۱۴۰۴ بهمن ۲, پنجشنبه

سقوط ریال؛ وقتی پول ملی به سند فروپاشی تبدیل

 

سقوط ریال؛ وقتی پول ملی به سند فروپاشی تبدیل می‌شود



این جمله ساده اما هولناک است: «هر یک افغانی در ایران معادل دو هزار و دویست و سی و دو تومان مبادله می‌شود.» عددها گاهی از هزاران گزارش رساترند. پول ملی، که باید نماد ثبات، اعتماد و اقتدار اقتصادی باشد، امروز به نشانه‌ای از بی‌ثباتی، فرسایش امید و سقوط شأن زندگی مردم بدل شده است.

وقتی واحد پول کشوری با اقتصادی کوچک‌تر و جنگ‌زده، از ریال ایران پیشی می‌گیرد، مسئله فقط اقتصاد نیست؛ مسئله فروپاشی مدیریت، بحران اعتماد عمومی و انتقال فشار مستقیم به سفره‌ی مردم است. سقوط ریال، سقوط امنیت روانی و اجتماعی یک ملت است.

پول؛ حافظه‌ی اعتماد جمعی

ارزش پول، تنها عددی در بازار ارز نیست؛ ترجمه‌ی اعتماد مردم به ساختار حکمرانی است. هر بار که ریال سقوط می‌کند، بخشی از اعتماد اجتماعی فرو می‌ریزد. پولی که دیروز ابزار مبادله بود، امروز به سند بی‌ثباتی تبدیل شده است.

تورم مزمن، فساد ساختاری، تحریم، ناکارآمدی مدیریتی و حذف عقلانیت اقتصادی، ریال را به کالایی فرسوده بدل کرده‌اند؛ کالایی که دیگر توان حفظ ارزش کار و زندگی انسان را ندارد.

سقوط ارزش پول؛ انتقال مستقیم رنج به مردم

کاهش ارزش پول ملی، به‌طور مستقیم بر قدرت خرید، امنیت غذایی، سلامت، آموزش و کرامت انسانی اثر می‌گذارد. این سقوط، بیش از همه بر دوش کارگران، بازنشستگان، زنان سرپرست خانوار و اقشار آسیب‌پذیر سنگینی می‌کند؛ همان گروه‌هایی که کمترین نقش را در تصمیم‌سازی‌های کلان داشته‌اند.

فقر فقط خالی شدن جیب نیست؛ خالی شدن آینده است. وقتی پول بی‌ارزش می‌شود، رؤیاها نیز کوچک می‌شوند، امید تحلیل می‌رود و جامعه به سمت فرسودگی روانی سوق داده می‌شود.

تحلیل حقوقی؛ اقتصاد و کرامت انسان

بر اساس ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر انسان حق برخورداری از سطح زندگی مناسب برای سلامت و رفاه خود و خانواده‌اش را دارد. فروپاشی اقتصادی و سقوط ارزش پول، مستقیماً این حق بنیادین را نقض می‌کند.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز، اصل ۴۳ تأمین نیازهای اساسی مردم از جمله خوراک، پوشاک، مسکن و درمان را وظیفه حکومت می‌داند. اما تورم افسارگسیخته و سقوط پول ملی، نشان‌دهنده فاصله عمیق میان تعهدات قانونی و واقعیت زیسته مردم است.

پولِ بی‌ارزش، جامعه‌ی بی‌امنیت

بی‌ثباتی اقتصادی، تنها بحران مالی نیست؛ بحران اخلاقی و اجتماعی است. افزایش مهاجرت، رشد آسیب‌های اجتماعی، فروپاشی طبقه متوسط و افزایش شکاف طبقاتی، پیامدهای مستقیم سقوط ارزش پول هستند.

وقتی انسان نتواند آینده‌ی خود را پیش‌بینی کند، احساس امنیت از میان می‌رود و جامعه وارد چرخه اضطراب دائمی می‌شود؛ چرخه‌ای که خود بستر بی‌اعتمادی، خشونت پنهان و فروپاشی سرمایه اجتماعی است.

اقتصاد، مسئله‌ای انسانی است

سقوط ریال فقط عدد نیست؛ روایت میلیون‌ها زندگی فرسوده است. هر صفرِ حذف‌نشده، هر افزایش نرخ، ترجمه‌ی فشار بر بدن و روان انسان‌هاست. اقتصاد، اگر از انسان جدا شود، به ابزار سرکوب خاموش تبدیل می‌شود.

بازگشت کرامت انسانی، بدون بازسازی اعتماد، شفافیت، عدالت اقتصادی و پاسخگویی ممکن نیست. پول سالم، نشانه جامعه سالم است؛ و جامعه سالم، بدون حقوق بشر ممکن نیست

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نافرمانی مدنی زنان ایران

  گاردین: نافرمانی مدنی زنان ایران در برابر حجاب اجباری ادامه دارد   به گزارش روزنامه گاردین، با وجود تشدید تلاش‌های حکومت ایران برای اجرای ...