یک جراح ایرانی که به تازگی از کشور خارج شده، در گفتوگو با دویچه وله فارسی روزهایی را روایت میکند که مجروحان اعتراضات دیماه و کادر درمان، در بیمارستانها در میان خون و وحشت گرفتار شدند
او چند روزی است از ایران خارج شده؛ نه برای مهاجرت یا درخواست پناهندگی، فقط برای اینکه بتواند چند ساعت بخوابد. جراح ایرانی که هنوز هم وقتی حرف میزند، انگار جسم و روحش در همان راهروهای مرکز درمانی که در روزهای سرکوب خونین معترضان، مشغول مداوای مجروحان بوده، مانده. میگوید حتی اینجا هم با این که امن است، حملات پنیک رهایش نمیکند. ترس و وحشت ولکن نیست. میگوید آنچه دیده، چیزی نیست که بتوان بعد از آن، هرگز به زندگی عادی برگشت.
در حالی که گزارشهای نهادهای حقوق بشری در طی هفتهها و روزهای پس از سرکوب خونین معترضان در دیماه از تبدیل شدن مراکز درمانی به بازداشتگاههای موقت خبر میدادند، جزئیات تکاندهندهای که این پزشک جراح که به طور موقت برای بازیابی توان روانی خود از ایران خارج شده، در گفتوگو با بخش فارسی دویچه وله ارائه میدهد، ابعاد جدیدی از این فاجعه را فاش میکند.
نفوذ نیروهای امنیتی و اشغال فضای درمان
«از همان شبهای نخست کشتار، بیمارستانها از یک محیط امن درمانی به منطقه تحت اشغال تبدیل شدند.»
این جراح میگوید: «شب اول کشتار، نیروهای امنیتی وارد بیمارستان ما شدند و تلفن همراه همه پرسنل را گرفتند و چک کردند. خیلی از نیروهای امنیتی لباس کادر درمان را میپوشیدند و بین بیماران و سایر اعضای کادر درمان گشت میزدند.»
این تاکتیک نفوذ، به گفته او، باعث شد بسیاری از مجروحان بدون آنکه بدانند، در بدو ورود به دام بیفتند. او ادامه میدهد: «بسیاری از مجروحان نمیدانستند که داخل بیمارستان نیروهای امنیتی حضور دارند و به همین خاطر به محض ورود شناسایی شده و به ون انتقال مییافتند، به طوری که دیگر از کادر درمان هیچ کاری ساخته نبود
این پزشک با قطعیت میگوید که آمارهای ارائه شده از کشتهها، مجروحان و بازداشتیها فرسنگها با آمارهای منتشر شده فاصله دارد: «ما شاید سالها بعد بفهمیم که چه جنایتی رخ داده است. بسیاری از آمارها را اعضایی از کادر درمان از مراکز درمانی خود ارائه دادند که کاملاً متصل به حکومت بودند؛ به همین دلیل مرگ بسیاری از کشتهشدهها به دلایل دیگر ثبت شد، در حالی که کشته شدن آنها برای ما با توجه به جراحاتشان محرز بود و آثاری از گلوله و ساچمه در بدن آنها دیده میشد
او که خود به صورت مخفیانه بیش از ۳۰ مجروح را در خانههای امن مداوا کرده، تاکید میکند که سیستم نظارتی حتی بر تجویز دارو نیز حساس شده بود: «اگر ما حتی یک داروی آنتیبیوتیک برای مجروحان تجویز میکردیم و در سیستم ثبت میشد، به سرعت اطلاعات آن بیمار استخراج میشد. تمام کسانی که در کلینیکها و بیمارستانهای دولتی مداوا شدند یا بدون مداوا مراجعه کردند، بازداشت شدند. در واقع هیچ مجروحی در این مراکز امنیت نداشته و فقط چون تعداد نیروهای امنیتی محدود بوده، به تدریج مجروحان را شناسایی و بازداشت کردهاند.»
این جراح در توصیف حس بیاعتمادی نسبت به برخی پزشکان حکومتی توضیح میدهد: «یکی از پزشکان فوقتخصص که اتفاقا من او را از قبل میشناختم پرونده تکتک بیماران را بررسی میکرد و ما چون از قبل میدانستیم که چنین اتفاقی خواهد افتاد برای بسیاری از مجروحان شرح حالی مانند دل درد، تهوع، سرگیجه و ... وارد پرونده کرده بودیم. پزشکان حکومتی به طور کامل بر روند درمان و پرونده بیماران نظارت داشتند تا بتوانند معترضان مجروح را فورا شناسایی کنند و به دستگاههای امنیتی لو بدهند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر