۱۴۰۴ اردیبهشت ۲۱, یکشنبه

شکنجه‌گر و قربانی: درمان

کتاب “شکنجه گر و قربانی: درمان” نوشته‌ی “فرانسواز سیرونی” نویسنده‌ی فرانسوی است که توسط “ارسطو سعید” و “فروغ احمدی” به فارسی برگردانده شده است.

هر اسم، یک زندگی؛ هر اعدام، یک تکه از ما

 نمی‌دانم از کجا شروع کنم؛ از روزی که وارد بازداشتگاه اطلاعات زاهدان شدم؟ یا از شبی که اولین خبر اعدام رفیق‌هایم را شنیدم؟ بیست‌ویک ماه آن‌جا بودم، در میان دیوارهایی که نه تنها جسم آدم را، بلکه روحش را نیز حبس می‌کردند. جایی که بیش‌تر آدم‌ها نه دزد بودند، نه قاتل؛ سیاسی بودند و عقیدتی اما بسیاری از آن‌ها حکم اعدام داشتند.

کارگر زندانی سیاسی آزاد باید بشه

 

کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد




کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد
تعرض و تهاجم گسترده دولت اسلامی حاکم بر ایران به معیشت و منزلت کارگران و زحمتکشان کشورمان به هیچ وجه امر تازه ای نیست بلکه پدیده ای همزاد جمهوری اسلامی در تمامی طول موجودیت آن بوده است.
ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، به معنای واقعی یک جهنم سوزان و یک زندان بزرگی برای اکثریت شهروندان جامعه‌مان است. در چنین موقعیتی نه تنها زندانیان سیاسی، بلکه بسیاری از انسان‌ها به دلایل اجتماعی و اقتصادی در زندان‌ها هستند.
در فقدان آزادیهای بی قیدو شرط سیاسی زندانها پر میشود از کسانیکه بعناوین مختلف قدرت حاکم را زیر سوال برده باشند. کشور ایران اکنون چنین جهنمی برای میلیونها مردم کارگر وزحمتکش وآزادیخواه است. خشونتی سازمان یافته وقانونی شده که میلیونها انسان را به زندگی سه برابر زیر خط فقر مجبور میکند وهرگونه تلاش آنها برای متشکل شدن ودفاع از خود وکودکانشان را با شکنجه وزندان پاسخ میگوید . به زنان همچون اسرای جنگی نگاه میکند ورفت وآمدشان را تحت کنترل نظامی قرار داده است. به نحوی که ایران به جهنم زنان وخانواده های کارگری تبدیل شده است. کارگران نه تنها حق اعتراض وتشکل ندارند بلکه حتی حق برگزاری مراسم اول ماه مه راهم ندارند. کسانی که حداقل حقوق کارگری را در حد فلاکت رسانده اند باید هم از میلیونها خانوارکارگری بترسند تا مبادا چون سیل به خیابان جاری شوند وپایه های حکومت وآقازاده های پورشه سوارشان را جاروب کنند. بخاطر همین ترس است که سالهاست فعالین کارگری در زندان بسر میبرند یا زیر شمشیر وثیقه زندگی میکنند . بخشی ازفعالین کارگری از جمله شاهرخ زمانی ، محمد جراحی ، بهنام ابراهیم زاده، رسول بداقی ، جعفر عظیم زاده و جمیل محمدی به جبس های سنگین محکوم شده اند..همه میدانیم زندانیان سیاسی تحت شکنجه ها و فشارهای شدید جسمی و روحی قرار دارند و برخی از آنان بطور مشکوک در زندانهای جمهوری اسلامی جان باخته اند. این سیاست ادامه و روی دیگر همان اعدامهای سبعانه رژیم است. جمهوری اسلامی ایران مسئول و مسبب جان باختن افشین اسانلو و دیگر زندانیان سیاسی جانباخته است. همکنون دهها فعال کارگری در بند و صدها زندانی سیاسی در شرایطی مشابه قرار دارند و جانشان کاملا در خطر است.
آزار و بازداشت فعالین کارگری توسط مقامات و مامورین جمهوری اسلامی ایران با شدت تمام ادامه دارد و کلیت این نظام و دولت “تدبیر و امید” آن نشان داده اند که در دشمنی با طبقه کارگر و فعالان کارگری آماده اند که گوی سبقت را از یکدیگر بربایند
اما کارگران ایران و فعالآن زندانی شده کارگری تنها نیستند. بر عهده ماست که در پشتیبانی و حمایت از انها اقدامات ضروری را انجام داده و هم طبقه ای ها و مردم مترقی جهان را به همبستگی و حمایت از آنها جلب کنیم

کاندیدای زن برای هییت رییسه مجلس

 🔸 افشای نام ۳ کاندیدایِ زن انتخابات هیأت رئیسه


▫️زمانی: نگاه سنتی باید شکسته شود

▫️برخوردار: چیزی درباره مهمانی و پخش هدایا ندیده ام




▫️۴۶ 
سال است که از آغاز مجلس شورای اسلامی می گذرد و در طول این سال ها در حالی که بیشترین رأی دهنگان زنان بودند اما سهمشان از تصمیم گیری های تقنینی بسیار کم بوده است. یعنی از حدود ۳۴۸۰ نماینده ای که در طول دوازده دوره مجلس در خانه ملت حضور پیدا کرده اند، تنها ۱۱۶ نفر از آنان زن بوده اند. این آمار وقتی به مسئله هیأت رئیسه می رسید، وضعیت قابل تأملی به خود می گیرد.

زنان مجلس دوازدهم علیه یک سنت غلط؟
▫️اجلاسیه دوم مجلس دوازدهم درحالی در روزهای آینده برگزار خواهد شد، که این بار زنان مجلس دوازدهم عزم خود را برای کاندیداتوری در انتخابات هیأت رئیسه و حضور در ترکیب هیأت ۱۲ نفره جزم کردند. خاصه آنکه برخی شنیده های خبرگزاری #خبرآنلاین از صحن علنی مجلس حکایت از کاندیداتوری سارا فلاحی و فاطمه مقصودی دارد.

سارا فلاحی، نماینده ایلام در مجلس:
▫️در حال حاضر، جلسه ای برگزار نشده اما یکی دو نفر از دوستان هستند که می خواهند کاندیدا شوند. من هم قصد شرکت در اجلاسیه را دارم اما بستگی به فضای مجلس دارد.

▫️(فضای مردسالانه هیأت رئیسه مجلس): در عمل بله اما در گفت و گو خیر. برای آنکه زنان رأی نیاورند، می گویند که یک نفر از زنان کاندیدا شود تا به او رأی بدهیم. اما تجربه یک نفر شدن فراکسیون را داشته ایم که رأی نیاورده است. آنان اعتقادی به توانایی خانم ها ندارند و رفاقتی رأی می دهند. همیشه توانمندها در میان آقایان نیستند.

این نگاه سنتی باید شکسته شود
عالیه زمانی کیاسری، نماینده ساری در مجلس:
▫️همانطور که تعداد زیادی از آقایان کاندیدا می شوند، همه خانم ها هم کاندیدا شوند. به نظر من یکی از دلایل این موضوع نسبت پایین تعداد نمایندگان زن در مجلس است. هر نماینده ای که بتواند اثربخشی حقوقی داشته باشد و یک همبستگی را ایجاد کند، می تواند کاندیدا باشد.

▫️باید این نگاه سنتی شکسته شود. کاندیدا شدن مکرر زنان حتی اگر در ابتدا منجر به رأی‌آوری نشود، می‌تواند راه را برای رسیدن به هدف و شکستن قالب‌های محدودکننده باز کند.

نظر تنها نماینده زن اقلیت های مذهبی درباره مردانه بودن فضای هیئت‌رئیسه
بهشید برخوردار، نماینده زرتشتیان مجلس:
▫️من فکر نمی‌کنم مردانه بودن فضا عامل اصلی باشد و تفاوتی بین زن و مرد باشد. بلکه شایستگی، تلاش افراد برای حضور در این انتخابات  تعیین‌ کننده است. شاید کم بودن تعداد زنان باعث این عامل شده باشد، اما این‌طور نیست که قصد مردانه باشد.

مهمانی های هدفمند برای جمع آوری رأی؟
▫️همچنین، با نزدیک شدن اجلاسیه دوم، برخی از نمایندگان مجلس در تلاش هستند تا با برگزاری برخی مهمانی ها و دادن هدیه به دیگر بهارستانی ها، رأی آنان را برای حضور در جایگاه هیأت ۱۲ نفره جلب کنند.

سارا فلاحی:
▫️برخی  شیرینی محلی به همکاران دادند؛ شاید هم به رسم ادب همکار بودن دادند. اما  به شکل واضح و مرسوم فعلا  ندیده ام. یکی از آنان هم به مناسبت روز زن جلسه ای برای خانم ها برگزار کرد؛ شاید قصد انتخاباتی نداشت اما این شائبه را به وجود آورد. الآن هر نماینده ای به هر مناسبتی یک هدیه ای را بدهد، این برداشت می شود که به علت انتخابات هیأت رئیسه است. باید این بند و بساط جمع شده و هیأت نظارت بر رفتار نمایندگان به این موضوع ورود کند.

بهشید برخوردار:
▫️من به شخصه چنین موردی را مشاهده نکرده‌ام.

عالیه زمانی کیاسری:
▫️من به شخصه چنین مواردی را مشاهده نکرده‌ام و ارتباط مستقیمی میان چنین رفتارهایی و انتخابات ندیده‌ام.


۱۴۰۴ اردیبهشت ۲۰, شنبه

تورم در ایران . مردم بدنبال فرار از فقر

 

تورم، چه اتفاقی را برای سبک زندگی ایرانی ها رقم زده؟/ مردم بدنبال فرار از فقر و تقلا برای حفظ دارایی‌ خود هستند

تورم مزمن، فقط عددی در گزارش‌های آماری نیست؛ نبض نامتوازن تقاضا در بازار، سفره‌های کوچک‌تر و هجوم پول‌های سرگردان به بازارهای غیرمولد، نشانه‌های آن است.

به گزارش خبرآنلاین، روزنامه ایران نوشت: در این میانه، دو سبک زندگی با یک ریشه مشترک در حال شکل‌گیری است: سبک زندگی حداقلی و سبک زندگی محافظت‌گرایانه؛ دو تغییر در سبک زندگی اما نابرابر. اما این تغییرات رفتاری، فقط پاسخ‌های فردی به بحران اقتصادی نیستند؛ آنها اکنون به متغیرهای کلان‌مؤثر بر رکود، بی‌ثباتی سرمایه‌گذاری و کاهش رشد اقتصادی بدل شده‌اند.

در مواجهه با تورم مستمر، خانوارهای ایرانی وارد فاز تدافعی شده‌اند. اگرچه نرخ تورم اعلامی مرکز آمار طی سال‌های اخیر در بازه ۳۰ تا ۴۰ درصد نوسان داشته، اما آنچه در ادراک مردم جریان دارد، چیزی فراتر از این ارقام رسمی است.

مرکز پژوهش‌های مجلس نیز در گزارشی (۱۲ آبان ۱۴۰۳) تأکید کرده است که شکاف میان «تورم ادراکی» و «تورم حقیقی» به یکی از محرک‌های اصلی تصمیم‌گیری در سطح خانوار تبدیل شده است. مردم با پیش‌فرض تورم انتظاری، تصمیم‌های اقتصادی خود را تنظیم می‌کنند و این «انتظار تورمی» بالا، سبک زندگی را دگرگون کرده است. «کاهش مصرف»، «افزایش خرید دارایی‌های بادوام»، «سرمایه‌گذاری در دارایی‌های غیرمولد» و «افول پس‌انداز»، چهار ضلع یک مربع رفتاری جدید در سبک زندگی ایرانی‌هاست؛ رفتاری که در واکنش به سال‌ها تورم مزمن، بی‌ثباتی اقتصادی و فرسایش قدرت خرید شکل گرفته است.
 
تضاد طبقاتی ؛دو سبک زندگی در یک کشور

در سال‌های اخیر، خانوارهای ایرانی زیر فشار مزمن تورم، به دو سبک زندگی متفاوت سوق یافته‌اند: «سبک زندگی حداقلی» که مختص دهک‌های پایین درآمدی است، و «سبک زندگی حفاظتی» که در دهک‌های میانی و بالا رواج دارد. در سبک اول، هدف فرار از منطقه قرمز فقر و حتی فقر مطلق است، از این رو زندگی را با حداقل‌های معیشتی می‌گذراند. در سبک دوم، هدف حفظ ارزش دارایی‌ها و پیشگیری از سقوط مالی. این دو واکنش ظاهراً فردی، اکنون به عوامل اثرگذار بر رکود، کاهش رشد اقتصادی و بی‌ثباتی کلان بدل شده‌اند. رفتارهایی که زمانی انتخابی اضطراری بودند، اکنون بخشی از عادت رفتاری جامعه شده‌اند.
کاهش مصرف، افزایش خرید کالاهای بادوام، گرایش به سرمایه‌گذاری‌های غیرمولد و افول پس‌انداز؛ این چهار ضلع، تصویر تازه‌ای از سبک زندگی در ایران را ترسیم می‌کند. انتخاب‌هایی که نه از سر اختیار بلکه در واکنشی تدافعی به اقتصاد ملتهب، سفره‌های کوچک‌تر و آینده‌ای نامطمئن، به ‌وجود آمده‌اند.
 
مصرف کمتر، کیفیت پایین‌تر
نخستین تغییر، کاهش مصرف بویژه در میان دهک‌های پایین است. برای این خانوارها، انتخاب‌های غذایی به سمت کالاهای ارزان‌تر و بعضاً بی‌کیفیت‌تر سوق پیدا کرده است. بررسی آمارهای رسمی نشان می‌دهد متوسط سرانه مصرف محصولات پروتئینی خانوارهای ایرانی از ۸۹ کیلوگرم در سال ۱۳۹۵ به کمتر از ۷۰ کیلوگرم در سال ۱۴۰۲ رسیده است. این رقم در سال ۱۴۰۳ نیز با ادامه روند نزولی، پایین‌تر از 70 کیلوگرم تثبیت شده است. در دهک‌های پایین، حفظ سطح کالری مصرفی به قیمت فدا کردن کیفیت و تنوع غذایی انجام می‌شود. حذف یا کاهش شدید مصرف گوشت، لبنیات و میوه‌های باکیفیت از سبد مصرفی، نه‌تنها پیامدی برای سلامت خانوار دارد، بلکه نشانه‌ای از کوچک شدن مداوم سفره‌هاست. از سوی دیگر، کاهش مصرف خانوار در کالاهای غیراساسی، رکود تقاضا را تشدید کرده و چرخ تولید داخلی را کند کرده است.
نگاهی به مصرف خوراک خانوار، سه اتفاق به‌طور همزمان شامل اول افزایش سهم خوراک از کل هزینه‌ خانوار، دوم کاهش کل خوراک خانوار یعنی کاهش کالری دریافتی و سوم کاهش کیفیت کالری دریافتی خانوار را نشان می‌دهد.
ضمن آنکه با افزایش قیمت مواد غذایی به‌خصوص از سال ۱۳۹۷ و کاهش درآمدهای خانوار – از ‌آنجا که خوراک کالای ضروری است ـ خانوار مجبور شده تا سهم بیشتری از هزینه‌هایش را به خوراک اختصاص دهد، ازاین‌رو سهم خوراک از هزینه‌های خانوار از ۲۹ درصد در سال ۱۳۹۶ به بیش از  40درصد در فروردین سال 1404رسیده است.
 
هجوم به دارایی‌های بادوام
در سوی مقابل، دهک‌های بالای درآمدی، استراتژی دیگری در پیش گرفته‌اند؛ آنها برای حفظ ارزش دارایی‌ها به سمت کالاهای بادوام و قابل ذخیره ارزش نظیر خودرو، طلا، ارز و مسکن گرایش یافته‌اند. بر اساس داده‌های مرکز آمار، تورم نقطه‌ای مسکن در فروردین ۱۴۰۴ نسبت به سال گذشته 37.7 درصد افزایش داشته و میانگین تورم سالانه آن به 40 درصد افزایش یافته است. نسبت هزینه خالص دهک‌های هزینه ای به کل هزینه‌های خانوارهای شهری کشور در سال 1402، 42.4 درصد بوده که نسبت به سال 1401، 4.3 رصد افزایش داشته است. این نشان می‌دهد که مسکن دیگر نه یک نیاز مصرفی، بلکه پناهگاه سرمایه‌ای شده است. اما هزینه‌های بهداشت و درمان، حمل ونقل و ارتباطات و خدمات فرهنگی یا روند نزولی داشته یا بدون تغییر مانده‌اند.

اما این نوع رفتار مختص ثروتمندان نیست؛ حتی خانوارهای کم‌درآمد نیز در تلاشند با حداقل دارایی خود، در این رقابت سرمایه‌ای باقی بمانند. گرایش عمومی به خرید طلا، سکه و ارز، حتی در سطوح پایین درآمدی، نشان می‌دهد که نااطمینانی اقتصادی، جامعه را به سمت حفظ ارزش دارایی‌ها حتی به قیمت انجماد منابع سوق داده است.
 
سرمایه‌گذاری‌های غیرمولد
پیامد دوم این الگو، رشد سرمایه‌گذاری در دارایی‌های غیرمولد و سفته‌بازانه است. هنگامی‌که مردم به دلیل بی‌ثباتی اقتصادی، سرمایه‌گذاری در تولید را پرریسک تلقی می‌کنند، منابع مالی به‌جای ورود به عرصه‌های مولد، به بازارهایی نظیر سکه، ارز و زمین سرازیر می‌شود. روند نزولی سرمایه‌گذاری مولد در اقتصاد ایران گویای این چرخش است. داده‌های رسمی نشان می‌دهد، نرخ رشد موجودی سرمایه خالص کشور که در ابتدای دهه ۱۳۹۰ حدود ۳ درصد بود، در سال ۱۴۰۳ به حدود یک درصد رسیده است. همچنین حجم سرمایه‌گذاری ثابت ناخالص به قیمت‌های ثابت از ۵۲۵ هزار میلیارد تومان در سال ۱۳۹۰ به کمتر از ۲۹۴ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۲ کاهش یافته است.
این وضعیت باعث شده نسبت سرمایه‌گذاری به تولید ناخالص داخلی نیز به حدود ۱۷.۷ درصد برسد؛ رقمی که نه‌تنها پایین است بلکه حتی برای جبران استهلاک سرمایه‌های قبلی نیز کافی نیست. در چنین فضایی، انباشت سرمایه ملی به‌شدت مختل شده و زمینه برای جهش رشد اقتصادی از میان رفته است.

۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۹, جمعه

جمهوری‌اسلامی خودباوری و اعتماد به نفس را از ملت ایران

 جمهوری‌اسلامی خودباوری و اعتماد به نفس را از ملت ایران گرفته است؟ر




🔸اجازه می‌خواهم نخست با این پرسش شروع کنم که سهم ملت #ایران از ۴۶ سال سیاست‌ورزی #ایدئولوژیک #مسئولان‌جمهوری‌اسلامی چیست؟ حکومت‌های قاجار، پهلوی و جمهوری‌اسلامی چه به مردم دادند و چه گرفتند؟ اگر امروز #رفراندم و #انتخابات‌آزاد برگزار شود و به مردم بگویند از بین حکومت‌های #قاجار #پهلوی و #جمهوری‌اسلامی یک #حکومت را انتخاب کنند، کدام را انتخاب خواهند کرد؟

🔸 تصور می‌شود تمام حکومت‌های ایدئولوژیک، نخستین ضربه‌ را به اصالت انسان‌گرایی و #انسان می‌زنند. همه مکاتب بر این دیدگاه هستند که انسان، آزاد و رها آفریده شده و قدرت اراده، اختیار و انتخاب دارد. انسان نرمال و طبیعی ناخودآگاه #پرسش‌گر و #شک‌کننده است. اما حکومت‌های ایدئولوژیک، سیاست‌های‌شان را به شکلی اِعمال می‌کنند که از درون آن، انسان‌های شبیه به هم تولید می‌شود.

🔸 برای مثال آیا اصالت #انسان‌گرایی در ملت #کره‌شمالی قابل مشاهده است؟ چرا باید در مقابل رهبرشان، به شکل گروه سرود، #اشک ریخته و آه بکشند؟ #رهبر کره‌شمالی چه امتیازات رفاهی را برای‌شان در زندگی فراهم کرده که باید در مقابلش، اینچنین مویه کنند؟ آیا این #سیاست و سیاست‌ورزی نیست که ملتی را قد بلند و صاحب #عزت‌نفس کرده و ملتی را هم خوار و #تحقیر می‌کند؟ وقتی از ملتی مانند ملت کره‌شمالی، خودباوری و اعتماد به نفس گرفته شود، قاعدتا چنین ملتی فراموش می‌کند که #قدرت‌اراده #اختیار و #انتخاب دارد. فراموش می‌کند که مانند رهبرشان دو دست، دو پا و دو چشم و ابرو دارد و ناخودآگاه‌شان به گونه‌ای تربیت پیدا کرده که تصور می‌کنند او موجودی #فرازمینی و صاحب جان و مال و ناموس‌شان است. در صورتی که اگر به همان رهبر، مدت ۲ روز آب و غذا داده نشود، ممکن است هر چه اطرافش باشد را خورده و حتی برای زنده ماندن تن به هر کاری بدهد!

🔸ملتی که در مقابل درد، #ظلم و هر گونه آسیبی، واکنش طبیعی نداشته باشد و به تعبیری #اعتراض نکند، آن ملت مرده و فقط مانند جسد متحرکی به این سو و آن سو می‌رود. مردمی که هر چه قیمت کالایی #گران‌تر شود، بیشتر #حرص خرید آن کالا را پیدا می‌کنند، ملتی #مرده به حساب می‌آید! جامعه‌ای که به هر چیزی شک و تردید نکند، جامعه مرده است. ملتی که به دنبال آباد کردن زندگی پس از #مرگ است، ملتی مرده است! کجای رهبر کره‌شمالی، به موجود فرازمینی می‌خورد؟

🔸 ریشه تمام #بدبختی و #فقر و فلاکت بشریت، #ترس است. زندگی واقعی بشر، پشت ترس‌ها جریان طبیعی می‌گیرد. جامعه‌ای که بترسد مورد انواع و اقسام سوء‌استفاده‌ها قرار می‌گیرد. ملتی که مانند مرده متحرک زندگی می‌کند، از چه باید بترسد؟ آیا تا به حال مردم کره‌شمالی فکر کرده‌اند که هیچ تفاوتی با مردم #کره‌جنوبی ندارند؟ هر چه قد و قامت ملتی را کوتاه کنند، #آرزوهای آن ملت نیز رفته رفته کوتاه و کوتاه‌تر شده و در فرآیند زمان، ناخودآگاه تبدیل به آدمک‌های کوکی می‌شوند. کدام حکومت و ملتی در دنیا وجود دارد که دلش برای ملت ضعیف و فقیر‌شده کره‌شمالی بسوزد؟ ملت ایران هم خواهند گفت: هر چه سرشان بیاید حق‌شان است. ملتی که بترسد و جرات #اعتراض‌کردن نداشته باشد، معلوم است که مورد سوء‌استفاده مادی و معنوی قرار می‌گیرد. معلوم است که رهبر #کره‌شمالی از قد و قامت گرفتن ملتش #وحشت پیدا می‌کند چرا که دیگر نمی‌تواند مانند #خمیر به هر شکلی دربیاورد‌شان! وقتی اعتراضی را در نطفه خفه می‌کنند به این دلیل است که می‌ترسند #شجاعت به عموم مردم منتقل شده و بساط عیش و نوشان به دور ریخته شود. ملت‌ها نیز مانند #حکمرانان فقط یک‌بار #زندگی می‌کنند. پس چرا باید اکثریتی سواری داده و فقط اقلیتی سواری بگیرند؟

پیامک حجاب

  بی‌اطلاعی دولت از منبع ارسال پیامک‌های حجاب؛ «مگر می‌شود شما ندانید؟»/ «اول بگویید بی‌حجابی جرم نیست بعد باحجاب‌ها را تشویق کنید»








▫️مسئله حجاب در سال ۱۴۰۴ با ارسال پیامک‌های تذکر حجاب ادامه پیدا کرد تا پرونده آن هنوز باز باشد، این درحالی‌ست که طی روزهای گذشته یک پیشنهاد جدید درخصوص مسئله حجاب مطرح شده است، این‌که افراد محجبه با مواردی مانند بخشودگی مالیاتی یا جرائم رانندگی تشویق شوند.

هوشنگ پوربابایی، وکیل پایه دادگستری دراین‌باره می‌گوید:
▫️از نظر حقوقی اگر عملی جرم تلقی شود، باید برای انجام آن جرم مجازات‌هایی در نظر گرفت، نه‌ اینکه برای عدم ارتکاب به جرم افراد را تشویق کرد.

احمد زیدآبادی، فعال سیاسی در کانال تلگرامی خودش این پرسش را طرح کرد:
▫️با چنین معافیتی آیا افراد محجبه  به تخلف از مقررات راهنمایی و رانندگی مثل عبور از خطوط ویژه و چراغ قرمز و سبقت غیرمجاز و... تشویق و ترغیب نمی‌شوند و جان و مال مردم  و کل امنیت جامعه را به خطر نمی‌اندازند

چرا مذاکره ایران و آمریکا به بن‌بست رسید

  وعده های بی سرانجام  چرا مذاکره ایران و آمریکا به بن‌بست رسید  و مردم به آن پرداختند؟ وعده های بیسرانجام چرا مذاکرات ایران و آمریکا به بن‌...