جنگِ تاریک بر سرِ دادهها؛ «فیلترینگِ هوشمند» و
آپارتایدِ دیجیتال در عصرِ هوشِ مصنوعی
جنگِ تاریک بر سرِ دادهها؛ «فیلترینگِ هوشمند» و آپارتایدِ دیجیتال در عصرِ هوشِ مصنوعی
توسعهی شتابانِ دیوارهای آتشینِ بوروکراتیک و انسدادِ کینهتوزانهی دسترسیِ جامعه به شریانهای بینالمللیِ داده، فراتر از یک سانسورِ سادهی اینترنتی، بازتابی از ترسی پارانویید و یک تهاجمِ ساختاری به شالودههای دانشی، اقتصادی و زیستیِ یک ملت در عصرِ جهشهای هوشِ مصنوعی است. حاکمیتی که در برقرار
یِ پایدارِ شبکه برق، مهارِ تورمِ ویرانگر و ایجادِ حداقلهای یک اقتصادِ سالم کاملاً ناکام مانده، تمامِ زیرساختهای مخابراتی و بودجههای عمومیِ کشور را مصادره کرده تا با پیادهسازیِ دکترینِ «اینترنتِ ملی» و فیلترینگِ لایهبندیشده، جامعه را در یک قرنطینهی عمیقِ اطلاعاتی محبوس سازد. این جراحیِ اجباری و قطعِ ارتباطِ ارگانیکِ نسلِ جوان، پژوهشگران و متخصصانِ ایران با ابزارها و مدلهای پیشرفتهی هوشِ مصنوعیِ جهان، نه یک تدبیرِ امنیتی، بلکه جنایتی بوروکراتیک برای عقبنگهداشتنِ تعمدیِ یک جامعه و هویتزدایی از توانِ رقابتیِ نسلِ بیدارِ وطن است. کالبدشکافیِ این آپارتایدِ دیجیتال نشان میدهد که چگونه سیستم با ایجادِ بازارِ مکارهی فروشِ فیلترشکنها توسطِ مافیای وابسته به نهادهای قدرت و تحمیلِ هزینههای نجومیِ اینترنتِ کند و بیکیفیت به سفرهی خالیِ مردم، عملاً حقِ دسترسی به دانشِ آزاد را به یک رانتِ طبقاتی و سوداگریِ انحصاری بدل ساخته است. رژیم با جرمانگاریِ تبادلِ آزادِ اطلاعات و بستنِ کلیهی درگاههای توسعهی فناوری، در پیِ خلقِ جامعهای منفعل، ایزولهشده و متکی به پلتفرمهای ناامنِ داخلی است تا هرگونه امکانِ آگاهیبخشی، کسبوکارهای دیجیتال و ارتباط با جهانِ آزاد را سرکوب کند. اما این محاصرهی تکنولوژیک و تلاش برای قطعِ شریانهای دانشی، برخلافِ تصورِ اتاقهای فکرِ سرکوب، نتوانسته ارادهی این نسلِ پویا و آگاه را مهار کند؛ بلکه برعکس، این دیوارکشیِ دیجیتال به کاتالیزوری برای خشمِ انباشته و تعمیقِ بیاعتباریِ مطلقِ دستگاهِ حاکم بدل شده است. پیوندِ ناگسستنیِ جوانان، نخبگانِ معترض و تودههای جانبهلبآمده گواهی میدهد که تلاشِ حاکمیت برای فلج ساختنِ مغزِ متفکرِ جامعه، در برابرِ عطشِ بازگشتناپذیرِ این ملت برای دستیابی به آزادی، دانش و برابری شکست خورده و این زندانِ دیجیتال سرانجام به دستِ همبستگیِ آگاهانهی تودهها فرو خواهد ریخت
یِ پایدارِ شبکه برق، مهارِ تورمِ ویرانگر و ایجادِ حداقلهای یک اقتصادِ سالم کاملاً ناکام مانده، تمامِ زیرساختهای مخابراتی و بودجههای عمومیِ کشور را مصادره کرده تا با پیادهسازیِ دکترینِ «اینترنتِ ملی» و فیلترینگِ لایهبندیشده، جامعه را در یک قرنطینهی عمیقِ اطلاعاتی محبوس سازد. این جراحیِ اجباری و قطعِ ارتباطِ ارگانیکِ نسلِ جوان، پژوهشگران و متخصصانِ ایران با ابزارها و مدلهای پیشرفتهی هوشِ مصنوعیِ جهان، نه یک تدبیرِ امنیتی، بلکه جنایتی بوروکراتیک برای عقبنگهداشتنِ تعمدیِ یک جامعه و هویتزدایی از توانِ رقابتیِ نسلِ بیدارِ وطن است. کالبدشکافیِ این آپارتایدِ دیجیتال نشان میدهد که چگونه سیستم با ایجادِ بازارِ مکارهی فروشِ فیلترشکنها توسطِ مافیای وابسته به نهادهای قدرت و تحمیلِ هزینههای نجومیِ اینترنتِ کند و بیکیفیت به سفرهی خالیِ مردم، عملاً حقِ دسترسی به دانشِ آزاد را به یک رانتِ طبقاتی و سوداگریِ انحصاری بدل ساخته است. رژیم با جرمانگاریِ تبادلِ آزادِ اطلاعات و بستنِ کلیهی درگاههای توسعهی فناوری، در پیِ خلقِ جامعهای منفعل، ایزولهشده و متکی به پلتفرمهای ناامنِ داخلی است تا هرگونه امکانِ آگاهیبخشی، کسبوکارهای دیجیتال و ارتباط با جهانِ آزاد را سرکوب کند. اما این محاصرهی تکنولوژیک و تلاش برای قطعِ شریانهای دانشی، برخلافِ تصورِ اتاقهای فکرِ سرکوب، نتوانسته ارادهی این نسلِ پویا و آگاه را مهار کند؛ بلکه برعکس، این دیوارکشیِ دیجیتال به کاتالیزوری برای خشمِ انباشته و تعمیقِ بیاعتباریِ مطلقِ دستگاهِ حاکم بدل شده است. پیوندِ ناگسستنیِ جوانان، نخبگانِ معترض و تودههای جانبهلبآمده گواهی میدهد که تلاشِ حاکمیت برای فلج ساختنِ مغزِ متفکرِ جامعه، در برابرِ عطشِ بازگشتناپذیرِ این ملت برای دستیابی به آزادی، دانش و برابری شکست خورده و این زندانِ دیجیتال سرانجام به دستِ همبستگیِ آگاهانهی تودهها فرو خواهد ریخت

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر