داستان یک ادغام.
چرا «قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء»
در «ستاد کل نیروهای مسلح» ادغام شد؟
▫️ادغام قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) در ساختار ستادکل نیروهای مسلح را باید در تحولی بزرگتر در معماری فرماندهی کشور دید. تحولی که نقطه آغاز آن را نمیتوان تنها به یک تصمیم اداری یا تغییر در سازمانی تقلیل داد.
▫️نزدیک شدن این دو توانایی میتواند به معنای تلاش برای ساختن یک حلقه فرماندهی منسجمتر باشد؛ حلقههای که در آن اطلاعات عملیاتی، ارزیابیهای ستادی و تصمیمگیری راهبردی با فاصله کمتری به پیوندهای مرتبط هستند.
▫️نباید از ادغام، تصویری از حذف مأموریتهای تخصصی نیروهای مسلح ارائه کرد. ارتش، سپاه، و سایر بخشهای نظامی دارای ساختارها و وظایف تخصصی خود هستند. آنچه در سطح بالادستی تغییر میکند، شیوه اتصال این ظرفیتهاست.
▫️آنچه در ظاهر ادغام دو ساختار نظامی به نظر میرسد، در سطحی میانتر میتواند میان بازتعریف رابطه «ستاد»، «فرماندهی» و «میدان» باشد. قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) زمانی برای حل مسائل فرماندهی مشترک در جنگ کلاسیک شکل گرفت و ستادکل نیز برای ایجاد یک سطح هماهنگی و برنامهریزی فراگیرتر توسعه یافت.
▫️اکنون که شکلها تغییر کرده است، پیوند این دو تجربه میتواند تلاشی برای ساختن الگوی مناسب با جنگهای آینده باشد؛ جنگهایی که در آنها سرعت، یکپارچگی و هماهنگی میان حوزههای مختلف، به اندازه قدرت سختافزاری خواهد داشت.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر