نسل Z؛ واقعیتی که باید به رسمیت شناخته شو
ما به عنوان انسان از لحظه تولد در فرآيند اجتماعی شدن قرار داريم. با گذشت زمان و پيشرفت بشر، دوره اجتماعی كردن كودك نيز بيشتر شده است. در نظامهای قديم كه سرعت تحولات بسيار كند و آرام بود و جامعه نيز ساختارهای سادهای داشت، تمامی وظيفه اجتماعی كردن كودك به عهده خانواده بود.
سرنوشت و حتی شيوه انديشيدن و فكر كردن يا شغل و حتی همسر و آينده نوزاد، در همان گهواره تعيين شده بود. پس طبيعی بود كه هيچ شكافی ميان نسلهای جديد و قديم به وجود نمی آمد، هر نسلی كپی برابر اصل نسل پيشين بود.
با آغاز دوران صنعتی شدن و مهاجرت به شهر و توسعه تجارت و صنعت و رشد و پيشرفت فناوری، فرآيند اجتماعی كردن از انحصار خانواده در آمد و مدرسه، رسانه و دوستان و… هم وارد فرآيند اجتماعی كردن شدند.
در جوامع توسعهنيافته مثل ايران به چند دليل خيلی عميق و جدی شد؛ اول اينكه سرعت تحولات بسيار زياد بود. دوم اينكه سرعت اين تحولات امكان انطباق پذيری با آنها را كمتر می دهد. سوم و مهمتر اينكه تغييرات از جمله تغييرات نسلی در جوامعی مثل ايران كمتر به رسميت شناخته می شود.
زندگی و تفكر ديجيتال در نسل Z عامل اصلی اين شكاف است. گويی طرفين در دو دنيای موازی و بی ارتباط با يكديگر زندگی می كنند و اين آغاز بزرگترين بحران اجتماعی ايران است كه اگر به رسميت شناخته نشود بی ترديد ظرفيت تبديل شدن به بحران سياسی و امنيتی را هم دارد.
بهترين راهحل پذيرش واقعيت و همسو كردن كلی خود با اين واقعيت و كوشش برای كاهش عوارض منفی آن است. قرار نيست يك نسل تعيينكننده سرنوشت نسلهای بعدی باشد و نمی تواند هم چنين كند. آشتی دادن ميان نسلهای گوناگون كه هر كدام حلقههای يك زنجيره تاريخی هستند، وظيفه امروز ماست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر