اقوسهایی که خاموش شدند؛ چهار دهه فشار بر مسیحیان ایران و پرسشهایی که همچنان بیپاسخ ماندهاند
ناقوسهایی که خاموش شدند؛ چهار دهه فشار بر مسیحیان ایران و پرسشهایی که همچنان بیپاسخ ماندهاند
آزادی دین و عقیده، یکی از بنیادیترین حقوق شناختهشده در اسناد بینالمللی حقوق بشر است. این حق تنها به انتخاب یک باور محدود نمیشود؛ بلکه شامل حق عبادت، تشکیل اجتماعات مذهبی، آموزش، تغییر دین و زندگی بر اساس اعتقادات فردی نیز هست.
با این حال، طی چهار دهه گذشته، وضعیت بخشی از شهروندان مسیحی ایران، بهویژه نوکیشان مسیحی، بارها در گزارشهای سازمان ملل، گزارشگران ویژه حقوق بشر و نهادهای بینالمللی مورد توجه قرار گرفته است. این گزارشها به بازداشتها، محدودیت فعالیت کلیساهای فارسیزبان، احکام قضایی و فشار بر برخی نوکیشان اشاره کردهاند.
این مقاله درباره اختلاف اعتقادی میان اسلام و مسیحیت نیست؛ بلکه درباره این پرسش اساسی است که آیا همه شهروندان ایران، فارغ از دین و باورشان، از حقوق برابر برخوردارند؟
وقتی ایمان، به پرونده امنیتی تبدیل میشود
در بسیاری از کشورهای جهان، کلیسا تنها محل عبادت است؛ اما گزارشهای سالهای اخیر نشان میدهد که برخی نوکیشان مسیحی در ایران به دلیل فعالیتهای مذهبی یا شرکت در گردهماییهای خانگی با اتهامهای امنیتی روبهرو شدهاند.
منتقدان میگویند تبدیل مسائل اعتقادی به پروندههای امنیتی، نهتنها آزادی مذهب را محدود میکند، بلکه مرز میان امنیت ملی و آزادیهای اساسی شهروندان را نیز مخدوش میسازد.
کلیساهایی که یکی پس از دیگری خاموش شدند
در سالهای گذشته، فعالیت برخی کلیساهای فارسیزبان محدود یا متوقف شد و بسیاری از نوکیشان گزارش دادهاند که امکان برگزاری آزادانه مراسم مذهبی به زبان فارسی را ندارند.
گزارشگران ویژه سازمان ملل نیز بارها از محدودیت آزادی دین و عقیده و فشار بر اقلیتهای مذهبی، از جمله برخی جوامع مسیحی، ابراز نگرانی کردهاند.
آیا تغییر دین جرم است؟
بر اساس استانداردهای بینالمللی حقوق بشر، هر انسان حق دارد دین یا باور خود را انتخاب یا تغییر دهد.
اما یکی از موضوعات بحثبرانگیز در ایران، وضعیت نوکیشان مسیحی است؛ افرادی که از اسلام به مسیحیت گرویدهاند و در برخی پروندهها با محدودیت یا پیگرد قضایی روبهرو شدهاند.
این مسئله سالهاست محل بحث میان دولت ایران و نهادهای حقوق بشری است.
تأثیر این سیاستها بر جامعه
جامعهای که شهروندانش از ابراز آزادانه باورهای مذهبی خود هراس داشته باشند، با کاهش اعتماد اجتماعی روبهرو میشود.
وقتی شهروندان احساس کنند عقیدهشان میتواند بر فرصتهای شغلی، امنیت یا آینده آنان اثر بگذارد، سرمایه اجتماعی و احساس تعلق به جامعه نیز آسیب میبیند.
خطاب به حاکمان جمهوری اسلامی
اگر حکومتی به مشروعیت و ثبات خود اطمینان دارد، چرا باید از عبادت مسالمتآمیز گروهی از شهروندان بیم داشته باشد؟
ایمان، با اجبار شکل نمیگیرد و با فشار نیز از میان نمیرود.
تاریخ نشان داده است که محدود کردن آزادی عقیده، باورها را از بین نمیبرد؛ بلکه تنها شکاف میان حکومت و جامعه را عمیقتر میکند.
ایران متعلق به همه ایرانیان است
ایران، سرزمین تنوع فرهنگی و مذهبی است.
قدرت یک کشور در یکسان بودن شهروندانش نیست؛ بلکه در توانایی آن برای تضمین حقوق برابر همه آنان است.
حفاظت از آزادی مذهب، امتیازی برای یک گروه خاص نیست؛ بلکه تضمینی برای آزادی همه شهروندان است.
دفاع از حقوق شهروندان مسیحی، دفاع از یک دین خاص نیست؛ دفاع از اصل برابری در برابر قانون است.
جامعهای که حقوق اقلیتهای مذهبی را محترم بشمارد، بنیانهای محکمتری برای عدالت، اعتماد عمومی و همبستگی ملی خواهد داشت.
آینده ایران زمانی روشنتر خواهد بود که هیچ شهروندی، صرفاً به دلیل باور دینی خود، احساس نکند از حقوقی کمتر از دیگران برخوردار است

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر