۱۴۰۴ بهمن ۲۸, سه‌شنبه

ایران و آمریکا؛ چهار دهه روی لبه آتش



ایران و آمریکا چهار دهه 

روی لبه آتش  روبروی هم 




 چهار دهه روی لبه آتش


شبی ر ا تصور کن که خبرگزاری‌ها ناگهان با تیترهای قرمز منفجر می‌شوند:
«تنش ایران و آمریکا وارد فاز جدید شد.»
بازار نفت می‌لرزد، طلا جهش می‌کند، تحلیل‌گران در استودیوها صف می‌کشند و مردم از تهران تا نیویورک دوباره همان سؤال قدیمی را می‌پرسند: آیا این بار جنگ می‌شود؟

اما برای فهمیدن این لحظه، باید به عقب برگردیم؛ به سال ۱۳۵۷.

فصل اول: انقلاب، قطع رابطه و نهادینه شدن بی‌اعتمادی

انقلاب ۱۳۵۷ تنها یک تحول داخلی نبود؛ پایان نفوذ مستقیم آمریکا در ساختار قدرت ایران بود. بحران گروگان‌گیری سفارت آمریکا در تهران نقطه قطع کامل روابط بود و بی‌اعتمادی را به ستون اصلی رابطه تبدیل کرد. از همان روز، هر اقدامی از سوی هر دو کشور، نه یک تصمیم سیاسی معمولی، بلکه تهدیدی تلقی می‌شد.

فصل دوم: جنگ ایران و عراق، حافظه تاریخی و سیاست مهار

در جریان جنگ هشت‌ساله ایران و عراق، آمریکا عملاً به سمت حمایت از عراق متمایل شد. حادثه سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران‌ایر در سال ۱۹۸۸ توسط ناو USS Vincennes، این تقابل را از سطح سیاسی به سطح حافظه تاریخی و روان جمعی منتقل کرد.

در دهه ۹۰، در دوره بیل کلینتون، سیاست «مهار دوگانه» رسمی شد و تحریم‌ها به ابزار دائمی سیاست آمریکا تبدیل شدند. هدف اعلامی این بود که رفتار حکومت تغییر کند، اما فشار ملموس به مردم عادی وارد شد.

اثر اقتصادی تحریم‌ها:
• محدودیت دسترسی به نظام مالی بین‌المللی و دلار
• کاهش سرمایه‌گذاری خارجی مستقیم (FDI)
• افزایش هزینه‌های مبادلات و بیمه حمل‌ونقل
• فشار مزمن بر نرخ ارز و تورم داخلی

فصل سوم: پس از ۱۱ سپتامبر و محور شرارت

پس از حملات ۱۱ سپتامبر، جرج دبلیو بوش ایران را در کنار عراق و کره شمالی «محور شرارت» نامید. این عبارت، مسیر تنش‌زدایی را تقریباً مسدود کرد و پرونده ایران را به یک موضوع کاملاً امنیتی تبدیل نمود.

از این نقطه به بعد، منطق «بازدارندگی» جایگزین هر نوع تعامل عادی شد:
• آمریکا: مهار برنامه هسته‌ای ایران و نفوذ منطقه‌ای
• ایران: توسعه ابزارهای بازدارندگی نامتقارن (موشکی، پهپادی، شبکه متحدان منطقه‌ای)

فصل چهارم: برجام و امیدی نیمه‌کاره

در سال ۲۰۱۵، توافق برجام امضا شد. برای نخستین بار پس از دهه‌ها، ایران و قدرت‌های جهانی یک چارچوب مشترک پیدا کردند. صادرات نفت افزایش یافت، انتظارات تورمی کاهش پیدا کرد و برخی شرکت‌های اروپایی بازگشتند.

اما در سال ۲۰۱۸، خروج دونالد ترامپ از توافق، شوک دوم را وارد کرد:
• صادرات نفت کاهش شدید پیدا کرد
• ارزش پول ملی تحت فشار قرار گرفت
• ریسک سرمایه‌گذاری به‌شدت افزایش یافت

پیام سیاسی این تصمیم برای تهران روشن بود: سیاست خارجی آمریکا می‌تواند با تغییر دولت، به‌صورت کامل تغییر جهت دهد.

در سال ۲۰۲۰، کشته شدن قاسم سلیمانی در حمله پهپادی آمریکا در بغداد، دو کشور را تا آستانه درگیری مستقیم پیش برد؛ جهان چند روز در تعلیق فرو رفت.

فصل پنجم: بودجه‌ها و قدرت نامتقارن

بودجه دفاعی آمریکا در سال‌های اخیر بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار در سال بوده است، در حالی که بودجه دفاعی ایران چند ده میلیارد دلار برآورد می‌شود. این شکاف عظیم، ایران را به سمت «بازدارندگی نامتقارن» سوق داده است؛ ابزارهایی که بتوانند با هزینه کمتر، هزینه تحمیل کنند.

فصل ششم: انرژی؛ قلب تپنده بحران

ایران در مجاورت تنگه هرمز قرار دارد، گذرگاهی که بخش مهمی از نفت جهان از آن عبور می‌کند. کوچک‌ترین اختلال در این مسیر می‌تواند:
• قیمت نفت را جهش دهد
• هزینه حمل و بیمه را بالا ببرد
• تورم جهانی را تشدید کند

حتی احتمال وقوع درگیری، بازار انرژی را بی‌ثبات می‌کند و انتظارات روانی بازار را تغییر می‌دهد.

فصل هفتم: سناریوی درگیری مستقیم

کوتاه‌مدت (هفته‌ها)
• جهش قیمت نفت و طلا
• سقوط بازارهای سهام منطقه
• نوسان شدید ارز در ایران

میان‌مدت (ماه‌ها)
• کاهش رشد اقتصادی منطقه
• افزایش کسری بودجه دولت‌ها
• فشار تورمی جهانی

بلندمدت
• بازآرایی ائتلاف‌های منطقه‌ای
• تعمیق شکاف بلوک‌های جهانی
• افزایش دائمی هزینه‌های نظامی

فصل هشتم: جنگ مدرن؛ پیروزی مبهم، هزینه قطعی

آمریکا برتری کلاسیک نظامی دارد، ایران بر شبکه‌های منطقه‌ای و توان نامتقارن.
پیروزی مطلق در چنین تقابلی تقریباً افسانه است؛ هزینه‌ها قطعی‌اند، دستاوردها مبهم.

فصل نهم: چه کسانی سود می‌برند؟
• صنایع نظامی از افزایش بودجه‌ها بهره‌مند می‌شوند
• برخی بازیگران منطقه‌ای از تضعیف رقیب سود می‌برند
• سیاستمداران تندرو در هر دو کشور از فضای امنیتی برای انسجام داخلی بهره می‌برند

اما مردم عادی و جامعه مدنی هزینه نهایی را می‌پردازند: تورم، ناامنی و آینده‌ای مبهم.

ایران و آمریکا در چرخه‌ای فرسایشی گرفتار شده‌اند: فشار، پاسخ، تشدید، مذاکره، شکست و بازگشت به نقطه آغاز. اگر روزی آتش روشن شود، بیشتر از آنکه نمایش قدرت باشد، انفجار یک رقابت حل‌نشده خواهد بود؛ انفجاری که خاکسترش بر سر مردم منطقه خواهد نشست.

پرسش اصلی دیگر این نیست که چه کسی پیروز می‌شود؛ بلکه این است که آیا دو کشور شجاعت پایان دادن به این چرخه را دارند یا خیر.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مراسم چهلم جانباختگان

 امروز سه‌شنبه ۲۸ بهمن ماه،  همزمان با مراسم چهلم جانباختگان اعتراضات در دی ماه، شماری از شهروندان در نجف_آباد با در دست داشتن تصاویر عزیزان...