خیانت به ملت و سلب حق ذاتی و شهروندی ایرانیان
خیانت به ملت؛ روایت کشتار مردم ایران در اعتراضات ۱۴۰۴
اعتراضات ۱۴۰۴ نقطهای دیگر در تاریخ پرفرازونشیب ایران است که نشان داد شکاف میان حاکمیت و ملت تا چه اندازه عمیق و ترمیمناپذیر شده است. مردمی که با خواستههایی روشن و انسانی به خیابان آمدند، با پاسخ گلوله، بازداشت، شکنجه و سانسور روبهرو شدند. این رخدادها نه یک «خطای امنیتی»، بلکه نتیجه مستقیم سیاستهایی است که سالهاست جان و کرامت انسان ایرانی را قربانی حفظ قدرت کردهاند.
در رأس این ساختار، علی خامنهای و دستگاهی ایستادهاند که به جای شنیدن صدای مردم، سرکوب را تنها زبان خود میدانند. تصمیم برای شلیک به شهروندان بیدفاع، قطع گسترده ارتباطات، و استفاده از نیروهای نیابتی و لباسشخصیها، خیانتی آشکار به اعتماد عمومی و تعهدات بدیهی یک حاکمیت در قبال ملت خویش است. این خیانت، تنها سیاسی نیست؛ خیانتی اخلاقی و انسانی است.
بر اساس گزارشها و برآوردهای منتشرشده از سوی فعالان حقوق بشر و شاهدان میدانی، تنها در فاصله دو روز نخست سرکوبها، بیش از ۱۲ هزار نفر از شهروندان ایران کشته شدند؛ آماری هولناک که ابعاد فاجعه را بهروشنی نشان میدهد. این کشتار گسترده، نه در میدان جنگ، بلکه در خیابانها، محلهها و مقابل چشمان خانوادهها رخ داد.
در رأس این ساختار، علی خامنهای و دستگاهی ایستادهاند که به جای شنیدن صدای مردم، سرکوب را تنها زبان خود میدانند. تصمیم برای شلیک به شهروندان بیدفاع، قطع گسترده ارتباطات، و استفاده از نیروهای نیابتی و لباسشخصیها، خیانتی آشکار به اعتماد عمومی و تعهدات بدیهی یک حاکمیت در قبال ملت خویش است. این خیانت، تنها سیاسی نیست؛ خیانتی اخلاقی و انسانی است.
کشتار و سرکوب سیستماتیک
گزارشهای متعدد از شهرهای مختلف حکایت از استفاده گسترده از سلاح گرم، ضربوشتم شدید، و بازداشتهای فلهای دارد. جوانانی که آینده کشور بودند، هدف قرار گرفتند؛ خانوادههایی داغدار شدند؛ و ترس به عنوان ابزار حکمرانی به کار گرفته شد. این الگو تازه نیست، اما در ۱۴۰۴ با شدتی بیسابقه تکرار شد.
آمار قربانیان تا امروز
بر پایه گردآوری دادهها از منابع حقوق بشری، خانوادهها و شبکههای مستقل، تعداد کل کشتهشدگان اعتراضات ۱۴۰۴ تا امروز به دهها هزار نفر رسیده است. هرچند به دلیل قطع اینترنت، سانسور شدید و تهدید خانوادهها، دسترسی به آمار دقیق دشوار است، اما برآوردها از بیش از ۳۰ هزار کشته حکایت دارد؛ عددی که با ادامه سرکوب میتواند افزایش یابد.
سانسور، قطع اینترنت و انکار حقیقت
همزمان با سرکوب خیابانی، جنگی دیگر در عرصه حقیقت جریان داشت. قطع یا محدودسازی اینترنت، بستن رسانهها و تهدید خبرنگاران، تلاشی بود برای پنهانکردن واقعیت. اما حقیقت، حتی در تاریکی، راه خود را پیدا میکند. تصاویر، شهادتها و گزارشها نشان دادند که روایت رسمی، با واقعیت میدانی فاصلهای عمیق دارد.
مسئولیت فرماندهان و مجریان سرکوب
هیچ ساختار سرکوبی بدون مجریانش دوام نمیآورد. نیروهایی که آگاهانه علیه مردم خود به کار گرفته شدند، چه در لباس رسمی و چه غیررسمی، در برابر وجدان عمومی و تاریخ مسئولاند. اطاعت از دستورهای غیرقانونی، مسئولیت فردی را ساقط نمیکند.
حق اعتراض؛ خط قرمز نادیدهگرفتهشده
اعتراض مسالمتآمیز حق بنیادین مردم است. نقض این حق، نشانه ضعف حاکمیتی است که مشروعیت خود را از دست داده و به زور متوسل میشود. مطالبه آزادی، عدالت، معیشت و کرامت انسانی جرم نیست؛ پاسخ گلوله به این مطالبات، سندی از بیپاسخگویی و بحران مشروعیت است.
جمعبندی
آنچه در اعتراضات ۱۴۰۴ رخ داد، نه حادثهای مقطعی، بلکه ادامه مسیری است که سالها با خیانت به منافع ملی و کشتار شهروندان هموار شده است. کشتار بیش از ۱۲ هزار نفر در دو روز و دهها هزار قربانی تا امروز، لکه ننگی است که از حافظه جمعی پاک نخواهد شد. تاریخ فراموش نمیکند و مطالبه عدالت، دیرپا و پایدار است.
این مقاله، ادای دِینی است به جانهای از دسترفته و به امید روزی که هیچ حکومتی جرأت نکند سلاح را به سوی ملت خود بگیرد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر