۱۴۰۴ اسفند ۱۴, پنجشنبه

اعتراضات ضدحکومتی متفاوت

 

چرا اعتراضات این بار متفاوت است؟

اعتراضات اخیر را نمی‌توان صرفاً واکنشی به بحران‌های اقتصادی یا فشارهای معیشتی دانست. آنچه در خیابان‌ها، دانشگاه‌ها و حتی در سکوت خانه‌ها جریان دارد، نشانه‌ی یک گسست عمیق‌تر است؛ گسستی اخلاقی و نسلی که زبان رسمی قدرت دیگر توان ترجمه و بازنمایی آن را ندارد. این اعتراض، نه فقط فریاد نان، که فریاد کرامت است.

اعتراض به مثابه زبانِ خاموش‌شدگان

در اعتراضات اخیر، آنچه بیش از شعارهای اقتصادی به چشم می‌آید، بحران معناست. نسلی که در ساختار رسمی قدرت به رسمیت شناخته نشده، اکنون با بدن، صدا و حضور خود سخن می‌گوید. این اعتراض، نه مطالبه‌ای مقطعی، بلکه انکار یک نظم اخلاقی فرسوده است که سال‌هاست خود را با زبان ایدئولوژی بازتولید می‌کند.

گسست نسلی؛ فروپاشی روایت رسمی

شکاف میان نسل حاکم و نسل معترض، صرفاً اختلاف سلیقه یا سبک زندگی نیست. این شکاف، فروپاشی روایت رسمی از «حق»، «وظیفه» و «شهروندی» است. زبانی که قدرت با آن سخن می‌گوید، دیگر قادر به اقناع نیست، زیرا مخاطبش تغییر کرده است؛ نسلی که تجربه زیسته‌اش با وعده‌ها هم‌خوانی ندارد.

از بحران اقتصادی تا بحران اخلاقی

اقتصاد، جرقه است؛ اما آتش از جای دیگری زبانه می‌کشد. وقتی کرامت انسانی به حاشیه رانده می‌شود، بدن انسان به میدان اعتراض بدل می‌گردد. اعتراضات اخیر، ترجمان همین لحظه‌اند: لحظه‌ای که انسان، پیش از نان، عدالت می‌طلبد و پیش از رفاه، حق دیده‌شدن.

خوانشی حقوق بشری از اعتراض

بر اساس اصول بنیادین حقوق بشر و حتی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، حق اعتراض مسالمت‌آمیز، آزادی بیان و کرامت انسانی حقوقی غیرقابل سلب‌اند. با این حال، مواجهه امنیتی با اعتراضات، خود نشانه‌ای است از ناتوانی ساختار قدرت در فهم تحول اخلاقی جامعه.

اعتراضات این بار متفاوت‌اند، زیرا دیگر صرفاً مطالبه‌ای برای اصلاح نیستند؛ بلکه پرسشی بنیادین درباره مشروعیت، معنا و اخلاق قدرت‌اند. پرسشی که اگر شنیده نشود، در اشکال رادیکال‌تری خود را بازتولید خواهد کرد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

دولتی علیه انسان در ایران

  دولتی علیه انسان   جمهوری اسلامی ایران تنها یک دولت سیاسی نیست؛ ساختاری است که از ابتدا بر پایه یک ایدئولوژی دینی مطلق‌گرا شکل گرفت—ایدئول...