۱۴۰۵ اردیبهشت ۳۰, چهارشنبه

 

شهروندانِ نامرئی: معلولیت در مسلخِ سیاست و فراموشی



در جغرافیایِ سیاسیِ قدرت، معلولیت اغلب نه به عنوانِ یک تفاوتِ انسانی، بلکه به مثابه‌یِ یک «هزینه‌یِ اضافی» نگریسته می‌شود و این دقیقاً نقطه‌یِ آغازِ بی‌عدالتی علیه کسانی است که بدونِ هیچ گناهی، از حقوقِ بنیادینِ شهروندی محروم شده‌اند. از نگاهِ سیاسی، وقتی ساختارِ حکمرانی تنها بر مبنایِ «کارآمدیِ اقتصادیِ صرف» و «توانمندیِ جسمانی» تعریف شود، افرادی که دارایِ محدودیت‌هایِ حرکتی یا ذهنی هستند، عملاً از چرخه‌یِ حیاتِ اجتماعی حذف می‌شوند و به حاشیه رانده می‌شوند. این حذفِ سیستماتیک، محصولِ نگاهی است که در آن بودجه‌هایِ رفاهی و متناسب‌سازیِ فضاهایِ شهری، در اولویت‌هایِ آخرِ سیاست‌گذاران قرار می‌گیرد و منافعِ گروه‌هایِ خاص و پروژه‌هایِ تبلیغاتی، بر حقِ تردد و اشتغالِ معلولان ارجحیت می‌یابد.
در حقیقت، معلولیت در ایران به یک «تبعیدِ خانگی» تبدیل شده است؛ چرا که نبودِ زیرساخت‌هایِ شهریِ استاندارد و قوانینِ حمایتیِ اجرایی، این قشرِ بیگناه را در بن‌بستِ انزوا گرفتار کرده است. از منظرِ حقوقِ سیاسی، محرومیتِ معلولان از فرصت‌هایِ برابر، نقضِ آشکارِ میثاق‌هایِ انسانی است که دولت‌ها موظف به رعایتِ آن‌ها هستند، اما در عمل، این مطالباتِ برحق زیرِ سایه‌یِ بحران‌هایِ خودساخته‌یِ سیاسی گم می‌شوند. حاکمیتی که نتواند کرامتِ انسانیِ ضعیف‌ترین اعضایِ خود را حفظ کند، دچارِ یک زوالِ اخلاقی در هسته‌یِ قدرتِ خویش است؛ جایی که حقوقِ معلولان نه به عنوانِ یک «حقِ مسلم»، بلکه به عنوانِ یک «صدقه‌یِ دولتی» نگریسته می‌شود و این تغییرِ جایگاهِ حق به ترحم، بزرگ‌ترین جنایتِ سیاسی علیه انسانیت است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

اعدام فوری خواهر و برادر

  خطر اعدام فوری خواهر و برادر  زینب_موسوی و حسن_موسوی ​زینب موسوی و برادرش، حسن موسوی، که در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه بازداشت شده بودند...