۱۴۰۵ مرداد ۱۵, پنجشنبه

؛ آخرین پناهگاه حکومتی که از آینده می‌ترسد

 

 آخرین پناهگاه  حکومتی که از آینده می‌ترسد

 


اعدام آخرین پناهگاه حکومتی که از آینده می‌ترسد

صبح امروز، بار دیگر خبر اجرای حکم اعدام چند جوان ایرانی، جامعه را در بهت، اندوه و خشم فرو برد. فارغ از نام‌ها و پرونده‌ها، آنچه در برابر افکار عمومی قرار دارد، پرسشی است که سال‌هاست بی‌پاسخ مانده است: آیا طناب دار است که عدالت را حفظ کند، یا تنها به ابزاری برای قدرت و ایجاد هراس تبدیل شود؟

اعدام، اگر قرار باشد به نام عدالت اجرا شود، باید آخرین و استثنایی ترین ابزار حقوقی باشد. آن هم در شرایطی که همه ویژگی های دادرسی عادلانه، استقلال دستگاه قضایی، حق دفاع، شفافیت و رعایت حقوق تضمین شده باشد. اما آنچه افکار عمومی نسبت به روند، حق دسترسی به وکیل، اعترافات اجباری یا فضای امنیتی پیرامون پرونده‌ها پرسش‌های جدی مطرح می‌کند، هر اجرای حکم اعدام نه‌تنها اعتماد عمومی را نمی‌کند، بلکه شکاف میان حکومت و جامعه را می‌سازد.

حکومتی که بیش از هر ابزار دیگری به مرگ متوسل می‌شود، باید از خود بپرسد که چرا برای حفظ نظم اجتماعی، بیش از آن که به اعتماد، توسعه اقتصادی، آزادی‌های مدنی، آموزش، و امید تکیه کند، به مجازات‌های غیرقابل‌العاده بازگشت متوسل می‌شود.

تاریخ نشان داده است که هیچ جامعه‌ای با گسترش اعدام، به جامعه‌ای آزادتر، امن‌تر یا عادلانه‌تر تبدیل نشده است. امنیت پایدار از دل قانون عادلانه، شفافیت، پاسخگویی و احترام به کرامت انسان به وجود می‌آید، نه از سایه چوبه‌های دار.

خطاب به حاکمان جمهوری اسلامی

شما سالهاست که از زبان قدرت سخن گفته اید. اما قدرتی که برای اثبات خود ناچار به گرفتن جان انسان‌ها باشد، بیش از آن که نشانه اقتدار باشد، نشان دهنده بحران مشروعیت و ناچاری در اقناع جامعه است.

نسل جوان ایران است که با اینترنت، آگاهی، ارتباط با جهان و آرزوی زندگی بهتر رشد کرده است. این نسل را نمی‌توان با ترس اداره کرد. آینده را با مرگ می توانم انجام دهم. نمی‌توان اندیشه را اعدام کرد، امید را به دار آویخت یا خواستار یک ملت را به کام سنگین خاموش ساخت.

جوانان ایران سرمایه های این سرزمین اند. آنها باید در دانشگاه‌ها، کارخانه‌ها، آزمایشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان، مراکز هنری و میدان‌های سازندگی حضور داشته باشند، نه خانواده‌هایشان در انتظار آخرین ملاقات، پشت دیوارهای زندان اشک بریزند.

هر جوانی که از دست می‌رود، تنها یک زندگی پایان نمی‌یابد. خانواده‌ای فرو می‌ریزد، آینده‌ای نابود می‌شود و زخمی تازه بر پیکر جامعه باقی می‌ماند.

عدالت با انتقام تفاوت دارد

یکی از مهم‌ترین اصول حقوق بشر این است که کرامت انسانی حتی در سخت‌ترین شرایط نیز نباید نادیده شود. بسیاری از افراد دیگر از تجربه‌های تلخ قضائی، اشتباهات جبران‌ناپذیر و تحول در نظام‌های حقوقی، مجازات اعدام را گذاشته‌اند یا اجرای آن را انجام داده‌اند.

دلیل این تغییر ساده است: اگر حتی یک حکم اشتباه اجرا شود، هیچ راهی برای جبران آن وجود ندارد.

از سوی دیگر، پژوهش‌های مختلف در دهه‌های گذشته به جماعت روشنی برسند که اعدام، به‌تنهایی، نسبت به مجازات‌های سنگین دیگر بازدارندگی در کاهش جرم ایجاد می‌کنند. به همین دلیل، بسیاری از نظام‌های حقوقی به سمت مجازات‌های جایگزین و اصلاح ساختارهای عدالت کیفری حرکت کرده‌اند.

چرخه‌ای که باید شود

جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به امید، آرامش، فرصت و اعتماد نیاز دارد. خانواده‌ها از مشکلات اقتصادی، بیکاری، تورم، مهاجرت گسترده نخبگان و نااطمینانی نسبت به آینده رنج می‌برند. در چنین شرایطی، هر خبر اعدام، صرف‌نظر از جزئیات پرونده، فضای اجتماعی را سنگین‌تر و احساس ناامنی روانی را عمیق‌تر می‌کند.

اگر هدف، کاهش جرم و افزایش امنیت است، راه‌حل در اصلاح نظام آموزشی، مبارزه با فساد، ایجاد فرصت‌های برابر، تقویت عدالت قضایی، شفافیت و پاسخگویی نهفته است؛ نه در افزایش شمار اعدام‌ها.

صدای خانواده‌هایی که شنیده نمی‌شوند

پشت هر حکم اعدام، مادری قرار دارد که چشم‌انتظار بازگشت فرزندش بوده است؛ پدری که رؤیاهایش را از دست داده؛ خواهر و برادری که با خاطراتی نیمه‌تمام زندگی خواهند کرد.

هیچ جامعه‌ای نباید به دیدن مرگ انسان‌ها عادت کند. عادی شدن اعدام، عادی شدن خشونت است و جامعه‌ای که خشونت در آن عادی شود، دیر یا زود هزینه‌های سنگین‌تری خواهد پرداخت.

آینده را نمی‌توان اعدام کرد

قدرت واقعی از رضایت مردم، اعتماد عمومی، قانون‌مداری و احترام به حقوق شهروندان سرچشمه می‌گیرد. تاریخ نشان داده است که حکومت‌ها با افزایش مجازات‌ها الزاماً پایدارتر نمی‌شوند؛ بلکه آنچه ماندگار است، عدالت، پاسخگویی و احترام به انسان است.

ایران به جوانانش نیاز دارد؛ به اندیشه‌هایشان، به استعدادهایشان، به توانایی‌هایشان و به رؤیاهایشان.

طناب دار شاید بتواند زندگی یک انسان را پایان دهد، اما نمی‌تواند خواست یک ملت برای عدالت، آزادی، کرامت انسانی و آینده‌ای بهتر را از میان ببرد.

تاریخ، نه شمار اعدام‌ها را به‌عنوان نشانه اقتدار، بلکه نحوه رفتار حکومت‌ها با جان انسان‌ها را به یاد خواهد سپرد. جامعه‌ای که ارزش زندگی را پاس بدارد، آینده‌ای روشن‌تر خواهد ساخت؛ و جامعه‌ای که جان انسان را آسان از دست بدهد، ناگزیر با زخم‌های عمیق‌تری روبه‌رو خواهد شد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

سرقت برای بقا

  سرقت برای بقا»؛  پدیدارشناسیِ خردشدنِ اخلاقِ عمومی در هجومِ فقرِ مطلق   «سرقت برای بقا»؛ پدیدارشناسیِ خردشدنِ اخلاقِ عمومی در هجومِ فقرِ م...