پایان دیکتاتوری
سالهاست یک واقعیت ساده نادیده گرفته میشود:
قدرتی که همه چیز را در اختیار دارد، نمیتواند از مسئولیت فرار کند.علی خامنهای بیش از سه دهه در رأس ساختاری ایستاده که تصمیمهای امنیتی، نظامی و سیاسی کشور بدون عبور از آن ممکن نبوده است. در این سالها، اعتراضات مردمی با سرکوب پاسخ داده شده، منتقدان بازداشت شدهاند، رسانهها محدود شدهاند و خانوادههای بسیاری داغدار شدهاند.
اینها حادثههای پراکنده نیستند.
اینها پیامد مستقیم تمرکز قدرتی هستند که نظارتپذیر نیست.
وقتی رهبر یک نظام بر بالاترین سطوح تصمیمگیری امنیتی و سیاسی تسلط دارد، مسئولیت نیز در همان سطح تعریف میشود. نمیتوان از مزایای قدرت مطلق بهره برد، اما پیامدهای آن را نپذیرفت.
مسئله امروز، اختلاف سلیقه سیاسی نیست.
مسئله، پاسخگویی در برابر تصمیمهایی است که به محدود شدن آزادیها و آسیب به جان و کرامت شهروندان منجر شده است.
اصل بنیادین حقوق بشر روشن است:
هیچ فردی فراتر از قانون نیست.
هیچ مقام سیاسی مصون ابدی ندارد.
پایان جمهوری اسلامی، پایان یک ساختار غیرپاسخگو است.
پایان مصونیت قدرت.
پایان حاکمیت فردی بر سرنوشت میلیونها انسان.
اگر عدالت قرار است معنایی داشته باشد،
اگر خونهای ریختهشده قرار است نادیده گرفته نشوند،
اگر اعتماد عمومی قرار است بازسازی شود،
راهی جز پاسخگویی در دادگاههای مستقل و علنی وجود ندارد.
این خشم، خشم ویرانگر نیست؛
خشمِ مطالبه عدالت است.
خشمِ مردمی است که دیگر سکوت را فضیلت نمیدانند.
تنها راه کنونی نجات ایران حذف جمهوری اسلامی ایران و دستگیری خامنه ای است

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر