نقش زنان در صلح سازی ❇️
نقش زنان در صلحسازی؛ از حاشیهنشینی تا کنشگری مؤثر
نقش زنان در فرآیندهای صلحسازی در دهههای اخیر بهعنوان یکی از عوامل کلیدی برای دستیابی به صلح پایدار و عادلانه مورد توجه جامعهی بینالمللی قرار گرفته است. تجربهی درگیریهای مسلحانه در نقاط مختلف جهان نشان داده است که صلحی که بدون مشارکت معنادار زنان شکل میگیرد، اغلب شکننده، ناپایدار و ناعادلانه است. زنان نهتنها از قربانیان اصلی جنگ و خشونت هستند، بلکه بهعنوان کنشگران اجتماعی، میانجیگران محلی و رهبران مدنی، نقشی حیاتی در بازسازی جوامع پس از بحران ایفا میکنند.
زنان در دوران جنگ و منازعه، مسئولیتهای چندگانهای بر عهده میگیرند؛ از مراقبت از خانواده و کودکان گرفته تا تأمین معیشت و حفظ شبکههای اجتماعی در شرایط فروپاشی ساختارهای رسمی. این تجربهی زیسته، به آنها درک عمیقتری از نیازهای واقعی جوامع آسیبدیده میدهد. به همین دلیل، مشارکت زنان در مذاکرات صلح میتواند به طرح اولویتهایی منجر شود که اغلب در مذاکرات مردمحور نادیده گرفته میشوند، از جمله آموزش، سلامت، عدالت انتقالی، حمایت از قربانیان و بازسازی اجتماعی.
مطالعات متعدد سازمان ملل و نهادهای پژوهشی نشان دادهاند که حضور زنان در مذاکرات صلح با افزایش احتمال دستیابی به توافق و دوام بلندمدت آن ارتباط مستقیم دارد. زنان اغلب رویکردهای فراگیرتر و مبتنی بر گفتوگو را ترویج میکنند و تلاش دارند گروههای حاشیهنشین، اقلیتها و قربانیان را نیز در فرآیند تصمیمگیری وارد کنند. این رویکرد فراگیر، به افزایش مشروعیت توافقات صلح در میان مردم کمک میکند و مانع بازتولید چرخههای خشونت میشود.
با وجود این شواهد، زنان همچنان در بسیاری از فرآیندهای رسمی صلحسازی به حاشیه رانده میشوند. ساختارهای مردسالارانه، تبعیضهای جنسیتی، تهدیدهای امنیتی و محدودیتهای فرهنگی از جمله موانعی هستند که مشارکت فعال زنان را محدود میکنند. در برخی کشورها، زنان فعال در صلحسازی با تهدید، تخریب شخصیت و حتی خشونت فیزیکی مواجه میشوند، امری که هزینهی کنشگری را برای آنها بهشدت افزایش میدهد.
چارچوبهای بینالمللی، بهویژه قطعنامهی ۱۳۲۵ شورای امنیت سازمان ملل دربارهی «زنان، صلح و امنیت»، بر ضرورت مشارکت کامل، برابر و معنادار زنان در تمامی مراحل پیشگیری از منازعه، مدیریت بحران و بازسازی پس از جنگ تأکید دارد. با این حال، شکاف میان تعهدات رسمی و اجرای عملی این سیاستها همچنان قابل توجه است. بسیاری از دولتها این تعهدات را بهصورت نمادین پذیرفتهاند، اما در عمل منابع، حمایت سیاسی و سازوکارهای لازم برای تحقق آن را فراهم نکردهاند.
نقش سازمانهای محلی زنان در صلحسازی نیز اهمیت ویژهای دارد. این سازمانها اغلب در خط مقدم کمکرسانی، میانجیگری محلی و حمایت از قربانیان خشونت قرار دارند و از اعتماد اجتماعی بالایی برخوردارند. تجربه نشان داده است که صلح از پایین، یعنی از سطح جوامع محلی، زمانی پایدارتر خواهد بود که زنان بهعنوان بازیگران اصلی در آن نقش داشته باشند.
در نهایت، صلح بدون برابری جنسیتی، صلحی ناقص است. توانمندسازی زنان، تضمین امنیت آنها، حذف موانع قانونی و فرهنگی و ایجاد فضا برای رهبری زنان در فرآیندهای صلح، نهتنها یک مطالبهی حقوق بشری، بلکه یک ضرورت عملی برای دستیابی به صلح پایدار است. آیندهی صلح جهانی به میزان جدی گرفتن نقش زنان در تصمیمگیریها و به رسمیت شناختن آنها ب

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر