۱۴۰۵ خرداد ۲۱, پنجشنبه

جنگ، فقر و ترک تحصیل

 

جنگ، فقر و ترک تحصیل؛ 

سه ضلع گسترش کار کودک

در حالی که شمار کودکان کار

در جهان رو به کاهش است، فعالان حقوق کودک در ایران از گسترش تعداد کودکان کار، پس از جنگ و تشدید بحران‌های اقتصادی خبر می‌دهند؛ روندی که در مناطق محروم، به‌ویژه سیستان و بلوچستان، آشکارتر است.”هر روز با این فکر از خانه بیرون می‌زنم که ممکن است دیگر برنگردم.”

این را ایمان ۱۷ ساله از دروازه غار، معروف به سیاهچاله تولید و توزیع مواد مخدر تهران، در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی می‌گوید؛ نوجوانی که زمانی رؤیایش این بود که جراح چشم شود و امروز حاضر نیست بگوید کاری که از آن امرار معاش می‌کند چیست.
تا سال گذشته، بعد از مدرسه جلوی پارچه‌فروشی‌های خیابان مولوی به گفته خودش “دادزن” بود و برای مغازه‌ها مشتری جمع می‌کرد. اما امسال، در آستانه گرفتن دیپلم، مدرسه را رها کرد.

می‌گوید: «دیگر نمی‌شود هم درس خواند، هم صدای موشک را تحمل کرد، هم کار کرد. مادرم ام‌اس دارد، پدرم معتاد است. خواهرم هم بعد از طلاق با یک بچه برگشته خانه. یکی باید خرج زندگی کرد 

دوازدهم ژوئن، روز جهانی مبارزه با کار کودک، امسال در شرایطی فرا می‌رسد که بسیاری از کشورها طی دو دهه گذشته موفق شده‌اند نرخ کار کودک را کاهش دهند. با این حال فعالان حقوق کودک ایران معتقدند در ایران به دلیل فقر ساختاری، ترک تحصیل، ضعف نظام حمایتی و نبود شفافیت آماری، روندها در جهت معکوس حرکت می‌کنند و کار کودک همچنان یکی از جدی‌ترین بحران‌های اجتماعی کشور است.

به گفته این فعالان، پس از جنگ و تشدید بحران اقتصادی، روند ترک تحصیل و ورود کودکان به بازار کار شتاب گرفته است. بر اساس گزارش‌های سازمان جهانی کار و یونیسف، شمار کودکان کار در جهان از ۲۴۶ میلیون نفر در سال ۲۰۰۰ به حدود ۱۳۸ میلیون نفر در سال ۲۰۲۴ کاهش یافته است؛ هرچند هنوز ده‌ها میلیون کودک در مشاغل خطرناک، از کشاورزی و معادن تا بخش‌های غیررسمی اقتصاد، مشغول به کار هستند

در ایران آمار رسمی و مورد اجماعی درباره شمار کودکان کار وجود ندارد و برآوردها از بیش از یک تا هفت میلیون کودک متغیر است. آخرین برآورد رسمی منتشرشده از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس در سال ۱۴۰۲ حاکی از آن بود که با احتساب اشکال مختلف کار کودک، حدود ۱۵ درصد کودکان کشور درگیر کار هستند؛ آماری که تاکنون جای خود را به برآورد رسمی جدیدی نداده است

در مقابل، برخی فعالان حقوق کودک و نهادهای مدنی با استناد به گسترش کارگاه‌های پنهان، مشاغل غیررسمی و کار خانگی کودکان، شمار واقعی کودکان کار را به مراتب بیشتر می‌دانند. همزمان، گزارش‌های رسمی و پژوهشی از وجود میلیون‌ها کودک بازمانده از تحصیل یا در معرض ترک تحصیل خبر می‌دهند؛ وضعیتی که به گفته کارشناسان یکی از مهم‌ترین مسیرهای ورود کودکان به بازار کار است.

کودکان، نیروی کار ارزان

اعظم بهرامی، پژوهشگر حوزه توسعه پایدار و حقوق زنان و کودکان، در گفت‌وگو با دویچه‌وله بر نقش “شتاب‌دهندگی” جنگ در گسترش کار کودک در ایران تأکید می‌کند.

او می‌گوید: «بسیاری از روندهایی که از قبل وجود داشتند، پس از جنگ شدت گرفته‌اند. مهم‌ترین اثر را در افزایش ترک تحصیل و ورود کودکان به بازار کار می‌بینیم. وقتی کودکی از چرخه آموزش خارج می‌شود، اغلب راهی جز ورود به بازار کار پیش رویش باقی نمی‌ماند.»

بیشتر بخوانید: عمیق‌تر شدن محرومیت‌ها؛ پیامدهای جنگ در سیستان و بلوچستان

بهرامی شرایط اقتصادی را مهم‌ترین عامل گسترش کار کودک می‌داند. به گفته او، بخش قابل توجهی از کودکان کار زیر ۱۵ سال سن دارند؛ در حالی که قانون، به‌کارگیری کودکان در این سن را ممنوع کرده است. بسیاری از این کودکان در مزارع، کارگاه‌ها، مراکز تفکیک زباله و دیگر بخش‌های غیررسمی اقتصاد مشغول به کارند؛ حوزه‌هایی که نظارت مؤثری بر آنها وجود ندارد.

او با اشاره به کاهش سن کودکان کار تأکید می‌کند: «هرچه فاصله کودک با مدرسه بیشتر شود، احتمال بازگشت او به آموزش کاهش می‌یابد و احتمال ورودش به بازار کار بیشتر می‌شود.»

بهرامی می‌گوید: «مدت‌هاست کار کودک از کلان‌شهرها فراتر رفته و به مناطق روستایی نیز کشیده شده است. بسیاری از کودکان، به‌ویژه دختران، پس از ترک تحصیل در کشاورزی، دامداری، قالیبافی و کارهای خانگی مشغول می‌شوند؛ فعالیت‌هایی که اغلب در آمارهای رسمی ثبت نمی‌شوند.»
او همچنین هشدار می‌دهد که مشاغل کودکان پرخطرتر شده و ضعف نظارت، زمینه استثمار آنها را فراهم کرده است.

این پژوهشگر توسعه پایدار تاکید می‌کند: «به دلیل گستردگی کار کودک در بخش غیررسمی، آمار دقیقی از ساعت کار و درآمد کودکان وجود ندارد. با این حال، بسیاری از آنها ساعت‌های طولانی در مشاغل پرخطری مانند باربری، زباله‌گردی و کار در بازارها فعالیت می‌کنند؛ نیروی کاری که بیمه ندارد، حقوق قانونی ندارد، امکان اعتراض ندارد و به دلیل نبود حمایت قانونی و نظارت مؤثر، به سادگی مورد استثمار قرار می‌گیرد.»

آموزش مجازی و فقر

در شهرها و استان‌های نابرخوردار اما مسئله فقط فقر نیست. کمبود زیرساخت‌های آموزشی هم نقش مهمی در ترک تحصیل کودکان دارد. سیستان و بلوچستان یکی از استان‌هایی است که بالاترین آمار بازماندگی از تحصیل را در کشور دارد.

فریبا بلوچ، فعال حوزه زنان و کودکان سیستان و بلوچستان، به دویچه‌وله می‌گوید: «بسیاری از مشکلات امروز ریشه در سال‌ها محرومیت انباشته دارد. در شرایطی که خیلی از ابعاد آموزش مجازی شده است، در بسیاری از خانواده‌های این استان فقط یک تلفن همراه هوشمند وجود دارد و چند دانش‌آموز باید از همان وسیله استفاده کنند. بعضی خانواده‌ها حتی توان خرید یک گوشی یا پرداخت هزینه اینترنت را ندارند.»

به گفته او، آموزش مجازی در دوره بحران اخیر به یکی از عوامل مهم بازماندن کودکان از تحصیل تبدیل شد.

او می‌گوید: «خانواده‌ای که برای تأمین غذا مشکل دارد، عملاً امکان فراهم کردن ابزار آموزش آنلاین را ندارد و همین موضوع باعث شده بخشی از دانش‌آموزان به تدریج از مدرسه فاصله بگیرند.»

او می‌افزاید: «مشکل اما به اینترنت محدود نمی‌شود. مدارس دوشیفته، کمبود معلم، کلاس‌های پرجمعیت و فاصله زیاد روستاها تا مدارس نیز از جمله عواملی هستند که احتمال ترک تحصیل را افزایش می‌دهند.»

فریبا بلوچ می‌گوید: «بر اساس مشاهدات میدانی ما، از زمان آغاز جنگ و تشدید مشکلات اقتصادی، تعداد بیشتری از کودکان ناچار به ترک تحصیل شده‌اند و برای کمک به تأمین هزینه‌های خانواده وارد بازار کار شده‌اند. جنگ، در کنار فقر مزمن و محرومیت‌های پیشین، شرایط کودکان را دشوارتر کرده و روند افزایش کودکان کار و بازماندگان از تحصیل را سرعت بخشیده است.»

دخترانی که در آمارها نیستند

به گفته فعالان حقوق کودک بخش بزرگی از کار کودک در ایران پنهان است و دختران سهم مهمی از آن را بر دوش دارند.

بر اساس برخی مطالعات سازمان بهزیستی، دختران سهم قابل توجهی در دستفروشی و گل‌فروشی دارند، اما بخش زیادی از کار آنها در خانه‌ها انجام می‌شود و در آمارهای رسمی دیده نمی‌شود.

فریبا بلوچ می‌گوید: «شکل آسیب‌ها در میان دختران و پسران کار متفاوت است. پسران بیشتر وارد مشاغل سخت و خیابانی می‌شوند، در حالی که دختران اغلب در آمارها دیده نمی‌شوند و بار کارهای خانگی، سوزن‌دوزی، مراقبت از کودکان، کودک‌همسری و ترک تحصیل را بر دوش می‌کشند.»

کودکان بی‌شناسنامه؛ محرومیت مضاعف

در میان گروه‌های مختلف کودکان کار، کودکان فاقد شناسنامه و مدارک هویتی از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند. آنها علاوه بر فقر، از دسترسی به آموزش، خدمات درمانی، بیمه و بسیاری از حمایت‌های اجتماعی محروم می‌مانند.

فریبا بلوچ خاطر نشان می‌کند: «نداشتن مدارک هویتی این کودکان را عملاً نامرئی می‌کند و آنها را در برابر استثمار اقتصادی و اجتماعی آسیب‌پذیرتر می‌سازد.»

او از کودکانی یاد می‌کند که در سنین بسیار پایین در کارگاه‌ها مشغول کار بوده‌اند، در حالی که خانواده‌هایشان به دلیل نداشتن مدارک هویتی امکان پیگیری حقوق خود را نداشته‌اند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

در همین حال، بسیاری از کودکان در مراکز تفکیک زباله، بازارهای میوه و تره‌بار، کارگاه‌های کوچک و مشاغل فصلی ساعت‌های طولانی کار می‌کنند و دستمزدی کمتر از بزرگسالان می‌گیرند. کارشناسان هشدار می‌دهند ورود زودهنگام به بازار کار، کودکان را بیش از دیگران در معرض خشونت، سوءاستفاده، اعتیاد، ترک دائمی تحصیل و ورود به اقتصاد غیررسمی قرار می‌دهد. به گفته آنها، بسیاری از کودکانی که بعدها سر از کانون‌های اصلاح و تربیت درمی‌آورند، بیش از آنکه مجرم باشند، قربانی فقر، محرومیت و ضعف حمایت‌های اجتماعی هستند.

اما قانون و نهادهای مسئول؟

اگرچه قوانین ایران به‌صراحت به‌کارگیری کودکان زیر ۱۵ سال را ممنوع کرده‌اند، اما فاصله میان قانون و واقعیت چشمگیر است.

بر اساس ماده ۷۹ قانون کار، به‌کارگماردن افراد کمتر از ۱۵ سال ممنوع است. همچنین قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب سال ۱۳۹۹ دولت را موظف کرده از کودکان در برابر بهره‌کشی اقتصادی و اشکال مختلف خشونت حمایت کند.

ایران همچنین به کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل و مقاوله‌نامه شماره ۱۸۲ سازمان جهانی کار درباره بدترین اشکال کار کودک پیوسته است؛ اسنادی که دولت‌ها را موظف می‌کنند کودکان را از بهره‌کشی اقتصادی و کارهای خطرناک محافظت کرده و دسترسی آنان به آموزش را تضمین کنند.

بر اساس قوانین موجود، مقابله با کار کودک میان نهادهای مختلفی از جمله وزارت کار، سازمان بهزیستی، آموزش و پرورش، وزارت کشور، شهرداری‌ها و قوه قضاییه تقسیم شده است. با این حال، مقام‌های رسمی بارها به نبود هماهنگی میان این دستگاه‌ها اشاره کرده‌اند. مهدی ملکی، رئیس کارگروه کودک کار و خیابان وزارت کشور، پیش‌تر از “پاس‌کاری مسئولیت‌ها” و “نبود آمار دقیق” به‌عنوان دو چالش اصلی این حوزه نام برده بود.

فعالان حقوق کودک نیز می‌گویند بسیاری از سیاست‌ها بر جمع‌آوری کودکان از خیابان متمرکز بوده، در حالی که فقر و ضعف حمایت‌های اجتماعی همچنان پابرجاست. به گفته آنان، کار کودک بیش از آنکه مسئله‌ای انتظامی باشد، ریشه در ساختارهای اقتصادی و آموزشی دارد.

پایان زودرس کودکی

به گفته بسیاری از ناظران، مهم‌ترین خواسته بسیاری از کودکان کار بازگشت به مدرسه است؛ بسیاری از آنها آرزوهایی مشابه با سایر همسالانشان دارند؛ پزشک شدن، معلم شدن، ورزشکار شدن یا حتی فقط ادامه دادن مدرسه؛ اما فاصله میان آرزوها و واقعیت زندگی برای این کودکان بسیار بزرگ است.

ایمان، نوجوان ۱۷ ساله دروازه غار، زمانی می‌خواست جراح چشم شود. حالا وقتی درباره آینده از او پرسیده می‌شود، پس از چند ثانیه سکوت فقط یک جمله می‌گوید

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

چرا در ایران این اتفاق نمی‌افتد

چرا در ایران این اتفاق نمی‌افتد  چرا در ایران محاکمه نمیکنن   احمدی نژاد . روحانی و خاتمی  چرا ما با بقیه دنیا فرق میکنیم   فقط برای دیگران ...