۱۴۰۵ تیر ۱۸, پنجشنبه

دلبری برای غرب تا کاستن توجه به مشکلات ریشه‌دار

 از دلبری برای غرب تا کاستن توجه به مشکلات ریشه‌دار؛ آیا مشکل حجاب اجباری بود؟




پس از انتشار مستند «ترانه»، ‌ساسان آقایی نویسنده در پستی با عنوان «درباره ترانه علیدوستی نیست» در کانال تلگرام خود نوشت: «این را هرگز فراموش نکنید که تمام «دست‌آوردی» که به آن می‌بالند، یک هزارم آن چیزی‌ست که شاه در سینی گذاشت و تقدیم زنان ایرانی کرد اما همین ویروس چپ که آلوده‌اش شده‌اند، از زنان ایران دزدید.»

در این مستند،‌ ترانه علیدوستی، هنرپیشه شناخته شده به حجاب اجباری می‌پردازد و از اعتراضات زنان به حجاب اجباری پس از «پیروزی» در انقلاب ۵۷ می‌گوید و اینکه مردان در آن لحظه تاریخی زنان ایران را تنها گذاشتن

آقایی می‌نویسد: «کاش جای جمله‌های کلیشه، یک بار شجاعت اندیشیدن و بلند گفتن این را داشتند که آن زنان تظاهرات ۸ اسفند ۵۷ اگر به مردان و زنان دلیری می‌پیوستند که در ۵ بهمن یا ۲۰ بهمن با تمام خطرها و تهدیدها به خیابان آمدند تا از قانون اساسی و ایران پاسداری کنند، آن‌گاه نیاز نبود ۴۵ سال بعد برای داشتن یک هزارم حقوق زن ایرانی در سال ۲۵۳۶ (۱۳۵۶) آن‌هم با هزینه‌کرد صدها جان شیفته‌ و جوان، رخ عقاب بگیرند!»



او در ادامه پست خود آورده است: « متاسفانه جمهوری اسلامی شما را عادت داده به حقیر بودن و به مانند پدران و مادران‌تان، فهمی از «رویای ایرانی» ندارید! درکی از آن نقطه طلایی ندارید که ایران مسیرش را می‌پیمود، آن را از دست داد و اکنون مردمش، از بیراهه، مسیری تازه برایش یافته و ساخته‌اند. مبارزه برای شما همین بالماسکه‌ی میان‌مایه‌ها به همراه کمی شعرِ آیرونیک و قهوه در کافه‌ای‌ست که «تیپ» دارد! و این درباره‌ی ترانه علیدوستی نبود، درباره‌ی سوارشدگان روی کول زن ایرانی‌ بود که سُرنا را از سر گشادش می‌زنند!»

اما آیا مشکل از حجاب اجباری بود یا نرمش در حجاب اجباری تبدیل سوپاپ اطمینانی برای بقای جمهوری اسلامی شد؟


در شرایطی که مردم ایران با بحران‌های متعدد و درهم تنیدۀ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، زیست‌محیطی و بسیاری موارد دیگر حاصل از انقلاب چپ‌گرایانه اسلامی دست و پنجه نرم می‌کنند، به نظر می‌رسد موضوع حجاب اجباری از دستور کار حاکمیت خارج شده است. به طوری که هر روز بیش از قبل به شمار کسانی که در خیابان‌ها و امکان عمومی با پوشش اختیاری ظاهر می‌شوند افزوده می‌شود.


به گمان بسیاری از تحلیل‌گران این وضعیت نمی‌تواند تصادفی و خارج از اراده مقامات کشور باشد. آنها معتقدند که حاکمیت تلاش می‌کند از موضوع حجاب و آزادی‌های ظاهری به نفع خود و در جهت مدیریت افکار عمومی سوءاستفاده کند. همزمان با نرمش حاکمیت با آنچه که کشف حجاب و یا آزادی پوشش نامیده‌ می‌شود، گزارش‌های متعددی نیز حکایت از اوج‌گیری آمارهای اعدام، حبس و سرکوب فعالان سیاسی و مدنی دارد.


شرایط فوق تا جایی پیش رفته است که اعتراض‌های منتقدان به وضعیت فعلی پوشش و حجاب نه تنها از سوی حکومت نادیده گرفته می‌شود، بلکه در مواردی مورد سرکوب نیز قرار گرفته است، که برخورد خشونت‌آمیز پلیس با تحصن‌کنندگان حامی حجاب مقابل مجلس در فروردین‌ماه امسال نمونه‌ای از این دست بوده است.


برخی فعالان داخل و خارج از ایران می‌گویند که استراتژی مقامات جمهوری اسلامی حساب‌شده است و بر پایه کاهش محدودیت‌های مشهود برای آرام کردن افکار عمومی در بحبوحه انزوای اقتصادی فزاینده ایران، و در عین حال تشدید بی ‌سروصدای سرکوب مخالفان سیاسی بوده است.


جیسون برودسکی، خبرنگار و فعال مشهور رسانه‌ای چندی پیش در حساب ایکس خود ضمن اشاره به تداوم نقض فاحش حقوق بشر در ایران نوشته بود که در شرایطی که نظام تحت فشار سنگین است، نرمش فعلی در مورد پوشش زنان می‌تواند یک سوپاپ تخلیه فشار داخلی و بین‌المللی باشد. الکس وطن‌خواه، مدیر برنامه ایران در موسسه خاورمیانه مستقر در واشنگتن نیز می‌گوید که این استراتژی نشان دهنده نوعی «مدیریت تاکتیکی» است، درحالی که خطوط قرمز حکومت همچنان پا برجا است.


گرچه نمی‌توان نقش ایستادگی مردم در مقابل حجاب اجباری را نادیده گرفت، اما آنچه از تحلیل‌ها می‌توان نتیجه گرفت این است که ظاهراً حکومت از حجاب عبور کرده است تا بتواند در دل بحران‌ها از یک سو نارضایتی درونی را کاهش دهد و مردم را سرگرم آزادی‌های ظاهری کم‌اهمیت کند، و از سویی دیگر وجهۀ خود در خارج از کشور را کمی بهبود دهد. اما اینکه موفق شده است یا خیر جای سوال دارد.


رضا ضیاء، نویسنده و فعال رسانه‌ای مستقر در کلورادو نیز در حساب ایکس خود معتقد است که ویدئوهای منتشر شده از رقص و پایکوبی زنان بی‌حجاب ایرانی در اماکن عمومی، عمداً و با سیاست تبلیغاتی منتشر می‌شود. با این هدف که به غربی‌ها نشان داده شود که نظام در حال اصلاح شدن است و اینگونه حمایت غربی‌ها از نظام حفظ شود و خطر سرنگونی دور شود.


آمار اعدام‌ها در ایران طی یک سال اخیر باعث نگرانی جامعه جهانی شده است. عفو بین‌الملل و دیگر نهادهای ناظر بر حقوق بشر برآورد کرده‌اند که بیش از هزار مورد اعدام طی یک سال اخیر میلادی در ایران رخ داده است که بالاترین آمار در سال‌های اخیر است. به طوری که در مهرماه سال جاری حسین بائومی، معاون مدیر منطقه‌ای عفو بین‌الملل برای خاورمیانه و شمال آفریقا گفت «کشورهای عضو سازمان ملل متحد باید فوراً با موج تکان‌دهنده اعدام‌ها در ایران مقابله کنند.» به گفته او از ابتدای سال ۲۰۲۵ تاکنون به طور متوسط هر روز ​چهار نفر در ایران اعدام شده‌اند. این مقام عفو بین‌الملل معتقد است تعداد اعدام‌ها به مقیاسی رسیده‌ است که از سال ۱۹۸۹ تاکنون در ایران سابقه نداشته است


گرچه هر از چندگاه خبری درباره پلمپ کافه‌ها یا برخورد قضایی با مراسم‌هایی منتشر می‌شود که در آنها حجاب اجباری نقض شده است، اما واضح است که اراده‌ای قوی و جدی در پس این اقدامات وجود ندارد و این برخوردها بیشتر جنبه نمایشی دارد و اینگونه حکومت نیم‌نگاهی نیز به آبروداری نزد بخشی دیگری از جامعه دارد که معتقدند در حجاب باید اجبار و برخورد قهرآمیز باشد. در مهرماه سال جاری دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان تهران از تشکیل «اتاق وضعیت عفاف و حجاب» و «فعال شدن۸۰ هزار نیروی آمر به معروف» خبر داد. اما پس از گذشت نزدیک سه ماه از اجرایی شدن این طرح نیز خبری نیست و به نظر می‌رسد به سرنوشت لایحه حجاب و عفاف دچار شده باشد. لایحه‌ای که با وجود ماه‌ها وقت و هزینه هنگفتی که برای آن صرف شد، در نهایت به دستور شورای عالی امنیت ملی به بایگانی سپرده شد.


در این میان برخی نیز اعتقاد دارند که وضعیت فعلی حجاب در ایران نتیجه ضعف و ناتوانی حکومت پس از جنگ ۱۲ روزه است و نشان می‌دهد جمهوری اسلامی دیگر نمی‌تواند حتی در داخل کشور همانند سابق به خواسته‌های خود دست یابد.


سوای آنچه امروزه در خصوص پوشش در خیابان‌ها، کافه‌ها، مراکز تجاری و دیگر اماکن مشاهده می‌شود، امروزه برای اکثریت مردم موضوع حجاب اجباری یا پوشش اختیاری دیگر اهمیتی ندارد


در میان وضعیت بغرنج معیشیتی، تورم افسارگسیخته، مشکلات مسکن و اشتغال، کمبود آب و برق و گاز، آلودگی هوا و دیگر معضلات، برای مردم ایران آنچه اکنون اهمیت دارد بقا و زنده ماندن در میان آواری از بحران‌های درهم تنیده است که گویی هر کدام از آنها، میزان طاقت و جان‌سخت بودن مردم را به امتحان می‌گذارند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

پایان یک دوره، آغاز پرسش‌های بزرگ

  خاکسپاری علی خامنه‌ای؛ پایان یک دوره، آغاز پرسش‌های بزرگ مراسم خاکسپاری علی خامنه‌ای تنها پایان زندگی طولانی‌ترین رهبر جمهوری اسلامی نیست؛...