۱۴۰۵ فروردین ۹, یکشنبه

 وقتی قانون هست اما عدالت نیست



وقتی قانون هست اما عدالت نیست ، یعنی ساختاری وجود دارد که باید از انسان‌ها محافظت کند اما در عمل به ابزاری برای کنترل ، تبعیض یا حتی سرکوب تبدیل شده است ، قانون به‌تنهایی تضمین‌کننده عدالت نیست ؛ آنچه اهمیت دارد نحوه اجرا و نیت پشت آن است ، در بسیاری از جوامع دیده می‌شود که قوانین نوشته شده‌اند ، اما یا به‌درستی اجرا نمی‌شوند یا فقط برای گروهی خاص اعمال می‌شوند ، در چنین شرایطی ، قانون به‌جای ایجاد امنیت ، بی‌اعتمادی و نابرابری را تقویت می‌کند ، عدالت زمانی معنا پیدا می‌کند که همه افراد بدون استثنا در برابر قانون برابر باشند و هیچ‌کس فراتر از آن قرار نگیرد ، وقتی عدالت غایب است ، قانون می‌تواند ظاهری قانونی به بی‌عدالتی بدهد و آن را مشروع جلوه دهد ، این وضعیت خطرناک‌تر از بی‌قانونی است ، چون بی‌عدالتی را پنهان و عادی می‌کند ، مردمی که بارها با این تضاد روبه‌رو می‌شوند ، به‌مرور اعتماد خود را به سیستم از دست می‌دهند و احساس می‌کنند هیچ راهی برای احقاق حقشان وجود ندارد ، در نتیجه فاصله بین جامعه و حاکمیت بیشتر می‌شود ، اگر قانون قرار است معنا داشته باشد ، باید در خدمت عدالت باشد ، نه جایگزین آن ، زیرا قانونی که عدالت در آن جاری نباشد ، فقط یک چارچوب خالی است که می‌تواند به‌راحتی علیه انسان‌ها استفاده شود

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

 وقتی قانون هست اما عدالت نیست وقتی قانون هست اما عدالت نیست ، یعنی ساختاری وجود دارد که باید از انسان‌ها محافظت کند اما در عمل به ابزاری بر...