۱۴۰۵ مرداد ۹, جمعه

کسانی که طالب جنگند و مخالفت می‌کنند

  اعدام‌ها چه مشکلی را حل می‌کند؟


پرسش اساسی این است:
 کسانی که طالب جنگند و مخالفت می‌کنند، از کدام طبقه جامعه می‌باشند؟ چقدر طعم فقر را چشیده اند؟ چرا این کشور را از اساس حل نمی کند؟




نقل حضرت علی(ع) در مسیر خود جوانی را در حال گناهی دید. دستور اجرای تعزیرش را داد. جوان در پاسخ گفت اگر پولی برای ازدواج داشتم، به چنین کاری دست نمی‌زدم. حضرت دستور داد تا با پول بیت المال امکان ازدواج‌ش فراهم شود.

یعنی بسیاری از جرم‌ها و گناهان در جامعه زمینه و علت دارد، باید مانند حضرت علی‌های جرم را در جامعه بجویم و بخشکانیم.

جوانی که به خاطر آسیب یا قتل، در حرکت‌های اعتراضی حکم اعدام و زندان می‌گیرد و پدر، مادر و بستگانش یک عمر داغدار می‌شوند، قاضی باید از خود بپرسد چرا این جوان دست به چنین کاری زده است؟ تا چه میزان فقر و ناداری و بیکاری بر او فشار آورده است؟ این جوانها غالبا از چه خانواده هایی و در چه شرایطی از زندگی بوده اند؟ تنگنای معیشت چقدر عرصه را بر اینها تنگ کرده است؟ چرا حاکمیت به جای این آمار اعدام‌ها را بالا برد، مشکلات فقر و تورم و بیکاری و بی‌هویتی جوان‌ها را حل نمی‌کند؟

پرسش اساسی این است: 
کسانی که طالب جنگند و مخالفت می‌کنند، از کدام طبقه جامعه می‌باشند؟ چقدر طعم فقر را چشیده اند؟ چرا این کشور را از اساس حل نمی کند؟

معمم و نماینده مجلسی که به نماینده و خاتمی و ظریف و زمین و زمان فحش می‌دهد، جوان کم‌تجربه‌ای است که با درصد کمی از نمایندگان مجلسی انتخاب می‌شود و در برابر دولت و آقایان می‌شوند، درآمد ماهی چقدر است؟ از اداره حکومت چقدر بهره مند است؟

چه زیبا گفت سعدی:
آن که در راحت و تنعم زیست
او چه می داند که حال گرسنه چیست
حال درماندگان کسی می داند
که به احوال خود در

خواست حقیر از قوه قضائیه و کل حاکمیت این است، آمار اعدام ها را بالا نبرید، احوال این مردم را دریابید. قیمت نان به ۵۰ هزار تومان می رسد، هر مصیبتی در پی دارد. (جایی که سفره خالیست ایمان نخواهد آمد). چرا کسانی که بر مرکب قدرت و رئیس جمهور نشسته اند، از حال در ماندگان بیخبرند؟

ای که بر مرکب تازنده سواری هش دار
که خر خارکش مسکین در آب و گل است
آتش از خانهٔ همسایهٔ درویش میخواه
کآنچه بر روزن او می‌گذرد دود دل است

از نخست برایمان گفته‌اند که اسلام دین رحمت و محبت است و «الیوم یوم المرحمه» شعار اسلام در پیروزی‌ها بوده است. چرا آمار قتل و کشتار و اعدام در نظام اسلامی از خیلی غیر اسلامی بالاتر است؟

مراجع و متولیان اسلام، کمی از مباحث فقهی کم کنند، و راه حلی برای مشکلات و مصائب جامعه بجویند.

خدا رحمت کند شهریار را که فرمود:
ورای مدرسه‌ای شیخ درس حال آموز
بر آن نباشد که تنها به اجتهاد رسی باشد.


بیمه درمانی خیلی بالاست .

 بیمه تکمیلی هم که فقط بخش کوچکی از جامعه امکان خرید و پرداخت را دارد



، بیمه عملاً بی‌ارزشه است که چند درصد از درمان درمانی رو به بیمه هیچ فایده‌ای ندارد با این شرایط گرانی وحشتناک درمان.


خیلی از مراکز درمانی که قرارداد دارن، وقتی میکنی میگن «تحت پوشش نیست» و بیمه رو گردن نمیگیرن.

با این حقوق‌های ناچیز و قسط و قبض آب و برق و گاز و اجاره و گرانی میوه و مواد غذایی و ...، دیگه چیزی برای پرداخت بیمه نمی‌مونه.

ایران با این همه نفت و گاز و منابع و این همه مالیات و این همه دزدی و اختلاس مسولین، نباید مردم برای درمان هزینه کنن. درمان باید کاملاً رایگان باشه. این حق مردمه.
ولی جان مردم سلامتی مردم براشون مهم نیست. مهم خودشون و آقازاده هاشون هستن که بهترین دکتر و خدمات پزشکی رو رایگان دارن هیچ پولی نمیگیرن.

سلامتی مردم مهم ترین چیزها، نه جیب مسئولین.

🏥 خدمات درمان باید کاملاً رایگان باشد این حق شهروندی است.

جشن اَمردگان از نیایش طبیعت تا مسئولیت

  جشن اَمردگان 

از نیایش طبیعت تا مسئولیت زیست‌محیطی




علی نیکویی، دکتری پژوهش هنر در #خبرآنلاین نوشت:
▫️«امرداد» در اوستا در صورتِ «اَمِرِتات» آمده و معنای اصلی آن «نامیرایی» یا «بی‌مرگی» است. مفهومی که در دستگاه اندیشه زرتشتی تنها به دوام جسمانی اشاره ندارد، بلکه نشانه هایی از رهایی از طباهی، پژمردگی و نیستی است.

▫️امردادگان در تقویم ایرانی تنها یک روز نامدار نیست، نشانه‌هایی از تداوم حافظه‌های فرهنگی است که هنوز هم با همه گست‌های تاریخی و سبک‌های تازه زیستن در جامعه ایرانی زنده مانده است. این روز را باید در امتداد همان سنتی فهمید که در آن «جشن» نه هم‌معنای یک پارتیِ شبانه، بلکه تصویری از ستایش، نیایش و یادآوری نسبتِ انسان با امر قدسی بوده است.

▫️از همین روست که در زبان پهلوی، «جشن» به ریشه‌های بازمی‌گردد که با yasna و yajña پیوند دارد. یعنی با ستایش و پرستش. این جشن در اصل ذکرِ نسبتِ انسان با طبیعت است. در سنت ایرانی امرداد نگاهبانِ گیاهان است. بنابراین بزرگداشتِ او بزرگداشتِ حیاتِ سبز و همه آن چیزی است که زندگی را پایدار می‌کند

هزینه جنگ با ایران

 جنگ با ایران 

حدود 40 میلیارد دلار هزینه داشته است  



گزارشی از مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) که در ماه ژوئن منتشر شد، تخمین می‌زند که جنگ ایران ۳۴ تا ۴۲ میلیارد دلار هزینه کرده است.

▫️حدود ۲۶.۱ میلیارد دلار صرفاً مهم است، از جمله ۱۸.۵ میلیارد دلار برای سیستم‌های دفاع هوایی مانند موشک‌های پاتریوت و رهگیرهای تاد. 7.5 میلیارد دلار دیگر نیز صرفاً زمینی شده است.

▫️عملیات ایران در ادامه پایگاه‌های ایالات متحده آمریکا در یک هدف سراسری قرار دارد و حدود 4 تا 9.4 میلیارد دلار ایجاد کرده است.


غافلگیرانه ۱۵ هزار نوجوان ایرانی

 

عملیات غافلگیرانه ۱۵ هزار نوجوان؛

چگونه از ایران مال درآورند؟

/ چه کسی برای دهه نودیها تصمیم گرفته است؟

/ خانواده‌های دیجیتال سوپراستارهای د




گروه اندیشه: فراخوان یکی از چهره‌های پرمخاطب شبکه‌های اجتماعی برای دیدار با دنبال‌کنندگان در یکی از مراکز تجاری تهران، به گردهمایی هزاران نوجوان انجام می‌شود. تجمعی که به دلیل ازدحام جمعیت از کنترل خارج شد و فعالیت این مجموعه را برای ساعاتی مختل کرد. آنچه این رخداد به موضوعی فراتر از خبر شهری تبدیل می‌شود، صرفاً تعداد حاضران نیست، بلکه شگفت‌انگیز از بزرگان و حتی ناظران فرهنگی از این واقعیت است که فرد دعوت‌کننده، با وجود یک اتفاق از میلیون‌ها دنبال‌کننده در فضای مجازی، برای بزرگی از جامعه و رسانه‌های رسمی چهره‌های ناخدا است. از این رو گردهمایی هزاران نوجوان دهه نودی به دعوت یک چهره مجازی، خبری ساده نیست؛ بلکه نشانه‌های یک تحول جهانی و ساختاری در الگوی مرجعیت اجتماعی است. از این رو زهره ساعی استاد مطالعات فرهنگی با نگارش مطلبی در روزنامه ایران ، با بررسی مراجع کلاسیک (نظیر نهادهای رسمی، دانشگاه‌ها و روشنفکران) به عصر «اقتصاد توجه» و «روابط شبه‌اجتماعی»، نشان می‌دهد چگونه رسانه‌های فراگیر شکسته شده است. او تاکید می کند که اقتدار فرهنگی نه از جایگاه های رسمی، بلکه از طریق ارتباطات منطقی شبکه های، الگوری ها و قدرت مربوط به روابطی برمیخیزد است. این چندپارگی عرصه عمومی و شکل‌گیری «قبیله‌های دیجیتال»، تحولی جهانی است که فراتر از انکار یا تقلیل آن به سطحی‌نگری، نیازمند فهم زبان نسل آلفا، ارتقای سواد رسانه‌ای و پاسخ به نیاز بنیادین برای دیده شدن و تجربه مشترک است. در حالی که این مسئله باعث شد تا این پرسش که مرجعیت اجتماعی و فرهنگی را در جامعه امروز چگونه دگرگون کند و نسل آلفا یا دهه نودیها، اعتماد و الهام خود را از چه منابعی کسب می کنند، جلب کرد. این مطلب را در ادامه می خوانید:

 ****

گاه یک اتفاق، بیش از آن خبر باشد، نشانه است؛ نشانه تغییری که سال‌ها در حال زندگی است، اما تنها در لحظه‌های خاص خود را می‌کند. گردهم آمدن هزاران نوجوان دهه نودی به یک چهره فعال در شبکه‌های اجتماعی را نیز می‌توان از همین جنس دانست. مهم این رخداد نه در نام دعوت کننده است و نه حتی در شمار حاضرانش. مهم آن در این پرسش است که در دنیای امروز چه کسی و چگونه مرجع می‌شود؟


نسل آلفا؛ بی‌تفاوت به مرجعیت‌های کلاسیک

جامعه معاصر دیگر با الگوی کلاسیک مرجعیت اداره نمی‌شود. زمانی مرجعیت فرهنگی از نهادهای رسمی، رسانه‌های فراگیر، دانشگاه‌ها، احزاب، روحانیون، روشنفکران یا چهره‌های شناخته‌شده هنری و ادبی برمی‌خاست. این نهادها دروازه‌بانان عرصه عمومی بودند؛ تعیین می‌کردند چه کسی دیده شود، چه سخنی شنیده شود و چه موضوعی به گفت وگوی عمومی راه پیدا کند. اما انقلاب دیجیتال این انحصار را به‌تدریج از میان برد.

امروز مرجعیت از آنها به جایگاه نهادی وابسته است، به «توانایی ارتباطی» بستگی دارد. دلیل این دگرگونی را باید در ارتباطات منطقی شبکه‌های جست‌وجو کرد. مکانی که الگوهای شبکه‌های اجتماعی، محتوا را بر اساس میزان، مشارکت و توجه کاربران به می‌سازد.

در چنین فضایی، «اقتصاد توجه» به یکی از مهمترین منابع تبدیل شده است. یعنی، هر آن که به‌طور مستمر مخاطب را درگیر کند، شانس بیشتری برای تبدیل شدن به مرجع خواهد داشت. این الگوریتم‌ها همچنین با تغذیه هر کاربر از هم‌سو با علییقش، «حباب‌های اطلاعاتی» یا «اتاق‌های پژواک» می‌سازند که در آنها کاربران با دیدگاه‌ها و چهره‌های آشنا روبه‌رو می‌شوند. در نتیجه، چهره‌های محبوب یک نسل، به‌سادگی در فضای معاشرتی نسل دیگر نمی‌شوند و همین امر، چندپارگی عرصه عمومی را تشدید می‌کنند.

از سوی دیگر، استمرار ارتباط روزمره، نوعی احساس صمیمیت و آشنایی میان مخاطب و تولید کننده محتوا ایجاد می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ رابطه‌ای که پژوهشگران رسانه از آن با عنوان «روابط شبه‌اجتماعی» یاد می‌کنند. این احساس نزدیکی، حتی بدون تماس مستقیم، می‌تواند اعتماد کند و اثرگذاری‌توجهی ایجاد کند. از این رو، نسلی که بزرگی از زندگی روزمره خود را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذراند، طبیعی است که مرجعیت را نیز در همان زیست‌جهان جست‌وجو کند. این سند، گواهی بر تغییر سازوکار نفوذ اجتماعی در عصر دیجیتال است.

قواعد نفوذ اجتماعی در خانواده های دیجیتال

در چنین شرایطی، ناشناخته بودن یک چهره برای نسل‌های دیگر، حکایت از چندپارگی عرصه عمومی دارد. همانگونه‌هایی که مانوئل کاستلز در توصیف «جامعه شبکه‌های» نشان می‌دهد، شبکه‌های ارتباطی جدید ایجاد شده و گروه‌های مختلف در مدارهای ارتباطی متفاوت زندگی می‌کنند و هر یک از منابع اطلاعات، نمادها و چهره‌های مرجع خود را داشته باشند. به همین دلیل، ممکن است فردی برای میلیون‌ها نفر مرجع فرهنگی باشد، بی‌آنکه در زیست‌جهان نسل یا گروهی دیگر شناخته شده باشد. این وضعیت، بیانگر تکثر عرصه عمومی و تنوع فضاهای ارتباطی در دنیای امروز است.

این پدیده، مختص به ایران نیست. در سالهای اخیر، تجمعات پرشور و گاه شلوغ از طرفداران چهره‌ها چون «مستر بیست» در آمریکای لاتین، یا «لوگان» و «کی‌اس‌آی» در اروپا و آمریکا، بارها خبرساز شده و ناظران را شگفت‌زده کرده است. این رخدادهای فراملی نشان می‌دهد که الگوی مرجعیت را تغییر می‌دهد، یک تحول جهانی و ساختاری است و ریشه در منطق تازه‌ای دارد که زیست‌بوم دیجیتالی را برای همه جوامع ایجاد کرده است.

بنابراین باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که از بررسی مطالعات فرهنگی، هر تغییری در مرجعیت الزاماً به معنای افول کیفیت نیست. همان‌هایی که روزگاری گسترش مطبوعات، رادیو و تلویزیون نظام‌های پیشین انتقال فرهنگ را دگرگون کرد، امروز نیز شبکه‌های اجتماعی قواعد تازه‌ای برای تولید و استفاده از نفوذ اجتماعی پدید آورده‌اند. در هر دوره، فناوری‌های ارتباطی تازه، صورت‌بندی از اقتدار فرهنگی را شکل داده‌اند.

البته این تحول، پرسشهای مهم نیز به همراه دارد. مرجعیت شبکه‌های از آنجا که در بستری رقابتی و برای جلب توجه شکل می‌گیرند، هم می‌توان امکان مشاهده صداهای تازه و متنوع را فراهم کرد و هم خطر غلبه هیجان‌محور، سطحی یا زودگذر را افزایش داد. پاسخ این چالش، انکار یا حذف این فضا نیست؛ بلکه ارتقای کیفیت حضور در آن است. همان‌گونه که رسانه‌های سنتی در طول زمان‌های حرفه‌ای و اخلاقی خود را شکل دادند، زیست‌بوم دیجیتال نیز نیازمند تقویت سواد رسانه‌ای، تولیدکننده‌های مسئولیت پذیری و افزایش توان انتقادی مخاطبان است.

از سوی دیگر، استقبال نوجوانان از چنین فراخوان‌هایی را نباید به جذابیت یک چهره فروکاست. این حضور، نیاز نسلی است که در جست‌وجوی تجربه مشترک، احساس تعلق و دیده شدن است. شبکه‌های اجتماعی این نیاز را مری می‌سازند، اما آن را خلق نمی‌کنند. اگر امکان مشارکت اجتماعی، فعالیت‌های فرهنگی و تجربه‌های جمع‌آوری معنادار را برای این نسل فراهم کند، طبیعی است که نیاز به قالب‌هایی تازه و گاه پیش‌بینی‌شده افزایش یابد.

 راز سوپراستارهای دیجیتال

در دنیای امروز، «مرجع بودن» دیگر به معنای سخن گفتن از جایگاهی بلند و انتظار برای شنیده شدن نیست. بلکه به معنای ساختن رابطه، درک زبان مخاطب و حضور در زیست‌جهان اوست. فناوری‌های ارتباطی نه مرجعیت را از میان برده‌اند و نه آن را بی‌اهمیت کرده‌اند. بلکه سازوکار تولید و عرضه آن را دگرگون ساخته است.

اگر نهادهای فرهنگی، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و روشنفکران احساس می‌کنند از نسل جدید فاصله گرفته‌اند، شاید مسئله آن نباشد که نسل جوان مرجعیت را کنار بگذارد. اما مرجعیت، میان بازیگران بیشتر تقسیم می‌شود و از الگوبرداری عمودی به الگویی شبکه‌ای، افقی‌تر و تغییراتی‌تر تغییر یافته است. فهم این منطق تازه، اولین گام برای گفت‌وگو با جامعه‌ای است که با نقشه‌های دیروز قابل خوانش نیست.

۱۴۰۵ مرداد ۸, پنجشنبه

رویای داشتن موبایل برای جوانان ایرانی

 رشد قیمت

 موبایل در پنج ماه؛

 از جهش ۹۰ درصدی میان‌رده‌ها تا تداوم گرانی آیفون




▫️محصولات سامسونگ هم‌چنان در بازار افزایش قیمت دارند، دستگاه گلکسی A۵۵ که در ابتدای اسفندماه ۵۲ میلیون تومان قیمت داشت، امروز به حدود ۹۵ میلیون تومان رسیده است.

▫️قیمت گلکسی S۲۵ اولترا با حافظه ۲۵۶ گیگابایت نیز از ۱۸۸ میلیون تومان به حدود ۲۷۸ میلیون تومان رسیده است و آیفون ۱۷ نسخه CH با حافظه ۲۵۶ گیگابایت از قیما حدود ۱۸۵ میلیون تومان  در اسفندماه  دوباره با قیمت حدود ۲۸۰ میلیون تومان عرضه می‌شود.

▫️بسیاری از مدل‌های میان‌رده و پرچمدار، از ابتدای اسفندماه سال گذشته تاکنون بین ۳۰ تا بیش از ۹۰ درصد افزایش قیمت را تجربه کرده‌اند.
رویای داشتن موبایل برای جوانان ایرانی 

آغاز یک عملیات زمینی محدود از سوی آمریکا را بیش از پیش محتمل می‌دانند

 خبرگزاری آلمان



بیش از پنج ماه
 پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، منابع آگاه در پاکستان احتمال آغاز یک 
عملیات زمینی محدود از سوی
 آمریکا را بیش از پیش محتمل می‌دانند

به گزارش خبرگزاری آلمان با استناد به محافل امنیتی در اسلام‌آباد، طبق ارزیابی سرویس‌های اطلاعاتی پاکستان، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، ممکن است هشدارهای ارتش خود را نادیده بگیرد و با عملیاتی محدود، مناطق ساحلی ایران را به تصرف درآورد.

خبرگزاری آلمان روز دوشنبه ۲۷ ژوئیه (۵ مرداد) گزارش داد که ارزیابی محافل امنیتی پاکستان بر پایه مشاهدات نظامی صورت گرفته است.

پاکستان در جنگ ایران نقش یکی از میانجی‌های اصلی میان واشنگتن و تهران را بر عهده دارد. این درگیری نظامی اوایل ماه ژوئیه با شلیک نیروهای مسلح ایران به سوی کشتی‌ها در تنگه هرمز تشدید شد. تنگه هرمز برای تجارت جهانی انرژی اهمیت حیاتی دارد.

در پی این حملات، ارتش آمریکا اهداف متعددی را در سواحل جنوبی ایران بمباران کرد. با این حال، در چند شب گذشته، طرف‌های درگیر بار دیگر حملات خود را متوقف کرده‌اند.

نوار مرزی پیرانشهر کجاست

  نوار مرزی پیرانشهر کجاست

و چرا هدف حمله آمریکا قرار گرفت؟




▫️شهرستان پیرانشهر یکی از شهرستان‌های مهم و مرزی در جنوب غربی استان آذربایجان غربی است که در فاصله تقریبی ۱۴۶ کیلومتری جنوب مرکز استان (شهر ارومیه) قرار دارد.

▫️این شهرستان از سمت شمال با شهرستان اشنویه، از سمت شرق با شهرستان‌های مهاباد و نقده، از سمت جنوب با شهرستان سردشت و از سمت غرب به‌طور مستقیم و از طریق خطوط کوهستانی با اقلیم کردستان عراق هم‌مرز است.

▫️بررسی دلایل و زمینه‌هایی که چرا نوار مرزی پیرانشهر می‌تواند هدف تحرکات نظامی یا حملات هوایی قرار گیرد، نیازمند کالبدشکافی ابعاد چندگانه ژئوپلیتیک این منطقه است:

 به عنوان شاهراه ارتباطی میان ایران و شمال عراق، این منطقه نقش مستقیمی در زنجیره تامین و خطوط انتقال داده و کالا دارد.

 پررنگ بودن نقش اقتصادی مرز تمرچین باعث می‌شود که هرگونه اقدام نظامی در نزدیکی این نوار مرزی، فراتر از ابعاد امنیتی، مستقیماً شریان‌های مبادلات تجاری را هدف قرار داده و بر تعادلات اقتصادی مرزی تاثیر منفی بگذارد.

 حساسیت بالایی که بر بستر ویژگی‌های کوهستانی و استقرار پایگاه‌های مراقبتی شکل گرفته، پیرانشهر را به منطقه‌ای با ضریب بالای رصد نظامی تبدیل کرده است


چهار دهه حکومت؛ فساد، سوءمدیریت و نقض حقوق بشر

 

چهار دهه حکومت؛ فساد، سوءمدیریت و نقض حقوق بشر از نگاه منتقدان و پرسش‌هایی که همچنان باقی مانده‌اند




هر حکومتی در نهایت با یک معیار سنجیده می‌شود؛ نه با تعداد سخنرانی‌ها، نه با شعارها و نه با تبلیغات رسمی، بلکه با کیفیت زندگی مردم، میزان پایبندی به قانون، شفافیت در اداره کشور و احترام به حقوق شهروندان.

طی بیش از چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی ایران همواره با انتقادهای گسترده‌ای از سوی بخشی از جامعه ایران، نهادهای حقوق بشری، کارشناسان اقتصادی و برخی سازمان‌های بین‌المللی روبه‌رو بوده است. این انتقادها موضوعاتی مانند فساد، سوءمدیریت، محدودیت آزادی‌های مدنی، مشکلات اقتصادی، برخورد با منتقدان و نحوه اداره نهادهای عمومی را در بر می‌گیرد.

هدف این مقاله، بررسی همین انتقادها و پیامدهای آنها بر جامعه ایران است.


وقتی اعتماد عمومی آسیب می‌بیند

هیچ سرمایه‌ای برای یک حکومت ارزشمندتر از اعتماد مردم نیست.

اعتماد، زمانی شکل می‌گیرد که شهروندان احساس کنند:

  • قانون برای همه یکسان اجرا می‌شود.
  • مسئولان پاسخگو هستند.
  • مبارزه با فساد بدون تبعیض انجام می‌شود.
  • منابع عمومی در خدمت منافع ملی قرار می‌گیرد.

هرگاه این احساس تضعیف شود، فاصله میان حکومت و جامعه افزایش پیدا می‌کند.


فساد؛ دشمن خاموش توسعه

فساد تنها به معنای یک پرونده قضایی یا تخلف مالی نیست.

فساد، سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد.

رقابت سالم را از بین می‌برد.

کارآفرینی را تضعیف می‌کند.

و مهم‌تر از همه، امید مردم به عدالت را کاهش می‌دهد.

در سال‌های گذشته، پرونده‌های مختلف فساد اقتصادی در ایران رسانه‌ای شده و خود مقام‌های جمهوری اسلامی نیز بارها از وجود فساد در بخش‌هایی از ساختار حکومتی سخن گفته‌اند.


اقتصادی که زیر بار بحران خم شد

ایران یکی از بزرگ‌ترین دارندگان منابع نفت و گاز جهان است.

با این حال، بسیاری از شهروندان همچنان با مشکلاتی مانند:

  • تورم
  • کاهش ارزش پول ملی
  • بیکاری
  • افزایش هزینه مسکن
  • کاهش قدرت خرید
  • نااطمینانی اقتصادی

دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

اقتصاددانان دلایل مختلفی از جمله تحریم‌ها، مشکلات ساختاری، سوءمدیریت، فساد و سیاست‌های اقتصادی را در شکل‌گیری این وضعیت مؤثر می‌دانند.


آزادی بیان؛ مطالبه‌ای که همچنان مطرح است

منتقدان جمهوری اسلامی سال‌هاست خواستار گسترش آزادی بیان، آزادی رسانه‌ها، امکان فعالیت احزاب، تشکل‌های صنفی و جامعه مدنی هستند.

در مقابل، مقام‌های جمهوری اسلامی تأکید کرده‌اند که برخی محدودیت‌ها را با ملاحظات امنیتی توجیه می‌کنند.

این اختلاف دیدگاه، یکی از محورهای اصلی بحث درباره وضعیت حقوق شهروندی در ایران بوده است.


حقوق بشر و نگاه جامعه جهانی

گزارش‌های گزارشگران ویژه سازمان ملل و سازمان‌های حقوق بشری در سال‌های مختلف به موضوعاتی مانند اجرای مجازات اعدام، وضعیت برخی زندانیان، آزادی بیان، آزادی اجتماعات و حقوق اقلیت‌های مذهبی پرداخته‌اند.

در مقابل، دولت ایران بخشی از این گزارش‌ها را رد کرده و آنها را ناعادلانه یا سیاسی دانسته است.

صرف‌نظر از این اختلاف نظرها، این موضوعات همچنان در کانون توجه بین‌المللی قرار دارند.


جوانانی که آینده‌ای متفاوت می‌خواهند

نسل جدید ایران، بیش از هر زمان دیگری با جهان در ارتباط است.

این نسل خواهان فرصت‌های شغلی بهتر، آزادی‌های مدنی بیشتر، حکمرانی شفاف، اقتصاد باثبات و امکان برنامه‌ریزی برای آینده است.

وقتی این مطالبات برآورده نشود، پیامدهایی مانند مهاجرت نخبگان، کاهش سرمایه اجتماعی و ناامیدی می‌تواند افزایش یابد.


خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی

قدرت واقعی، در توانایی شنیدن صدای منتقدان است.

هیچ حکومتی با نادیده گرفتن مشکلات، آنها را حل نمی‌کند.

اگر فساد وجود دارد، باید با شفافیت و بدون تبعیض با آن مقابله شود.

اگر اقتصاد با بحران روبه‌رو است، باید سیاست‌هایی اتخاذ شود که نتیجه آن در زندگی مردم دیده شود.

اگر اعتماد عمومی کاهش یافته است، بازسازی آن تنها با پاسخگویی، اصلاحات و اجرای برابر قانون امکان‌پذیر خواهد بود.


ایران؛ ظرفیت‌هایی که نباید از دست برود

ایران کشوری با منابع طبیعی فراوان، نیروی انسانی توانمند و پیشینه‌ای غنی است.

این ظرفیت‌ها می‌توانند زمینه‌ساز توسعه، رفاه و پیشرفت باشند؛ اما تحقق این هدف، نیازمند حکمرانی کارآمد، شفافیت، پاسخگویی و احترام به حقوق همه شهروندان است.


پس از بیش از چهار دهه، پرسش اصلی بسیاری از شهروندان همچنان پابرجاست:

آیا سیاست‌ها و تصمیم‌های اتخاذشده، توانسته‌اند کیفیت زندگی مردم را بهبود ببخشند؟

پاسخ به این پرسش، صرفاً در آمارهای رسمی یا بیانیه‌های سیاسی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در زندگی روزمره مردم، در قدرت خرید خانواده‌ها، در اعتماد به نهادهای عمومی، در احساس امنیت حقوقی و در امید جوانان به آینده قابل مشاهده است.

تاریخ، حکومت‌ها را نه با شعارهایشان، بلکه با عملکردشان قضاوت می‌کند. هر نظام سیاسی که بتواند عدالت، شفافیت، رفاه و احترام به کرامت شهروندان را تقویت کند، سرمایه‌ای ماندگار برای کشور بر جای خواهد گذاشت؛ و هر جا که این ارزش‌ها تضعیف شوند، نقد و مطالبه اصلاح نیز ادامه خواهد یافت

مسیحیان ایران و پرسش‌هایی که همچنان بی‌پاسخ

 

اقوس‌هایی که خاموش شدند؛ چهار دهه فشار بر مسیحیان ایران و پرسش‌هایی که همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند


ناقوس‌هایی که خاموش شدند؛ چهار دهه فشار بر مسیحیان ایران و پرسش‌هایی که همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند


آزادی دین و عقیده، یکی از بنیادی‌ترین حقوق شناخته‌شده در اسناد بین‌المللی حقوق بشر است. این حق تنها به انتخاب یک باور محدود نمی‌شود؛ بلکه شامل حق عبادت، تشکیل اجتماعات مذهبی، آموزش، تغییر دین و زندگی بر اساس اعتقادات فردی نیز هست.

با این حال، طی چهار دهه گذشته، وضعیت بخشی از شهروندان مسیحی ایران، به‌ویژه نوکیشان مسیحی، بارها در گزارش‌های سازمان ملل، گزارشگران ویژه حقوق بشر و نهادهای بین‌المللی مورد توجه قرار گرفته است. این گزارش‌ها به بازداشت‌ها، محدودیت فعالیت کلیساهای فارسی‌زبان، احکام قضایی و فشار بر برخی نوکیشان اشاره کرده‌اند.

این مقاله درباره اختلاف اعتقادی میان اسلام و مسیحیت نیست؛ بلکه درباره این پرسش اساسی است که آیا همه شهروندان ایران، فارغ از دین و باورشان، از حقوق برابر برخوردارند؟


وقتی ایمان، به پرونده امنیتی تبدیل می‌شود

در بسیاری از کشورهای جهان، کلیسا تنها محل عبادت است؛ اما گزارش‌های سال‌های اخیر نشان می‌دهد که برخی نوکیشان مسیحی در ایران به دلیل فعالیت‌های مذهبی یا شرکت در گردهمایی‌های خانگی با اتهام‌های امنیتی روبه‌رو شده‌اند.

منتقدان می‌گویند تبدیل مسائل اعتقادی به پرونده‌های امنیتی، نه‌تنها آزادی مذهب را محدود می‌کند، بلکه مرز میان امنیت ملی و آزادی‌های اساسی شهروندان را نیز مخدوش می‌سازد.


کلیساهایی که یکی پس از دیگری خاموش شدند

در سال‌های گذشته، فعالیت برخی کلیساهای فارسی‌زبان محدود یا متوقف شد و بسیاری از نوکیشان گزارش داده‌اند که امکان برگزاری آزادانه مراسم مذهبی به زبان فارسی را ندارند.

گزارشگران ویژه سازمان ملل نیز بارها از محدودیت آزادی دین و عقیده و فشار بر اقلیت‌های مذهبی، از جمله برخی جوامع مسیحی، ابراز نگرانی کرده‌اند.


آیا تغییر دین جرم است؟

بر اساس استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر، هر انسان حق دارد دین یا باور خود را انتخاب یا تغییر دهد.

اما یکی از موضوعات بحث‌برانگیز در ایران، وضعیت نوکیشان مسیحی است؛ افرادی که از اسلام به مسیحیت گرویده‌اند و در برخی پرونده‌ها با محدودیت یا پیگرد قضایی روبه‌رو شده‌اند.

این مسئله سال‌هاست محل بحث میان دولت ایران و نهادهای حقوق بشری است.


تأثیر این سیاست‌ها بر جامعه

جامعه‌ای که شهروندانش از ابراز آزادانه باورهای مذهبی خود هراس داشته باشند، با کاهش اعتماد اجتماعی روبه‌رو می‌شود.

وقتی شهروندان احساس کنند عقیده‌شان می‌تواند بر فرصت‌های شغلی، امنیت یا آینده آنان اثر بگذارد، سرمایه اجتماعی و احساس تعلق به جامعه نیز آسیب می‌بیند.


خطاب به حاکمان جمهوری اسلامی

اگر حکومتی به مشروعیت و ثبات خود اطمینان دارد، چرا باید از عبادت مسالمت‌آمیز گروهی از شهروندان بیم داشته باشد؟

ایمان، با اجبار شکل نمی‌گیرد و با فشار نیز از میان نمی‌رود.

تاریخ نشان داده است که محدود کردن آزادی عقیده، باورها را از بین نمی‌برد؛ بلکه تنها شکاف میان حکومت و جامعه را عمیق‌تر می‌کند.


ایران متعلق به همه ایرانیان است

ایران، سرزمین تنوع فرهنگی و مذهبی است.

قدرت یک کشور در یکسان بودن شهروندانش نیست؛ بلکه در توانایی آن برای تضمین حقوق برابر همه آنان است.

حفاظت از آزادی مذهب، امتیازی برای یک گروه خاص نیست؛ بلکه تضمینی برای آزادی همه شهروندان است.


دفاع از حقوق شهروندان مسیحی، دفاع از یک دین خاص نیست؛ دفاع از اصل برابری در برابر قانون است.

جامعه‌ای که حقوق اقلیت‌های مذهبی را محترم بشمارد، بنیان‌های محکم‌تری برای عدالت، اعتماد عمومی و همبستگی ملی خواهد داشت.

آینده ایران زمانی روشن‌تر خواهد بود که هیچ شهروندی، صرفاً به دلیل باور دینی خود، احساس نکند از حقوقی کمتر از دیگران برخوردار است

عجب عزاداری در مشهد بوده

   درگیری شدید و عجیب دو هیئت عزاداری در حرم امام رضا!   با چوب به جان هم افتادن   دیشب در صحن امام رضا(ع)،  مردم در حال عداری بودند و برخی ...