کودکان در ایستهای بازرسی؛ خط مقدمی که نباید
وجود داشته باشد
اما به گفته کارشناسان، رضایت کودک یا حتی خانواده، نمیتواند توجیهی برای چنین وضعیتی باشد.
در این خصوص سینا یوسفی میگوید: «کودکان از نظر حقوقی فاقد اهلیت کامل برای تصمیمگیری در چنین موقعیتهایی هستند و مسئولیت نهایی بر عهده دولت است.»
در عمل، این یعنی حتی اگر کودکی “بخواهد” در چنین فعالیتهایی شرکت کند، این مشارکت همچنان نقض حقوق او محسوب میشود.
سابقهای که ادامه دارد
استفاده از کودکان در فعالیتهای مرتبط با ساختارهای نظامی در ایران، سابقهای طولانی دارد. از جنگ ایران و عراق گرفته تا حضور نیروهای نوجوان در بسیج، این روند بارها مورد انتقاد نهادهای حقوق بشری قرار گرفته است.
حامد فرمند میگوید: «ایران در طول سالها نهتنها این روند را متوقف نکرده، بلکه آن را در قالبهای جدید ادامه داده است.»
به گفته او، حتی در دورههایی شواهدی از استفاده از کودکان در سرکوب اعتراضات نیز وجود داشته است.
گزارشهای جدید نشان میدهد که در شرایط جنگی کنونی، این الگو بار دیگر فعال شده و حتی بهصورت رسمیتر مطرح شده است.
در حالی که آمار کشته و زخمی شدن کودکان در ایران رو به افزایش است، گزارشها از حضور آنها در ایستهای بازرسی و فعالیتهای مرتبط با نیروهای شبهنظامی، نگرانیها را عمیقتر کرده است.
برای بسیاری از کارشناسان، مسئله فقط نقض یک قانون یا یک معاهده نیست. مسئله این است که کودکان، بهجای آنکه از جنگ دور نگه داشته شوند، به آن نزدیکتر شدهاند، گاهی آنقدر نزدیک که دیگر فرصتی برای بازگشت باقی نمیماند.
مرگ علیرضا جعفری، برای برخی فقط یک عدد در آمار نیست. او نمادی است از خطی که اگر متوقف نشود، میتواند یک نسل را در معرض خطری قرار دهد که هیچ کودکی نباید با آن روبهرو شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر