بابک پاکنیا: تعداد بازداشتیها بسیار بالاست
وکیل تبصره ماده چهل و هشتی به تعداد این همه پرونده بازداشتی نداریم.
برخی با سواستفاده از این وضعیت در حال سرکیسه کردن خانواده بازداشتیها هستند.
کانونهای وکلا باید بیانیه داده و با درج راههای ارتباطی به مردم مستاصل خدمات بدهند.
بابک پاکنیا، حقوقدان و وکیل باسابقه دادگستری در گفتوگویی با امتداد، ضمن تشریح وضعیت خانوادههای شهروندان بازداشتی در جریان اعتراضات دیماه، اظهار داشت: موضوع مهمی که در این پروندهها، خود را نشان داده و گفتن آن در واقع؛ تکرار مکررات هم خواهد بود، مساله اعمال تبصره ماده ۴۸ قانون آئین دادرسی کیفری است. این مسئله، عملا حق دفاع را از مردم تضییع کرده است. ما وقتی میخواهیم به دادسرا مراجعه و به مردم کمک کنیم، میگویند که شما از وکلای تبصره ماده ۴۸ نیستید.
تبصره ماده ۴۸ آئین دادرسی کیفری بر خلاف قانون اساسی است
تبصره ماده ۴۸ آئین دادرسی کیفری بر خلاف قانون اساسی بوده و حق دسترسی آزاد اصحاب دعوا را به داشتن وکیل دادگستری محدود میکند. مسئله دیگر اینکه؛ الان تعداد بازداشتیها بسیار زیاد بوده و اصلا ما وکیل تبصره ماده چهل و هشتی به تعداد این همه پرونده بازداشتی نداریم.
به عبارت دیگر، صرف نظر از مغایرت این تبصره با قانون اساسی، اصلا در وهله فعلی قابلیت اجرایی هم ندارد. شما چطور میتوانید انتظار داشته باشید که این همه بازداشتی همه به وکلای موسوم به مورد اعتماد قوه قضائیه پیدا کنند؟ اصلا و عقلا در حال حاضر شرایط اجرای این تبصره وجود ندارد.
افراد را بازداشت موقت کرده و میگویند که متهم باید تا زمان برگزاری دادگاه در بازداشت بماند!
اینکه قوه قضائیه، تنها تعداد کمی از وکلا را محرم میداند که به آنها اجازه دهد تا در مرحله دادسرای پروندههای امنیتی وکالت کنند، این دیگر مشکل خود دستگاه قضائی است. اینکه نمیشود به مردم بگویید، چون ما بخش عمده وکلا را محرم نمیدانیم و صرفا یک تعداد خاصی مورد اعتماد ما هستند، اگر از وکلای این تبصره پیدا کردید، کردید، وگرنه به ما ربطی ندارد، باید بدون وکیل مرحله دادسرا را پشت سر بگذارید! این وضعیت، واقعا مضحک است.
در قرارهای تامینی، اتفاقاتی در حال وقوع است که دقیقا حس میکنیم که این نبود وکیل، چگونه در حال ضایع کردن حقوق متهمین است. قرارهای تامینی صادر میکنند، بازداشت موقت و میگویند که متهم باید تا زمان برگزاری دادگاه در بازداشت بماند.
شما به چه مجوزی، اصلا چنین رویکردی را دنبال میکنید؟ اگر میگویید که دستورالعمل یا بخشنامه رئیس قوه است، اصلا مگر رئیس قوه اجازه صدور بخشنامه بر خلاف قانون را دارد؟ اصلا رئیس قوه بگوید، قاضی مگر اجازه دارد که بخشنامه خلاف قانون را اجرا کند؟ کجای قانون به شما اجازه داده که فردی را بگیرید و به زور او را نگه دارید؟ اینها، همه اقدامات خلاف قانون است که نقض حق دفاع متهمین است.
برای بازگو کردن برخی حرفهایی که به متهمین گفته شده، شرم دارم. مثلا به عنوان نمونه به یکی از خانوادههای متهمین گفته شده که اگر وکیل بگیرید، وضعیت شما بدتر خواهد شد! در عین حال، من گزارشی شنیدم که به واسطه تجمع و ازدحام مردم و خانوادهها در مقابل دادگاه، برخی با سواستفاده از استیصال مردم از آنها پولهای کلان به نام وکیل دریافت میکنند.
متاسفانه شاهد وضعی هستیم که هیچکس با کسانی که مردم را سرکیسه میکنند، کاری ندارد اما، وقتی وکیلی به مردم میگوید که حاضرم به مردم هموطن خود در این بحران اجتماعی، خدمات وکالتی رایگان بدهم، او را بازداشت میکنند!
کانونهای وکلا باید در پیچهای تاریخی در کنار مردم قرار بگیرند
من روز گذشته به یکی از اعضای هیئت مدیره کانون وکلا گفتم که این رد صلاحیت چه ارزشی دارد که شما حاضر نیستید که حتی بیانیهای صادر کرده و از حق دفاع مردم حمایت کنید؟ حتی از همکارانی که بازداشت شدند؟ پاسخ میدهند که ما در حال پیگیری هستیم!
این در حالی است که اگر کانون میخواهد ادعا کند که یک نهاد مستقل بوده و بعدا هم اگر تعرضی به آن صورت گرفت از مردم، انتظار حمایت داشته باشد، قدم اول این است که در این پیچهای تاریخی در کنار مردم قرار بگیرد. این که شما در پستوی منزل خود از همکاری که بازداشت شده، حمایت کنید، وظیفهتان است اما، کانون الان باید از حق دفاع مردم، دفاع کند
مدافع کانون دفاع از حقوق بشر در ایران.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر