت کاهش داد و زمینه شکست معامله را فراهم کرد.

مشاورِ سابق بانک مرکزی و "واسطه پول‌دار مجتبی" در معامله ۷۰۶ میلیون یورویی

طبق این گزارش، برای فروش "بلو ریور" مدیران این شرکت در وین سراغ چهره‌ای کاملاً آشنا در ساختار قدرت ایران رفتند: طهماسب مظاهری، وزیر پیشین اقتصاد و دارایی و رئیس سابق بانک مرکزی جمهوری اسلامی.

مظاهری که امروز به‌عنوان مشاور تجاری میان ایران و آلمان فعالیت می‌کند، در قالب شرکتی به نام "آدریان" مأمور شد برای "بلو ریور" خریدار پیدا کند.

در پیش‌نویس قراردادی که این روزنامه به آن استناد کرده، رقم پیشنهادی برای فروش "بلو ریور" و برخی شرکت‌های تابعه، ۷۰۶ میلیون یورو تعیین شده است؛ عددی که با توجه به واقعیت یک شرکت عمدتاً صاحب چند فروشگاه زنجیره‌ای، "غیرعادی و بسیار بالا" توصیف شده و پرسش‌ها درباره ماهیت واقعی این کسب‌وکار را تقویت می‌کند.

در پاییز ۲۰۲۴، مظاهری در نقش واسطه، با یک خریدار بالقوه وارد مذاکره شد: علی انصاری، تاجر و بانکدار جنجالی ایرانی که به‌گفته "استاندارد" و "بلومبرگ"، از مهم‌ترین چهره‌های اقتصادی نزدیک به سپاه پاسداران و حلقه نزدیک به مجتبی خامنه‌ای است.

علی انصاری، که در بریتانیا به‌دلیل اتهام تأمین مالی سپاه تحت تحریم قرار دارد، سابقه مالکیت و مدیریت بانک ورشکسته "آینده" را داشته، شهروندی ایران، قبرس و مجموعه جزایر "سِنت کیتس و نویس" را در اختیار دارد و گفته می‌شود، میلیاردها یورو دارایی در خارج از ایران را کنترل می‌کند.

بر اساس تحقیقات بلومبرگ، انصاری در عمل حسابدار اصلی مجتبی خامنه‌ای در خارج از کشور است و بسیاری از املاک و دارایی‌ها به‌نام او ثبت شده است. این رسانه او را واسطه پول‌دار مجتبی معرفی کرده و از سوی یک کارشناس نقل کرده است: اگر شبکه مالی مجتبی خامنه‌ای را دنبال کنید، در نهایت به این نتیجه می‌رسید که علی انصاری صاحب اصلی حساب‌هاست.

خود انصاری اما هرگونه رابطه مالی یا شخصی با مجتبی خامنه‌ای را رد کرده و از طریق وکیل بریتانیایی‌اش اعلام کرده که هیچ‌گونه ارتباطی با او نداشته است.

ایمیل‌ها، کارائیب و استانبول؛ معامله‌ای که در دقیقه ۹۰ فرو ریخت

طبق اسناد و ایمیل‌هایی که استاندارد به آن‌ها استناد کرده، در نوامبر ۲۰۲۴ نمایندگان بلو ریور و مشاور آن‌ها طهماسب مظاهری با مدیران شرکتی به نام "اسمارت گلوبال لیمیتد" در تماس بوده‌اند؛ شرکتی ثبت‌شده در سنت کیتس و نویس که به‌عنوان مهم‌ترین ابزار تجاری علی انصاری معرفی شده است.

در یکی از این ایمیل‌ها، مدیر اسمارت گلوبال می‌نویسد، انصاری برای ارزیابی ارزش واقعی شرکت، به مدارک بیشتری نیاز دارد و ابراز امیدواری می‌کند که در نشست بعدی در استانبول، مذاکره رو در رو ادامه یابد. طبق این مکاتبات، برنامه این بوده که معامله تا پایان سال ۲۰۲۴ نهایی شود.

اما پیش از آن‌که معامله به خط پایان برسد، تصمیم اسپار اینترنشنال همه‌چیز را زیرورو کرد. در دسامبر ۲۰۲۴، این شرکت هلندی در پی انتشار گزارش‌های رسانه‌ای درباره ارتباط بلو ریور با حلقه‌های حاکمیتی در تهران، امتیاز برند اسپار در ایران را از این شرکت مستقر در وین گرفت.

با حذف نام اسپار، ارزش نمادین و تجاری بلو ریور به‌شدت کاهش یافت و جذابیت آن برای خریدارانی در سطح  علی انصاری  و به‌طور غیرمستقیم مجتبی خامنه‌ای، عملاً از بین رفت.

در یکی از آخرین ایمیل‌ها در بهار ۲۰۲۵، مدیر "بلو ریور" از سلب غیرقانونی امتیاز از سوی اسپار اینترنشنال شکایت کرده و وعده می‌دهد، با یک شکایت در داوری بین‌المللی این اقدام را به چالش بکشد و پس از روشن‌شدن وضعیت حقوقی، دوباره با طرف مقابل تماس بگیرد. اما به‌گزارش استاندارد، پس از آن عملاً مذاکرات متوقف شد و معامله مرده تلقی شد.

اتریش به‌عنوان حلقه کلیدی در شبکه مالی حاکمیت ایران

این گزارش  بار دیگر نشان می‌دهد که چگونه اتریش به یکی از نقاط مهم برای جابه‌جایی و پنهان‌سازی دارایی‌های حلقه حاکمیت در ایران تبدیل شده است؛ از ثبت شرکت‌های پوششی گرفته تا استفاده از برندهای بین‌المللی برای پوشاندن ردپای ارتباط با رژیم.

در حالی‌که حکومت در داخل ایران با شدیدترین بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دهه‌های اخیر روبه‌روست و اعتراضات سراسری با سرکوب خونین پاسخ گرفته، افشاگری‌های رسانه‌ای در اروپا تصویر دیگری را نشان می‌دهد: شبکه‌ای پیچیده از شرکت‌های صوری، املاک چندصدمیلیون یورویی و تلاش برای حفظ و گسترش دارایی‌های خانواده حاکم و نزدیکانش در امن‌ترین و ثروتمندترین نقاط جهان.

خانه باید امن باشد

 خانه باید امن باشد، نه مرگ گاه.  

حق زندگی، بی‌قید و شرط، متعلق به هر زن است.»

هر روز زنانی در خانه‌های خود کشته می‌شوند؛ جایی که باید امن‌ترین مکان زندگی باشد. این قتل‌ها تنها تراژدی فردی نیست؛ نشانه‌ی یک الگوی ساختاری است. الگویی که در آن قوانین ناکافی، فرهنگ خشونت و کم‌توجهی جامعه، زنان را از امن‌ترین حق انسانی‌شان محروم می‌کند: حق زندگی.

قتل‌های خانگی، سکوت و بی‌تفاوتی را بازتولید می‌کند. وقتی سیستم قضایی و اجتماعی نتواند از زنان محافظت کند، خشونت خصوصی به ابزاری برای ایجاد ترس عمومی تبدیل می‌شود. هر زن باید بتواند در خانه‌ی خود، بدون نگرانی از نزدیک‌ترین فرد، زندگی کند؛ بدون تهدید، بدون ترس، بدون وحشت.

این موضوع محدود به یک خانواده یا یک حادثه نیست؛ وقتی ساختارها شکست می‌خورند، جامعه آسیب می‌بیند. آموزش ناقص، قوانین ناکارآمد و نگرش‌های فرهنگی که خشونت علیه زنان را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند، چرخه‌ی ظلم را تداوم می‌بخشند.

حقوق بشر زمانی معنا پیدا می‌کند که حتی در کوچک‌ترین و خصوصی‌ترین فضاها هم رعایت شود. خانه باید پناهگاه باشد، نه زندان یا تهدید. سکوت، همدستی نیست؛ خیانت به کرامت انسانی است.

برخورد و بازداشت کودکان و دانش‌آموزان

 انجمن نویسندگان  کودک و نوجوان،


 همراه با انجمن‌ها و نهادهای مدنی دیگر، با انتشار بیانیه‌ای بازداشت کودکان، پرونده‌سازی قضایی، 

اخذ و پخش اعترافات اجباری و هرگونه برخورد امنیتی با کودکان و دانش‌آموزان را در جریان اعتراضات نقض کرامت انسانی و مغایر تعهدات بین‌المللی در قبال حقوق کودک دانستند و آن را به‌صراحت محکوم کردند.


تشکل‌های امضاکننده خواستار آزادی فوری همه کودکان بازداشت‌شده، توقف پرونده‌سازی، منع پخش اعترافات اجباری، جلوگیری از ورود نهادهای امنیتی به مدارس،
 تأمین حمایت‌های روانی و آموزشی برای دانش‌آموزان آسیب‌دیده و ارائه گزارش شفاف درباره وضعیت بازداشت‌شدگان شدند. در پایان تأکید شده است که برخورد قهری با کودکان به بی‌اعتمادی و آسیب‌های ماندگار اجتماعی منجر می‌شود و مسئولیت پیامدهای آن متوجه تصمیم‌گیران است.

مدافع کانون دفاع از حقوق بشر در ایران 

نسل زد Z

 نسل Z؛ واقعیتی که باید به  رسمیت شناخته شو



ما به عنوان انسان از لحظه تولد در فرآيند اجتماعی شدن قرار داريم. با گذشت زمان و پيشرفت بشر، دوره اجتماعی كردن كودك نيز بيشتر شده است. در نظام‌های قديم كه سرعت تحولات بسيار كند و آرام بود و جامعه نيز ساختارهای ساده‌ای داشت، تمامی وظيفه اجتماعی كردن كودك به عهده خانواده بود.

سرنوشت و حتی شيوه انديشيدن و فكر كردن يا شغل و حتی همسر و آينده نوزاد، در همان گهواره تعيين شده بود. پس طبيعی بود كه هيچ شكافی ميان نسل‌های جديد و قديم به وجود نمی آمد، هر نسلی كپی برابر اصل نسل پيشين بود.

با آغاز دوران صنعتی شدن و مهاجرت به شهر و توسعه تجارت و صنعت و رشد و پيشرفت فناوری، فرآيند اجتماعی كردن از انحصار خانواده در آمد و مدرسه، رسانه و دوستان و… هم وارد فرآيند اجتماعی كردن شدند.

در جوامع توسعه‌نيافته مثل ايران به چند دليل خيلی عميق و جدی شد؛ اول اينكه سرعت تحولات بسيار زياد بود. دوم اينكه سرعت اين تحولات امكان انطباق‌ پذيری با آنها را كمتر می دهد. سوم و مهم‌تر اينكه تغييرات از جمله تغييرات نسلی در جوامعی مثل ايران كمتر به رسميت شناخته می شود.

زندگی و تفكر ديجيتال در نسل Z عامل اصلی اين شكاف است. گويی طرفين در دو دنيای موازی و بی ارتباط با يكديگر زندگی می كنند و اين آغاز بزرگ‌ترين بحران اجتماعی ايران است كه اگر به رسميت شناخته نشود بی ترديد ظرفيت تبديل شدن به بحران سياسی و امنيتی را هم دارد.

بهترين راه‌حل پذيرش واقعيت و همسو كردن كلی خود با اين واقعيت و كوشش برای كاهش عوارض منفی آن است. قرار نيست يك نسل تعيين‌كننده سرنوشت نسل‌های بعدی باشد و نمی تواند هم چنين كند. آشتی دادن ميان نسل‌های گوناگون كه هر كدام حلقه‌های يك زنجيره تاريخی هستند، وظيفه امروز ماست.


بحران ایمان: تشدید سرکوب مسیحیان ایران

بحران ایمان

 تشدید سرکوب مسیحیان ایران

مسیحیان در ایران، به‌.بومی یا گرویده، با فشارهای بی‌سابقه‌ای

 مواجه‌اند. در سال ۲۰۲۴، دادگاه‌ها به ۹۶ مسیحی مجموعاً ۲۶۳ سال زندان صادر کردند؛ این میزان شش‌ برابر سال قبل است. به‌طور مثال، در مارس ۲۰۲۵، نرگس نصیری، یک زن باردارِ مسیحی، به ۱۶ سال زندان و ۱۵ سال محرومیت اجتماعی محکوم شد، و مهران شاملوی و عباس سوری در مجموع بیش از ۲۵ سال زندان دریافت کردند . بازداشت گسترده مسیحیان در جشن‌های کریسمس و تجمعات مذهبی، مانند ده‌ها نفر در شب‌کریسمس سال ۲۰۲۴، نشانه‌ای از وخامت وضعیت است . اخیراً Article 18 نیز گزارش دیگری منتشر کرده که تاکید بر تنش دارد  .


محرومیت حق آزادی مذهب و رفتار تعقیبی، باعث افزایش پناه‌جویی مسیحیان شده است. برخی چون Ghasemzadeh در پاناما اقامت موقت گرفته‌اند، چرا که بازگشت به ایران برای‌شان به معنای زندان و شکنجه است  . این فشارها نه فقط افراد را هدف قرار داده، بلکه شدت و نظام‌مند بودن آن‌ها به‌وضوح نشان‌دهنده نقض حقوق انسانی و مذهبی در ایران است

اعتراضات بحران داخلی و فشار خارجی

 اعتراضات ۱۴۰۴ ایران؛  تلاقی بحران داخلی و فشار خارجی  اعتراضات سال ۱۴۰۴ را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان یک موج نارضایتی مقطعی یا واکنشی احساسی ب...