۱۴۰۵ خرداد ۲۵, دوشنبه

دلنوشته من برای جمعیت حزب إلهی ها

 دلنوشته من برای جمعیت حزب إلهی ها

سلام بر حزب‌الهی‌ها..!




برادران و خواهران حزب‌اللهی
این روزها خیلی از شما ناراحت و عصبانی هستید، می‌پرسید و احساس می‌کنید در مورد توافق‌های اخیر، آن‌طور که باید با شما حرف زده و غمگین شوید!

خیلی از شما در شبکه‌های اجتماعی می‌نویسید که چرا درباره چنین موضوع مهمی، ما را یا حتی نمایندگان مجلس را در جریان نگذاشت؟ چرا توضیح نمی دهد دقیقاً قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ چرا ما فقط منتظر همراهی و همکاری و جانفدایی هستیم؟

برخی از شما نیز توصیه‌های سومین رهبر ج.ا را به اشتراک می‌گذارید و تلویحا دعوت به فرمان پذیری، اعتماد به دیگر مسئولیت‌ها و می‌کنید.

می‌خواهم خواهش کنم کمی روی همین حس سرخوردگی خود مکث کنید.
این حس ناراحتی از بیخبری، این حس از تصمیمات بزرگی که شما با جان و روان و اقتصاد و معیشت و هویت درگیر آن هستید کنار گذاشته شده است. این حس که «چرا فقط باید نتیجه نهایی را قبول کنیم؟»

بزرگواران، این دردی که شما الان حس می کنید، حس آشنایی برای بخش بسیار بزرگی از جامعه ایران است.

سال‌هاست که در موضوعات مختلف، گروه‌های مختلف مردم همین حرف را می‌زند. وقتی قیمت بنزین تغییر کرد. وقتی آرزوی اقتصادی حذف شد و شوک به جامعه وارد آمد. وقتی درباره حجاب اجباری تصمیم برخورد سخت گرفته شد. وقتی درباره مسائل مهم اجتماعی و فرهنگی، تصمیم‌ها پشت‌های بسته‌شده و بعد از خواسته‌ها صرفاً اطاعت و تبعیت می‌شوند.

خیلی از مردم می‌گفتند فلان تصمیم اشتباه است، بعضی هم می‌گفتند چرا با ما حرف نمی‌زنید؟ چرا ما را در رابطه با شریک نمی‌بینم؟ چرا اجازه نمی‌دهید نگران‌ها، پرسش‌ها و مخالفت‌های ما شنیده‌اید؟

شاید امروز برای اولین بار از شما حزب‌اللهی، احساسی را تجربه کنید که دیگران را تجربه کرده‌اند.

این یک فرصت ارزشمند است. و نه برای تسویه حساب. نه برای گفتن «دیدید حق با ما بود؟» اما برای فهمیدن یک درد مشترک.

دردِ جامعه‌ای که میان حاکمیت و مردمش، چرخ‌دنده‌های گفت‌وگو بسیار ضعیف‌شده‌اند. جامعه فقط رباتی برای اجرای تصمیم‌ها که نیست. جامعه باید در تصمیم گیری ها شریک باشد. باید سوال بپرسد، کند، مخالفت کند، اقناع شود یا حتی بر تصمیم اثر بگذارد.

دولت اجتماعی و اجتماعی اجتماعی، یعنی تصمیم‌ها قبل از اینکه اجرا شوند، از مسیر عبور جامعه عبور کنند. نه اینکه ابتدا تصمیم گرفته شود و بعد از درخواست مردم آن را بپذیرند.

اگر امروز از تصمیم بدی با توافق ناراحت هستیم، شاید از خودمان بپرسیم: آیا دیگران همین گلایه را درباره موضوعات دیگر (از قطعی اینترنت، یک سویه‌ن صدا و سیما، رد صلاحیت‌های آسیب و ...) مطرح می‌کردند، ما صدایشان را شنیدیم؟

شاید موضوع اصلی نه توافق باشد، نه حجاب، نه بن، نه اقتصاد و نه سیاست خارجی. اما شاید موضوع اصلی این باشد که ما هنوز به اندازه کافی به «حق جامعه برای فهمیدن، سؤال کردن و مشارکت در تصمیم‌های بزرگ» نه باور داریم و نه ساز و کار!

البته انصاف هم این است که این موضوع را فقط به جمهوری اسلامی تقلیل ندهیم. ما دست‌کم در فرآیند صدساله دولت‌ملت‌سازی در ایران، هنوز نتوانسته‌ایم سازوکاری مشخصی برای گفت‌وگوی حاکمیت و جامعه ایجاد کنیم.

در دوره‌ای نیز بارها تصمیم‌های مهم اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را پشت سر می‌گذارند و از بالا دست می‌گیرند و جامعه در موقعیت تصمیم‌گیری می‌گیرند تا تصمیم شریک شوند.

از اعتراضات مربوط به افزایش قیمت‌ها و خدمات شهری تا بسیاری از برنامه‌های نوسازی و اصلاحات، تصمیم‌گیری‌ها تنها موضوعی نبود که دولت خود را صاحب مملکت و تصمیم می‌دانست و جامعه را مسئول اجرای تصمیم می‌داند.

به همین دلیل، شاید با یک مشکل تاریخی، مشکلی وجود داشته باشد.

اگر این درد را بفهمیم، شاید بتوانیم به جای افتادن در بازی جناح‌ها و تقسیم شدن به موافق و مخالف این یا آن تصمیم، درباره چیزهای عمیق‌تر گفت‌وگو کنیم.

درباره اینکه چگونه می‌شود ایران را از حکمرانی یک‌سویه به سمت حکمرانی گفت وگومحور و اجتماعی‌تر برد.

این برای من مهم پرسشی است که می‌توانم از این روزها (به بهانه توافق) برای شما روی میز بگذارید!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

دلنوشته من برای جمعیت حزب إلهی ها

 دلنوشته من برای جمعیت حزب إلهی ها سلام بر حزب‌الهی‌ها.. ! برادران و خواهران حزب‌اللهی این روزها خیلی از شما ناراحت و عصبانی هستید، می‌پرسید...