انقراضِ نسلِ خاطرهساز»؛
نابودیِ آخرین سرپناههای متحرکِ بقا و مرگِ نوستالژیِ خیابانیِ محرومان
«انقراضِ نسلِ خاطرهساز»؛ نابودیِ آخرین سرپناههای متحرکِ بقا و مرگِ نوستالژیِ خیابانیِ محرومان
از دست رفتنِ تدریجی و انقراضِ اجباریِ خودروهای قدیمی، پیکانهای خسته و رنوهای پرخاطرهای که روزگاری شریانهای اساسیِ کسبِ روزی و تنفسِ اقتصادیِ طبقاتِ کمدرآمد بودند، فراتر از یک نوسانِ ساده در بازارِ خودرو، بخشی از دکترینِ انهدامِ ابزارهای معیشتیِ تودهها و سلبِ کاملِ امکانِ بقای طبقه محروم است. حاکمیتی که با ایجادِ مافیای انحصارگرای خودروسازی و مسدود ساختنِ کاملِ واردات، قیمتِ آهنپارهها و قطعاتِ یدکیِ اولیه را به ارقامِ نجومی و خارج از دسترسِ میلیونها خانواده رسانده، عملاً آخرین پناهگاهِ چرخیدنِ چرخِ زندگیِ اقشارِ فرودست را از آنها مصادره کرده است. این سرکوبِ ساختاری که خودروی اسقاطیِ دیروز را به سرمایهای دستنیافتنی برای کارگران، رانندگانِ مسافرکش و حاشیهنشینان بدل ساخته، عمیقترین تهاجمِ بوروکراتیک به حقِ کار و حرکتِ آزادانهی تودههای آبرومند در عرصه عمومی است. کالبدشکافیِ خیابانهای امروز نشان میدهد که چگونه سیستم با تورمِ کمرشکن، جرمانگاریِ رفتوآمدِ خودروهای فرسوده بدون ارائه هیچگونه جایگزین یا تسهیلاتِ واقعی، و سوءاستفاده از نیازِ زیستیِ جامعه، میلیونها انسان را به پیادهروهای بنبست و انزوای مطلقِ اقتصادی رانده است. در این هندسهی ستم، حاکمیت نه ناظرِ بازار، بلکه ذینفعِ اصلیِ گرانسازیِ ابزارهای اولیه تولید و حملونقل است تا با تهی ساختنِ طبقاتِ ضعیف از هرگونه استقلالِ مالی، آنها را درگیرِ غمِ نان و شکنجهی مداومِ روزمره نگه دارد. اما این انهدامِ خاطراتِ خیابانی و سلبِ امکاناتِ اولیه زیست، برخلافِ محاسباتِ امنیتی برای منفعل ساختنِ جامعه، کاراییِ روانشناختیِ خود را به طور کامل از دست داده و به کاتالیزوری برای تعمیقِ خشمِ انباشته و آگاهیِ انقلابی بدل گشته است. پیوندِ ناگسستنیِ زحمتکشانِ جانبهلبآمده، رانندگانِ غارتشده و طبقاتِ محرومِ حاشیهنشین گواهی میدهد که ارادهی جمعیِ این ملت برای بازپسگیریِ حقِ حیات، کرامت و ثروتهای مصادرهشدهی وطن، نیرویی بازگشتناپذیر است که سرانجام حصارهای این انحصارِ ویرانگر را در هم خواهد شکست و عدالت و زندگی را به این خاک بازخواهد گرداند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر