۱۴۰۴ بهمن ۱۱, شنبه

عربستان موافقت خود با حمله به ایران رو اعلام کرد

  ادعای آکسیوس از تغییر موضع عربستان؛ خالد بن سلمان:

اگر ترامپ به وعده حمله خود به ایران عمل نکند  ، 

ایران جسورتر خواهد شد/ 

ریاض خواستار جنگ شد؟




▫️باراک راوید خبرنگار اسرائیلی آکسیوس در تازه ترین گزارش خود مدعی شده است که وزیر دفاع عربستان خواستار مداخله در ایران است.

▫️چهار
منبع حاضر در جلسه این موضوع را به Axios گزارش داد که وزیر دفاع عربستان، شاهزاده خالد بن سلمان، در یک جلسه خصوصی در روز جمعه در واشنگتن گفت که اگر دولت به تهدیدهای خود علیه ایران عمل نکند، ایران جسورتر خواهد شد.

▫️یکی از این تغییر موضع می‌تواند این باشد که سعودی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که تصمیم خود را می‌گیرند و نمی‌خواهند با این اقدام مخالفت کنند.

گزارشی از بازداشت 3 تن از اعضای خانواده بابک علی

 گزارشی از 3 تن از اعضای خانواده بابک علی پور، زندانی خانواده محکوم به اعدام



#روزبه_علی‌پور، #مریم_علی‌پور و #ام‌البنین_دهقان، از اعضای خانواده بابک علی‌پور، زندانی محکوم به اعدام، پنج روز است که از محل نگهداری آن‌ها در دست نیست.
در تاریخ ۶ بهمن، روزبه و مریم علی‌پور، و خواهر بابک علی‌پور، به همراه ام‌البنین دهقان، مادر وی، هنگام بازگشت از ملاقات او در زندان اوین برادر بودند. علیرغم گذشت پنج روز از زمان دستگیری، مراقبت از محل نگهداری و نهادینه‌سازی این افراد غیرقابل کنترل است.

قانون اساسی
اصل22_رعایت حقوق ذاتی و شهروندی
اصل34_رعایت حقوق انسانی توسط قانون اعلامیه

جهانی حقوق بشر
ماده3_حق حیات برای همه
ماده8_رعایت حقوق انسانی توسط قانون
ماده19_حق آزادی بیان
ماده22_حق آزادی تجمع و تظاهرات
دفاع از حقوق بشر در ایران

آمنه_سلیمانی پزشک متخصص و مدیر یک کلینیک پوست بازداشت شد

 آمنه_سلیمانی،



 پزشک متخصص و مدیر یک کلینیک پوست در اردبیل

به دلیل انجام وظیفه اخلاقی و حرفه ای و درمان معترض آسیب دیده، 

متوقف شده و خبری از سرنوشت او در ماندن نیست.


کانون دفاع از حقوق بشر در ایران 

ایلام؛ احمد علیزاده دبیر ورزش بازداشت شد

 ایلام؛ احمد علیزاده شد




شامگاه چهارشنبه ۸ بهمن ماه، #احمد_علیزاده، دبیر ورزش دبیرستان‌های شهرستان آبدانان توسط ماموران اطلاعات سپاه ایلام و به مکان نامعلومی منتقل شد.
یک منبع آگاه نزدیک به خانواده این شهروند، گفت: احمد علیزاده شامگاه چهارشنبه ۸ بهمن ماه توسط ماموران اطلاعات سپاه ایلام بدون ارائه حکم قضایی تعیین شد. وی پس از اینکه به مکان دیگری منتقل شود و تماسی با خانواده خود نداشته باشد.

قانون اساسی
اصل22_رعایت حقوق ذاتی و شهروندی
اصل34_رعایت حقوق انسانی توسط قانون

اعلامیه جهانی حقوق بشر
ماده۳_حق حیات برای همه
ماده۸_رعایت حقوق انسانی توسط قانون
ماده۱۹_حق آزادی بیان
ماده۲۰_حق آزادی تجمع و تظاهرات

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

۱۴۰۴ بهمن ۱۰, جمعه

فرزندان ۵۴۰۰ مسئول جمهوری اسلامی، خارج از ایرانند

 


- ایرنا- در نطق‌های رای اعتماد، کار و رفاه اجتماعی یکی از نمایندگان مدعی بود که ۵۴۰۰ تن از اعضای جمهوری اسلامی، خارج از ایران هستند. اما آیا این ادعا درست است؟

موضوع حضور فرزندان خارجی در خارج و حواشی و انتقادها به آن، سابقه‌های طولانی دارد؛ از خروج فرزند «محسن رضایی» فرمانده وقت سپاه پاسداران در دهه ۷۰ تا مسائلی که به‌تازگی درباره حضور فرزندان «انسیه خزعلی» معاون زنان رئیس‌جمهور و «علی زاکانی» شهردار تهران مطرح شد.

تا کنون مقام مسئولی درباره تعداد فرزندانی که در خارج از زندگی می‌کنند، آماری نداشت، تا « هاجر چنارانی» » نماینده نیشابور در مجلس در جریان بررسی صلاحیت «محمدهادی زای وفا» وزیر پیشنهادی، کار و رفاه اجتماعی‌ گفت: «آقای رئیسی گفت که اگر فرزندش در خارج از ایران باشد، خودش هم برود دارد. ما منتظر اجرا هستیم. فرزندان ۵۴۰۰ و اندی از مقامات جمهوری اسلامی در خارج از ایران هستند. چگونه می‌شود جمهوری اسلامی ایران حقوق و مسئولیتش خوب است اما آیا تابعیت آن برای شماست؟ اگر کشوری متجاوز و متخاصم است و کشور دشمن است و آمریکا و کاناداست، چطور فرزندانی آنجا هستند؟»

اما عدد ۵۴۰۰ درباره حضور فرزندان در خارج از کجا آمده و چه مستنداتی دارد؟

پیش از این در سوم خرداد امسال، « مرتضی میریان » رئیس اداره عملیات زمینی سپاه در برنامه تلویزیونی «صبح‌بخیر ایران» از زندگی ۴۰۰۰ نفر از فرزندان مقام‌های جمهوری اسلامی در خارج از کشور خبر داده و گفته است: «امروز نزدیک ۴۰۰۰ نفر از افراد آمریکایی در آمریکا، اروپا و کانادا زندگی می‌کنند. این افراد باید «رصد» شوند تا در آینده، هیچ پست مدیریتی در جمهوری اسلامی به آن‌ها داده نشود.»

این ادعا با توئیت «عبدالله گنجی» مدیرمسئول کنونی روزنامه همشهری اعلام کرد: «زیاد شنیدیم که ۴۰۰۰ آقازاده (فرزند مسئول) در انگلیس تحصیل می کنند. دیروز دیدم در شبکه یک سیما، سرداری از سپاه هم این عدد را بر زبان آورد.. گفت به فلانی1000 ضربه شلاق زدند، جواب داد یا شلاق نخوردی یا 1000 را نمی‌فهمی. اگر کسی 100 نفر را با معرفی کند پوشش خبری می‌دهیم.»

اندکی بعد « محمدصالح هاشمی گلپایگانی »، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر با بیان اینکه ۳ تا ۴ هزار فرزند مدیر میانی از سال‌های گذشته در خارج از کشور هستند، گفته بود: چه عصراری مسئول فردی باشد، در حالی که فرزندش در خارج از کشور باشد؟ نمی‌شود به دنبال تامین یورو و دلار برای فرزندانشان باشد اما با صدای بلند استقلال کشور را اعلام کنند. چه بخواهد این مدیر در مسئولیت خود باشد چه باید مجلس در این تصمیم خاص باشد که ما هم در این زمینه به مجلس نامه ارسال کرده ایم. 

« محمدصالح جوکار » رئیس کمیسیون امور داخلی و شوراهای مجلس نیز در گفت‌وگو با همشهری گفته است: «ما در مجلس آمار دقیقی از اینکه چه تعداد از خانواده‌ها و مقامات خارج از کشور زندگی می‌کنند، نداریم. لازم است وزارت امور خارجه در اینباره با بررسی دقیق موضوع، آمار مربوط به حضور فرزندان مقامات ایرانی در خارج از کشور را انجام دهند. ممکن است در برخی از کمیسیون های مجلس، آماری در این باره تهیه شود اما نمی توانم این آمارها را بیان کنم زیرا به رسمیت نمی رسد. بنابراین، طرح چند اعداد و آمارها درباره تعداد فرزندان مقامات ایرانی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند، قابل صحت سنجی نیستند.»

چه تعداد مسئول در جمهوری اسلامی داشته‌ایم؟
برای به دست آوردن این آمار، ابتدا باید تعداد نمایندگان جمهوری اسلامی را شمرد و دید که «مسئول» حساب کردن افراد چیست؟ از ابتدای انقلاب، ۱۳ دولت و ۱۱ مجلس داشته‌ایم. با محاسبه ۲۰ وزارتخانه در هر دولت و ۱۰ وزیر در هر وزارتخانه، (۱۳*۲۰*۱۰) نزدیک به ۲۶۰۰ وزیر و معاون رئیس‌جمهور و معاون وزارتخانه داریم. ۱۱ مجلس هم بوده است که در مجموع نزدیک به سه هزار نماینده می‌شوند و علاوه بر این، دستگاه قضایی، سفیران و نیروهای مسلح می‌توانند حدود ۱۰ هزار نفر را تشکیل دهند.

سفر هموطنان ایران به خارج برای تحصیل، زیاد رخ داده و اینکه از این افراد خارج از کشور خارج می شوند و برخی در آن کشور اقامت دارند، از ذهن نیستند. با این حال به دلیل دلیل و پراکنده‌بودن فهرست، محاسبه آمار فرزندانی از آنها که در خارج از کشور حضور دارند، به راحتی امکان پذیر نیست.

حضور مسئول در خارج، خوب یا بد؟
تنها به تعداد، به نظر می‌رسد درباره حضور فرزندان در خارج خوب است یا بد، اختلاف نظرهایی وجود دارد. به عنوان نمونه « محمد کوثری » نماینده تهران در مجلس در واکنش به اخبار منتشر شده درباره مهاجرت فرزندان مسئولان گفته بود: «نباید وقتی فرزند یک مسئولی برای کسب علم مهاجرت می‌کند، آن مسئول را زیرسوال برد، زیرا قانونی در این زمینه وجود ندارد و ایرادی وارد نیست. مهاجرت این افراد، پیشرفت کشور است اما برخی الکی این موضوع را بزرگ می‌کنند.»

اما خوب کوثری، « حسن عباسی » در واکنش به زندگی فرزندان در خارج از کشور گفته است: «مسئولی که فرزندش به خارج از کشور بی‌شرف است. باید آبروی مسئولی که فرزندش به آمریکا می‌رود را برد و به او توهین کرد.»

می‌توان استدلال کوثری را درباره مهاجرتی پذیرفت اما دلیل مهاجرت فرزندانی که در دیگر ماندگار می‌شوند را نمی‌توان «پیشرفت کشور» دانست. از سوی دیگر بعید است توهین به مسئولی که فرزندش در خارج از کشور می‌رود، قابل دفاع باشد، به ویژه که در این زمینه قانونی نیست.

در این موضوع، می‌فهمد آنچه را که به نظر می‌آید به نظر مردم و افکار عمومی در این زمینه تبدیل شده است. این‌ها می‌توانند از این گلایه‌ها استفاده کنند و به آن‌ها شعاری علیه غربی بدهند، زمینه ساز فشارها و هزینه‌هایی برای مردم می‌شوند. با این حال در زمان انتخاب محل زندگی، فرزندانشان سر از همین مورد عتاب پدران و مادران در می‌آورند و انتقاد مردم هم به همین تناقض و تبعیض است.

جمع آوری
گرچه حضور ده‌ها تن از افراد قربانی در کشور در این سال‌ها اعلام می‌شود، اما به نظر می‌رسد تعداد این افراد، به خارج از کشور امکان‌پذیر نیست و این رو به عنوان ادعای نماینده نیشابور که منبعی هم برای آن اعلام نشده، قابل اثبات نیست.

ادعاراستی‌آزمایی
فرزندان ۵۴۰۰ تن از اعضای جمهوری اسلامی، خارج از ایران هستند

دادگاه‌های نمایشی

 

دادگاه‌های نمایشی



دادگاه‌های نمایشی؛ ابزار سرکوب در پوشش عدالت

دادگاه‌های نمایشی یکی از روش‌های شناخته‌شده در نظام‌های اقتدارگرا برای مشروعیت‌بخشی ظاهری به سرکوب مخالفان سیاسی و اجتماعی هستند. در این نوع دادگاه‌ها، نتیجه‌ی پرونده از پیش تعیین شده و روند دادرسی صرفاً به نمایشی برای فریب افکار عمومی تبدیل می‌شود. هدف اصلی این دادگاه‌ها نه اجرای عدالت، بلکه ایجاد رعب، حذف منتقدان و ارسال پیام هشدار به جامعه است.
در دادگاه‌های نمایشی، اصول اولیه‌ی دادرسی عادلانه به‌طور سیستماتیک نقض می‌شود. متهمان معمولاً از حق دسترسی آزاد به وکیل مستقل محروم هستند یا وکلای تسخیری عملاً در خدمت نهادهای امنیتی عمل می‌کنند. قاضیان نیز در بسیاری موارد استقلال واقعی ندارند و تحت فشار مستقیم نهادهای اطلاعاتی و سیاسی رأی صادر می‌کنند.
یکی از ویژگی‌های بارز این دادگاه‌ها، اتکا به اعترافات اجباری است. این اعترافات که غالباً تحت شکنجه، تهدید یا فشارهای شدید روانی اخذ شده‌اند، به‌عنوان سند اصلی محکومیت در دادگاه ارائه می‌شوند. در چنین شرایطی، حقیقت جای خود را به سناریویی می‌دهد که از پیش توسط بازجویان و نهادهای امنیتی نوشته شده است.
پخش رسانه‌ای جلسات دادگاه یا بخش‌هایی از آن نیز بخشی از ماهیت نمایشی این روند است. رسانه‌های حکومتی با گزینش هدفمند تصاویر و اظهارات، تلاش می‌کنند چهره‌ای مجرم از متهمان بسازند و افکار عمومی را علیه آن‌ها تحریک کنند. این اقدام اصل بی‌طرفی قضایی و اصل بی‌گناهی تا زمان اثبات جرم را به‌طور جدی نقض می‌کند.
دادگاه‌های نمایشی نه‌تنها حقوق فردی متهمان را پایمال می‌کنند، بلکه به بی‌اعتمادی عمومی نسبت به نظام قضایی دامن می‌زنند. زمانی که مردم شاهد صدور احکام سنگین بدون رسیدگی عادلانه هستند، مفهوم عدالت به ابزاری سیاسی تقلیل می‌یابد. این روند در بلندمدت به تضعیف حاکمیت قانون و گسترش بی‌عدالتی در جامعه منجر می‌شود.
مقابله با دادگاه‌های نمایشی نیازمند مستندسازی دقیق، اطلاع‌رسانی مستقل، حمایت از قربانیان و فشار مستمر نهادهای بین‌المللی حقوق بشری است. بدون پاسخ‌گو کردن عاملان این روندها، دادگاه‌های نمایشی همچنان به‌عنوان یکی از ستون‌های اصلی سرکوب در نظام‌های غیر دموکراتیک باقی خواهند ماند 


دی‌ماه ۱۴۰۴


 


دی‌ماه ۱۴۰۴؛ پژواک یک انقلاب ناتمام در آینهٔ بهمن ۵۷

گاهی تاریخ بازمی‌گردد، نه برای تکرار، بلکه برای پرسش. دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران، تنها مجموعه‌ای از اعتراض‌های اقتصادی نبود؛ فریادی بود از انباشته شدن خشم، فقر، تحقیر و فرسودگی روح جمعی یک ملت. خیابان‌ها دوباره صحنه‌ی تقابل مردم با ساختاری شدند که سال‌ها وعده عدالت داده اما ثمره‌اش تبعیض، سرکوب و فروپاشی کرامت انسانی بوده است. این رخداد، ناخواسته ذهن جامعه را به سوی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ می‌کشاند؛ انقلابی که با امید آغاز شد و با واقعیتی تلخ ادامه یافت. آیا تاریخ هشدار می‌دهد یا فرصت بازاندیشی می‌آفریند؟

اعتراض؛ وقتی نان به سیاست گره می‌خورد

دی‌ماه ۱۴۰۴ از سفره‌های خالی آغاز شد. از اجاره‌هایی که دیگر پرداخت نمی‌شد، از حقوق‌هایی که پیش از نیمه‌ی ماه تمام می‌شد، از شرمی که پدران در برابر فرزندانشان حس می‌کردند. اما خیلی زود، مردم دریافتند که مسئله فقط گرانی نیست؛ مسئله ساختاری است که امکان زندگی شرافتمندانه را از شهروندان گرفته است. شعارها از قیمت‌ها عبور کردند و به اصل قدرت رسیدند. خیابان به زبان مشترک درد تبدیل شد.

قطع اینترنت، بازداشت‌های گسترده، تیراندازی مستقیم و سرکوب عریان، نه فقط نشانه‌ی اقتدار، بلکه نشانه‌ی ترس بود. ترس حکومتی که مشروعیتش را در نگاه مردم از دست داده و تنها ابزار باقی‌مانده‌اش زور است. در این میان، بدن انسان به میدان نبرد تبدیل شد؛ حقی که باید مصون می‌بود، قربانی بقاگرایی قدرت شد.

بهمن ۵۷؛ انقلاب امید و سرنوشت نااندیشیده

انقلاب ۵۷ نیز از خشم و نارضایتی زاده شد؛ از خفقان سیاسی، نابرابری اجتماعی و سلطه‌ی امنیتی. مردم متحد شدند، رهبری داشتند و تصویری روشن از «نه» گفتن به وضع موجود. اما تصویر «آینده» مبهم بود. آرمان آزادی، در نهایت در ساختاری فرو رفت که خود بازتولیدکننده‌ی محدودیت، کنترل و حذف شد. تاریخ، گاه با نیت‌های پاک ساخته می‌شود، اما با غفلت از سازوکار قدرت، به نتایجی ناخواسته ختم می‌گردد.

شباهت‌ها؛ خشم مشترک، آرزوی مشترک

هر دو دوره، از یک نقطه‌ی مشترک تغذیه می‌شوند: احساس بی‌عدالتی. در هر دو، مردم به خیابان آمدند نه برای هیجان، بلکه برای بقا. در هر دو، سرکوب پاسخ نخست حکومت بود. بدن‌ها زخمی شدند، صداها خاموش شدند، اما حافظه‌ی جمعی زنده ماند. مطالبه، ساده بود: کرامت انسانی.

تفاوت‌ها؛ تجربه‌ای که دیگر ساده نیست

دی‌ماه ۱۴۰۴ رهبر واحد ندارد. جامعه تکثر یافته، آگاه‌تر و زخم‌خورده‌تر است. مردم دیگر به وعده‌های نجات‌بخش ساده اعتماد ندارند. انقلاب ۵۷ شبکه‌ی سنتی سازماندهی داشت؛ امروز شبکه‌های دیجیتال نقش دارند که با قطع اینترنت شکننده می‌شوند. مهم‌تر از همه، نسل امروز تجربه‌ی شکست آرمان‌های دیروز را در حافظه‌ی خود حمل می‌کند.

حقوق بشر؛ خط قرمزی که مدام نقض می‌شود

بر اساس ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر انسان حق زندگی، آزادی و امنیت دارد. ماده ۱۹ حق آزادی بیان را تضمین می‌کند و ماده ۲۰ حق تجمع مسالمت‌آمیز را به رسمیت می‌شناسد. اما در واقعیت ایران، خیابان به محل سلب همین حقوق تبدیل شده است. قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز در اصول ۲۷ و ۳۲ حق تجمع و منع بازداشت خودسرانه را به رسمیت می‌شناسد، اما این اصول بارها در عمل نقض شده‌اند.

وقتی قانون به ابزار قدرت تبدیل شود، اخلاق فرو می‌ریزد و انسان به عدد، پرونده و آمار تقلیل می‌یابد. دی‌ماه ۱۴۰۴ سند دیگری است بر شکاف عمیق میان متن قانون و واقعیت زیسته‌ی مردم.

پرسش نهایی؛ آیا تاریخ آگاه‌تر بازخواهد گشت؟

دی‌ماه نه پایان است و نه آغاز مطلق؛ نشانه‌ای است از جامعه‌ای که دیگر نمی‌تواند سکوت کند. آینده هنوز نوشته نشده است. اما اگر حافظه‌ی تاریخی جدی گرفته نشود، خطر بازتولید چرخه‌ی قدرت، سرکوب و ناامیدی همچنان باقی خواهد ماند. آزادی تنها با تغییر حاکمیت حاصل نمی‌شود؛ با نهادسازی، قانون‌گرایی، احترام به حقوق بشر و بلوغ جمعی معنا پیدا می‌کند.

تاریخ، آینه است. پرسش این است: آیا جرأت نگاه کردن در آن را داریم

زندگی حق مردم مردم ایران

 زندگی حق مردم ایران عزیز است 

برای مردم ایران


برای مردمی که در ایران، تنها به جرم اعتراض، به جرم خواستن زندگی بهتر، آزادی و کرامت انسانی،با گلوله، زندان و سرکوب روبه‌رو شده‌اند و من امروز مینویسم تا صدای کسانی باشیم که صدایشان را خاموش کرده‌اند ، صدای جوانانی که نامشان هرگز در رسانه‌های رسمی ایران گفته نشد،اما خونشان خیابان‌ها را رنگین کرد در اعتراضات اخیر ایران، مردم به‌صورت مسالمت‌آمیز به خیابان‌ها آمدند؛دانشجویان، کارگران، زنان، جوانان و حتی نوجوانان.آن‌ها خشونت نخواستند،آن‌ها حق خواستند و 

اما پاسخ حکومت ایران چه بود؟

نه گفت‌وگو، نه اصلاح،بلکه کشتن معترضان، بازداشت گسترده، شکنجه، قطع اینترنت و سرکوب بی‌رحمانه.

بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، که جمهوری اسلامی ایران نیز به آن متعهد است:

ماده ۳ می‌گوید:هر انسان حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.اما در ایران، جوانان در خیابان‌ها با تیر جنگی کشته می‌شوند.

ماده ۱۹ می‌گوید:هر کس حق آزادی بیان و عقیده دارد.اما در ایران، یک شعار، یک پست در شبکه‌های اجتماعی، یا حتی سکوت،می‌تواند حکم زندان یا مرگ باشد.

ماده ۲۰ تصریح می‌کند:هر کس حق تجمع و تظاهرات مسالمت‌آمیز دارد.اما در ایران، تجمع مسالمت‌آمیز با باتوم، گاز اشک‌آور و گلوله پاسخ داده می‌شود.

ماده ۹ می‌گوید:هیچ‌کس نباید خودسرانه بازداشت یا زندانی شود.اما هزاران نفر بدون حکم قضایی، شبانه بازداشت شده‌اند و خانواده‌هایشان هفته‌ها از سرنوشت آن‌ها بی‌خبر مانده‌اند.

اینجا باید به یکی از جدی‌ترین و دردناک‌ترین نقض‌های حقوق بشر در ایران اشاره کنیم: محروم کردن بازداشت‌شدگان از حق دسترسی به وکیل مستقل.

بر اساس ماده ۱۰ و ماده ۱۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر،هر انسان حق دارد از دادرسی عادلانه، علنی و بی‌طرفانه برخوردار باشد و بتواند با کمک وکیل انتخابی از خود دفاع کند.

اما در ایران چه می‌گذرد؟بازداشت‌شدگان روزها و هفته‌ها در سلول‌های انفرادی نگه داشته می‌شوند، بدون تماس با خانواده، بدون اطلاع از اتهام، و بدون حق دسترسی به وکیل و در بسیاری از پرونده‌ها،وکلای مستقل اجازه ورود ندارند،و به‌جای آن وکلای حکومتی تحمیل می‌شوند و یا متهمان تحت فشار، تهدید و شکنجه مجبور به اعترافات اجباری می‌شوند؛اعترافاتی که بعداً مبنای احکام سنگین زندان و حتی اعدام قرار می‌گیرد و این نه عدالت است،نه قانون،و نه دادرسی؛این نقض آشکار کرامت انسانی است.

ما درباره اعداد و آمار حرف نمی‌زنیم،ما درباره زندگی‌های واقعی صحبت می‌نویسیم:

دانشجویی که دیگر به کلاس بازنگشت،کارگری که نان خواست و گلوله گرفت،دختری که رؤیای آینده داشت و حالا نامش در فهرست جان‌باختگان است و حکومت ایران نه‌تنها مردم را می‌کشد،بلکه تلاش می‌کند حقیقت را نیز پنهان کند:با قطع اینترنت،با تهدید خانواده‌ها،و با سرکوب روزنامه‌نگاران و فعالان حقوق بشر.

حقیقت را نمی‌توان کشت ومن اعلام می‌کنیم:جهان نباید در برابر این جنایات سکوت کند و سکوت، همدستی است و ما از دولت آلمان، اتحادیه اروپا و جامعه جهانی می‌خواهیم که نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران را به‌روشنی محکوم کنند و عاملان کشتار و سرکوب را پاسخگو بدانند و در کنار مردم ایران بایستند، نه در کنار سرکوبگران.

و خطاب ما به مردم ایران:

شما تنها نیستید نام کشته‌شدگان شما در دلها میماند و درد شما، درد ماست و مبارزه شما برای آزادی، شایسته احترام و حمایت جهانی است و شما امروز برای نفرت نیامده‌اید ؛ و برای عدالت آمده‌اید.

برای حق زندگی،حق اعتراض،حق وکیل،حق دادخواهی،و حق آینده و حق ذاتی و شهروندی و یاد جان‌باختگان اعتراضات اخیر ایران را گرامی می‌داریم.

و با صدایی رسا می‌گوییم:

زندگی حق مردم ایران است.

آزادی حق مردم ایران است

ایران؛ خیزش یک ملت غیور علیه چهار دهه

 

انقلاب ملی ایران؛ 

خیزش یک ملت غیور علیه چهار دهه سرکوب


 


انقلاب ملی ایران؛ خیزش یک ملت علیه چهار دهه سرکوب



در پانزده روز اخیر، ایران بار دیگر شاهد یکی از گسترده‌ترین و عمیق‌ترین خیزش‌های مردمی در تاریخ معاصر خود بوده است. اعتراضاتی که از دل فشارهای اقتصادی، فروپاشی معیشتی، فساد ساختاری و سرکوب مداوم شکل گرفت، اما به‌سرعت ماهیتی فراتر از مطالبات صنفی و اقتصادی به خود گرفت و به یک جنبش ملی علیه کلیت نظام جمهوری اسلامی تبدیل شد.


آنچه امروز در خیابان‌های ایران جریان دارد، ادامهٔ طبیعی مسیری است که ملت ایران طی سال‌های گذشته، از دی‌ماه ۹۶، آبان ۹۸، خیزش «زن، زندگی، آزادی» و اکنون در زمستان ۱۴۰۴ آغاز کرده‌اند. تفاوت خیزش کنونی با دوره‌های پیشین، در گستردگی جغرافیایی، رادیکال شدن شعارها و عبور کامل مردم از اصلاح‌طلبی حکومتی است.


در شهرهای بزرگ و کوچک، از تهران و مشهد گرفته تا کرمانشاه، سنندج، زاهدان، اهواز و شهرهای مرکزی، مردم با وجود سرکوب خونین، هر شب به خیابان‌ها بازمی‌گردند. شعارها دیگر نه برای بهبود شرایط، بلکه آشکارا برای پایان دادن به نظام ولایت فقیه سر داده می‌شود.

این انقلاب، برخلاف تبلیغات حکومت، نه پروژه خارجی است و نه حرکتی مقطعی. این خیزش، نتیجه چهار دهه تحقیر، فقر، سرکوب، اعدام، تبعیض جنسیتی و نابودی آینده نسل جوان اس


نسلی که امروز در خیابان ایستاده، نسلی است که دیگر چیزی برای از دست دادن

آیا حمله می‌کند آمریکا به ایران


خبر_فوری

قرار با این جنگنده بیاد آمریکا 



ترامپ: فقط جمهوری اسلامی دقیقاَ می‌داند که ضرب‌الاجل ما چیست

این با این ایران نجات پیدا می‌کنه 


ترامپ: اگر به توافق نرسیم، خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد


▫️ما اکنون در واقع تعداد بیشتری از کشتی‌ها را به سمت ایران اعزام می‌کنیم.

▫️امیدواریم بتوانیم به یک توافق برسیم. اگر به توافق برسیم، خوب است. اگر هم به توافق نرسیم، خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد



  وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد سناتور روبیو اقداماتی انجام داده تا «امتیاز حضور در آمریکا» از مقامات ارشد جمهوری اسلامی و خانواده‌هایشان گرفته شود.


یعنی دیگر اجازه داشتن این امتیاز را نخواهند داشت و نمی‌توانند از سیستم مهاجرتی آمریکا استفاده کنند.


به گفته آمریکا، "کسانی که از سرکوب مردم ایران سود می‌برند" جایی در نظام مهاجرتی ایالات متحده ندارند.

ترامپ:
ما اکنون در واقع تعداد بیشتری کشتی به ایران می‌فرستیم.


گزارش ها از ترابری نظامی گسترده و بی سابقه در 12ساعت گذشته توسط ارتش آمریکا،
در خاورمیانه در حال حاضر 10 فروند C17 و 2 فروند C-5M در هوا هستند و در اروپا، نیروی هوایی آمریکا در 24 ساعت گذشته 20 فروند c17 را جابجا کرده؛
هواپیماهای فوق سنگین C-5M نیز به آن ها اضافه شده است.

تحلیل گران امریکایی

برخلاف انتظار٫ ممکن است این بار حمله به ایران با جنگنده B21 که با هوش مصنوعی ارتقا یافته، حملات سنگینی به مقرهای خامنه ای شود

رسانه های اسراییلی

اگر خامنه ای میدانست چه در انتظارش است ؛ همین الان هرچه در این سالها انبار کرده شلیک میکرد و منتظر نمیماند

بازداشت شماری از پزشکان ایران


سازمان نظام پزشکی ایران 

بازداشت شماری از پزشکان در جریان اعتراضات را تأیید کرد




 محمد میرخانی، معاون اجتماعی و پارلمانی سازمان نظام پزشکی، در گفت‌وگویی با سایت "خبرآنلاین" بازداشت تعدادی از پزشکان در روزهای اخیر را تأیید کرد و مدعی شد دستگیری آنان "به‌خاطر مداوای مجروحان و مصدومان نبوده است." او این ادعا را در حالی مطرح کرد که روشن نساخت این بازداشت‌ها دقیقا به چه دلیلی انجام شده است.

میرخانی تعداد پزشکان بازداشت‌شده در جریان اعتراضات را "کمتر از ۱۵" نفر خواند و در اظهارنظری مبهم و غیرشفاف گفت: «به نظر می‌رسد دستگیری جامعه پزشکی هم طبیعتا مثل سایر اقشار مردم بوده است.»

او در حالی گفت آمار رسمی از پزشکان بازداشت‌شده "به‌راحتی به دست نمی‌آید" و اطلاعات موجود عمدتاً مبتنی بر "شنیده‌ها از همکاران" است، که همزمان اخبار مربوط به صدور حکم اعدام برای برخی پزشکان را تکذیب و آن را "شیطنت رسانه‌ای" توصیف کرد. میرخانی گفت روند دادرسی به گونه‌ای نیست که " بخواهد به این سرعت پیش برود" و منجر به صدور حکم شود.

پیش‌تر روزنامه بریتانیایی "گاردین" و همچنین وزارت خارجه آمریکا از صدور حکم اعدام برای یک جراح در قزوین به نام علیرضا گلچینی، خبر داده بودند. گاردین نوشته بود این پزشک به اتهام "محاربه" محکوم شده که می‌تواند مجازات اعدام را در پی داشته باشد.

در همین حال یاسر نجف‌آبادی، عضو مجمع عمومی سازمان نظام پزشکی، جان باختن تعدادی از دانشجویان پزشکی و کادر درمان در جریان اعتراضات سراسری را تأیید کرده و به خبرآنلاین گفت: «در مورد اینکه پزشکی در جریان اعتراضات اخیر دستگیر شده است، تحقیقاتی انجام داده‌ام اما هنوز به نتیجه نهایی نرسیده‌ام که اطلاعات مستندی ارائه کنم.»

سازمان‌های حقوق بشری در روزهای گذشته گزارش‌های متعددی در مورد بازداشت و سرکوب پزشکان و کادر درمان از سوی مأموران امنیتی جمهوری اسلامی منتشر کرده‌اند و گفته‌اند مأموران پس از آن که دریافتند برخی پزشکان و کادر درمان در بیمارستان‌ها مجروحان را رایگان پذیرش کرده و مورد عمل جراحی قرار داده‌اند، با هجوم به منازل یا محل کار آ‌ن‌ها برخی را بازداشت کردند

دانش‌آموزان جان‌باخته در اعتراضات سراسری در ایران

انتشار فهرست ۱۰۰ دانش‌آموز جان‌باخته در اعتراضات سراسری در ایران



عکس تزیینی است 

بر اساس گزارش رسانه‌های داخلی در ایران، کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی اعلام کرده است که در جریان سرکوب اعتراضات دی‌ماه، شماری از دانش‌آموزان زیر ۱۸ سال نیز بازداشت شده‌اند.

این کمیسیون در عین حال از عدم دریافت پاسخ به نامه رسمی خود از فرماندهی نیروی انتظامی درباره آمار دانش‌آموزان بازداشت‌شده، کشته‌شده و مجروح خبر داده است.

علیرضا منادی سفیدان، رئیس کمیسیون آموزش مجلس، روز جمعه دهم بهمن‌ماه در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا اظهار داشت که در نامه ارسال‌شده به نیروی انتظامی، علاوه بر پرسش درباره شمار دانش‌آموزان بازداشت‌شده، درخواست ارائه آمار دانش‌آموزان کشته و زخمی‌شده نیز مطرح شده است. او همچنین تأکید کرد که پاسخی به این نامه داده نشده است.

در همین حال، فرشاد ابراهیم‌پور نورآبادی، نایب‌رئیس کمیسیون آموزش، با تأیید بازداشت کودکان گفت: «آنچه مسلم است این است که در میان بازداشت‌شدگان، تعدادی دانش‌آموز زیر ۱۸ سال حضور دارند.»

او همچنین به موضع اخیر وزارت آموزش و پرورش واکنش نشان داد؛ موضعی که در آن ادعا شده بود بیشتر بازداشت‌شدگان "بازمانده از تحصیل" بوده‌اند و صرفاً در سن دانش‌آموزی قرار داشته‌اند.

با وجود بی‌پاسخ ماندن نامه کمیسیون آموزش، این نماینده مجلس مدعی شد که برخورد با دانش‌آموزان "با توجه به شرایط خاص افراد زیر ۱۸ سال و در چارچوب ضوابط مربوطه" انجام شده است.

این اظهارات رسمی در شرایطی مطرح می‌شود که شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، هم‌زمان گزارشی مستقل منتشر کرده است.

این شورا در کانال تلگرامی خود و در قالب پرونده‌ای با عنوان "نیمکت‌های خالی"، تا روز دهم بهمن نام ۱۰۰ دانش‌آموز را منتشر کرده که به گفته این شورا، در جریان سرکوب خشونت‌بار اعتراضات دی‌ماه توسط نیروهای جمهوری اسلامی کشته شده‌اند.

به گفته شورای هماهنگی فرهنگیان، اسامی و تصاویر این کودکان بر اساس گزارش‌های منتشرشده در شبکه‌های قابل اعتماد و منابع معتبر گردآوری شده و این فهرست به‌صورت تدریجی در حال تکمیل است.

در همین زمینه، پایگاه حقوق بشری هرانا اعلام کرده است که تا نهم بهمن‌ماه توانسته است کشته شدن حدود شش هزار و یکصد معترض، از جمله دست‌کم ۱۱۸ کودک زیر ۱۸ سال را تأیید کند.

این نهاد حقوق بشری همچنین اعلام کرده است که بررسی و راستی‌آزمایی هویت بیش از ۱۷ هزار کشته دیگر همچنان ادامه دارد.

علاوه بر این، شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان در روزهای اخیر گزارش‌های جداگانه‌ای درباره بازداشت دانش‌آموزان منتشر کرده است. این کانال روز جمعه دهم بهمن نوشت یکی از این موارد مربوط به ئاسو کیخسروی، دانش‌آموز ۱۷ ساله اهل جوانرود است که پس از بازداشت توسط نیروهای امنیتی، سه روز است هیچ اطلاعی از وضعیت او در دست نیست و محل نگهداری و وضعیت جسمی و روانی‌اش نامعلوم باقی مانده است.

در نمونه‌ای دیگر، این کانال از بازداشت علی عیوضی، دانش‌آموز ۱۶ ساله اهل باغملک، خبر داده است. بنا بر این گزارش، او بامداد ۱۹ دی ۱۴۰۴ و "در پی یورش بیش از ۶۰ نیروی نقاب‌دار و مسلح به خانه" بازداشت شده و تحت بازجویی قرار دارد.

به گفته این منبع، نیروهای امنیتی این نوجوان را برای گرفتن اعتراف اجباری علیه برخی نزدیکانش تحت فشار گذاشته‌اند.

در یکی دیگر از موارد گزارش‌شده، پیش‌تر منابع حقوق بشری از انتقال دست‌کم ۱۵۰ زن بازداشت‌شده در ارتباط با اعتراضات سراسری به بند سیاسی زندان عادل‌آباد شیراز خبر داده بودند؛ زنانی که بخش قابل توجهی از آن‌ها را دانش‌آموزان دختر تشکیل می‌دهند.

این گزارش‌ها در حالی منتشر می‌شود که شماری از شهروندان در نقاط مختلف ایران از حضور مأموران حکومتی در مدارس خبر داده‌اند. به گفته این شهروندان، این مأموران با دانش‌آموزان گفت‌وگو کرده‌اند تا روایت رسمی حکومت درباره اعتراضات را به آن‌ها القا کنند

چهل و نهمین روز اعتراضات مردمی در ایران ج

چهل و نه روزمین اعتراضات مردمی ❗️ – بر پایه تازه‌ترین داده‌های تجمیعی هرانا تا پایان روز چهل‌ونهم از آغاز اعتراضات، مجموع‌باختگان به ۷۰۱۰ ن...