۱۴۰۵ مرداد ۱۵, پنجشنبه

سفره های بی‌گوشت و فرداهای بی‌لبن

 

سفره‌های بی‌گوشت و فرداهای بی‌لبن»؛ سوءتغذیه ساختاری و جراحیِ 

بی‌رحمانه‌ی سلامتِ کودکانِ وطن



 «سفره‌های بی‌گوشت و فرداهای بی‌لبن»؛ سوءتغذیه ساختاری و جراحیِ بی‌رحمانه‌ی سلامتِ کودکانِ وطن

​حذفِ تدریجی و اجباریِ پروتئین، گوشت، لبنیات و موادِ غذاییِ پایه از سفره‌های توده‌ها و رانده‌شدنِ میلیون‌ها خانواده به زیرِ خطِ فقرِ مطلقِ غذایی، فراتر از یک پیامدِ ساده‌ی تورم و نوسانِ اقتصادی، بخشی از یک جنایتِ خاموش، ساختاری و بوروکراتیک علیه سلامت، رشد و بقای زیستیِ نسل‌های آینده‌ی این سرزمین است. حاکمیتی که با فسادِ نهادینه‌شده، حاتم‌بخشیِ ثروت‌های ملی به شبکه رانتیِ نورچشمی‌ها و آزادسازیِ بی‌رحمانه‌ی قیمتِ کالاهای اساسی تحتِ عنوانِ دلفریبِ «جراحیِ اقتصادی»، هزینه‌های اولیه زیست را به ارقامِ نجومی رسانده، عملاً سفره‌های مردم را به مسلخِ بی‌کفایتی و غارتگریِ خود برده است. این سرکوبِ زیستی که با نایاب ساختنِ شیر، پنیر، گوشت و میوه برای فرزندانِ طبقه متوسط و فرودست همراه شده، عمیق‌ترین تهاجمِ سیستماتیک به امنیتِ غذاییِ ملت و تلاشی غیرمستقیم برای خلقِ نسلی دچارِ کوتاهیِ قد، پوکیِ استخوان، ضعفِ حافظه و سوءتغذیه ساختاری است.
کالبدشکافیِ این روندِ فاجعه‌بار نشان می‌دهد که چگونه وزارتخانه‌ها و اتاق‌های فکرِ سیستم، با جایگزین کردنِ کربوهیدرات‌های بی‌کیفیت و حذفِ یارانه‌های واقعیِ بخشِ کشاورزی و دامداری، سلامتیِ جسمی و روانیِ میلیون‌ها کودک و نوجوانِ ایرانی را قربانیِ کسرِ بودجه‌ی ناشی از ماجراجویی‌های پرهزینه و اختلاس‌های میلیارد دلاریِ خود کرده‌اند. رژیم با تهی ساختنِ سفره‌ها و درگیر کردنِ روزمره‌ی والدین در کابوسِ تأمینِ حداقل‌های زنده ماندن، در پیِ آن است تا جامعه‌ای خسته، رنجور، به لحاظِ زیستی تضعیف‌شده و جیره‌خوارِ سبدهای معیشتیِ قطره‌چکانیِ حکومت ایجاد کند تا توانِ کنشگری، فکر کردن به آزادی و دادخواهی از توده‌ها سلب شود.
​اما این شکنجه‌ی مداومِ معیشتی و جراحیِ بی‌رحمانه‌ی سفره‌های آبرومند، برخلافِ محاسباتِ امنیتیِ اتاق‌های فکرِ سرکوب برای منفعل ساختنِ مردم، کاراییِ روان‌شناختیِ خود را به طور کامل از دست داده و خشمِ انباشته در اعماقِ خانه را به آتشِ آگاهیِ انقلابی بدل ساخته است. دیدنِ چشمانِ منتظرِ کودکان، سفره‌های خالیِ پدرانِ شرمسار و مادری که توانِ تأمینِ حداقل‌های درمانی و غذاییِ فرزندش را ندارد، به کاتالیزوری برای پیوندِ ناگسستنیِ طبقاتِ فرودست، معلمان، کارگران و توده‌های آگاه بدل گشته است؛ اراده‌ای جمعی و بازگشت‌ناپذیر که سرانجام دیوارهای این دزدسالاریِ نهادینه‌شده را فرو خواهد ریخت و سفره، سلامت، کرامت و حاکمیتِ واقعی را به مردمِ ایران بازخواهد گرداند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

سرقت برای بقا

  سرقت برای بقا»؛  پدیدارشناسیِ خردشدنِ اخلاقِ عمومی در هجومِ فقرِ مطلق   «سرقت برای بقا»؛ پدیدارشناسیِ خردشدنِ اخلاقِ عمومی در هجومِ فقرِ م...