نقش زنان در خیزش انقلابی مردم ایران
که آیا این اعتراضات میتواند دوباره پیوند خود را با شعار «زن، زندگی، آزادی» برقرار کند یا خیر.
آیا این به معنای انفعال زنان است؟
زنان غایب نیستند؛ بلکه الگوی مشارکت ایشان تغییر کرده است. بخشی از کنش زنان امروز از «خیابان» به «زندگی روزمره» منتقل شده: مقاومت در حجاب، مقاومت در فضاهای عمومی، شبکهسازی درونی، روایتگری و تولید معنا در فضای اجتماعی و رسانهای.
کنش زنانه لزوما فقط در خیابان نیست؛ هرچند خیابان پرقدرتترین صحنه سیاست است. از سوی دیگر، زنان تجربهای بسیار نزدیک از هزینه و ضربه سرکوب دارند.
ضربه روانی و جسمی ۱۴۰۱ هنوز تازه است؛ زنان بسیاری زندان، اخراج، پرونده قضایی، محرومیتهای تحصیلی و فشارهای خانوادگی را تجربه کردهاند.
طبیعی است که بخشی از این جامعه اکنون مرحله «ارزیابی دوباره هزینه-فایده» را طی کند و تا زمانی که اعتراضات شکل پایدارتر، گستردهتر یا معنای هویتی روشنتر پیدا نکند، با احتیاط بیشتری با آن برخورد کند.
آیا زنان به این اعتراضات خواهند پیوست؟
پیوستن زنان تابع دو متغیر کلیدی است:
اول «معنای اعتراض». اگر اعتراض به سطحی برسد که دوباره با زندگی، کرامت و بدن زنان پیوند مستقیم پیدا کند؛ مثلا تشدید فشارها بر حجاب، قوانین جدید محدودکننده، یا رخدادی که احساس تحقیر جنسیتی را فراگیر کند، حضور زنان ناگهان میتواند جهشی شود.
زنان در ایران فقط در شرایط «حقخواهی جنسیتی» به میدان نمیآیند؛ اما وقتی اعتراض «احساس بقا» و «احساس منزلت» را لمس کند، موتور محرکه میشوند.
متغیر دوم «احساس کارآمدی» است.اگر اعتراضات بهسرعت سرکوب شود، کوتاه بماند یا پراکنده و بدون چشمانداز به نظر برسد، مشارکت زنان پایینتر میماند. زیرا آنها بیش از هر گروهی هزینه ملموس را تجربه کردهاند.
اما اگر اعتراضات طولانیتر شود، شبکه بسازد، گفتمان نوعی امکان تغییر را ایجاد کند و «متحد شویم» به حس مشترک تبدیل شود، زنان زودتر وارد حلقه مرکزی میشوند.
تاریخ سیاسی ایران نشان داده هر زمان حرکت اجتماعی به مرحله تودهسازی میرسد، زنان جزو نخستین نیروهایی هستند که وزن اجتماعی حرکت را افزایش میدهند

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر