۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۰, یکشنبه

-سربازی، سنتی دیرپا در حکومت جمهوری اسلامی

 کودک-سربازی، سنتی دیرپا در حکومت جمهوری اسلامی/

 



کودکان از جمله نخستین قربانیان جنگ‌اند؛ چه خود در جنگ حاضر باشند و چه بر اثر تهاجمی از سوی #جنگ کشته شوند؛ چه خود مسلح باشند و به سویی شلیک کنند و چه در جنگ حاضر نباشند و در کشاکش آن کشته یا زخمی شوند. حتی شاهد فاجعه‌ی جنگ بودن نیز برای کودکان کافی است تا در تمام عمر، آن‌چه دیده‌اند را با خود حمل کنند و اثراتش را بر جان و تن خویش ببینند. زمانی، اما نه چندان دور، جنگ‌ها سن‌وسال نمی‌شناختند. هرکه توان حمل اسلحه‌ای داشت و می‌توانست شمشیری بکشد و تیر و کمانی در دست بگیرد، باید در جنگ حاضر می‌شد تا از قوم و قبیله و شهر و دیار خود در برابر تهاجم بیگانه دفاع کند. این روند در عصر جنگ‌ها با سلاح‌های گرم نیز ادامه یافت و مدت زمان زیادی طول کشید تا سال‌ها پس از جنگ جهانی دوم، این روال تغییر کند. در ابتدا و در کنوانسیون ژنو در سال ۱۹۴۹، مقرر شد که از کودکان و دیگر غیرنظامیان در جنگ حمایت شود. حدود سه دهه بعد، در ۱۹۷۷ و در پروتکل الحاقی به کنوانسیون ژنو، توصیه شد که افراد زیر ۱۵ سال در جنگ مشارکت داده نشوند. سرانجام، در ۱۹۸۹ و در کنوانسیون حقوق کودک، کشورها موظف شدند کودکان زیر ۱۵ سال را در جنگ به کار نگیرند؛ سنی که در سال ۲۰۰۰ و در پروتکل اختیاری مربوط به مشارکت کودکان در مخاصمات مسلحانه، به ۱۸ سال افزایش یافت. قرار شد در جهان متمدن، شهروندان زیر ۱۸ سال، یعنی کودکان، در مخاصمات و درگیری‌های نظامی #وارد نشوند. قرار شد که کودکان، جنگجویان میدان رزم نباشند.

اما در واقعیت، این کودکان عموماً در دو حالت به جنگ‌ها کشیده می‌شوند. یک حالت، تخلفی آشکار و نقض حقوق این کودکان از سوی حاکمیت‌هاست و حالت دیگر، اجبار ناشی از شرایط؛ وضعیتی که، با وجود وقوع آن، البته به‌هیچ‌وجه قابل پذیرش یا توجیه نیست.

ایران در دوران پس از جنگ جهانی دوم، تا آغاز جنگ ایران و عراق، جنگی جدی و علنی را در حافظه‌ی خود ندارد. از درگیری‌های مرزی تا تنش‌های جدی در مسئله‌ی اروندرود یا به‌قول عراقی‌ها شط‌العرب که در ایران رخ داد، تا سپتامبر ۱۹۸۰، یعنی آخرین روز شهریور ۱۳۵۹، ایران شاهد جنگی تمام‌عیار نبود. در پایان شهریور ۱۳۵۹، با حمله‌ی عراق، وضعیتی خاص در مرزها، به‌ویژه مرزهای جنوبی کشور، شکل گرفت. در طول هشت سال جنگ ایران و عراق، پدیده‌ی کودک-سرباز در ایران رخ داد. کودکانی که تعریف کرده‌اند: «اولین بار که شهید دیدم روی میدان مین بود؛ یک‌دفعه یک پوتین دیدم و نصف پا که آن‌جا بود. خیلی وحشتناک بود.» (۱) کودکانی که در مقام نیروی نظامی و در لباس نیروی بسیجی به جنگ ایران و عراق آورده شدند، پدیده‌ای قابل‌توجه بودند. بسیاری در این جنگ جان باختند، بسیاری جانباز شدند و بخشی نیز به اسارت درآمدند. شرایطی حاکم بود که دولت فراخوان‌های گسترده‌ای برای اعزام نیرو صادر می‌کرد و جوانان بسیاری با کم‌ترین تجهیزات و آموزش راهی جبهه‌ها می‌شدند. در این میان، کودکان و نوجوانانی نیز بودند که پیش از رسیدن به سن قانونی و برخلاف تمام قوانین و پیمان‌های بین‌المللی پذیرفته‌شده تا آن زمان، در جبهه‌های جنگ حاضر می‌شدند؛ واقعیتی تلخ و بی‌رحم که در تمام سال‌های جنگ ادامه داشت. ایران در سال ۱۳۷۳، با شرط مطابقت با مقررات اسلامی، به پیمان‌نامه‌ی حقوق کودک پیوست. هم‌چنین در سال ۱۳۵۹ (۱۹۸۰)، هنوز سن تعریف‌شده برای کودک-سرباز به ۱۸ سال نرسیده بود. (۶) با این حال، حضور این کودکان در این جنگ همواره محل پرسش بوده و هست
 پرسش اصلی در این میان این است
 چرا؟ چه رخ داد؟


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

-سربازی، سنتی دیرپا در حکومت جمهوری اسلامی

 کودک-سربازی، سنتی دیرپا در حکومت جمهوری اسلامی/   کودکان از جمله نخستین قربانیان جنگ‌اند؛ چه خود در جنگ حاضر باشند و چه بر اثر تهاجمی از سو...