شهروندانِ نامرئی: معلولیت در مسلخِ سیاست و فراموشی
در جغرافیایِ سیاسیِ قدرت، معلولیت اغلب نه به عنوانِ یک تفاوتِ انسانی، بلکه به مثابهیِ یک «هزینهیِ اضافی» نگریسته میشود و این دقیقاً نقطهیِ آغازِ بیعدالتی علیه کسانی است که بدونِ هیچ گناهی، از حقوقِ بنیادینِ شهروندی محروم شدهاند. از نگاهِ سیاسی، وقتی ساختارِ حکمرانی تنها بر مبنایِ «کارآمدیِ اقتصادیِ صرف» و «توانمندیِ جسمانی» تعریف شود، افرادی که دارایِ محدودیتهایِ حرکتی یا ذهنی هستند، عملاً از چرخهیِ حیاتِ اجتماعی حذف میشوند و به حاشیه رانده میشوند. این حذفِ سیستماتیک، محصولِ نگاهی است که در آن بودجههایِ رفاهی و متناسبسازیِ فضاهایِ شهری، در اولویتهایِ آخرِ سیاستگذاران قرار میگیرد و منافعِ گروههایِ خاص و پروژههایِ تبلیغاتی، بر حقِ تردد و اشتغالِ معلولان ارجحیت مییابد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر