هنربند های خائن
در روزهای حمله مستقیم آمریکا و اسرائیل به ایران، وقتی بمبها روی زیرساختها ریخت، مردم عادی زیر آوار ماندند، اقتصاد بیشتر فروپاشید و سران رژیم به سوراخ موش پناه بردند، عدهای از چهرههای هنری که سالها از امکانات نظام ارتزاق کردهاند، علناً سینه چاک دادند برای ولایت فقیه،
مریلا زارعی، سارا حاتمی، پژمان جمشیدی، مجید واشقانی، فلامک جنیدی، پرویز پرستویی، علیرام نورایی، ستاره اسکندری، نیوشا ضیغمی، مهران رجبی، بهاره افشاری، آشا محرابی، گرشا رضایی، فریده سپاهمنصور، سید جواد هاشمی، مریم سعادت، زهرا داودنژاد، جهانگیر الماسی، علی زندوکیلی، میثم ابراهیمی، پردیس احمدیه، جواد عزتی، محمدحسین مهدویان، محمدرضا شفاه، نرگس محمدی، ملیکا زارعی، مهران غفوریان و بسیاری دیگر از بازیگران، خوانندگان و چهرههای هنری که با پست، استوری، حضور در هلال احمر، تجمع یا رجزخوانی، از رژیم دفاع کردند.
این لیست کامل نیست.از این پاچهخوارها زیادن که برای حفظ موقعیتشان، جون و آبروی خود را به بیت رهبری فروختهاند.
برای نمونه مجید واشقانی: توجیهگر شکست با رجز موشکی
مجید واشقانی در مناظره و مصاحبههای متعدد با رسانههای حکومتی، پرتاب موشکهای رژیم را «سوپاپ اطمینان مردم» نامید و گفت اگر مردم این موشکها را نمیدیدند، «روز سوم در خیابانها بودند». او با افتخار اعلام کرد که دوست دارد وقتی میگوید ایرانی است، بشنود «آهان، همان کشوری که میزد!» نه اینکه بگویند آخی، همانهایی که فقط خوردند!
این حرفها در شرایطی زده شد که حمله دشمن، ناتوانی کامل رژیم در دفاع از آسمان کشور، غارت بیتالمال طی دههها و ماجراجوییهای خارجی را آشکار کرد. واشقانی به جای دیدن ریشه فساد و بیکفایتی، تلاش کرد شکست را به «حیثیت ملی» تبدیل کند و جنگ را نه با حکومت، بلکه با «خود مردم» بداند. این توجیه دقیقاً خط تبلیغاتی صدا و سیماست که مردم را شریک جرم ناکارآمدی رژیم میکند.
فلامک جنیدی: نفرین ابدی از امن لندن
فلامک جنیدی، بازیگر سریالهای مهران مدیری که سالهاست در لندن زندگی امن دارد، پستی پر از نفرت منتشر کرد: «نفرین و ننگ و شرم تا لحظه مرگتان و تا ابد با شماست که طالب حمله نظامی به ایران بودید. و شرم بر من که از شما ترسیدم و توانستید خفهام کنید.» او حتی در تجمع حامیان «ایران» در لندن شرکت کرد و پلاکاردی با تصویر مصدق در دست گرفت.
این ژست ملیگرایانه، در حقیقت سوءاستفاده از نمادهای تاریخی برای legitimizing همان نظامی است که مصدق را سرنگون کرد. جنیدی به جای محکومیت سرکوب، فساد بیت و غارت نفت، صدای مردم داخل را که زیر جنگ و فشار دوچندان له شدهاند، هدف قرار داد. از لندن نفرین میفرستد، اما یک کلمه در مورد شرم چهل و اندی سال جنایت، اعدام و حجاب اجباری نمیگوید.
از کجا آب میخورند؟ پاچهخاری سیستماتیک برای حضور در جامعه هنری
حالا که این هنربندها در جامعه هنری اینقدر حضور پررنگ دارند و هنوز مجوز فیلم، سریال، کنسرت و تبلیغات میگیرند، باید پرسید منبع آبخوردنشان دقیقاً کجاست؟ پاسخ روشن است: پاچهخاری از رژیم و بیت رهبری.
بسیاری از این چهرهها سالها با رانت مستقیم یا غیرمستقیم وزارت ارشاد، سازمان صدا و سیما و نهادهای وابسته به بیت، نان خوردهاند. مجوز کنسرت، پخش فیلم در شبکههای حکومتی، نقش در سریالهای تلویزیونی، تبلیغات دولتی، سفرهای خارجی با حمایت نهادها و حتی خانه و امکانات لوکس، همه از جیب بیتالمال و نفت دزدیدهشده مردم تأمین میشود. در ازای این رانتها، در بزنگاههای حساس مثل جنگ اخیر، باید سینه چاک دهند و ذلت رژیم را با ژست «وطنپرستی» بپوشانند.
اگر کسی جرأت کند صدای مردم شود یا در اعتراضات سکوت نکند، سریع مجوزها قطع میشود، فیلمها توقیف، کنسرتها لغو و حتی پرونده قضایی تشکیل میشود. اما این هنربندها چون خوب پاچهخاری کردهاند، هنوز در جشنوارهها، صفحه تلویزیون و اینستاگرامشان فعالند. حضور پررنگشان در جامعه هنری امروز، نه نشانه talent یا محبوبیت واقعی، بلکه نشانه وابستگی عمیق به سیستم فاسد است. آنها میدانند بدون حمایت ولایت فقیه، جایی در این بازار رانتزده ندارند. برای همین در روزهای سخت، به جای کنار مردم ایستادن، به دفاع از همان نظامی برمیخیزند که ایران را به مرز فروپاشی کشانده.
این پاچهخاری، خیانت آشکار به ملت است. مردم ایران دیگر فریب این ژستها را نمیخورند. هنرمند واقعی کسی است که در سختترین لحظات، حقیقت را فریاد بزند، نه اینکه برای حفظ رانت و مجوز، ذلت نظام را با کلمات قشنگ بپوشاند.
ای کاش می دانستند مردم فراموش نخواهند

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر