به وضعیت مجروحان و بازداشتشدگان
در ایران هشدار داده و تأکید کرده است که بیتوجهی به سرنوشت آنان میتواند به ثبت نامهای بیشتری در فهرست قربانیان منجر شود.
به ، مسئله امروز تنها شمار کشتهشدگان نیست، بلکه نگرانی عمیقتر، ناپدید شدن جوانان در بازداشتگاهها و احتمال جانباختن بیصدای آنها است.
با اشاره به قطع و اختلال گسترده اینترنت ، در چنین شرایطی، هیچ آمار دقیقی از تعداد قربانیان در دست نیست. آنچه تاکنون مشخص شده، تنها این است که شمار جانباختگانِ غیرنظامی از بالاترین برآوردها نیز فراتر رفته است.
، بسیاری از قربانیان هنوز شناسایی نشدهاند، نامشان ثبت نشده حتی امکان روایت شدن سرنوشتشان را نیافتهاند.
همچنین به انتشار تصاویری که نشان میدهد برخی افراد با شلیک گلوله از فاصله نزدیک جان خود را از دست دادهاند، در حالی که هنوز تجهیزات پزشکی بیمارستان از بدنشان جدا نشده بود. عبادی این تصاویر را نه صرفاً صحنههایی از خشونت، بلکه نشانههایی از فروپاشی اخلاقی و حقوقی در ساختار حاکم توصیف میکند.
تمرکز انحصاری بر جانباختگان و نادیده گرفتن بازداشتشدگان، زمینه را برای تکرار جنایت در مرحلهای دیگر فراهم میکند
امروز نگرانی فقط تعداد جانباختگان نیست. نگرانی بزرگتر این است که همین حالا، پشت درهای بستهی بازداشتگاهها، جوانان ما دارند ناپدید میشوند و ممکن است بیصدا جان بدهند.
در شرایط خاموشی اینترنت، هیچ برآورد دقیقی از آمار جان باختگان نداریم. تنها میدانیم که شمار قربانیان بیگناه جنایت اخیر رژیم از بالاترین برآوردها هم بیشتر است. بسیاری هنوز «ثبت» نشدهاند، بسیاری «پیدا» نشدهاند، و بسیاری «اجازهی روایت شدن» ندارند. در همین تاریکی، تصاویر تکاندهندهای هم منتشر شده از کسانی که با تیر خلاص کشتهشدهاند، در حالی که هنوز سوند پزشکی بیمارستان از بدنشان جدا نشده بود. اینها فقط صحنههای خشونت نیست؛ سند فروپاشی اخلاق و قانون در جمهوری اسلامی است.
اما اگر فقط روی جانباختگان تمرکز کنیم و بازداشتیها را فراموش کنیم، داریم راه را برای جنایت مرحلهی بعد باز میگذاریم. ما کهریزک را فراموش نمیکنیم. تجربهی جمهوری اسلامی روشن است: بازداشتگاه میتواند به قتلگاه تبدیل شود؛ با شکنجه، اعتراف اجباری، محرومیت از درمان، و «مرگهای مشکوک» که بعداً با چند خط روایت امنیتی جمع میشود.
مسئول این چرخه هم مشخص است: سپاه، وزارت اطلاعات، فراجا، سازمان زندانها و قوهی قضاییه که به جای حفاظت از حق دادرسی عادلانه، ابزار پوشاندن جنایت است. این نقض آشکار حق حیات، منع شکنجه، حق دسترسی به درمان و حق داشتن وکیل است؛ همان چیزهایی که قواعد ماندلا و میثاق حقوق مدنی و سیاسی بر آن تاکید دارند. قوانین و تعهداتی که پشیزی در جمهوری اسلامی قیمت ندارند!
نهادهای حقوق بشری به درستی و با دشواری مشغول مستندسازی جانباختگان هستند، اما ما نباید بازداشتیها را هم فراموش کنیم. هر بازداشتی که امروز اسمش گفته نشود، فردا ممکن است مجبور شویم نامش را در فهرست جانباختگان ثبت کنیم. اسمها را بلند تکرار کنیم، حکومت بسیاری از بازداشتشدگان را در محل نگهداری حیوانات یا سولههای غیراستاندارد نگهداری میکند.
آزادی فوری و بیقیدوشرط بازداشتشدگان را فریاد بزنیم. سکوت، شراکت در جرم است
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر