۱۴۰۴ مهر ۱۳, یکشنبه

چهل هزار ایرانی با ایدز زندگی میکنند


بحران خاموش: ۴۰ هزار ایرانی با ایدز پنهان  واقعیتی که از آن فرار می‌کنند

خبر کوتاه بود اما لرزه بر اندام جامعه سلامت انداخت:
وزارت بهداشت اعلام کرده است که حدود ۴۰ هزار نفر در ایران به ویروس HIV مبتلا هستند، بدون اینکه خودشان از این موضوع خبر داشته باشند.
همزمان هشدار داده که انتقال ایدز از طریق تتو و پیرسینگ در مراکز غیرمعتبر به‌شدت افزایش یافته است.

این آمار نه تنها هشداردهنده است، بلکه نشانه‌ای از یک بحران اجتماعی و فرهنگی پنهان نیز هست؛ بحرانی که ترکیبی از ترس، ناآگاهی، شرم اجتماعی و ضعف سیستم اطلاع‌رسانی آن را شعله‌ور

کرده است.

واقعیت تلخ: ایدز هنوز در هاله‌ای از ترس و قضاوت

در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان، HIV سال‌هاست از یک «بیماری مرگبار» به یک «بیماری قابل‌کنترل» تبدیل شده، در ایران همچنان سایه‌ی انکار و انگ اجتماعی بر آن سنگینی می‌کند.
بسیاری از افراد از انجام آزمایش HIV هراس دارند، نه به‌خاطر نتیجه، بلکه از ترس قضاوت دیگران. همین شرم فرهنگی سبب شده بخش بزرگی از مبتلایان، سال‌ها بدون تشخیص زندگی کنند و ناخواسته بیماری را به دیگران منتقل کنند.

تتو و پیرسینگ؛ از زیبایی تا خطر

در دهه اخیر، تتو و پیرسینگ از یک رفتار حاشیه‌ای به یک سبک زندگی شهری تبدیل شده‌اند. جوانان بسیاری برای ابراز هویت، زیبایی یا حتی معنویت شخصی، سراغ خال‌کوبی و سوراخ‌کاری بدن می‌روند.
اما آنچه در این میان نادیده گرفته می‌شود، مسئله بهداشت ابزار است.
سوزن‌های مشترک، جوهرهای آلوده، محیط‌های فاقد استریل و استفاده از ابزارهای چندبار مصرف، می‌تواند HIV، هپاتیت B و C را به بدن فرد منتقل کند.

بسیاری از مراکز تتو در ایران فاقد مجوز رسمی هستند و در آپارتمان‌ها یا زیرزمین‌های بی‌نام فعالیت می‌کنند. نظارت بهداشتی بر این مراکز تقریباً صفر است. وقتی زیبایی بدون آگاهی همراه شود، سلامت قربانی می‌شود.

چرا مردم هنوز نمی‌دانند؟

سؤال اساسی این است: چرا با وجود رسانه‌ها، اینترنت و آموزش‌های رسمی، هنوز مردم از خطرات واقعی ایدز بی‌خبرند؟
پاسخ، در چند عامل ریشه دارد:

  1. سکوت فرهنگی: صحبت از بیماری‌های منتقله جنسی هنوز در بسیاری از خانواده‌ها و مدارس ایران تابو است.
  2. آموزش ناکارآمد: برنامه‌های آموزشی مدارس و دانشگاه‌ها، بیشتر بر مباحث تئوری تمرکز دارند و کمتر به رفتارهای پرخطر می‌پردازند.
  3. اطلاع‌رسانی گزینشی رسانه‌ها: رسانه‌های رسمی اغلب از بیان صریح واقعیت‌ها پرهیز می‌کنند تا مبادا به «ترویج سبک‌های غربی» متهم شوند.
  4. نبود نظارت بر مراکز زیبایی: در نبود مجوز و بازرسی واقعی، تتوکارها و پیرسینگ‌کارها عملاً در حاشیه قانون فعالیت می‌کنند.

چالش اخلاقی و اجتماعی: قضاوت یا آگاهی؟

جامعه ایران در برخورد با HIV بیشتر به محکوم‌کردن افراد مبتلا تمایل دارد تا حمایت و آموزش.
این رویکرد باعث می‌شود افراد پرخطر یا حتی کسانی که صرفاً شک دارند، از مراجعه به مراکز مشاوره و آزمایش HIV خودداری کنند.
در حالی که ایدز مجازات نیست؛ بیماری‌ای است که با آموزش، پیشگیری و درمان می‌توان آن را کنترل کرد.
اما تا زمانی که جامعه مبتلا را «خاطی» بداند، نه بیمار، هیچ راه‌حل پایداری پیدا نخواهد شد.

نگاه به آینده: ضرورت تغییر سیاست‌ها

وزارت بهداشت اگر می‌خواهد با این بحران مقابله کند، باید از سطح هشدار فراتر برود و سیاست‌های عملیاتی و جسورانه اجرا کند:

  • الزام مجوز بهداشتی برای مراکز تتو و پیرسینگ
  • آموزش رسمی و شفاف درباره HIV در مدارس و دانشگاه‌ها
  • ایجاد کمپین‌های عمومی برای تست رایگان و محرمانه HIV
  • مقابله فرهنگی با انگ اجتماعی ایدز از طریق سینما، رسانه و چهره‌های اجتماعی
  • نظارت واقعی بر فروش ابزارهای تتو و مواد استریل

نتیجه‌گیری: بحران خاموشی که صدایش را نمی‌شنویم

۴۰ هزار نفر عدد کوچکی نیست؛ پشت این رقم، ۴۰ هزار داستان انسانی وجود دارد.
داستان‌هایی از ناآگاهی، ترس، قضاوت و گاه بی‌اعتمادی به نظام سلامت.
ایدز در ایران نه فقط یک بیماری ویروسی، بلکه آینه‌ای از شکاف‌های فرهنگی، آموزشی و اجتماعی است.
تا زمانی که از گفت‌وگو درباره آن نترسیم، این بحران پنهان ادامه خواهد داشت — بی‌آنکه حتی بفهمیم در کنار ما، چند نفر دیگر آلوده شده‌اند.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

داغ غمت هر که دلش سوختنی نیست

دلنوشته من به مردم ایران  داغ غمت هر که دلش سوختنی نیست از شمع رخت محفلش افروختنی نیست گرد آمده از نیستی این مزرعه را برگ ای برق! مزن! خرمن ...