ای خاکِ ما، ای سرزمین شور و خون
تو را میستایم که در دل طوفانها،
باز هم قامتت راست است،
و حتی وقتی تاریکی بر کوچهها سایه انداخته،
دلهای ما روشن است.
هر فریاد، هر قدم، هر مقاومت کوچک،
قطرهای از دریای بیپایان امید است،
و هر شکستی، درسی است برای پیروزیهای فردا.
ما از خاکت میگذریم، از درد و غم،
با دستهای خسته اما پر از امید،
تا دوباره خورشید بر دشتهایت بتابد.
حماسه، نه فقط در جنگ،
که در ایستادن، در صبر،
در نخواستن سکوت و در طلبیدن آزادی است.
ای ایران، ای جان و سرزمین من،
هر خون، هر فریاد، نشانهٔ زنده بودن توست
امید، همان نوری است که حتی وقتی همه چیز تاریک است،
دل را روشن نگه میدارد.
امید یعنی باور داشتن به فردایی بهتر،
حتی وقتی امروز پر از شکست و درد است.
امید یعنی توان دوباره برخاستن،
وقتی زمین خوردهای،
و ادامه دادن وقتی هیچ راهی نمیبینی.
امید، بالی است که تو را به پرواز درمیآورد،
حتی اگر هنوز به آسمان نرسیدهای.
و شاید…
امید، تنها چیزی است که هیچ کس نمیتواند از تو بگیرد،
چرا که در دل تو زنده است،
بینهایت و نامرئی،
اما همیشه حاضر

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر