ابتذال شر و زوال میراث
روایتی انتقادی از عادیشدن تخریب میراثفرهنگی و طبیعی در ایران
میراث فرهنگی و طبیعی ایران بازتابی گرانمایه و ماندگار از خلاقیت و همزیستی مسالمتآمیز انسان ایرانی با جهان پیرامون خویش است که در طول اعصار مختلف جلوههای تحسینبرانگیز آن در هنر، معماری و صنعت و بسیاری از آیینها و مناسک بومی تجسم پیدا کرده.
در سالهای اخیر این عرصه راهبردی و بسیار ارزشمند با چالشها و تخریبهای مختلفی مواجه شده و در سطوح مختلف خرد و کلان آسیبهای بعضاً غیر قابل بازگشتی متحمل شده است.
از تخریب بافتهای تاریخی گرفته تا پاکتراشی تپهها و محوطههای تاریخی، آتشسوزی و جنگلخواری، مرمت غیراصولی شاهکارهای معماری و تعرض به عرصه و حرایم آثار ملی و جهانی فرهنگی و طبیعی از جمله مصداقهای این وضعیت خطرناک و مهلک به شمار میروند. اما پرسشی که در این میان پیش میآید، این است که چرا چنین وضعیتی بهشکل فراگیر پدید آمده و اینگونه افسارگسیخته سرمایههای تاریخی، طبیعی و فرهنگی ایران را در معرض نیستی قرار داده است؟
وضعیت بسیار حاد و خطرناک موجود، ناشی از فعالیت دو گروه است. نخست، افرادی که برای منافع فردی یا گروهی آگاهانه و عمداً در این تخریبهای تبهکارانه مشارکت دارند. دوم، گروهی که از سر جهالت و نادانی دست به تخریب میراث فرهنگی و طبیعی کشورمان میزنند. در ادامه این نوشتار با پرداختن به مفهوم «شر» در اندیشه «هانا آرنت» فیلسوف سیاسی آلمانی، چرایی روندهای تخریب میراث فرهنگی و طبیعی ایران را بیشتر تشریح میکنیم.
درباره وضعیت گروه نخست که آگاهانه در تخریب و تعرض به عرصههای میراث فرهنگی و طبیعی کشور مشارکت دارند، شرایط واضح است و از نظر آرنت این گروه که آگاهانه در بازتولید شر مشارکت دارند، افراد مطلقاً بیفکر نیستند، بلکه میاندیشند، پیامدهای اعمالشان را میدانند و آگاهانه شر را عادیسازی و بازتولید میکنند. در ادبیات این گروه، تخریب میراث فرهنگی و طبیعی ایران به روال اداری، ضرورت توسعه و یا استثنای موردی، فروکاسته شده و آنها آگاهانه در تلاشاند خسرانهای رقمخورده را عادی جلوه دهند

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر