۱۴۰۴ مرداد ۳۰, پنجشنبه

دلنوشته یک دست فروش مترو .

دلنوشته یک دست فروش مترو

 

 من دست فروش مترو هستم.
از دی ماه پارسال تا همین الان شهردار تهران یه مشت اوباش و وحشی رو به اسم مامورریخته توی مترو، از زن و مرد، اینا با بدترین و وقیحانه ترین شکل ممکن با ماها برخورد میکنن با توهین های شدید ما رو میگیرن یا از توی قطار می کشن بیرون، جنسهایی رو که با هزار بدبختی تهیه میکنیم رو ضبط و توقیف میکنن، یا تاریخ میزنن برای شیش هفت ماه بعد که رسما فلج بشیم و نتونیم دیگه کار کنیم یا کلا نمیدن و میگن "اینا رو میدیم به خیریه" که حتما زن و بچه های گداگشنه خودشونن. کارت خوان های ما رو میگیرن پس نمیدن.. جنسهای بچه ها رو میریزن مثل زباله روی همدیگه همه خراب و شکسته و له لورده میشه. معترض میشیم با کمال وقاحت میگن "برو سر خیابون برو سرکوچه وایستا، به من نگو" یا "برو دزدی کن، تو این مملکت کسی به دزدا کاری نداره شماها عرضه ندارید"اینا عین جملاتیه که به ما گفته ان. مثل وحشی ها میریزن چندین و چند نفری، جنس‌هامون رو قاپ میزنن عین راهزن ها.. ازمون تعهد میگیرن تا زیر و زبر مشخصات شخصیمون رو میگیرن..بهشون میگیم جواب خدا رو چی میدید آخه ؟میگن خدا به ما کاری نداره شماها نمیخواد فکر جوابِ ما به خدا باشید.
به خدا از استرس و ترس و نگرانی همه مون ناراحتی قلبی و فشار خون گرفته ایم ما آدمهای آبروداری هستیم اکثرمون خرج خونه میدیم، از سر ناچاری مجبوریم غرورمون رو زیرپا بذاریم دستفروشی کنیم، با همه چیز کنار بیاییم از مسخره شدن توسط مردم توهین شنیدن حرف شنیدن بار سنگین کشیدن بگیر تا هزار چیز دیگه.
به خدا خودمون کلی رعایت میکنیم مردم رو ناراحت نکنیم برای کسی مزاحمت ایجاد نکنیم به کسی نخوریم. ما هم دوست نداریم کار غیرقانونی کنیم ولی الان و با این شرایط وحشتناک اقتصادی چه کار کنیم؟ وقتی مامور صاف صاف تو چشممون نگاه میکنه میگه برو سرخیابون وایستا چه توقعی از بقیه میره؟ برای آقایون شاید راحت باشه ولی ما خانومها نمیتونیم بریم کنار خیابون بساط کنیم، والله کنار خیابونم بریم باز شهرداري میاد میگه جمع کن.
به اسم ساماندهی ما رو دارن تار و مار میکنن، میگن "نباش " ولی نمیگن چیکار کن که روزیِ سالم دربیاری.به ما میگن برید غرفه اجاره کنید اجاره غرفه ها ۴۰ و ۵۰ ملیون تومنه. ما اگه از این پولا داشتیم که پامونو تو مترو نمیذاشتیم اصلا.
بعد میگن چرا فساد و فحشا زیاد شده، وقتی داریم کار سالم و درست میکنیم سنگ میندازن جلوی راهمون آزار میدنمون جای اینکه کمکمون کنن. به خدا نفرین و آه بچه ها دامنشونو میگیره، دست از سرمون بردارید بذارید اقلا کار کنیم خرجِ بدبختیامونو دربیاریم تو این اوضاع خراب ن.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

پیام دانشجویان

  بنام آزادی ممنوع‌الورود کردن دانشجویان به دانشگاه و فروکاستن دانشگاه به بسترهای مجازی که معنایی جز اخته کردن هرنوع از ارتباط جمعی ندارد،...