آزار جنسی؛ از سکوت قربانیان تا سقوط چهرههای مشهور
آزار جنسی یکی از پیچیدهترین و پنهانترین اشکال خشونت است که در همه جوامع، صرفنظر از سطح توسعه، فرهنگ یا نظام سیاسی، وجود داشته است.
یکی از دلایل دشوار بودن مقابله با آزار جنسی، نابرابری قدرت میان آزارگر و قربانی است. در بسیاری از پروندهها، فرد متهم دارای جایگاه اجتماعی، شهرت، ثروت یا نفوذ سیاسی بوده و قربانی از ترس از دست دادن شغل، اعتبار یا امنیت خود سکوت کرده است. به همین دلیل، بسیاری از پروندهها سالها یا حتی دههها پس از وقوع حادثه مطرح شدهاند.
تا سالها، جامعه بیشتر از قربانی سؤال میپرسید تا از متهم؛ اینکه چرا زودتر شکایت نکرده، چرا سکوت کرده یا چرا در آن موقعیت حضور داشته است. اما از اواخر دهه ۲۰۱۰، این نگاه بهتدریج تغییر کرد. جنبش جهانی «#MeToo» که در سال ۲۰۱۷ به شکلی گسترده مطرح شد، میلیونها زن و مرد را در سراسر جهان تشویق کرد تجربههای خود از آزار و سوءرفتار جنسی را بیان کنند. این جنبش باعث شد پروندههای قدیمی دوباره بررسی شوند و بسیاری از افراد بانفوذ که سالها از پاسخگویی گریخته بودند، با تحقیقات رسانهای یا قضایی روبهرو شوند.
یکی از مشهورترین پروندههای تاریخ، مربوط به تهیهکننده هالیوود، هاروی واینستین است. دهها زن، از جمله بازیگران شناختهشده، او را به آزار یا تجاوز جنسی متهم کردند. انتشار این روایتها نقطه آغاز موج گسترده #MeToo بود. واینستین در چند پرونده کیفری محکوم شد، هرچند برخی احکام بعداً در مراحل تجدیدنظر دستخوش تغییر شدند و پروندههای دیگری نیز علیه او همچنان جریان داشت. صرفنظر از جزئیات حقوقی، این پرونده نگاه جهان را نسبت به سوءاستفاده از قدرت در صنعت سینما تغییر داد.
پرونده دیگر، مربوط به بیل کازبی، بازیگر و کمدین مشهور آمریکایی است. سالها شایعات و روایتهایی درباره رفتار او وجود داشت، اما پس از آنکه زنان متعددی روایتهای مشابهی را مطرح کردند، پرونده وارد مرحله قضایی شد. کازبی ابتدا محکوم و زندانی شد، اما بعداً به دلیل ایرادهای حقوقی در روند رسیدگی، حکم او نقض شد و آزاد شد. آزادی او به معنای اثبات بیگناهی نبود، بلکه نتیجه یک تصمیم حقوقی درباره روند دادرسی بود.
آر. کلی، خواننده مشهور آمریکایی، نیز سالها با اتهامهای مختلف روبهرو بود. در نهایت، دادگاه او را در چند پرونده از جمله سوءاستفاده جنسی و جرایم مرتبط مجرم شناخت و به حبس طولانیمدت محکوم کرد. این پرونده نشان داد که شهرت و محبوبیت لزوماً مانع رسیدگی قضایی نمیشود.
نام جفری اپستین نیز از مشهورترین پروندههای دهه اخیر است. او سرمایهداری بانفوذ بود که به قاچاق و سوءاستفاده جنسی از دختران نوجوان متهم شد. اپستین پیش از پایان محاکمه در زندان جان باخت، اما پرونده او به دلیل ارتباطش با افراد بانفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، همچنان موضوع تحقیقات و گزارشهای رسانهای است. همکار نزدیک او، گیسلین مکسول، نیز در دادگاه فدرال آمریکا محکوم شد.
این پروندهها نشان دادند که آزار جنسی تنها به یک کشور یا صنعت خاص محدود نیست. در سینما، موسیقی، ورزش، دانشگاه، رسانه، سیاست و حتی نهادهای مذهبی، نمونههایی از سوءاستفاده از قدرت برای آزار جنسی گزارش شده است. با این حال، همه پروندهها نتیجه یکسانی نداشتهاند. در برخی موارد، دادگاه حکم محکومیت صادر کرده، در برخی افراد تبرئه شدهاند و در برخی دیگر نیز به دلیل نبود شواهد کافی یا موانع قانونی، پرونده به نتیجه قطعی نرسیده است. از همین رو، در بررسی چنین موضوعاتی باید میان «ادعا»، «شکایت»، «تحقیقات» و «محکومیت» تفاوت قائل شد.
در ایران نیز موضوع آزار جنسی سالها کمتر در فضای عمومی مطرح میشد. عوامل فرهنگی، ترس از قضاوت اجتماعی، دشواری اثبات جرم و نگرانی از پیامدهای شخصی باعث میشد بسیاری از قربانیان سکوت کنند. با گسترش شبکههای اجتماعی، بهویژه از سال ۱۳۹۹، موجی از روایتهای شخصی درباره آزار و سوءرفتار جنسی منتشر شد که از آن با عنوان «#MeToo فارسی» یاد میشود.
در این دوره، روایتهایی درباره برخی چهرههای شناختهشده در حوزههای سینما، تئاتر، ادبیات، رسانه و دانشگاه منتشر شد. برخی متهمان این ادعاها را رد کردند، برخی سکوت کردند و در برخی موارد نیز رسیدگیهای حقوقی یا انضباطی انجام شد. با این حال، بسیاری از این پروندهها هرگز به صدور حکم قطعی نرسیدند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر