هرچه دلشان میخواهد میگویند
و حتی چاقو بر گلوی رئیسجمهور میگذارند.
مدعیالعموم هم ساکت
▫مداح به خودش حق میدهد تیغ به حلقوم رئیس جمهور حواله بدهد و بگوید اگر رئیس جمهور به آنچه ما میگویم عمل نمیکند پدرش را درمیآورم. واعظ حق دارد بگوید ایهاالناس جمع شوید و با تصمیم شورای عالی امنیت ملی قیام کنید تا مانع اجرا شدن تصمیمش شوید.
▫نماینده مجلس حق خودش میداند مدعی افشای اسناد سری کشور است و آنها را در برنامه زنده تلویزیونی نشان میدهد. کارمند صداوسیما مجاز است هرکس را که خودش میپسندد دعوت کند و آنتن زنده تلویزیون را در اختیارش قرار دهد تا علیه هرکس و هرچه دوست دارد حرف بزند و هر تصمیمی را که نمیپسندد مردود بداند.
▫روزنامهنگار هم برای اینکه از مجری و کارمند تلویزیون عقب نماند به خودش حق میدهد هرکس را که نمیپسندد به آمریکا و اسرائیلد، قلمشان را در خدمت دشمن و قلم را پادوهای بیگانگان میکند.
▫حتی در حکومت حسینقلیخانی هم این همه حاکم بر خودمحور وجود ندارد.
▫آیا مدعیالعموم در برابر کسانی که در میان جمعیت میرود و در جایگاه دین و مذهب جامعه هستند، تیغ به حلقوم رئیسجمهور حواله میکند یا آن دیگری که در جایگاه قاضی قرار میگیرد و حکم قطعی این اعدام و آن را صادر میکند، نباید عکسالعمل نشان دهد و از امنیت دفاع کند؟!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر