۱۴۰۴ اسفند ۱۴, پنجشنبه

نامی که در آسمان ماند

 

نامی که در آسمان ماند






من سپهر را ندیده بودم،

اما از روزی که نامش را شنیدم،

انگار چیزی درونم آرام و بیصدا شکست.


چطور ممکن است

کسی که هنوز در ابتدای رؤیاهایش ایستاده است،

به پایان تبدیل شود؟


از آن روز،

آسمان برایم فقط آسمان نیست.

حس

نام او هنوز جایی میان ابرها معلق است،

میان نفس‌هایی که ناتمام ماندند.


من سپهر را نمی‌شناختم،

اما غیبتش را حس میکنم—

مثل چراغی که خاموش می شود،

اما تاریکی اش

هنوز روشن است.


سپهر بابا تو هنوز زنده ای 

نه با جسم و جان 

تو در حافظه ما در قلب ما همیشه زنده ای

نامت جاوید

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

پایان تلخ نمایش ۲۵۰ هزار دلاری

  ✍️ پایان تلخ نمایش ۲۵۰ هزار دلاری مشاور دورکار! ساده و شفاف می پرسم؛  دقیقا کمکی که سیدورف به استقلال کرد چه بود؟  مشاور آقای مدیر عامل د...