مسلخِ آگاهی؛ هندسهی شکنجه و جنونِ سرکوب در جغرافیای اسارت
مسلخِ آگاهی؛ هندسهی شکنجه و جنونِ سرکوب در جغرافیای اسارت
تصویر مستند و افشاگرانهی موجود در فایل 1000121300.jpg با گزارهی تکاندهنده و صریح «ایران از پرخطرترین کشورها از نظر شکنجه است»، در کنار نمای سردی از یک مأمور نقابدار پشت میلههای آهنی، بازتابدهندهی ساختار خشونت نهادینهشده و نقض سیستماتیک حقوق مدنی ذیل سایه رژیم ملایان است. این گزاره، فراتر از یک آمار حقوق بشری، روایتی عریان از واقعیت تلخی است که دهههاست در بازداشتگاههای رسمی و مخفی سیستم سرکوب جریان دارد؛ جایی که شکنجه نه به عنوان یک استثنا، بلکه به مثابهی یک دکتریین استراتژیک برای بقای حاکمیت، ارعاب تودهها و منجمد کردن هرگونه صدای مطالبهگری مدنی و سیاسی به کار گرفته میشود. حاکمیتی که در مواجهه با بحرانهای عمیق اقتصادی، فروپاشی نظام بهداشت و درمان و ناتوانی مفرط در تأمین زیرساختهای زیستی اولیه، قافیه را باخته است، ناگزیر است سرمایهگذاری اصلی خود را بر روی ابزارهای فیزیکی و روانی سرکوب متمرکز کند تا از این طریق، گسلهای فعال نارضایتی اجتماعی را در نطفه خفه سازد. سلولهای انفرادی، بازجوییهای فرساینده تحت فشارهای شدید روحی و اعمال خشونتی که کرامت انسانی را هدف میگیرد، همگی بخشی از ماشین بوروکراتیک رژیم سفاک برای گرفتن اعترافات اجباری و مشروعیتسازی دروغین از طریق رسانههای حکومتی است.
تحلیل جامعهشناختی این پارانویای امنیتی نشان میدهد که افزایش ابعاد شکنجه و پناه بردن به نقاب و میله، معلول وحشت عمیق و ساختاری حاکمیت از بلوغ سیاسی و همبستگی نسلی تودههای بیدار است. سیستم توتالیتار مدعی دین، تن و جانِ جوانان، زنان، کارگران و نخبگان این مرز و بوم را در دالانهای تاریک بازداشتگاهها مصلوب میکند تا به خیال خود، ارادهی برخاسته از سنگفرشهای خیابان را مهار کند؛ غافل از اینکه هر زخم بر تن اسرا، به سندی متقن از زوال اخلاقی و فرسایش مشروعیت سیستم در افکار عمومی داخلی و بینالمللی بدل میشود. مأمور نقابدار پشت میلهها در تصویر فایل 1000121300.jpg، نماد هویتِ پنهان، هراسان و فاقد ریشهی سرکوبگرانی است که خود پیشاپیش در زندانِ ترس از فردای دادخواهی محبوس شدهاند و از ثبت نام و چهرهی خود در حافظه تاریخی ملت وحشت دارند. این حجم از خشونت عریان، پیوند ارگانیکی میان تمام لایههای معترض جامعه ایجاد کرده و فریادِ درون بندها را به موتور محرک مبارزات مدنی در بیرون از حصارها بدل ساخته است؛ ارادهی متحد و همصدایی که از خونهای بهناحقریختهشده و تنهای رنجکشیده در اسارت قوت میگیرد، در نهایت روزی حصارهای این استبداد مذهبی را در هم خواهد شکست و نظام عادلانه و دموکراتیکی بنا خواهد کرد که در آن، کرامت انسان، آزادی بیان و عدالت انتقالی، برای همیشه به این جغرافیا بازخواهد گشت

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر