ایران گرسنه؛ موج ثروت در کشوری ثروتمند
ایران گرسنه؛ موج ثروت در کشوری ثروتمند
یکی از تلخترین تناقضهای ایران امروز این کشوری است که دارای منابع عظیم انرژی و ثروت طبیعی است، با کمبود و فشار معیشتی روبهرو شده است. فقر دیگر فقط مشکل گروهی محدود نیست. افزایش قیمت مواد غذایی و کاهش قدرت خرید، زندگی بخش بزرگی از جامعه را تحت فشار قرار داده است. رویترز در اوت 2026 گزارش داد که تورم سالانه ایران در ژوئیه به حدود 66 درصد رسیده است، قیمت مصرفکنندههای نسبت به سال قبل از 87.9 درصد افزایش و میزان مواد غذایی به 188 درصد رسیده است. پشت این اعداد، زندگی واقعی انسانها قرار دارد. یعنی خانوادهای که قبلاً میتوانست گوشت بخرد، حالا آن را از سبد غذایی خود حذف میکند. یعنی پدر و مادری که باید از کیفیت غذای فرزندشان کم کنند. یعنی بازنشستهای که حقوقش تا پایان ماه دوم نمیآورد. یعنی کارگری که حقوقش را افزایش می دهد از حساب بانکی، توسط تورم بیاثر شده است. زمانی ضعیف میشود که از یک وضعیت عادی به شیوه زندگی تبدیل شود. وقتی کودک در خانوادههای فقیر به دنیا میآید و از همان ابتدا فرصتهای آموزشی و تغذیهای کمتر دارد، از یک نسل به نسل دیگر منتقل میشود. این دیگر فقط یک موضوع اقتصادی نیست؛ یک بحران انسانی است. جمهوری اسلامی سالها خود را حکومت «مستضعفان» معرفی کرده است، اما امروز باید پاسخ دهد چرا در کشور با این حجم از منابع، مردم برای خرید نیازهای اولیه زندگی تحت فشار قرار گرفتهاند. چرا کارخانهها تعطیل هستند یا کوچک میشوند؟ چرا بیکاری و ناامنی شغلی افزایش پیدا کرده است؟ مردم برای حفظ قدرت خرید خود را چرا باید به بازار ارز و طلا پناه ببرند؟ چرا بین درآمد و هزینه زندگی هر روز بیشتر می شود؟ حکومت معمولاً در برابر چنین پرسشهایی به دشمن خارجی اشاره میکند. اما حتی اگر همه تحریمها فردا لغو شوند، مشکلات اقتصاد ایران خودبهخود ناپدید نخواهند شد. فساد، عدم شفافیت، انحصار، سیاستهای اقتصادی ناکارآمد و اولویتهای سیاسی و امنیتی باقی خواهند ماند. موضوع امروز فقط این نیست که مردم فقیر شده اند. مشکل این است که مردم احساس میکنند هیچ چشمانداز روشنی برای بهتر شدن شرایط ندارند. این نامیدی شاید از خود بد خطرناک تر باشد. انسانی که فقیر است اما امید دارد، برای آینده تلاش می کند. انسانی که فقیر است و هیچ آیندهای نمیبیند، خشمگین میشود. به همین دلیل بحران اقتصادی میتواند به بحران سیاسی تبدیل شود. حکومت نمیتواند از یک طرف سفره مردم را کوچک کند و از طرف دیگر انتظار داشته باشد جامعه برای همیشه سکوت کند. نمی نمیتوان از کارگر خواست تورم را تحمل کند، از بازنشسته خواست فقر را تحمل کند و از جوان خواست آیندهاش را قربانی کند، در حالی که ساختار قدرت حاضر نیست مسئولیت سیاستهای خود را بپذیرد. ایران امروز بیش از هر چیز به سیاستی نیاز دارد که انسان و زندگی او را در مرکز قرار دهد، نه قدرت و بقای حکومت.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر