۱۴۰۴ آذر ۸, شنبه

چوب حراج به غرور ایرانی

 

چوب حراج به غرور ایرانی؟


از بحرین ۲۰۰۱ تا امروز؛

 زخمی که هنوز می‌سوزد

شکست مقابل بحرین در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ فقط یک باخت ورزشی نبود. یک نمادین بود که سال‌هاست مثل خاری در حافظه جمعی ایرانی‌ها باقی مانده است. تیم ملی ایران، با تمام ستاره‌های بزرگ و با موقعیتی که می‌توانم قطع کند، در زمین منامه فرو ریخت. نه به‌خاطر تاکتیک، نه به‌خاطر گرما، نه به‌خاطر شانس—بلکه به‌خاطر چیزی مفهوم‌تر: بی‌صاحب‌بودن فوتبال ایران و سلطه‌ی تصمیم‌گیری‌های پنهان پشت پرده.

در دو دهه گذشته بارها و بارها از «دستور به شکست»، «محاسبات سیاسی»، «ملاحظات منطقه‌ای» و «فشارهای خارج از فوتبال» مطرح شده‌اند—زمه‌هایی که هیچ‌کس رسما تکذیب نکرده و هیچ‌کس رسماً رسماً نمی‌کند. بلند همینتر از خود فاجعه است.

وقتی یک ملت در اوج نیاز به پیروزی دارد، قربانی بازی‌های پشت پرده می‌شود، نتیجه‌اش نه فقط یک باخت ۳–۱ برابر بحرین، بلکه تحقیر غرور ملی است.

🇮🇷 غرور ملی را روی میز گذاشتند؟

ایران آن روز تیمی بود که روی کاغذ باید با آرامش بحرین را می‌برد و مستقیم به جام جهانی می‌رفت. اما گویی از همان دقایق ابتدایی، تیم چیزی کم داشت—نه تکنیک، نه انگیزه؛ اما اجازه .

برای مردمی که ورزش را آخرین پناهگاه شادی می‌دانستند، شنیدن این‌که شاید نتیجه‌ی بازی از قبل «مهندسی» بود، مثل سیلی بود. اگر حتی ذره‌ای از این شایعات حقیقت داشته باشد، یعنی غرور یک ملت قربانی بده‌بستان‌هایی است که هیچ‌گاه به زبان نمی‌آیند .

این فقط فوتبال نبود تحقیر افکار عمومی بود.

⚽ بحرین برد، ما باختیم… اما نه در زمین

بحرین آن روز جشن گرفت. اما آن‌چه ما را شکست داد، تیم حریف نبود.
ما باختیم چون:

  • مسلم صاحب
  • تصمیمات فوتبالی نبود؛
  • مدیری داشتیم که بیشتر از گل برد، نگران خط‌خوردن و پشت‌پرده بودند؛
  • رسانه‌هایی که جرأت گفتن حقیقت را نداشتند.

این شکست، محصول سیستم بیمار فوتبال ایران بود-ساختاری که سال‌ها بعد هم با افراد تغییر کرد، درست نشد، زیرا مشکل در ریشه نه در اسم‌ها است .

 بیایید یک چیز را شفاف کنید

تاریخ اگر شفاف نوشته شود، تکرار می شود.
اگر درباره آن بازی و پشت پرده‌هایش هرگز نخواهد تحقیق مستقل، پرونده رسمی یا اعتراف منتشر شد، فوتبال ایرانطور در چرخه‌های تباهی چرخید داشت.

ملتی که پاسخی نمی‌گیرد، حق دارد خشمگین باشد.

 نتیجه چیست

شکست مقابل بحرین ۲۰۰۱ فقط یک شکست ورزشی نبود؛
چوب حراج به غرور ایرانی بود.
نمادی از این که چگونه می‌شود با یک تصمیم در اتاق‌های بسته، شادی یک ملت را قربانی کرد.

و تا زمانی که حقیقت آن روز گفته نشود، این زخم باقی می‌ماند—نه برای فوتبال، بلکه برای اعتماد عمومی .


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

چوب حراج به غرور ایرانی

  چوب حراج به غرور ایرانی؟ از بحرین ۲۰۰۱ تا امروز؛  زخمی که هنوز می‌سوزد شکست مقابل بحرین در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ فقط یک باخت ورزشی نبو...