۱۴۰۴ بهمن ۸, چهارشنبه

قیام دی‌ماه ۱۴۰۴؛ وقتی سرکوب، چهره‌ی اشغال به

 

قیام دی‌ماه ۱۴۰۴؛ وقتی سرکوب، چهره‌ی اشغال به خود گرفت

دی‌ماه ۱۴۰۴ تنها یک اعتراض خیابانی نبود؛ فریادی جمعی بود از مردمی که سال‌ها زیر فشار فقر، سرکوب، تبعیض و بی‌عدالتی زیسته‌اند. اما پاسخ حاکمیت نه گفت‌وگو بود، نه شنیدن صدای شهروندان؛ بلکه گلوله، بازداشت، و به‌کارگیری نیروهای بیگانه همچون حشدالشعبی، فاطمیون افغانستان و زینبیون پاکستان. هزاران انسان جان باختند و خیابان‌ها به میدان خون بدل شد. این رخداد، نقطه‌ی عطفی در تاریخ نقض حقوق بشر در ایران است.

سرکوب با نیروی بیگانه؛ عبور از آخرین مرزهای مشروعیت

استفاده از نیروهای شبه‌نظامی خارجی برای سرکوب شهروندان یک کشور، تنها یک تصمیم امنیتی نیست؛ بلکه اعترافی آشکار به فروپاشی مشروعیت سیاسی است. هنگامی که حکومت دیگر حتی به نیروهای داخلی خود نیز اعتماد ندارد و سلاح را به دست نیروهایی می‌دهد که هیچ پیوند اجتماعی، اخلاقی و ملی با مردم ندارند، مفهوم «حاکمیت ملی» به طنزی تلخ تبدیل می‌شود.

حشدالشعبی، فاطمیون و زینبیون، گروه‌هایی‌اند که در منازعات منطقه‌ای شکل گرفته‌اند و سابقه‌ی طولانی در خشونت سازمان‌یافته دارند. حضور آنان در خیابان‌های ایران، نه تنها امنیت را بازنگرداند، بلکه وحشت، بی‌اعتمادی و خشم عمومی را چند برابر کرد.

هزاران قربانی؛ انسان‌هایی که به عدد تبدیل شدند

آمار کشته‌شدگان، زخمی‌ها و بازداشت‌شدگان هنوز به‌طور شفاف اعلام نشده است، اما شواهد میدانی از جان‌باختن هزاران نفر حکایت دارد. هر عدد، یک زندگی است: مادری که دیگر فرزندش را در آغوش نمی‌گیرد، کودکی که آینده‌اش در خیابان دفن شد، و جوانی که رویای آزادی را با خون نوشت.

خشونت عریان، زبان رسمی حکومت شد؛ زبانی که نه منطق می‌شناسد، نه اخلاق، و نه مسئولیت.

بررسی حقوقی؛ نقض آشکار قانون اساسی و حقوق بین‌الملل

بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، حفظ جان، کرامت انسانی و امنیت شهروندان از وظایف بنیادین حکومت است. اصل ۲۲، حیثیت، جان، مال و حقوق افراد را مصون از تعرض می‌داند. اصل ۲۷ حق تجمع مسالمت‌آمیز را به رسمیت می‌شناسد. سرکوب خونین قیام دی‌ماه، نقض صریح این اصول است.

از منظر بین‌المللی نیز، اعلامیه جهانی حقوق بشر در مواد ۳، ۵، ۹، ۱۹ و ۲۰ بر حق حیات، منع شکنجه، آزادی بیان و آزادی تجمع تأکید دارد. استفاده از نیروهای بیگانه برای کشتار شهروندان، مصداق بارز جنایت علیه بشریت و نقض تعهدات بین‌المللی دولت است.

فلسفه‌ی خشونت؛ وقتی قدرت از ترس تغذیه می‌کند

خشونت دولتی همیشه نشانه‌ی قدرت نیست؛ اغلب نشانه‌ی ترس است. حکومتی که از مردم خود می‌ترسد، به جای گفت‌وگو، به سرکوب پناه می‌برد. اما تاریخ نشان داده است که خشونت، هرگز مشروعیت نمی‌آفریند؛ بلکه شکاف میان دولت و ملت را عمیق‌تر می‌کند و بذر فروپاشی را می‌کارد.

خون ریخته‌شده در دی‌ماه ۱۴۰۴، حافظه‌ی جمعی یک ملت را دگرگون کرده است. این خون، پرسشی اخلاقی پیش روی وجدان جهانی می‌گذارد: آیا جهان باز هم سکوت خواهد کرد؟

مسئولیت جامعه جهانی و وجدان بیدار انسان

سکوت در برابر این جنایت‌ها، همدستی غیرمستقیم با سرکوب است. مستندسازی، فشار حقوقی بین‌المللی، تحریم عاملان سرکوب و حمایت از قربانیان، حداقل وظیفه‌ی نهادهای حقوق بشری و دولت‌های مسئول است.

قیام دی‌ماه شاید سرکوب شد، اما حقیقت آن خاموش نشد. حقیقت، دیر یا زود راه خود را به دادگاه تاریخ باز خواهد کرد


کانون دفاع از حقوق بشر در ایران 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

قطع و وصل شدن اینترنت ایران

  قطع و وصل شدن اینترنت ایران این بار فرق دارد!  تغییر ساختار پیکربندی اینترنت کشور  باعث بررسی شده است بررسی‌های قطع و وصل‌های مکر اینترنت ...