تضاد بصری: شکوفه در برابر باروت
در خاطرات رزمندگان و بازماندگان جنگهای مختلف (از جمله جنگ ایران و عراق)، بارها به منظرهی درختان میوهای اشاره شده که در نزدیکی خط مقدم شکوفه داده بودند.
- شکوفههای گیلاس و سیب: در حالی که زمین زیر پای درختان بر اثر انفجار سیاه شده بود، شاخهها با رنگ سفید و صورتی خودنمایی میکردند.
- بوی عطر در برابر بوی گوگرد: تضاد میان رایحه خوش بهاری و بوی تند باروت و مواد شیمیایی، تجربهای سوررئال برای سربازان رقم میزد.
شکوفه به مثابه امید و ایستادگی
در ادبیات جنگ، شکوفه زدن درختان در ویرانهها نشانه این بود که «طبیعت تسلیم نمیشود».
- نماد زندگی: برای مردمی که در پناهگاهها بودند، دیدن جوانههای تازه روی یک شاخه شکسته، پیامی بود که روزهای سخت تمام خواهد شد.
- استعاره از جوانان: در فرهنگ ما، گاهی خودِ رزمندگان جوان که در بهار عمرشان بودند، به «شکوفههای پرپر شده» تشبیه میشدند که پیش از میوه دادن، در طوفان جنگ از شاخه جدا گشتند.
بهار در جبههها (نوروز جنگی)
در تاریخ جنگ ایران و عراق، سفرههای هفتسینی که روی جعبههای مهمات چیده میشد، مشهور است.
- هفتسین با طعم باروت: به جای سنجد و سیب، گاهی از سیمخاردار، سرنیزه و سنگر استفاده میشد تا نشان دهند حتی در میدان نبرد هم بهار فراموش نمیشود.
- تجدید قوا: بهار زمان عملیاتهای بزرگ هم بود؛ گویی طبیعت و جنگ در یک مسابقه برای تغییر چهره زمین شرکت داشتند.
یک تصویر ماندگار
تصور کن سربازی را که در میانهی یک ویرانه، متوجه درختی میشود که نیمی از آن سوخته، اما روی نیمهی دیگرش، چند شکوفهی کوچکِ لرزان باز شدهاند. این تصویر، عصارهی بهار در زمان جنگ است: «شکنندگی در عین سرسختی».
«جنگ ممکن است شهرها را ویران کند، اما نمیتواند بهار را از تقویم حذف کند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر