تاریخ این روزها را چگونه خواهند نوشت
در تاریخ ایران خواهند نوشت نه از شکوه و عدالت بلکه از روزگاری که مردمش زیر بار فقر خم شدند و پاسخ حاکمان به نانخواهی، باتوم بود
وقتی فقر جرم شد
مردم به خیابان آمدند نه برای آشوب نه برای تخریب بلکه برای زنده ماندن برای نان برای کرامت اما فقر در این سرزمین جرم تلقی شد
سرکوب بهجای پاسخ
نیروهای سرکوب، از دل همین جامعه در برابر مردمی ایستادند که به تنگ آمده بودند کارگر، بازنشسته، کاسب، جوان بیکار باتوم بالا رفت نه برای دفاع از قانون بلکه برای حفاظت از قدرت
قصرها امن، مردم بیپناه
در همان لحظهها مسئولان ثروتمند و اجنبیخو در قصرهای امن نشسته بودند با حقوقهای نجومی با رانت با مصونیت و دستور سرکوب صادر میشد بیآنکه صدای شکستن استخوان مردم را بشنوند
شکاف عمیق حاکم و ملت
این فقط سرکوب خیابانی نیست این نمایش شکاف عمیق میان مردم و حاکمیت است جایی که حکومت دیگر نماینده ملت نیست بلکه نگهبان ثروت و قدرت خود شده است
قضاوت تاریخ
تاریخ این روزها را دقیق ثبت خواهد کرد خواهد نوشت که چگونه فقیر را زدند و فاسد را حفظ کردند چگونه مردم را مقصر دانستند و مسئولان را مقدس
پایان این روایت
اما تاریخ فقط ثبتکننده نیست قضاوت هم میکند و هیچ حکومتی که باتوم را جای نان گذاشت در حافظه ملت با احترام باقی نمانده است این روزها میگذرد اما ننگش باقی میماند

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر