پشتِ میلهها، هنوز امید نفس میکشد
سلولها فقط دیوار و میله میانی؛ تمام فاصلههای میان حقیقت و قدرتاند. پشت هر دری که بسته میشود، انسان ایستاده است با خانوادههای چشمانتظار، با آرزوهایی ناتمام.
و با حقی که نباید فراموش شود
اعدام، هرگز نمیتواند جای عدالت را بگیرد. جان انسان، ارزشمندتر از آن است که در سایهی شتاب، سکوت یا ترسیده شود. هر زندانی، بهویژه زندانی سیاسی، حقی از دادرسی عادلانه، دسترسی به وکیل، مراقبت پزشکی و حفظ کرامت انسانی را دارد. اصولی که در اسناد بینالمللی حقوق بشر بر آنها ذخیره شده است
تاریخ نشان داده است که زندان میتواند جسم انسان را در بند نگه دارد، اما اندیشه را نه. بسیاری از کسانی که پشت میلهها بودند، بعدها به مقاومت مدنی و مطالبهای آزادی تبدیل شدند. سکوت در برابر زندانیان، تنها به طولانی شدن رنج میانجامد. اما ثبت حقیقت، همبستگی و مطالبهی احترام به کرامت انسان،
راهی برای زنده نگه داشتن امید است
شعر
پشت این دیوارهای سرد و بلند،
هنوز کسی
نام آزادی را آرام زمزمه میکند.
طول،
شاید نفسی را خاموش کند،
اما رؤیا را نه.
کلیدها در دست زندانبان است،
ولی فردا
همیشه در دست مردمی است
که حقیقت را فراموش نمیکنند.
و روزی خواهد رسید
که درهای بسته،
جای خود را
به پنجرههایی رو به روشنایی بدهند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر