۹۶میلیارد تومان را اگر در جوی آب بریزید
فایدهاش بیشتر از هزینه برای صداوسیمای جبلی و جلیلی خواهد بود.
نود و شش میلیارد تومان در جوی آب
میگویند اگر نود و شش میلیارد تومان را در جوی آب بریزید، حداقل زمین سیراب میشود. اما اگر همان پول را به صداوسیمای امروز بسپارید، نه زمین سیراب میماند، نه دل مردم، نه عقل مدیران.
در کشوری که هر ریال بودجهاش باید با چراغ قوه دنبال شود، شنیدن عددی چون «نود و شش میلیارد تومان برای فلان پروژه تلویزیونی» بیشتر شبیه شوخی است؛ شوخیای که نه خنده دارد، نه گریه. انگار مسابقهای گذاشته شده که هرکس بهتر بودجه عمومی را به بیاثری تبدیل کند، جایزه میگیرد.
صداوسیمایی که روزگاری نامش «رسانه ملی» بود، حالا بیشتر به رسانه «مَلّی» (به فتح میم) شبیه است؛ چون دائم مَلّی میکند، خسته میکند، دلسرد میکند. روزگاری پناهگاه مردم بود، حالا پناهگاه مدیران و شعارهاست. مردمی که کلید سالهاست را روی کانالهای دیگر تنظیم کردهاند، دیگر به «تحول» و «انقلاب رسانهای» هم لبخند نمیزنند.
بزرگترین مشکل رسانه ملی این است که گمان میکند هنوز ملت، بینندهای وفادار است و خودش، قهرمان میدان. حال آنکه میدان را سالها پیش به فضای مجازی و شبکههای مستقل پیشنهاد کرده و فقط خودش را قانع کرده است که «ما هنوز اولیم!»
اول؟ شاید در اتلاف بودجه، شاید در تولید سریالهایی که مردم حتی تیتراژشان را هم به شوخی میگیرند.
نود و شش میلیارد تومان کمی نیست. با آن میشود صدها مدرسه نوساز کرد، هزاران کتابخانه تجهیز کرد، یا حداقل چند برنامهای واقعاً فرهنگی ساخت که مردم را به فکر، به خنده، یا حتی به همدلی دعوت کند. اما نه — دادهاند آن را خرج برنامههایی میکنند که تنها هنرشان تکرار همان سخنرانیهایی است که پیشتر از تریبونهای دیگر شنیدهایم.
صداوسیما سالهاست از مردم فاصله گرفته، اما هنوز انتظار دارد مردم را به او برسانند. مخاطب، «مشتری» نیست؛ ولی رسانهای که حتی سادهترین نیازهای ذهنی و فرهنگی مردم را نبیند، دیر یا زود تبدیل به سازمانی با حقوقبگیرانی زیاد و بینندگانی کم میشود.
نود و شش میلیارد تومان در جوی آب؟ نه، کمتر آب خنک میشود، گیاه رشد میکند، و پرندهای شاید کنار آن آواز بخواند. اما در صداوسیمای جبلی و جلیلی، آن پول به صدای یکنواختی میشود که حتی پژواکش هم خستهکننده است.
مردم امروز، رسانههای میخواهند که صادق باشند، نه صُوَرِ قشنگی از واقعیت بسازند. اگر این صداوسیما همچنان بر مدار خودمحوری بچرخد، آن روز دور نیست که مردم، بهجای تماشایش، دربارهاش لطیفه بسازند.
شاید هم ساختهشدهاند — مثل همین یکی:
«نود و شش میلیارد تومان را اگر در جوی آب بریزید، فایدهاش بیشتر است…»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر