یکشنبه در بهارستان چه خبر است
بی تفاوتی جامعه در برابر تعطیلی چند ماهه مجلس شورای اسلامی، نشانهای از پدیده ای ژرف تر به نام «بیحسی یا فرسایش سیاسی ملی» است.
هنگامی که یک نهاد قانونگذاری به دلیل ساختارهای درونحاکمیتی (مانند نامههای نهادهای بالادستی مثل شعام) توانایی حفظ استقلال و تداوم فعالیت خود را نداشته باشد، و از سوی دیگر، خروجی آن در بهبود وضعیت زیست مردم ملموس نباشد، جامعه پیوند ارگانیک خود را با آن قطع میکند. اقدام گروهی از نمایندگان برای تشکیل جلسه در خیابان، روز یک شنبه ۷ تیرماه، هرچند تلاشی برای بازپسگیری هویت مجلس و جلب حمایت عمومی است، ولی در غیاب یک «بدنه اجتماعی پیگیر و امیدوار ملی»، احتمالا به یک کنش نمادین و کماثر تبدیل خواهد شد.
این بیتفاوتی نه از سر خشنودی، بلکه ناشی از ناامیدی تحلیلی جامعه نسبت به کارکرد نهادهای انتخابی در ساختار فعلی مدیریت کشور است. به گمانم ریشه های این بی حسی و بیتفاوتی ملی نسبت به تعطیلی مجلس در لایه های زیر جستحو پذیر است:
۱- سایه سنگین مشکلات معیشتی و بحران های اقتصادی. در فضای کنونی ایران، مسائل کلان سیاسی یا باز و بسته بودن نهادهای قانونی، در درجات پایین اولویت ملت است؛
۲- طی سال های اخیر، نتیجه شکلگیری شوراها و نهادهای مختلف موازی با مجلس در کار سیاستگذاری و حتی قانونگذاری، نقش و جایگاه مجلس دچار افت ملی شده است؛
۳- کاهش،مشارکت در انتخابات اخیر و ریزش سرمایه اجتماعی، پیوند واقعی مردم-مجلس(نمایندگان) را سست کرده است.
کوتاه آن که برای مردم در مقیاس ملی، باز و بسته بودن مجلس چندان تفاوتی ندارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر