چندمیلیون یورویی فوتبالیستهایی مثل مهدی ترابی و محمدحسین
کنعانیزادگان
دستمزدهای چندمیلیونی فوتبالیستها؛ حق حرفهای یا نشانه فساد؟
۱. جایگاه فوتبالیستها در اقتصاد ورزش
فوتبال بهعنوان پرتماشاگرترین ورزش جهان، درآمد عظیمی از تبلیغات، حق پخش تلویزیونی، اسپانسرینگ و فروش بلیت تولید میکند. طبیعی است که بخش عمدهای از این پول به ستارههای اصلی اختصاص یابد، زیرا آنها هستند که تماشاگر جذب میکنند. در کشورهای توسعهیافته این چرخه اقتصادی شفاف است: باشگاه درآمد دارد، هزینه میکند و بازیکن حقوق بالا میگیرد.
اما در ایران ماجرا متفاوت است. اغلب باشگاههای بزرگ (مثل پرسپولیس و استقلال) وابسته به دولت یا نهادهای عمومی هستند و درآمد مستقل پایدار ندارند. این یعنی دستمزد بازیکنان نه از محل فعالیت اقتصادی باشگاه، بلکه از بودجههای غیرشفاف تأمین میشود. همین موضوع زمینه سوءظن و انتقاد را فراهم میکند.
۲. عملکرد فنی ترابی و کنعانیزادگان
- مهدی ترابی: یکی از خلاقترین هافبکهای هجومی ایران، گلساز و گلزن. در چند فصل گذشته آمار قابلتوجهی از گل و پاس گل داشته و در سطح لیگ ایران جزو بهترینها محسوب میشود.
- کنعانیزادگان: مدافع ملیپوش، فیزیکی و جنگنده. در تیم ملی تجربه جامجهانی دارد و در پرسپولیس نیز از ستونهای خط دفاعی بوده است.
از نظر کیفی، هر دو در سطح اول لیگ ایران هستند و طبیعتاً انتظار دستمزد بالاتر نسبت به بازیکنان عادی دارند.
۳. ایرادهای اصلی کجاست؟
- عدم تناسب درآمد و هزینه: باشگاهها درآمد مشخص و پایدار ندارند، اما قراردادهای میلیون یورویی میبندند. این شکاف باعث بدهیهای سنگین میشود.
- فقدان شفافیت: رقم قراردادها، پاداشها و بندهای مالی اغلب محرمانه است. وقتی شفافیت نباشد، احتمال رانت و فساد بالا میرود.
- مقایسه با سطح بینالمللی: اگرچه ترابی و کنعانی در آسیا بازیکنان خوبی محسوب میشوند، اما در اروپا با همین کیفیت دستمزدهایی بهمراتب کمتر از ارقام فعلی دریافت میکردند.
- فشار اقتصادی جامعه: در شرایطی که بخش زیادی از مردم با مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، شنیدن رقمهای میلیون یورویی برای فوتبالیستها حساسیت و خشم اجتماعی ایجاد میکند.
۴. آیا فساد در کار است؟
فساد الزاماً به معنای رشوه یا دزدی مستقیم نیست. اما وقتی:
- منابع مالی باشگاهها دولتی است،
- قراردادها شفاف نیست،
- مدیران پاسخگو نیستند،
زمینه برای سوءاستفاده و پرداختهای غیرمنطقی فراهم میشود. بنابراین حتی اگر بازیکن مقصر مستقیم نباشد، ساختار ناکارآمد میتواند فسادزا باشد.
۵. راهحلها
- خصوصیسازی واقعی باشگاهها تا هزینهها از جیب مردم پرداخت نشود.
- شفافسازی قراردادها همانطور که در لیگهای اروپایی انجام میشود.
- وابستگی دستمزد به عملکرد: پرداخت بخش عمده حقوق بهصورت پاداش مبتنی بر آمار و موفقیت.
- مدیریت حرفهای در باشگاهها برای ایجاد درآمد از حق پخش، اسپانسر و فروش محصولات.
جمعبندی
ترابی و کنعانیزادگان فوتبالیستهای توانمندی هستند، اما دستمزدهای میلیون یورویی آنها در ایران بیش از آنکه بازتاب ارزش فنیشان باشد، محصول ساختار ناسالم مدیریت فوتبال است. اگر چرخه اقتصادی باشگاهها شفاف و مستقل شود، بازیکنان همچنان خوب درآمد خواهند داشت، اما بدون شائبه فساد و ناعادلانه بودن.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر