
انجمن فعالان اجتماعی ایران به خبرلاین گفت: «مددهای سیاسی در این حوزه میتوانند مانند جمعآوریهای کودکان را انجام دهند که ما را فقیر نشان میدهد، چه بخواهم یا نخواهیم میخواهد بپذیرد که در ایران ضعیفتر شود و هرچه ضعیفتر باشد، بیشتر از دیگران در بازارهای کار، خیابانها و خیابانها و اطرافیان بیشتر باشد».
مظاهر گودرزی: کودکان کار با آسیبهای زیادی هستند، کودکانی که علاوه بر محرومیت از آموزش و فرصتهای طبیعی دوران کودکی، در معرض آسیبهای جسمی، روانی و اجتماعی قرار میگیرند. برنامههای توسعهدهنده این پدیده ارتباط مستقیم با وضعیت اقتصادی خانوادهها دارند و با رشد اقتصادی ضعیف، احتمال ورود کودکان به بازار نیز افزایش مییابد.
سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، در گفتوگو با خبرآنلاین میگوید: «چه بخواهیم یا نخواهیم باید بپذیرد که در ایران راحتتر است و هرچه ثروتمندتر میشود، کودکانی را در بازار، خیابانها، چهارراهها و سایر محیطهای کاری که میخواهند بیشتر و بیشتر کنند.»
متن کامل این گفتوگو در ادامه آمده است.

کودکانی هستند که خیابان تمام زندگی و کار آنهاست
*به چهکسی کودک کار گفته میشود، آیا مشخصه وجود دارد؟
بر اساس قانون کار افراد، ۱۵ تا ۱۸ سال بهنوان «کارگر نوجوان» میشوند. این گروه میتوانند مشمول بیمه تأمین اجتماعی شوند، مشروط بر اینکه ساعات کاری آنها نیم ساعت کمتر از بزرگسالان باشد و نوع کار نیز به سلامت جسمی و روانیشان آسیب نرساند، همچنین طبق ماده ۷۹ قانون کار، بهکارگیری هر فرد زیر ۱۵ سال ممنوع است.
اما در عمل با گروه دیگری از کودکان معمولاً از آنها با عنوان «کودکان کار خیابانی» یا «کودکان خیابانی» یاد میشوند، اینها کودکانی هستند که از طریق انجام کارهای مختلف برای خانوادههای معاصر خود میشوند.
بنابراین به کلی با سه گروه از کودکان میمانند گروه نخست، «کارگران نوجوان» هستند که در بازه سنی ۱۵ تا ۱۸ سال قرار دارند و طبق قانون از برخی حمایتهای بیمهای و قانونی میشوند. گروه دوم، کودکانی هستند که در خیابان برای کمک به معاش خانوادهها به کار و کسب درآمد میپردازند. گروه سومی هم هستند که برای هزینه های زندگی کار می کنند. کودکانی که عملاً بیخانمان هستند و خیابان محل زندگی، کار و گذران تمام امور روزمره آنهاست.
بله، بخشی از این کودکان در محیطهایی کار میکنند که به آنها دسترسی پیدا میکنند و معمولاً از آنها پنهان میمانند. به عنوان مثال، کودکانی که در کشتارگاه ها، کارگاه های زیرزمینی، باغ ها، خانه باغ ها، مزارع، دامداری ها و برخی از صنایع در حال کار هستند. صنایعی که نظارتی بر آنها وجود ندارد. اتفاقاً خیلی از این محیطها از جمله مکانهایی هستند که کودکان ممکن است در آنها با شرایط پرخطر و آسیبهای ناشی از آنها، کودکانی که معمولاً از جامعه پنهان میمانند و کمتر به چشم میآیند، میشوند.

نقشکشی جنسی و انواع خشونتها علیه کودکان کار رخ میدهد
*آسیبهایی این گروه از کودکان را چه میکند؟
کودکی که در خیابان کار میکند یک محیط امن مانند مدرسه را از دست میدهد، محیطی که در آن کودک میتواند جامعهپذیری را طی کند. در مرحله بعد از زمانی که کودک ناچار به حضور در خیابان میشود برای آن فضا باید یک قدرت یا توانمندی در شرایط سخت داشته باشد، این وضعیت گاهی باعث میشود برای حفظ موقعیت خود در خیابان، حتی به رفتارهای پرخطر نیز روی بیاورند.
از سوی دیگر، آسیبهای جسمی نیز بسیار جدی هستند. از بیماریهای پوستی و مشکلات گوارشی گرفته تا سوءتغذیه. در مواردی نیز احتمال ابتلا به بیماریهای عفونی مانند HIV وجود دارد. همچنین گرایش به مصرف مواد مخدر و سیگار در این گروه از کودکان بیشتر مشاهده می شود. علاوه بر این، در برخی موارد بهرهبرداری جنسی و انواع خشونتها نیز در مورد این کودکان رخ میدهد؛ خشونتهای جسمی، روانی و تحقیری که بهصورت روزمره تجربه میکنند.
همچنین مقایسههای اجتماعی آسیبهای اجتماعی هستند وقتی کودک خود را با دیگران مقایسه میکنند و میبینند که همسالانش در کنار خانواده در حال تجربه زندگی عادی و شادی هستند، تحت فشار روانی و رنج عاطفی میشوند.
شهرهای سیاحتی زیارتی بیشتر کودکان کار را دارند
*آیا آمار مشخصی از کار کودکان وجود دارد و این که کدام استانها بیشترین تعداد کودکان کار را دارند؟
آمار دقیق و جامعی از تعداد کودکان کار در کشور وجود ندارد. طبیعتاً با توجه به جمعیت استان تهران بیشترین سهم را از کار کودکان و خیابان ها به خود اختصاص می دهد. استان خراسان نیز یکی از استانهایی است که با این موضوع قابل توجه است. همچنین استانهایی مانند فارس و هرمزگان، به دلایل شرایط اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی خاص خود، از مناطقی هستند که کودکان در آنها بیشتر مشاهده میشوند.
البته این آمارها نسبی هستند و ممکن است در دوره های مختلف تغییر کنند. برای مثال، اگر در یک سال سازمان حمایت یا نهادهای مسئول در یک استان فعالیتهای تحقیقاتی برای شناسایی و جذب کودکان کار انجام دهند، بهطور طبیعی آمارهای طبیعی ثبتشده آن استان افزایش خواهد یافت. از این رو، میزان شناسایی و پوشش خدمات نیز در آمارهای موجود تأثیرگذار است.
بهطور کلی، کلانشهرها، شهرهای زیارتی، شهرهای گردشگری و همچنین شهرهایی که امکان انجام فعالیتهای خرد و غیررسمی در آنها را دارند، معمولاً با تعداد بیشتری از کودکان کار و خیابانها هستند.
بله، کودکانی هستند که در فصول مختلف استانی به استانهای دیگر میروند. اینگونه نیست که همه کودکان کار می کنند که در تهران مشاهده می کنند باید ساکن تهران باشند یا در این شهر باشند. در برخی موارد کودکان کار فصلی هم داریم، مثلاً در مازندران زمانی که مسافران در این استان زیاد میشوند فعالیت کودکان در این استان زیاد میشوند، میتوانند همین گروه از کودکان در زمستان در مدرسه باشند و کار نکنند، بنابراین الگوی کار کودکان در استانهای یکسان نیست، هم کودکان کار ثابت و هم کودکان کار میکنند. اتباع ایران.

هرچه وضعیت اقتصادی تر شود، شاهد افزایش حضور کودکان کار هستیم
*طی سالهای گذشته شرایط اقتصادی سخت شده است، آیا این وضعیت باعث افزایش کودک می شود؟
مسلماً این است که هرچه شرایط اقتصادی بهتر میشود، از کارکرد کودکان برای هزینههای زندگی خانوادهها میشود، در نتیجه، کودکان کار فصلی نیز پررنگتر میشوند. اگر بخواهیم نگاهی کلی به وضعیت کودکان کار داشته باشند، حدود 28 سال فعالیت در این حوزه نشان میدهد که بخش عمدهای از کودکانی که در سنین کودکی وارد بازار میشوند به دلایل مشکلات و فشارهای اقتصادی ناچار به این کار میشوند.
کودکی که به علت مسائل اقتصادی ترک باید میشود مدرسه را کند، طبیعتاً نزدیکترین گزینه پیش روی ورود به بازار کار است. خواه در خیابان، خواه در کارگاهها، مزارع یا سایر محیطهای کاری. به همین دلیل، هرچه وضعیت اقتصادی تغییر کند، شاهد افزایش حضور کودکان در خیابانها و سایر محیطهای کاری باشد.
به همین دلیل، ریشههای اقتصادی این است که ما هیچ وقت نمیتوانیم شاهد کاهش حضور کودکان در خیابان باشیم، طبیعی است که در شرایط نامناسب اقتصادی، کودکان بیش از گذشته در معرض بهرهبرداری، استثمار و بهرهکشی قرار میگیرند. گاه حتی از سوی نزدیکترین افراد به فردی. من به عنوان رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، نگرانی جدی در این زمینه دارم و معتقدم که عمده کودکان در خیابان کار می کنند، شرایط نابسامان اقتصادی هستند. شرایطی که کودکان به کار مستمر یا غیرمستمر در خیابانها و سایر محیطهای کاری وادار میکنند.
باندها معمولاً کودکانی را هدف قرار میدهند که بیسرپناه هستند
*اینکه گفته میشود در خصوص کودکان کار باند مافیایی وجود دارد درست است؟
من این موضوع را به طور کامل نفی نمیکنم. ممکن است بخشی از این کودکان توسط گروهها یا باندهایی مدیریت شوند. این باندها معمولاً کودکانی را هدف قرار میدهند که بیسرپناه هستند. با این حال، با این تصور که همه کودکان در باندهای مافیایی کار می کنند موافق نیستم. دستکم تجربه میدانی و زیسته ما چنین چیزی را نمیکند. طبیعی است که برخی کودکان حتی با اطلاع از خانوادههای خود، از استانهای دیگر به شهرها و مناطقی که فرستاده میشوند، میتوانند درآمد بیشتری در آنها داشته باشند. هدف از این جابهجایی نیز ممکن است به هزینههای زندگی خانواده کمک کند.
با این حال، میپذیرم که بخشی از کودکان، بهویژه آنهایی که سرپرست یا سرپرستی دارند، ممکن است تحت مدیریت باندها قرار گیرند. در چنین شرایطی، این کودکان به انجام فعالیتهای غیرقانونی یا مجرمانه وادار میشوند. حتی ممکن است خود آنها نیز در معرض آسیبهای اجتماعی مانند مصرف دخانیات، مواد مخدر و سایر رفتارهای پرخطر گیرنده باشند. در برخی از این کودکان نیز در موارد مصرف مواد مخدر یا سایر جرایم استفاده می شود.
از چه عبارت «جمعآوری کودکان کار» لقلقه زبان برخی از مدیران شد؟
*هرازگاهی درباره جمع آوری کودکان کار صحبت می شود، آیا پروژه جمع آوری کودکان از خیابان ایده درستی است؟
من نمیدانم از چه زمانی عبارت «جمعآوری کودکان کار» لقلقه زبان برخی از مدیران، من به عنوان یک مددکار اجتماعی از همان اول با نظر جمعآوری مخالف بودم. در آن زمان نیز که در سازمان بهزی و در دفاتر امور آسیبدیدگان فعالیتهای اجتماعی میکرد و معاونت آن دفتر را بر عهده گرفت، اساساً با این نظر موافق نبودیم. نه آن زمان و نه امروز. دلیل این مخالفت روشن است، کودکان کار و خیابان «سد معبر» که بخواهیم آنها را جمعآوری کنیم. از همان ابتدا، طراحی که برای این گروه از کودکان بود، بر پایه «شناسایی، جذب و پذیرش» استوار بود. یعنی بدون زور و اجبار، تقریباً تمام طرحهایی که با عنوان «جمعآوری کودکان کار» اجرا شدند، در نهایت با شکست مواجه شدند.
ما با انسان سروکار داریم نه با کالا. حتی اگر فشارهای زیادی برای اجرای این طرحهای وارد شده و تیمهای جمعآوری بهصورت صورت در سطح شهر مستقر میشوند، کودکان خیابانها به فضاهای پنهان مانند زیرزمینها و کارگاههای غیررسمی منتقل میشوند که از نظر برخی مواقع خیابانها از این کارگاهها و محیطهای زیرزمینی امنتر میشوند.
به یاد دارم در مقطعی از شهردار تهران میگفتم که ما ۶۰ درصد کودکان از خیابانهای تهران کار میکنند، همان زمان نیز در رسانهها و مطبوعات نسبت به این نوع ادبیات اعتراض کردم و پرسیدم: «دقیقاً چه چیزی را پاک کردهاید؟» استفاده از چنین تعابیری در مورد کودکان درست نیست، گاهی اوقات مسائل سیاسی در این حوزه برای پیدا کردن میکند و میخواهند شبیه به جمعآوریهایی انجام دهند که نشان دهند مافقیر نیستیم، چه بخواهیم یا نخواهیم را بپذیریم که در ایران ضعیفتر باشد و هرچه ضعیف باشد، بیشتر کودکان در بازار کار، خیابانها، چهارراهها و محیطهای دیگر هستند.

تا زمانی که وضعیت اقتصادی خانوادهها بهبود پیدا کند، نباید انتظار داشته باشد که کودک کار از بین برود را داشته باشد
*با وجود همهریزیها برای حل برنامههای کودکان کار همچنان به این موضوع پابرجاست، چرا؟
ما این حق را قبول داریم که سازمانهای مختلف در این حوزه باید فعالیت کنند و وظایف خود را انجام دهند. در میانهای دولتی، بهویژه سازمان بهزیستی و شهرداری تهران، نقشی را در ارائه خدمات به کودکان و خیابانها بر عهده دارند. اما باید یک نکته اساسی را نیز در نظر گرفت. این سازمانها نقشی در بهبود وضعیت اقتصادی خانوادهها یا افزایش درآمد مردم ندارند. بنابراین، زمانی که شرایط اقتصادی جامعه مناسب نباشد، طبیعی است که تعداد کودکان بیشتر به سمت کار سوق پیدا کنند و در نتیجه، به سمت نهادهایی مانند مانندزیستی که مسئولیت اصلی حمایت از این گروه را بر عهده دارند، مراجعه کنند یا خدمات نیازمند آن ها می شوند.
لازم میدانم از سازمانهای غیردولتی نیز قدردانی کنم. مسلماً این سازمانها در تمام سالهای گذشته حتی در بسیاری از موارد از نهادهای دولتی، در حوزه فعالیتهای کودکان کار کردهاند. با این حال، تا زمانی که وضعیت اقتصادی خانوادهها بهبود پیدا کند، نباید انتظار داشته باشد که کار کودک از بین برود را داشته باشد. حتی اگر کودکان در خیابانها به ظاهر کاهش پیدا کنند، این احتمال وجود دارد که آنها به موارد مخفیتر و خطرناکتری سوق داده شوند. اقداماتی که آسیبها و پیامهای آنها به مراتب جدیتر از کار در خیابان است.
خدمات ارائهشده میananمندیهایی میگیرد، اما گستردگی، تعداد بالای کودکان، پراکندگی جغرافیایی آنها، دسترسی به همه گروههای هدف و همچنین وضعیت کودکان اتباع، باعث میشود که این مشکلات با پیچیدگیهای متعدد همراه است
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر