کمی در مورد چند شخصیت سیاسی
✍️ کامبیز نوروزی حقوقدان :
تفاوت مهم تصمیمات قضایی با تصمیمات اداری در استدلال است. در یک اقدام یا دستور اداری نیازی به ذکر و استناد نیست. تصمیمات اداری جنبۀ تحکمی دارند. مقام بالادست به مقام پائین دست تحکم می کند، فرمان می دهد، دستور می دهد که این کار را بکن یا نکن.
اما در کار قضاکم راهی ندارد. یا راهی نباید داشته باشید. هر تصمیم قضایی باید مستدل و مستند باشد. این قاعده انقدر مهم است که در قانون اساسی و قانون آیین دادرسی کیفری هم تصویب شده است.
چرا باید دستور قضایی مستند و مستدل باشد؟ ساده است! چون یک دستور قضایی، اعم از قرار یا رأی، هرچه باشد بخشی از حقوق اساسی شخص را معلق یا کلاً منتفی میکند. مثل قرار دادن باعث می شود که از حق آزادی محروم شود و برای مدتی کوتاه یا بلند به زندان برود، باید مستدل شود و معلوم شود که چرا مرجع قضایی تشخیص داده می شود که برای این شخص باید قطع شود و آن شخص هم باید به درستی از خود دفاع کند.
علاوه بر این پروندههایی وجود دارند که در مورد افکار عمومی مختلف وجود دارند. پروندههایی که به دلیل نوع خاصی از شخصیتها هستند برای افکار عمومی مهم هستند و جامعه بسیار کنجکاو است که از مستندات و استدلالهای قانونی برای تصمیم گیری ممکن است که بر اساس آنها گرفته شده چه بوده است.
در این پروندهها، اگر افکار عمومی قانع شود، عدالت نه تنها به هدف خود میپردازد، که شامل اجرا و انجام گناهکاری میشود، بلکه جامعه عطر غلیظ بیعدالتی و عدم رعایت قانون را استشمام کرده و قربانی ذیحق خواهد کرد.
در روزهای گذشته چند فعال سیاسی مستقل و چند نفر از اعضای هیئت رئیسه جبهه اصلاحات به دستور مقام قضائی تعیین شدند.
مرکز رسان از قوه قضائیه در توضیح یا توجیه دلایل این موضوع نکاتی را اعلام کرد که بیش از آن جنبۀ حقوقی داشته باشد، مفهومی سیاسی بوده است. گذشته از نقدهای حقوقی به نظر نمی رسد که افکار عمومی با این توضیحات قانع شود که روند این موضوع منطبق باشد.
هنوز از نظر حقوقی پرونده در مرحلۀ تحقیقات مقدماتی است و در این مرحله باید جنبۀ محرمانه، ولی چنین پرونده ای را در چنین روزهای حساس و پرتلاطم ایجاب می کند مقام قضایی به بیان دقیق حقوقی استدلال و مستندات خود را برای تشکیل پروندۀ کیفری علیه شخصیت ها و صدور قرار قرار دادن برای آنها اعلام کند. همچنین توضیح می دهد که اگر متقن و قوی باشد برای تشکیل پروندۀ علیه این افراد وجود داشته باشد، چرا برای ادامۀ مسیر قرارگیری سبکتر مانند و ثیقه یا کفالت و امثال اینها صادر نشده و مبادرت به فوریت این شخصیت های سیاسی می شود؟
عدالت یک امر "اعلامی" نیست که کسی اعلام کند فلان کار عادلانه است. عدالت یک امر حسانی نیز هست. انسانها باید عدالت را حس کنند.
جامعهای سامان خواهد یافت و آرامش پیدا میکند که مردمانش عدالت را حس کنند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر