۱۴۰۵ اردیبهشت ۴, جمعه

زندگی مردم در زمان تنش‌های سیاسی و اقتصادی

 

زندگی مردم در زمان

 تنش‌های سیاسی و اقتصادی


زندگی مردم در زمان تنش‌های سیاسی و اقتصادی فقط به افزایش قیمت‌ها یا اخبار محدود نمی‌شود ، بلکه روی تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی اثر می‌گذارد ؛ یکی از مهم‌ترین تغییرات ، تغییر در «سبک زندگی» است ؛ مردم معمولاً از خریدهای غیرضروری صرف‌نظر می‌کنند ، سفرها و تفریحات کمتر می‌شود و تمرکز بیشتر روی نیازهای اساسی قرار می‌گیرد ؛ این تغییرات به مرور باعث می‌شود بازارهای مختلف مثل پوشاک ، سرگرمی و حتی مسکن دچار رکود یا نوسان شوند ؛

در این شرایط ، «ناامنی اقتصادی» یکی از مهم‌ترین احساسات عمومی است ؛ حتی اگر همه افراد به‌طور مستقیم آسیب نبینند ، ترس از آینده باعث می‌شود رفتار مالی محتاطانه‌تر شود ؛ مردم بیشتر به دنبال حفظ ارزش پول خود هستند و معمولاً به سمت روش‌هایی مثل پس‌انداز یا تبدیل دارایی‌ها حرکت می‌کنند ؛

از نظر روانی ، فشار اخبار و فضای رسانه‌ای نقش بسیار مهمی دارد ؛ وقتی خبرهای نگران‌کننده به‌صورت مداوم منتشر می‌شوند ، سطح اضطراب اجتماعی بالا می‌رود و این موضوع حتی روی کیفیت خواب ، تمرکز و روابط خانوادگی اثر می‌گذارد ؛ بعضی افراد احساس خستگی ذهنی یا بی‌انگیزگی پیدا می‌کنند چون آینده برایشان مبهم به نظر می‌رسد ؛

در کنار این فشارها ، یک نکته مهم هم وجود دارد و آن «سازگاری اجتماعی» است ؛ مردم در طول زمان یاد می‌گیرند خودشان را با شرایط جدید هماهنگ کنند ؛ بعضی‌ها مهارت‌های جدید یاد می‌گیرند ، بعضی وارد کارهای جانبی می‌شوند و بعضی هم سبک زندگی ساده‌تری انتخاب می‌کنند ؛ این سازگاری باعث می‌شود جامعه با وجود فشارها همچنان به زندگی ادامه دهد ؛

از نظر روابط انسانی هم تغییراتی دیده می‌شود ؛ در زمان‌های سخت معمولاً وابستگی به خانواده و حلقه‌های نزدیک بیشتر می‌شود ؛ مردم بیشتر از قبل به حمایت عاطفی نیاز دارند و ارتباطات انسانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند ؛

در مجموع ، زندگی در دوران تنش‌های سیاسی و اقتصادی ترکیبی از «فشار ، تغییر ، نگرانی و در عین حال سازگاری» است ؛ شرایط سخت می‌تواند زندگی را محدودتر کند ، اما در عین حال توانایی انسان برای تطبیق و ادامه دادن را هم نشان می‌دهد ؛

ایران و بحران‌های منطقه‌ای؛ نقش و جایگاه کشور

 ایران و بحران‌های منطقه‌ای؛ نقش و جایگاه کشور



ایران و بحران‌های منطقه‌ای؛ نقش و جایگاه کشور یکی از موضوعات مهم در تحلیل سیاست خاورمیانه است که هم از نظر ژئوپولیتیک و هم از نظر اقتصادی و امنیتی اهمیت زیادی دارد ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در قلب خاورمیانه و نزدیکی به خلیج فارس و مسیرهای انرژی همواره در معادلات منطقه‌ای نقش داشته است و این موقعیت باعث شده در بسیاری از بحران‌های سیاسی و امنیتی اطراف خود به صورت مستقیم یا غیرمستقیم تأثیرگذار باشد در سال‌های اخیر منطقه خاورمیانه با بحران‌های مختلفی مانند جنگ‌ها در کشورهای همسایه تنش‌های سیاسی بین قدرت‌های منطقه‌ای و رقابت‌های بین‌المللی مواجه بوده و ایران نیز در این فضای پیچیده تلاش کرده جایگاه خود را حفظ کند و در برخی موارد بر روند تحولات اثر بگذارد از نظر سیاسی ایران معمولاً سیاستی مبتنی بر حفظ نفوذ منطقه‌ای و حمایت از برخی جریان‌های هم‌سو را دنبال کرده و همین موضوع باعث شده در نگاه برخی کشورها به عنوان یک بازیگر کلیدی و در نگاه برخی دیگر به عنوان عامل تنش شناخته شود از نظر اقتصادی این شرایط منطقه‌ای تأثیر مستقیم بر تجارت انرژی امنیت مسیرهای صادراتی و سرمایه‌گذاری خارجی دارد و باعث شده اقتصاد کشور در برخی دوره‌ها با فشارهای خارجی و محدودیت‌های بین‌المللی روبه‌رو شود در کنار این مسائل مردم عادی نیز تحت تأثیر فضای کلی منطقه قرار می‌گیرند زیرا اخبار بحران‌ها و تنش‌ها بر احساس امنیت روانی و پیش‌بینی آینده اثر می‌گذارد با این حال ایران در طول سال‌ها تلاش کرده با ایجاد روابط دیپلماتیک با برخی کشورها و مشارکت در مذاکرات منطقه‌ای نقش خود را به عنوان یک قدرت تأثیرگذار حفظ کند در مجموع جایگاه ایران در بحران‌های منطقه‌ای ترکیبی از فرصت و چالش است از یک طرف موقعیت استراتژیک کشور را به یک بازیگر مهم تبدیل کرده و از طرف دیگر همین موقعیت باعث قرار گرفتن در مرکز تنش‌ها و فشارهای سیاسی و اقتصادی شده است

سینما، حقوق بشر

 جمعه

📚معرفی کتاب: سینما، حقوق بشر📚



بی شک «سینما» همواره چیزی فراتر از سرگرمی است.

سال‌هاست که از جادوی سینما برای انتقال پیام‌ها و مفاهیمی که نیاز به فرهنگ‌سازی عمومی دارند استفاده می‌شود.

اما متاسفانه فعالان جامعه‌ی مدنی ایران چندان که باید به ابزار هنر توجه ندارند، یا در استفاده از آن موفق نبوده‌اند. البته نمونه‌های درخشانی از آثار سینمایی متعهد وجود دارد که نباید مهجور بمانند.

کتاب «سینما حقوق بشر» که اخیراً منتشر شده، مرجع مناسبی برای آشنایی با چنین فیلم‌هایی از سینمای ایران و جهان است که با تمرکز بر موضوعات حقوق بشری، در این زمینه نقش ماندگاری رقم زده‌اند. در این مجموعه ۱٠٠ فیلم برتر با موضوع حقوق بشر معرفی شده و نام فیلم‌هایی از ژانرهای مختلف (سینمایی، مستند، انیمیشن و غیره) در آن دیده می‌شود. این نخستین فرهنگ سینمایی با موضوع حقوق بشر است که به زبان فارسی منتشر شده و به صورت رایگان در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است

به گفته‌ی نویسنده‌ی کتاب، انتخاب این ۱٠٠ فیلم با توجه به هم‌خوانی موضوع و داستان آن‌ها با معضلات تکرارشونده و اخبار روز ایران صورت گرفته. مسائلی مثل: خشونت علیه زنان، حقوق کودک و کودکان کار، حقوق کارگران، نژادپرستی، اعدام، شکنجه، آزادی عقیده و آزادی بیان، آموزش ایدئولوژیک و مغزشویی کودکان، خشونت پلیس، محیط زیست و حقوق حیوانات، حق دسترسی به آب شرب سالم و بهداشتی، کودک‌سربازان، کولبران، مبارزه‌ی بدون خشونت، جنبش‌های اجتماعی، دسترسی به محکمه‌ی عادلانه، مادران دادخواه، تروریسم سازمان‌یافته‌ی دولتی، حقوق افراد دارای معلولیت، حقوق شهروندی، حقوق جنسی، کودک‌-همسری و ازدواج اجباری از جمله مواردی هستند که در این فیلم‌ها به آن پرداخته شده. هم‌چنین این‌که، سینمای حقوق بشری به این ۱٠٠ فیلم محدود نمی‌شود و سایر آثار برتر، احتمالاً در جلد دوم کتاب معرفی شوند

به هر یک از ۱٠٠ فیلم این مجموعه با یک خلاصه داستان، شناسنامه (اطلاعات) مهم، و شرح مختصری درباره‌ی دلیل انتخاب و موارد حقوق بشری مطرح شده در آن فیلم پرداخته شده است

کتاب به «مادران دادخواه زمین، از ایران تا شیلی» تقدیم شده و به دلایل امنیتی نام نویسنده، روی جلد آن دیده نمی‌شود؛ در عوض به یاد تمام قربانیان و آزادیخواهان ایرانی از نام رمز «مهسا امینی» در شناسنامه‌ی کتاب استفاده شده است. انتشار چنین آثاری در جهت گسترش فرهنگ حقوق بشر و شناخت عامه مردم از آن‌چه که در خیزش «زن، زندگی، آزادی» به عنوان شعارها و مطالبات اصلی مطرح می‌شود، موثر است. چنان‌که نویسنده در مقدمه‌ی کتاب اشاره کرده: «در دنیا افراد بسیاری هستند که نمی‌خواهند ما بدانیم تحت چه سانسور، ستم و بهره‌کِشی‌هایی زندگی می‌کنیم. آن‌ها عاشق بی‌اطلاعی مردم از حقوق مُسلم‌شان هستند. در مقابل، یکی از موثرترین شیوه‌های آگاهی‌بخشی و آموزش حقوق بشر به هر فرزند بشر، هنر و به‌ویژه جادوی سینما است.»


شیرین عبادی نیز در مقدمه‌ی کتاب می‌نویسد: «تعهد هنر، بیان حقیقت است و در این راستا نمی‌تواند بر کاستی‌ها و مشکلات جامعه چشم بسته و آن‌ها را سانسور کند. هدف از بیان حقایق و مشکلات، ایجاد انگیزه برای تفکر، جهت یافتن راه‌حل است. و از این منظر است که حقوق بشر به عرصه هنر و به‌ویژه سینما وارد می‌شود.»


برنده‌ی جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۳، در پایان اظهار امیدواری کرده که «دیدن هر فیلم حقوق بشری، جرقه‌ای باشد برای تفکر و ارائه‌ی راه‌حل.»


کتاب «سینما حقوق بشر» را می‌توانید از وب‌سایت «بنیاد شیرین عبادی» که ناشر این اثر است، به صورت رایگان دانلود کنید.




نام کتاب: سینما حقوق بشر


عنوان فرعی: ۱۰۰ فیلم برتر سینمای جهان با موضوع حقوق بشر


نویسنده: مهسا امینی (اسم رمز)


ناشر: بنیاد شیرین عبادی (نشر الکترونیک

حمله به پهلوی با مایعی قرمز


رضا پهلوی در برلین از مماشات غرب در برابر ایران انتقاد کرد

 

1 ساعت پیش



شاهزاده رضا پهلوی در نشستی خبری در برلین با اشاره به اعدام‌‌ها در

 ایران افکار عمومی آلمان را خطاب قرار داد و گفت، بی‌طرفی هیچ گزینه‌‌ای در این زمینه به حساب نمی‌آید. او در برلین با پاشیدن رنگ مورد حمله یک مرد قرار گرفت

شبکه دوم تلویزیون آلمان (ZDF) می‌نویسد، رضا پهلوی ۶۵ ساله در آستانه سال نو میلادی (۲۰۲۶)  به عنوان چهره‌ای محتمل برای رهبری آینده ایران در صورت تغییر رژیم مطرح بود.

در آن زمان دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا نیز، مانند پهلوی، معترضان ایرانی را تشویق می‌کرد تا برای تغییر رژیم از "فرصت" خود استفاده کنند؛ چرا که برای بسیاری این وضعیت به منزله تصمیم بر سر "حالا یا هرگز" به نظر می‌رسید.

اما ترامپ پس از "شکست راهبردی" مدت‌هاست تلاش می‌کند با نمایندگانی از رژیم ایران به تفاهم برسد که او آن‌ها را منعطف‌تر از آن دسته از مقام‌های جمهوری اسلامی می‌داند که در حملات اسرائيل و آمریکا در این کشور کشته شده‌اند.

پیام اصلی پهلوی

طبق گزارش شبکه دو تلویزیونی آلمان، اگر بخواهیم پیام اصلی رضا پهلوی را در سخنرانی امروز او در برلین بازگوییم، باید بگوییم او گفت، مردم ایران در حال حاضر از سوی بقیه جهان نادیده گرفته می‌شوند.

پسر ارشد آخرین شاه ایران تصریح کرد، مردم ایران هیچ صدایی بر سر میز مذاکره با آمریکا ندارند، در حالی که در عوض، هر روز در اخبار رسانه‌ها در سراسر جهان نمایندگان "رژیم سرکوبگر" را به نمایندگی از ایران می‌توان دید.

او افزود، این تصور که بسیاری از دولت‌های غربی اکنون امید دارند که رهبری جدید تهران عمل‌گرا باشد و بتوان در آینده با آن به‌خوبی کنار آمد "خطایی پرهزینه" است.

شاهزاده رضا پهلوی تأکید کرد، این رژیم تغییر نخواهد کرد و اساسا هم نمی‌تواند تغییر کند، بلکه تنها در صورتی می‌تواند به حیات خود ادامه دهد که به عنوان صادرکننده ایدئولوژی‌اش به مسیر فعلی خود ادامه دهد.

او همچنین اشاره کرد که آلمان در اوایل آوریل اعلام کرد، قصد دارد تماس‌هایش با این رژیم را ازسر بگیرد.

حمله به پهلوی با مایعی قرمز

در حالی که موافقان رضا پهلوی در حمایت از او شعار می‌دادند مخالفانش نیز در پایتخت آلمان حضور یافته و علیه او دست به تظاهرات زدند.

او همچنین حین حضور در برلین مورد حمله یک مرد جوان قرار گرفت که به روی شانه‌اش از پشت مایعی قرمز پاشید. پس از این حمله بود که طرفدارانش شعار "کینگ، رضا پهلوی" و "جاوید شاه" سردادند.

پیش‌تر جامعه ایرانیان در آلمان (IGD) هشدار داده بود که رضا پهلوی اگرچه خود را مدافع ایرانی آزاد و دموکراتیک می‌داند، اما همواره در اظهارات عمومی‌اش از مرزبندی با "حکومت‌‌‌ اقتدارگرا و خشونت‌بار خاندانش" خودداری کرده و برای آینده نیز امکان بازگشت نظام پادشاهی را منتفی ندانسته است

روز پنجشنبه ۳ اردیبهشت‌ماه، شاهزاده رضا پهلوی برای دیدار با برخی چهره‌های سیاسی آلمان به برلین سفر کرد. دولت آلمان اعلام کرد که دیداری با نمایندگان دولت برنامه‌ریزی نشده است

او در پاسخ به این انتقاد گفت که باید به اروپای غربی نگاه کرد: «در

 کشورهایی مانند بلژیک، سوئد یا بریتانیا نیز همزیستی پادشاهی  دموکراسی وجود دارد.»

به گفته آخرین ولیعهد ایران، در ایران نیز باید روزی این امکان فراهم شود که مردم خودشان تصمیم بگیرند، کدام نظام را برای آینده خود مناسب‌تر می‌دانند.

گفت‌وگو با احزاب دموکرات‌مسیحی و سوسیال‌مسیحی

رضا پهلوی در پاسخ به این اتهام که به نمایندگی از اسرائيل عمل می‌کند گفت که او "دوست اسرائيل" است اما "عامل اسرائيل" نیست.

او به پیشینه تاریخی دو ملت اشاره کرد و با اشاره به روایات انجیل یادآور شد که در گذشته کشورش به یهودیانی که از سوی هیتلر تحت تعقیب و آزار قرار گرفته بودند پناه داده بود.

پهلوی می‌گوید، پرسش اصلی اکنون این نیست که آیا تغییر رژیم ایران ضروری است یا نه. بلکه پرسش این است که در مسیر رسیدن به آن، چه تعداد انسان بی‌گناه جانشان را از دست خواهند داد.

پس از پایان کنفرانس مطبوعاتی، دیدار و گفت‌وگوهایی با نمایندگان پارلمان آلمان در دستور کار قرار داشت که از جمله آن‌ها می‌توان به دیدار رضا پهلوی با آرمین لاشت، از حزب دموکرات‌‌مسیحی و آدیس احمدوویچ از حزب سوسیال‌دموکرات یاد کرد.

حزب سبزهای آلمان حضور خود در این دیدارها را لغو کرد.

پهلوی: بی‌طرفی ‌هیچ ‌گزینه‌ای نیست

از رضا پهلوی پرسیده شد که آیا همچنان روی دونالد ترامپ حساب می‌کند؛ همان کسی که تهدید کرد، با حملاتش تمدن ایران را نابود می‌کند.

او گفت، باید واشنگتن را با اعمالش و نه با پست‌های آن در شبکه‌های اجتماعی سنجید.

پسر محمدرضا شاه پهلوی افزود، کشوری مانند ایران که ۲۵ قرن قدمت دارد از کشوری که به‌زودی ۲۵۰مین سالگرد تأسیس خود را جشن می‌گیرد باکی ندارد.

اشاره او به ایالات متحده است که این سالگرد را در چهارم ژوئیه جشن خواهد گرفت.

پهلوی ادامه داد، غرب نباید اینک چشم‌های خود را ببندد، زیرا در تاریخ لحظاتی وجود دارد که بی‌طرفی دیگر گزینه‌ای مشروع نیست. به رسمیت شناختن رژیم ایران با چهره‌ای جدید از نگاه او، به معنای تماشای قتل‌عام انسان‌های بی‌گناه است.

رضا پهلوی همچنین گفت، سرنوشت آن پرستاری که از آن سخن گفته بود "با کشتن‌اش پایان نگرفت. عوامل رژیم بعد از کشتن، پیکرش را مورد تعرض جنسی قرار دادند و تصاویر آن را برای همسرش ارسال کردند

23 مرقد سازی با پول مردم


مرقد سازی

 با پول مردم

 

مرقدسازی با پول مردم؛

 تلاقی قدرت سیاسی، تقدس مذهبی و حق فراموش‌شده جامعه

انتشار فراخوان عمومی برای دریافت کمک‌های مردمی به‌منظور ساخت مرقد رهبر انقلاب اسلامی، در شرایطی صورت می‌گیرد که بخش بزرگی از جامعه با فقر، بیکاری، بحران مسکن و فرسایش معیشت دست‌وپنجه نرم می‌کند. این اقدام، فراتر از یک پروژه عمرانی، پرسش‌های جدی درباره اولویت‌های حاکمیت و جایگاه حقوق شهروندان مطرح می‌سازد.

 

قداست قدرت؛ زمانی که مرگ نیز به ابزار سیاست بدل می‌شود

مرقدسازی برای رهبران سیاسی–مذهبی، صرفاً ساخت یک بنا نیست؛ این پروژه‌ها به بازتولید نمادین قدرت می‌انجامند. دعوت از مردم برای مشارکت مالی، تلاشی است برای پیوند زدن وفاداری سیاسی با ایمان مذهبی؛ گویی شهروند خوب، کسی است که حتی پس از مرگ رهبر، هزینه تثبیت تقدس او را بپردازد.

 

تحلیل حقوقی؛ تعارض با مفهوم منابع عمومی و رضایت آزادانه

در نظام‌های حقوقی مبتنی بر کرامت انسانی، مشارکت مالی شهروندان باید آگاهانه، آزادانه و در راستای منافع عمومی باشد. در جامعه‌ای که رسانه‌ها یک‌سویه، فضای انتقاد محدود و فشارهای ایدئولوژیک گسترده است، نمی‌توان از «انتخاب آزاد» سخن گفت. فراخوان‌های مذهبی در چنین بستری، بیش از آنکه داوطلبانه باشند، نوعی اجبار نرم محسوب می‌شوند.

 

قانون اساسی و اولویت‌های معکوس

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، دولت را موظف به تأمین مسکن، بهداشت، آموزش و رفاه اجتماعی می‌داند. تخصیص انرژی تبلیغاتی و مالی برای ساخت مرقد، آن هم با تکیه بر کمک‌های مردمی، نشان‌دهنده جابه‌جایی اولویت‌هاست؛ جایی که نمادها بر نیازهای واقعی انسان‌ها ترجیح داده می‌شوند.

 

اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ انسان پیش از ایدئولوژی

بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، شأن انسان مقدم بر هر نظام فکری، سیاسی یا مذهبی است. هیچ حکومتی حق ندارد منابع محدود جامعه را ـ مستقیم یا غیرمستقیم ـ از نیازهای حیاتی مردم به سوی پروژه‌های نمادین و ایدئولوژیک هدایت کند، آن هم در شرایطی که فقر ساختاری به امری عادی بدل شده است

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد…

 

 ..........  ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

در سه ماه گذشته، در پی سرکوب شدید اعتراضات داخلی در ایران‌ و‌ سپس با آغاز جنگ در منطقه، دسترسی ساکنان ایران به اینترنت توسط حکومت جمهوری‌اسلامی به‌شدت محدود و در مقاطعی عملاً قطع شده است

این قطع ارتباط، نه تنها به معنای گسسته شدن جریان آگاهی‌ است، بلکه به معنای زیستن در اضطرابی ممتد است. ما ایرانیان این روزها را با نگرانی زایدالوصفی گذرانده‌ایم؛ نگرانی از آن‌چه نمی‌دانیم و نمی‌بینیم، و از آن‌چه ممکن است در سکوت خبری رخ دهد

در هفته‌های اخیر، این وضعیت پیچیده‌تر و تیره‌تر شده است. اطلاعات محدودی که از داخل به بیرون می‌رسد، یا به زحمت از سد فیلترینگ ایران گذشته است یا توسط شبکه‌های پروپاگاندای دولت‌های درگیر جنگ پخش شده است. از آن زمان‌های عجیب است که حقیقت نزد هیچ‌کس نیست. در چنین شرایطی، تحلیل دقیق واقعیت و پیش‌بینی آینده‌ی جنگ و وضعیت نظامیان و غیرنظامیان برای ناظران بیرونی دشوار شده، و هیاهوی شعارهای زنده‌باد و مرده‌باد، نه به جنگ و آری به جنگ نیز بیش از پیش، به این ابهام افزوده است

با همین دانسته‌های اندک، می‌دانیم که مردم داخل کشور، مانند هر ملت گرفتار جنگ، نه‌تنها با ترس از آسیب‌های فیزیکی و خسارات مالی مواجه‌اند، بلکه زیر بار اضطرابِ آینده‌ای نامعلوم زندگی می‌کنند. در غیاب آژیر خطر و پناهگاه، مسئولیت حفظ جان، عملاً بر دوش خود افراد است. انتخاب‌ها محدود است، شرایط ترک خانه یا محل کار برای همه فراهم نیست. با این‌حال، هنوز نوعی امکان، نه همیشه و نه برای همه، برای گریختن و پناه بردن به جای امن‌تر وجود دارد

این وضعیت نابه‌سامان را در نظر بگیرید. حالا خودتان را جای کسی بگذارید که همین امکان محدود را هم ندارد

صدای غرش و انفجار را می‌شنود. صدای خرد شدن شیشه‌ها را می‌شنود، و پشت درِ قفل‌شده‌ای ایستاده است؛ دری که کلیدش در دست دیگری است. این بی‌پناهی مطلق، چیزی کم‌تر از خودِ ترسِ مرگ نیست، حتی شاید سنگین‌تر و کشنده‌تر

از زندانیان حرف می‌زنیم. کسانی که نه صدایی دارند تا ترسشان را به بیرون برسانند، نه امکانی برای ترک سلول، و نه پناهگاهی برای اندکی آرام گرفتن. حتی نمی‌دانند خطر تا چه اندازه نزدیک است، و فردا، فردایی اگر باشد، چه سرنوشتی در انتظارشان است

در بسیاری از کشورهای جهان، اصلی پذیرفته شده وجود دارد: هنگامی که آزادی فردی سلب می‌شود، مسئولیت حفظ جان او به‌طور کامل بر عهده‌ی دولت است. این اصل، یک قانون واحد با تاریخ مشخص نیست، بلکه به‌تدریج در حقوق بین‌الملل شکل گرفته و تثبیت شده است

تجربه‌های تاریخی، این ضرورت را به‌روشنی نشان داده‌اند. در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، با نزدیک شدن نیروهای متفقین، رژیم نازی زندانیان را در «راهپیمایی‌های مرگ» جابه‌جا کرد و هزاران نفر در مسیر جان باختند. در اردوگاه‌هایی چون داخائو و آشویتس نیز، بسیاری از زندانیان بدون امکان تخلیه یا حفاظت موثر، در شرایطی مرگبار رها شدند. در زمان وقوع طوفان کاترینا در سال ۲۰۰۵، صدها زندانی در زندان اورلئان در شرایطی رها شدند که آب به‌تدریج بالا می‌آمد و بسیاری از بخش‌های زندان را فرا می‌گرفت. در روایت‌هایی که بعدها توسط زندانیان آزادشده و گزارش‌های حقوق بشری منتشر شد، آمده است که برخی از زندانیان ساعت‌ها و حتی روزها در سلول‌هایی ماندند که آب تا سینه یا حتی گردنشان بالا آمده بود

این فجایع، بعدها به یکی از پایه‌های شکل‌گیری استانداردهای بین‌المللی در قبال زندانیان تبدیل شد تا در سال‌های بعد، در بحران‌هایی مشابه، از وقوع فاجعه‌های انسانی گسترده جلوگیری شود. این قواعد بر این اصل تاکید می‌کند که دولت‌ها موظف‌اند در هر شرایطی، از جمله وضعیت‌های اضطراری، جان، سلامت و کرامت زندانیان را حفظ کنند

بر مبنای این اصول، در بسیاری از کشورها زندان‌ها موظف به داشتن برنامه‌های تخلیه‌ی اضطراری هستند. در برخی موارد، پس از زلزله یا در شرایط جنگی، زندانیان کم‌خطر به‌طور موقت آزاد می‌شوند یا به مکان‌های امن‌تر منتقل می‌شوند تا از بروز فاجعه‌ای انسانی جلوگیری شود

در ایران، زندان‌ها، چنان‌که انتظار می‌رود، به دلیل خلا عمیق در سیاست‌گذاری و مدیریت بحران، از چنین اصولی تبعیت نمی‌کنند. ساختمان‌های فرسوده، تراکم بالای جمعیت، مسیرهای خروج محدود، و نبود شفافیت درباره‌ی زیرساخت‌های اضطراری، وضعیت ایمنی این زندان‌ها را به‌شدت نگران‌کننده کرده است

مسئله تنها به تراکم و زیرساخت محدود نمی‌شود. در مورد زندانیان سیاسی، وضعیت ابعاد پیچیده‌تر و تلخ‌تری دارد. در شرایطی که حکومت خود را در معرض تهدید می‌بیند، فشار بر زندانیان سیاسی شدت می‌گیرد: ارتباط‌ها محدودتر می‌شود، نظارت‌ها سخت‌گیرانه‌تر، و سایه‌ی احکام سنگین و تهدید اعدام، سنگین‌تر از همیشه بر زندگی این افراد می‌افتد. گزارش‌های متعدد از خشونت، نگهداری طولانی‌مدت در سلول‌های انفرادی، و محرومیت از ملاقات با خانواده در ماه‌های اخیر وجود دارد که نشان می‌دهد این زندانیان نه‌تنها در زمان جنگ از حداقل استانداردهای ایمنی برخوردار نیستند، بلکه به‌طور مضاعف در معرض آسیب روانی قرار دارند.

آسیب ناشی از ترسی که نه یک‌باره، که قطره‌قطره در ذهن رسوب می‌کند. زیستن در انتظارِ انفجاری که نمی‌دانی کِی و کجا رخ خواهد داد، و در عین حال ناتوانی مطلق از واکنش، از فرار، از حتی پنهان شدن؛ این ترکیب، ذهن را به مرز فروپاشی می‌رساند.

زندانی نه‌تنها با خطر بیرونی، که با نوعی فرسایش درونی مواجه است. بی‌خبری از سهمگین‌ترین وجوه اضطراب است: ندانستن این‌که چه می‌گذرد، ندانستن این‌که آیا خانواده‌ات زنده‌اند یا نه، آیا همان‌جا هستند یا نه، و آیا اصلاً می‌دانند تو در چه وضعیتی هستی یا نه. ندانستن این‌که آیا جهان بیرون هنوز همان جهانی‌ست که به یاد می‌آوری یا نه. این ندانستن، ذهن را در چرخه‌ای بی‌پایان از حدس و هراس و سیاهی گرفتار می‌کند.

سلول انفرادی، که خود به‌تنهایی یکی از شدیدترین اشکال فشار روانی است، در چنین شرایطی می‌تواند به شکنجه‌ای مضاعف بدل شود. قطع کامل ارتباط با جهان، فقدان صدا، نور، و نشانه‌های زندگی عادی، باعث می‌شود زمان از معنا تهی شود. ساعت‌ها کش می‌آیند، شب و روز در هم می‌ریزند، و ذهن، برای فرار از این خلا، به درون خود پناه می‌برد؛ جایی که اغلب امن نیست

در بسیاری از گزارش‌ها، از اضطراب مزمن، حملات استرس، بی‌خوابی‌های طولانی، و فروپاشی روانی سخن گفته شده است. این‌ها صرفاً پیامدهای جانبی نیستند، بلکه بخشی از تجربه‌ی زیسته‌ی زندانی‌اند، تجربه‌ای که در شرایط جنگ، صد برابر تشدید و پیچیده‌تر می‌شود.

یکی از این زندانیان گرفتار در طوفان نیو اورلئان بعد از نجات تعریف کرده بود که در زمان فاجعه، صدای فریاد و کمک‌خواهی از سلول‌های دیگر می‌آمد، اما هیچ پاسخی نبود. نه نگهبانی، نه دستورالعملی، نه حتی توضیحی درباره‌ی آن‌چه در حال وقوع است. نمی‌دانستند آیا کسی برای بیرون آوردنشان خواهد آمد یا نه، و آیا اصلاً زنده از آن وضعیت بیرون خواهند آمد یا نه. به نقل از این زندانی «ترسناک‌ترین بخش ماجرا، خودِ آب یا خطر غرق شدن نبود، بلکه این بود که احساس می‌کردیم کاملاً فراموش شده‌ایم. انگار که وجود ما از معادلات دنیای بیرون حذف شده بود».

و هراس‌آورتر از مرگ فقط یک چیز است: فراموش‌شدن.

فراموش‌شدنِ انسان‌هایی که آن‌سوی دیوارها مانده‌اند و صدای بی‌پناهی‌شان به جایی نمی‌رسد، دور از شئون انسانی و اخلاقیات است.

اگر در ایران گوش شنوا وجود ندارد، دست یاری به سوی سازمان‌های بین‌المللی دراز کنیم تا صدای زندانیان ما در میانه‌ی جنگ و بلوا و‌ آسیب باشند.

در چنین شرایطی، نقش نهادهای بین‌المللی حقوق بشری بیش از هر زمان دیگری حیاتی است. سازمان‌هایی مانند عفو بین‌الملل، دیده‌بان حقوق بشر، کمیته بین‌المللی صلیب سرخ و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد از جمله نهادهایی هستند که می‌توانند با نظارت، گزارش‌دهی و اعمال فشار بین‌المللی، در حفاظت از جان و کرامت زندانیان نقش ایفا کنند.

صدای بی‌صدایان باشیم تا فاجعه‌ی انسانی دیگری در وطنمان رقم نخورد

۱۴۰۵ اردیبهشت ۳, پنجشنبه

وب‌سایت‌های مهم از صفحه خارج شدند

 سایت اتحادیه طلا، پژوهشگاه میراث فرهنگی،

 سازمان آمار و سازمان تنظیم مقررات رادیویی

از خارج شده اند




از وب‌سایت‌های مهم، سایت ایران املاک، سایت اتحادیه طلا، پژوهشگاه میراث فرهنگی، سازمان آمار و سازمان تنظیم مقررات رادیویی از صفحه خارج شده‌اند.

بسیاری از آن‌ها مانند وب‌سایت‌های قبلی خطای SSL را نشان می‌دهند اما دسته دیگری را با نمایش خطای DNS، یک صفحه خالی تحویل کاربر می‌دهند.

▫️اگرچه ریشه این خطاها به قطعی اینترنت برمی‌گردد اما توضیح فنی متفاوتی دارد. برای دسترسی به گروه اول به دلیل منقضی شدن لایسنس یا گواهی‌ امنیت SSL آن قطع شده است.

▫️خطای گروه دوم اما به این معنی است که به دلیل قطعی اینترنت، دیان‌ها آنها را درست تنظیم نمی‌کند.

میلاد نوری، برنامه‌نویس:
▫️خطای SSL یعنی کلید خانه خراب است، اما خطای DNS یعنی آدرس خانه پیدا نمی‌شود.

 خطای SSL می‌تواند وجود داشته باشد، اما در حال حاضر بیشتر وب‌سایت‌های ایرانی به دلیل منقضی شدن گواهی امنیت این خطا را نشان می‌دهند.

 دامنه برخی از سایت‌ها مستقیم به سرور وصل نمی‌شوند. بلکه یک دی‌ان‌اس‌ منیجمنت مثل ابرآروان (نمونه ایرانی) و کلودفلر (نمونه خارجی) هستند که به جای این که سایت مستقیم به سرور وصل شود، اول به این واسطه‌ها متصل می‌شوند. در حال حاضر در برخی از مسیرهای شبکه، ارتباط بین Cloudflare سرورهای داخل ایران با اختلال یا محدودیت است که باعث می‌شود برخی سایت‌ها در دسترس نباشند

زندگی مردم در زمان تنش‌های سیاسی و اقتصادی

  زندگی مردم در زمان  تنش‌های سیاسی و اقتصادی زندگی مردم در زمان تنش‌های سیاسی و اقتصادی فقط به افزایش قیمت‌ها یا اخبار محدود نمی‌شود ، بلکه...