۱۴۰۵ خرداد ۳۰, شنبه

خاموش بازنشستگی؛

  

بحران خاموش بازنشستگی؛

 صندوق‌ها و بیمه‌ها در آستانه 

افکار عمومی در آن جنگ، بحران و بحران معیشت را به خود می‌کند، خطری دیگر آرام اما در حال گسترش است: ناتوانی صندوق‌های بازنشستگی و بیمه‌ها در حالی که بدون پرداخت هزینه‌های مستقیم به دولت می‌شود. با این حال، بحران‌های سیاسی و فشار معیشتی باعث این خطر می‌شود که آن‌چه باید دیده شود.

موضوع فقط ناترازی ترازنامه‌ها نیست؛ موضوع بر سر نهادهایی است که باید در سال‌های پیری، بیماری و ناتوانی، آخرین لایه امنیت اجتماعی را برای میلیون‌ها ایرانی ارائه دهند، اما بیش از هر زمان دیگری به بودجه عمومی، تصمیم‌های سیاسی و نقدینگی‌های مستقل وابسته‌اند.

صندوق‌هایی که بدون دولت روی پای خود نمی‌آیند

وقتی از بحران‌های بازنشستگی گفته می‌شود، فقط بازدهی یا ضعف مدیریتی نیست، بلکه یک ساختار وابستگی به دولت حرف زده می‌شود.

گزارش‌ها نشان می‌دهند صندوق بازنشستگی کشوری در سال گذشته با بودجه‌های ۵۳۱ هزار میلیارد تومانی بسته شد، اما تنها ۷۰ هزار تومان از این رقم برای خود می‌شود و بیش از ۴۶۱ هزار تومان از بودجه عمومی دولت تا حقوق بازنشستگان می‌شود.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

این نسبت به‌روشنی نشان می‌دهد که صندوق به معنای خاص کلمه «صندوق» نیست؛ یعنی محل حق بیمه، نهادهای سرمایه گذاری و حمایت معقول که هزینه های خود را پوشش می دهد. در عمل، بخش اعظم بار مالی آن به دوش دولت افتاده است. در نتیجه، هر مشکل اقتصادی در توان مالی دولت، هر تغییر در تخصیص بودجه، و هر بحران تازه، مستقیماً به زندگی بازنشستگان منتقل می‌شود.

این وابستگی، فقط یک هشدار حسابداری نیست. وقتی که باید ضامن نهاد امنیت معیشتی سالمندان باشد، خود را برای پرداخت پولش محتاج بودجه عمومی است، یعنی کوچک‌ترین بحران مالی یا سیاسی می‌تواند آن را از ایفای نقش اصلی‌اش بازدارد.

بحران وقتی جدی‌تر می‌شود که به درمان می‌رسد

خطر اصلی از محل تر می‌شود که این ناتوانی در حوزه درمان و بیمه تکمیلی می‌رسد. بازنشسته تهرانی به دویچه‌وله فارسی می‌گوید وقتی برای استفاده از خدمات تکمیلی بیمه بازنشستگان کشوری مراجعه می‌کند، به او گفته‌اند فعلا دولت می‌دهد خودش را نمی‌دهد و او باید بیمارستان را از جیب خود بپردازد تا شاید بعداً از آن بازگردانده شود.

او می‌گوید: «هزینه جراحی، بستری و دوران نقاهتش حدود ۷۰۰ میلیون تومان و بیمه تنها از هفت ماه، کمی بیش از ۶۰ درصد آن را پرداخت کرده است.»

برای یک بازنشسته، چنین رقمی نه یک هزینه عادی، بلکه فشاری سنگین و گاه ناممکن است. اگر کمک خانواده و پس‌اندازشان نبود، می‌کند، از انجام چنین پرداختی برنمی‌آمدند.

روایت او یک استثنا نیست. یک بازنشسته دیگر در تهران می‌گوید تغییر پیاپی شرکت‌های بیمه‌گر، از بیمه حافظ به دانا و حالا بیمه دی، خود به منبعی از بی‌ثباتی و نامی تبدیل می‌شود. به هر سال مناقصه او می‌شود و قرار می‌گیرد با شرکت تازه دریافت می‌شود، اما بیمه‌ها هم به‌دلیل همین جاجایی‌ها هستند، ماه‌ها مطالبات را به عقب می‌اندازند. او می‌گوید بازنشستگان در سنی قرار دارند که بیش از هر زمان به حمایت درمانی نیاز دارند، اما دقیقاً در همین مرحله نمی‌دانند تا چه اندازه می‌توانند روی بیمه حساب کنند.

در چنین وضعیتی، بیمه تکمیلی دیگر به جای آن‌که مطمئن باشید، خود به منبع تبدیل می‌شود.

داروخانه‌ها در خط مقدم بحران نقدینگی

بحران فقط به بیمه تکمیلی محدود نیست. در بخش دارو نیز نشانه های فرسایش مالی شده است. داروخانه‌های ویژه که در این سال‌ها زیر بار تورم، داروها و قیمت‌گذاری دستوری داده‌اند، هم اکنون با موضوعات دسته‌بندی نرم‌افزار می‌کنند: مطالب معوق از بیمه‌ها و شدیدترین نقدینگی.

در شرایطی که قیمت ظرف چند ماه گذشته جهش شدیدی داشته باشد، مطالب ماه‌های گذشته داروخانه‌ها هنوز پرداخت نشده است. معنای عملی این وضعیت روشن است: داروخانه باید دارو را با قیمت امروز و به صورت نقد یا نزدیک به نقد ارائه کند، اما پول‌های قبل را با افزایش ماهانه و با ارزش بسیار کمتر می‌کند. این فاصله، نه فقط سود، امکان ادامه کار را تهدید می‌کند.

در این وضعیت، با تمام انباری، بسیاری از داروها دیگر نمی‌توانند همان سطح موجود را داشته باشند. نقدینگی باعث می‌شود قفسه‌ها خالی‌تر شوند، توان تأمین اقلام خاص مصرف دارو، و فشار از سطح به بیمار و خانواده او منتقل شود. در واقع، ناتوانی بیمه‌ها در پرداخت دیون خود، به تامین دارو و سلامت عمومی ضربه می‌زنند.

شکافی که فقط با تزریق پول پر می‌شود

از سوی دیگر، مقام‌های مسئول در خود ساختار رسمی نیز از شکاف منابع حرف می‌زنند. علی نصیاقدم، دبیر هیأت امنای سازمان اجتماعی و صندوق‌های تابعه، با اشاره به قوانین مختلف بر دوش این نهاد تعیین شده، گفته می‌شود که در سال جاری حدود 34 هزار میلیارد تومان درآمد جدید برای ایجاد اجتماعی ایجاد می‌شود، تنها بخش محدودی از آن در بودجه‌های پیش‌بینی شده و همین احتمال شکافی وجود دارد که 300 هزار تومان در منابع سازمان به حدود 30 می‌رسد.

این عدد فقط یک ناترازی ساده نیست؛ نشانه آن است که در میان قانون و سیاست از صندوق‌ها و بیمه‌ها می‌گیرند، می‌خواهند و آنچه را که واقعاً برای انجام آن در اختیارشان قرار می‌گیرد، فاصله‌های بسیار بزرگی ایجاد می‌کند. این فاصله در نهایت یا با استقراض و تعویق بر می شود، یا با افت کیفیت خدمات، یا با انتقال هزینه به مردم.

دکتر حسن منصور، اقتصاددان، در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی می‌گوید: «ابعاد این بحران بسیار قوی‌تر از آن است که با یک مقطع یا جابه‌جایی بودجه حل شود».

به او، موضوع به ترتیب جمعیت، ساختار، نسبت حق بیمه پردازان به شاغلان، بدهی معوقه دولت به صندوق ها، نسبت به افراد به شاغلان، حجم بیمه های وصول و دریافت سرمایه گذاری های مالی است.

او تاکید می‌کند که این بحران راه‌حل کوتاه‌مدت نیست و نیازمند دگرگونی برخی از ساختارهاست. دگرگونی‌های که حتی اگر اراده‌ای برای آن وجود داشته باشد، زمان‌بر و پرهزینه خواهد بود. مهم‌ترین این ارزیابی در آن است که نشان می‌دهد مشکل فقط سوء مدیریت روزمره نیست، بلکه به بنیان‌های جمعیتی و اقتصادی نظام تامین اجتماعی در ایران گره خورده است.

آیا هنوز می‌توانم بحران کنم؟

با این حال، در میان فعالان صنفی و کارگری کسانی هستند که هنوز می‌توانند وارد مرحله فروپاشی کامل شوند. یک کارگر فعال در این شرایط بحرانی، هر نوع نقدینگی و بودجه‌ای است که دولت به دست می‌آورد باید از هر چیزی برای تزریق به صندوق‌ها و سازمان تامین اجتماعی استفاده کند. از نگاه او، اگر دولت بدهی‌های خود را سریع‌تر و با قدرت نقدینگی بالا بپردازد، می‌توانم در کوتاه‌مدت از تشدید بحران جلوگیری کنم و برای یک سال آینده امنیت ایجاد کند.

این نگاه، بیشتر از آن‌که راه حلی بلندمدت باشد، یک نسخه اضطراری برای عبور از وضعیت فعلی است. اما همین هم نشان می دهد حتی از دیدان و فعالان صنفی، هنوز نقش اصلی را در جلوگیری از کامل شدن این ساختارهاست.

بحران خاموشی که می تواند تبدیل شود

آنچه امروز در صندوق‌های بازنشستگی و بیمه‌ها جریان دارد، فقط درباره بازنشستگان یا بیمه‌گذاران نیست. این بحران، اگر بیشتر شود، ممکن است به بحرانی عمومی در بازار کار، سلامت و ثبات اجتماعی تبدیل شود. وقتی بیمه‌ها نمی‌توانند خود را بپردازند، داروها آسیب می‌بینند، بیمارستان‌ها را به بیماران می‌دهند، و خانواده‌ها ناچار می‌شوند از پس‌انداز، فروش دارایی یا کمک اطرافیان برای تامین هزینه درمان استفاده کنند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

به این معنا، بحران‌ها و بیمه‌ها دیگر یک موضوع تخصصی برای اقتصاددانان و بیمه‌ها نیستند. این بحران، به‌آرامی در حال ورود به زندگی روزمره مردم است. از صف داروخانه و اتاق عمل گرفته تا حساب بانکی بازنشسته است که نمی‌داند در زمان بیماری چقدر می‌تواند روی بیمه‌ها حساب کند.

شاید به همین دلیل است که خطر اصلی این بحران است، فقط در اعداد بزرگ و بدهی‌های سنگین نهفته نیست، بلکه در فرسایش همان چیزی است که باید آخرین پناه مردم در سال‌های پیری و بیماری باشد:

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

یادی از سوسن خواننده فقید ایران

  یادت میاد یه روز  برات دوست دارم می خوندم یادت میاد یه روز برات دوست دارم می خوندم با شوق رویت تا سحر چشم انتظار می موندم اما دیگه تموم ...